خیلی پیشتر از این، منتظر قشون «شیطان» بودیم و خیلی بیشتر! بله؛ ما چیزهای زیادی برای از دست دادن داریم؛ مثل صدای خندههای در هم تنیده «دخترکان شهید» از مدرسه ابتدایی «شجره طیبه» میناب! مثل بند بند دلمان که برای آن فرشتههای معصوم با آن چهرههای گندمگون، از هم گسسته و به این سادگیها ترمیم نخواهد شد.
بله! ما نه «دیوانگان جنگ» و نه «جویندگان مرگ»، که عاشقان همین «زندگی» بودیم! همین قدر ساده، خلاصه و معمولی... ما این بودیم اما جنگ از ما چیز دیگری میسازد! جنگی که به قول خبرنگار آمریکایی «لارن ویندزور»؛ جنگ «اپستین» علیه «ایران» است! شاید تا کمی قبلتر از این، به سختی میشد در یک مکالمه عامیانه، در میانه صحبتهای روزمره با همسفران در اتوبوس یا تاکسی، در یک جمع دوستانه و یا شبنشینی خانوادگی، از پنجه در پنجه انداختن با شیطان سخن گفت اما امروز، این اتفاق میان «ما» مردم دنیا وجود دارد که این جنگ، آخرین تیر «نظام شیطانی» مسلط بر جهان است که به شکلی صریح، موجودیتی به نام «جمهوری اسلامی ایران» را نمیخواهد!
ما نه با اختیار و اشتیاق که به شکل طبیعی، منتظر این روزها بودیم؛ منتظر قشون شیطان! و چه زیبا ترسیم میکند خطوط تاریخ را جوهره فطری هستی!
برای ما مثل روز روشن بود که رژیم جنایتکار آمریکا و سگ هار دستآموزش در غرب آسیا را چیزی جز نابودی این منشأ «نور»، چیزی جز نابودی ایران راضی نخواهد کرد و ما که وقتی صحبت از زور باشد و زیادهخواهی، به هیچ شغالی باج نخواهیم داد.شیطان لشکر آراسته و قلاده همان سگ هار را گسسته که ما را به ذلت «سوریه» و فلاکت «لیبی» بکشاند، اما کور خوانده که اینجا ایران است؛ بیشه شیران و خانه امام زمان(عج)!
ایرانی که با نرمافزار انقلاب اسلامی ارتقا یافته و صدها و هزاران سال پیشینه و تجارب زیسته را در بزنگاهی اینچنین حیاتی به کار بسته تا شاید بتواند درهای جهنم را خیلی زودتر به روی اصحاب شیطان باز کند و البته که کار را «خدا» میکند و ما واسطهایم در طول اراده الهی!
ما خشمگین هستیم! خشمی که میتواند به مثابه شعلههایی کوچک زیر این خرمن آغشته به خون، آتشی به پا کند که هر آنچه این توحش غربی در ۴۰۰سال اخیر دست و پا کرده را به زبالهدان تاریخ بفرستد و جا را برای تمدنهای اصیل و قطبهای جدید قدرت مادی و معنوی جهان باز کند و این در حالی است که حالا همه مردم دنیا میدانند که جمهوری اسلامی ایران در خط مقدم جبهه «الله» ایستاده و گروه گروه از پاکان و نیکان، با هر دین و مذهب، با هر قوم و نژاد و با هر پوشش و ظاهر به این جبهه الهی در این تاریخ آخرالزمانی میپیوندند.
احتمالاً به این سادگیها، عطر موی سوخته آن دخترکان معصوم و شیرینسخن «میناب» از حافظه جمعی آزادگان جهان و ما مردم ایران دور نشود و باز هم احتمالاً، شیطان داغهای زیادی از این دست بر دلمان خواهد گذاشت، اما چیزی که مسلم است؛ فردای جمع شدن بساط معرکهگیری این یاغی دورهگرد، آنچه روی زمین و در واقعیت باقی مانده، هنوز اندک شباهتی هم به آرزوهای بردگان معبد اپستین نخواهد داشت.
همان گونه که پیشتر گفتیم و دیروز دیدیم و امروز شاهد خواهیم بود، در میانه این میدان، فرزند «فاتح خیبر» ایستاده و سربازانی که رسم سربازی را از «قاسم» آموختهاند.
۱۰ اسفند ۱۴۰۴ - ۰۴:۴۳
کد مطلب: ۱۱۳۳۷۴۹
برای ما مثل روز روشن بود که رژیم جنایتکار آمریکا و سگ هار دستآموزش را چیزی جز نابودی ایران راضی نخواهد کرد و ما که وقتی صحبت از زور باشد و زیادهخواهی، به هیچ شغالی باج نخواهیم داد.
زمان مطالعه: ۲ دقیقه
منبع: روزنامه قدس





نظر شما