در آزمونهای سخت الهی، ملتها با چالشهایی مواجه میشوند که عمق ایمان، انسجام اجتماعی و بنیانهای هویتی آنها را به محک میگذارند. در طول تاریخ، مقاومت در برابر فشارها، حملات خارجی و فقدان رهبران، همواره به عنوان مسائل کلیدی در تحلیل پایداری جوامع مطرح بوده است. آنچه در شرایط حساس کنونی در جامعه ایران شاهد هستیم، نه تنها فروپاشی و تشتت نیست، بلکه بروز جلوههایی از وحدت و همدلی است که تحلیلگران بیرونی را به تعجب وامیدارد. این پدیده، پرسشهایی اساسی را در ذهن ایجاد میکند: چه عاملی سبب میشود یک ملت در برابر مصیبتهای بزرگ، نه تنها دچار انفعال نشود، بلکه با عزمی راسختر به مسیر خود ادامه دهد؟ آیا این تابآوری صرفاً یک واکنش احساسی است یا ریشه در ساختارهای فکری و سنتهای الهی دارد؟
برای بررسی این موضوع از منظر کلامی و جامعهشناسی دینی با حجتالاسلام والمسلمین دکتر احمد اولیایی، عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی به گفتوگو نشستهایم.
ولایت فقیه، رمز پایداری ملت
حجتالاسلام اولیایی در ابتدای این گفتوگو به یک خطای محاسباتی رایج در تحلیل دشمنان اشاره کرده و میگوید: یکی از نقاط ابهام و تعجب برای دشمنان این است که چرا با وجود ضربه زدن به ارکان اصلی جامعه و به شهادت رساندن بهترین بندگان خدا، ازجمله فرماندهان نظامی و بزرگان فکری، این ملت دچار فروپاشی نشده است؟ دشمنان به اشتباه تصور میکنند جامعه ایران مانند یک ساختار فردمحور عمل میکند و با حذف افراد کلیدی، سیستم از کار میافتد. این در حالی است که کشور ایران دارای یک نظام ریشهدار و منسجم است که براساس یک سلسله روابط تاریخی و اعتقادی شکل گرفته است. یکی از مهمترین ارکان حفظکننده این نظام که با تغییر افراد دچار خلل نمیشود، نظام ولایت فقیه است. این نظام مبتنی بر فرد نیست، بلکه براساس آرای فقهی، دینی و تشیع تدوین شده است. لذا وقتی این نظام از موهبت ولایت فقیه بهرهمند میشود، با تغییر اشخاص، ثبات خود را حفظ میکند.
وی با تأکید بر اهمیت حفظ نظام، بیان میکند: در شرایطی که در نقطه تغییر فردی در جایگاه ولایت فقیه قرار گرفتهایم، باید به اهمیت مقوله اطاعت و حفظ نظام دقت کنیم. اکنون بهتر درک میکنیم که چرا بنیانگذار انقلاب اسلامی، حضرت امام خمینی(ره)، حفظ نظام را از اوجب واجبات میدانستند. حفظ نظام به معنای اطاعت از ولی فقیه است، چه فردی که قبلاً در این جایگاه بوده و چه فردی که براساس همان مسیر و مشروعیت انتخاب میشود. این اطاعت و تبعیت، ضامن پایداری و استمرار نظام در برابر توطئههای دشمنان است.
هویت ایرانی-اسلامی، ضامن بقا
این کارشناس دینی در ادامه به یکی از دوگانههای مطرح در جامعهشناسی سیاسی ایران پرداخته و اضافه میکند: همیشه این پرسش مطرح بوده که اولویت با اسلامیت است یا ایرانیت؟ هویت ملی برتر است یا هویت اسلامی؟ با مطالعه دیدگاههای رهبران فقید و شهید ما، بهوضوح میبینیم این دو هویت را متضاد یکدیگر نمیدانند. نقطه قوت و مزیت جامعه ایران که برای ما امیدبخش است، ترکیب این دو هویت قدرتمند با یکدیگر است. جامعه ایران دارای یک هویت ملی بسیار طولانی، عمیق و پرتاریخ است و در کنار آن، یک هویت دینی ریشهدار دارد که به وحی متصل میشود. وقتی این دو هویت قدرتمند با هم گره میخورند، یک هویت دینی و ملی میسازند که با از بین رفتن افراد، ریخته شدن خونها یا هرگونه خسارت جانی و مالی، از بین نمیرود. این هویت، نگهدارنده و ضامن بقای جامعه است.
دکتر اولیایی با اشاره به ضرورت احترام به این دو هویت، تأکید میکند: مادامی که ترکیب هویت ملی و هویت دینیمان را حفظ کنیم، قطعاً میتوانیم در برابر هر دشمنی مقاومت کنیم. این خود نشان میدهد با احترام گذاشتن به هویتهای یکدیگر، حتی اگر برخی افراد بعد هویت ملیشان قویتر باشد و برخی دیگر هویت دینیشان بارزتر، میتوانیم این امید را داشته باشیم که هویت مقتدر ایرانی-اسلامی ما در برابر دشمن دوام بیاورد. این ترکیب، نه تنها یک تضاد نیست، بلکه یک همافزایی بینظیر برای مقاومت در برابر فشارهاست.
رنج سازنده، نیروی مقاومت ملت
این استاد حوزه و دانشگاه در بخش دیگری از این گفتوگو به بحث رنج و تأثیر آن بر جامعه پرداخته و میگوید: ما دو نوع رنج داریم. یک رنج، انسان را منفعل میکند، افسرده کرده و به گوشهگیری میکشاند. این رنج، ناشی از از دست دادن صرفاً مادیات است و نگاهی مادی به زندگی دارد. اما رنج دیگری نیز وجود دارد که انسان را به یک کنشگر فعال و مؤثر تبدیل میکند و از رخوت و سستی بیرون میآورد. این رنج، در مسیر مبارزه برای بدست آوردن یک امر بالاتر متحمل میشود. مثلاً داعش را که نگاه میکنید، میبینید جنبشی است که از رنج بیهویتی یا بیآیندگی برخاسته و منجر به خشونت اجتماعی شده است. اما رنجی که در مسیر مبارزه برای هدف الهی و متعالی تحمل میشود، انسان را متوقف نمیکند.
حجتالاسلام اولیایی با اشاره به شرایط کنونی جامعه، میافزاید: جامعه ایرانی در عین حال که عالیترین مقام کشوری خود را از دست داده و یک مصیبت بزرگ را متحمل شده است، از پا ننشسته و افسرده نشده است. حضور حماسی مردم و پشتوانه قوی مردمی، حاصل نگاه به این نوع رنج است؛ رنجی که میتواند انسان را بلند کند و به حرکت درآورد. این رنج، نه تنها سبب تضعیف نمیشود، بلکه به نیروی محرکه برای اتحاد و مقاومت تبدیل میشود. این نوع رنج، نه تنها فرد را از پا درنمیآورد، بلکه او را به سمت هدف والاتری سوق میدهد و سبب میشود از یک نگاه صرفاً مادی به رنج، فراتر رود.
تلاش مردم، ضامن تغییرات الهی
وی در ادامه با تبیین دو سنت الهی که در شرایط بحرانی اهمیت ویژهای پیدا میکند، میگوید: سؤالی که وجود دارد این است چرا اندیشمندان غربی یا پیشرفتهای مادی برخی کشورها اینقدر در کشور ما مورد توجه قرار میگیرد؟ آیا اینها از نگاه الهیاتی قابل توجیه هستند؟ به نظر من، یکی از مهمترین سنتهای الهی این است که انسان ثمره زحمت خود را میبرد و فرقی نمیکند که دارای چه نگاهی باشید. این سنت تغییرناپذیر است. غرب در ماجرای پیشرفتهای مادی یا دانشی تلاش کرده و این تلاش ثمراتی برایشان داشته است. ما در این برهه از زمان نباید از این سنت غفلت کنیم. اگر تا الان پنج ساعت کار میکردیم، در این شرایط بحرانی و ویژه به همان میزان که تلاش و کارمان را بیشتر میکنیم، نتیجه خواهیم گرفت. این یک سنت الهی است که به ما میآموزد کار و تلاش، عامل پیشرفت و پیروزی است. سنت دوم این است که تغییر به دست خود مردم اتفاق میافتد. اگر میخواهیم از این بحران خارج شویم و دشمن عقبنشینی کند و شکست بخورد، راهحلش این است که مردم با همان معنای جمعی خودشان حضور داشته باشند و به دنبال تغییر این فضای بحرانی به سمت یک فضای مطلوب باشند. این سنت الهی نیز تخلفناپذیر است. اگر مردم دست به تغییر، تلاش و یک کار جمعی بزنند، مانند همین حضوری که در این شبها و روزها دارند، این سنت الهی نیز تخلفناپذیر است. با توجه به این دو سنت الهی، انشاءالله امید پیروزی بر جبهه باطل و دشمن را خواهیم داشت.
حجتالاسلام اولیایی در پایان تأکید میکند: این دو سنت، یعنی تلاش فردی و جمعی و نقش محوری مردم در تغییر، کلید عبور از بحران و رسیدن به پیروزی نهایی است. با حفظ انسجام ملی و هویت دوگانه ایرانی-اسلامی و تکیه بر سنتهای الهی، ملت ایران توانایی غلبه بر هر چالشی را دارد.






نظر شما