در حالی که تشدید تنشها میان ایالات متحده و ایران همزمان با ادامه مذاکرات، همچنان ادامه دارد، چین بهعنوان یکی از بازیگران کلیدی نظام بینالملل، موضعی قاطع در مخالفت با هر گونه اقدام نظامی علیه تهران اتخاذ کرده است. پکن نهتنها تهدیدهای مشترک آمریکا و اسرائیل را رد میکند، بلکه در عمل نیز مجموعهای از اقدامهای سیاسی، اقتصادی و امنیتی را برای حمایت از ایران به اجرا گذاشته است. این رویکرد، بخشی از یک راهبرد کلانتر چین برای حفاظت از منافع ژئوپلیتیکی، انرژی و اقتصادی خود در خاورمیانه و فراتر از آن به شمار میرود. برخلاف تصور رایجی که چین را بازیگری محتاط و صرفاً دیپلماتیک معرفی میکند، تحولات سالهای ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶ نشان میدهد پکن آماده است در برابر فشارهای آمریکا، نقش فعالتری ایفا کند؛ نقشی که هر چند از درگیری مستقیم نظامی پرهیز دارد، اما در سطوح پنهان و غیرمستقیم، تأثیرگذاری قابل توجهی دارد.
حمایت چندلایه؛ از میدان نظامی تا دیپلماسی
حمایت چین از ایران را میتوان در سه سطح اصلی تحلیل کرد: نظامی–امنیتی، اقتصادی و سیاسی–دیپلماتیک. در بعد نظامی، چین در سالهای اخیر همکاری خود با ایران و روسیه را بهطور محسوسی گسترش داده است. رزمایشهای مشترک بهویژه رزمایش دریایی برنامهریزی شده در فوریه ۲۰۲۶ در دریای عمان، نشاندهنده افزایش هماهنگی میدانی میان این سه کشور است؛ پیامی روشن به واشنگتن که هر گونه اقدام یکجانبه علیه ایران، بدون هزینه نخواهد بود.
در کنار این، گزارشها از کمک چین به بازسازی توان موشکی و سامانههای پدافند هوایی ایران پس از تنشهای سال ۲۰۲۵ حکایت دارد. پکن همچنین در حوزه سایبری و اطلاعاتی نقش فعالی ایفا کرده و با جایگزینی فناوریهای غربی با سامانههای بسته و امن چینی، به دنبال تقویت «حاکمیت دیجیتال» ایران و کاهش آسیبپذیری آن در برابر حملات سایبری است.
اما شاید مهمترین ستون این حمایت، شراکت اقتصادی عمیق میان دو کشور باشد. توافق راهبردی ۲۵ ساله ایران و چین که در اواخر ۲۰۲۵ بار دیگر مورد تأکید قرار گرفت، چارچوبی برای سرمایهگذاریهای کلان چین در بخشهای نفت، گاز و زیرساخت ایران فراهم کرده است. در شرایط تحریم، چین به خریدار اصلی نفت ایران تبدیل شده و بخش عمدهای از صادرات نفتی تهران را از مسیرهای غیررسمی جذب میکند. این وابستگی متقابل، انگیزه چین برای جلوگیری از بیثباتی ایران را دوچندان کرده است.
در سطح سیاسی و دیپلماتیک نیز چین بهطور مستمر از ایران در مجامع بینالمللی حمایت کرده است. مخالفت صریح با گزینه نظامی، محکومیت حملات به تأسیسات هستهای ایران و تلاش برای پیشبرد قطعنامههای آتشبس در شورای امنیت سازمان ملل، بخشی از این رویکرد است. عضویت ایران در سازمان همکاری شانگهای و نزدیکی آن به بریکس نیز ابزارهایی برای افزایش وزن دیپلماتیک تهران با پشتیبانی پکن فراهم کردهاند.
منافع پنهان و محاسبات راهبردی پکن
در ورای مواضع رسمی چین درباره صلح و ثبات منطقهای، محاسبات راهبردی عمیقتری نهفته است. نخستین و شاید مهمترین انگیزه چین، حفظ امنیت انرژی و پروژه عظیم «کمربند و جاده» است. ایران یکی از گرههای کلیدی این ابتکار محسوب میشود و هرگونه جنگ گسترده میتواند سرمایهگذاریهای چین و مسیرهای انتقال انرژی را بهشدت تهدید کند.
در عین حال، برخی تحلیلگران معتقدند پکن از درگیر شدن آمریکا در بحران خاورمیانه، منافع غیرمستقیم نیز میبرد. تمرکز واشنگتن بر ایران، به معنای کاهش فشار بر چین در حوزههای حساستری مانند شرق آسیا و منطقه هند–اقیانوس آرام است. از این منظر، چین بدون ورود مستقیم به جنگ، میتواند از مشغول شدن رقیب اصلی خود در یک جبهه پرهزینه بهرهمند شود.
با این حال، شواهد نشان میدهد چین تمایلی به عبور از خطوط قرمز و ورود به درگیری نظامی مستقیم ندارد. تجربه واکنش پکن به حملات پیشین علیه ایران از جمله در ژوئن ۲۰۲۵، نشان میدهد ابزار اصلی چین همچنان دیپلماسی، محکومیتهای سیاسی و ایفای نقش میانجی است. چین تلاش میکند خود را بهعنوان «صدای عقلانیت» معرفی کند؛ بازیگری که با «ماجراجویی نظامی» مخالف است و راهحل را در گفتوگو و خویشتنداری میداند.
در مجموع، موضع چین در قبال تنش احتمالی آمریکا و ایران، ترکیبی از اصول اعلامی و منافع عملی است. پکن از یک سو با استناد به منشور سازمان ملل و حقوق بینالملل، با هر گونه استفاده از زور مخالفت میکند و از سوی دیگر، با حمایتهای هدفمند از ایران، در پی حفظ موازنه قوا و جلوگیری از بر هم خوردن نظم مطلوب خود در خاورمیانه است. این راهبرد محتاطانه اما حساب شده، نشان میدهد «اژدهای چینی» بیش از آنکه به دنبال تقابل مستقیم باشد، استاد بازی در سایه و مدیریت بحران از دور است.
خبرنگار: احسان نداف




نظر شما