ایدههایی چون پایان تاریخ و مرگ جغرافیا؛ در محافل آکادمیک غرب ازجمله کشورهای جنوب غرب آسیا تبلیغ و ترویج شده و نتیجه آن، قطع ارتباط این جوامع با واقعیتهای جهان بوده است. بریدن از واقعیتهایی که در میان دولتمردان، رهبران و سیاستمداران این منطقه به چشم میآید.
درباره جغرافیا صحبت میکنیم؛ واقعیتی غیرقابل انکار که همواره در این منطقه مهم از کره خاکی، توسط بسیاری از بازیگران و کنشگران نادیده انگاشته شده است تا آنجا که با فراموشی نسبت به ضعفها و آسیبپذیریهای جغرافیایی خود، میزبانی از یک بازیگر هرجومرجطلب و زیادهخواه چون ایالات متحده آمریکا را پذیرفته و حالا با تبعات آن روبهرو شدهاند.
یک میزبانی پرهزینه از میهمانی سیریناپذیر بر بستر سفره مشترکی که خداوند بر این منطقه ارزانی داشته و حالا به منبع تنش و تهدید و پایمالی ارادههای ملی و انسانی در گسترهای بینالمللی تبدیل شده است. در سوی دیگر، این جمهوری اسلامی ایران است که با وجود رگههای ایدئولوژیک، همواره نسبت خود را با واقعیت حفظ کرده و نتیجه این واقعبینی را میتوان در یک خروجی جغرافیایی-سیاسی ملموس مشاهده کرد؛ ایران یکپارچه!
بله این جغرافیاست که به انسان دیکته سیاست میکند و این انسان است که جغرافیا را عینیت میبخشد و این چرخه، برخلاف بسیاری از کشورهای منطقه جنوب غرب آسیا، در جمهوری اسلامی ایران برقرار است و به رسمیت شناخته میشود؛ حتی آنجا که محور مقاومت به عنوان اصلیترین طرح ایدئولوژیک ایران در جهان اسلام پایهگذاری میشد، همواره منطق جغرافیایی آن رعایت شده و نمودهای آن در قالب احساس خفگی ناشی از محاصره جغرافیایی صهیونیستها و کنشهای آن رژیم قابل مشاهده است.
در مواجهه با دشمن اصلی و شیطان بزرگ نیز سیاستهای بازدارندگی تا پیش از جنگ و سیاستهای دفاعی-هجومی دوران جنگ، اگرچه با پیرنگ اصلی ایدئولوژیک اما با تکیه بر همان واقعیت تعیینکننده بوده است؛ جغرافیا!
جغرافیایی که وسعت، پراکندگی، تراکم، تنوع، دسترسی، فاصله، منابع و شریانها را به پرچمدار جبهه حق ارزانی داشته و بخش عمدهای از تابآوری فعلی در این جنگ نابرابر را پشتیبانی و تأمین میکند. تنگه هرمز، تنها یکی از آن مواهب و واقعیتهایی است که توسط ایرانیان شناسایی شده و در این بزنگاه، مورد استفاده قرار گرفته است و البته که این تمام ماجرا نیست.
جغرافیا، عینیترین عرصه بروز انسان، اجتماع و اراده آن بر محیط پیرامون و در فرایندی چرخهگون، یکی از اثرگذارترین واقعیاتی است که سرنوشت جوامع را متأثر خواهد کرد و این جنگ، یک تلنگر به همه خیالپردازانی است که با جملاتی مثل مرگ جغرافیا، سعی در مبارزه با این عنصر قدرتمند داشتهاند.
۲۷ اسفند ۱۴۰۴ - ۰۵:۵۲
کد مطلب: ۱۱۳۷۶۶۲
ایدههایی چون پایان تاریخ و مرگ جغرافیا؛ در محافل آکادمیک غرب ازجمله کشورهای جنوب غرب آسیا تبلیغ و ترویج شده و نتیجه آن، قطع ارتباط این جوامع با واقعیتهای جهان بوده است.
زمان مطالعه: ۲ دقیقه
منبع: روزنامه قدس





نظر شما