وقتی فرماندهای یک عمر در برابر هجمههای بیرونی از تو و خانوادهات دفاع میکند، رفته رفته غنچه محبتش در دلت میشکفد و تو وابسته او و جوانمردیهای او میشوی. مخصوصاً وقتی بدانی که او خودش هم مانند تو زندگی میکند و در محافظت از تو بسیار وظیفهگراست، بهشدت شیفتهاش میشوی و هر روز محبتش در دلت عمیقتر میشود. این داستان تکراری قهرمانان این سرزمین و همه سرزمینهای عالم خاکی است که در تمام حماسهها و داستانهای اسطورهای تکرار شده است، از سیاوش پاکباز گرفته تا آرش کمانگیر میهنپرست و سرباز، حاج قاسم سلیمانی.
خودت نمیدانی سرچشمه این محبت کجاست چون خودت را نمیشناسی. نمیدانی قرار است تا کجا ادامه پیدا کند؟ اما همین را میدانی که زندگی بدون او برایت غیرقابل تصور است و تو وابسته او میشوی آنچنان که شیرخواره به شیر مادر. وابسته او میشوی نه فقط به خاطر ویژگیها و کمالات او، بلکه ابتدا به خاطر حفظ موجودیت مادی خودت. بله، ذات انسان بقامحور است و برای آن هزینههای زیادی میدهد.
اما دین و آیین قهرمانی این سرزمین یک تفاوت مهم با سایر قهرمانان جهان دارد. قهرمانی قهرمانان ما در حماسههای ایرانی همیشه با معنویت و یکتاپرستی گره خورده است. آنها ضمن حفظ موجودیت مادی ما، برایمان از آیینی گفتهاند که موجودیت معنوی ما را شکل داده و الهامبخش رفتارهای پهلوانیمان شده است: «تو با خدای خود انداز کار و دل خوش دار».
از زمانی که موجودیت معنوی ما به این آیین گره خورد، قهرمانان ما دیگر برای دیده شدن و شهرت از ما محافظت نمیکنند. آنها دنبال جایزه صلح نوبل و تشویقهای بینالمللی نیستند و تکیه کلامشان فقط یک چیز است: و مالنصر الا بالله. و این رهایی و انقطاع از غیر حق به ما مردم عادی یاد داده است که برای مردم و کف زدنهایشان قیام نکنیم و قهرمان کسی جز حضرت حق نباشیم. پس هر وقت قهرمانی از ما شهید شود ما با استفاده از موجودیت معنوی خود، درون خود رهبری میسازیم تا این بار ما ضامن موجودیت مادی و معنوی انسانهای دیگری بشویم. موجودیت معنوی ما مهمتر از موجودیت مادی ماست «لا اری الموت الا السعاده» و با بمبهای سنگرشکن و جنگندههای رادارگریز از میان نخواهد رفت و در آینده نزدیک، ضامن موجودیت تمام مظلومان عالم خواهد شد. نمیدانم تا کی میتوانم موجودیت مادی خود را در این عالم فانی روی زمین بکشانم و در برابر متجاوزان ایستادگی کنم اما یک چیز را خوب میدانم که
حسین بن علی(ع) به گودی قتلگاه رفت تا آن موجودیت معنوی ما گرفتار اسارت یزیدها و ابوسفیانهای بیرونی و درونیمان نشود وگرنه اماننامهها زیاد بود.
۱۱ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۰:۵۹
کد مطلب: ۱۱۳۴۱۶۱
وقتی فرماندهای یک عمر در برابر هجمههای بیرونی از تو و خانوادهات دفاع میکند، رفته رفته غنچه محبتش در دلت میشکفد و تو وابسته او و جوانمردیهای او میشوی.
زمان مطالعه: ۲ دقیقه
منبع: روزنامه قدس




نظر شما