تصور کنید دو کشور با اکثریت مسلمان با استناد به آیاتی از قرآن، ائتلافی نظامی تشکیل دهند و به کشوری دیگر حمله کنند و بعد در هفته اول این جنگ، ۱۳بیمارستان و مرکز درمانی با موشکهایشان هدف قرار گیرد، بمبها بر سر پنج مدرسه فروریزد و بیش از ۱۵۰دانشآموز دختر را با موشکهای سنگین هدف قرار بدهند؛ در چنین سناریویی، جهان غرب چه واکنشی نشان میداد؟
بیشک، تحلیلگران و رسانههای جریان اصلی، پایاننامهها و گزارشهای فوری درباره «بنیادگرایی اسلامی»، «تروریسم دینی» و «ریشههای خشم مسلمانان» منتشر میکردند.
اما وقتی این جنایات با استناد به تورات و انجیل و با گویش عبری و لهجه آمریکایی روایت میشود، ناگهان استانداردها تغییر میکند و «دین» به حاشیهای بیاهمیت در تحلیلها بدل میشود. این استاندارد دوگانه، فصل مشترک سکوت رسانههای غربی در برابر افراطگرایی است که امروز خون بیگناهان ایران، لبنان و فلسطین را بر زمین میریزد.
پایگاه تحلیلی «مدیل ایست آی» در گزارشی به قلم محمد المصری نوشت: در سالهای اخیر، بهویژه با شدتیافتن درگیریها در غرب آسیا، «جنگ تمدنها» یا «نزاع ادیان» به یکی از کلیدیترین مفاهیم برای توجیه خشونت بدل شده است.
این بار اما برخلاف دهههای ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ که برنارد لوئیس و دیگر شرقشناسان، «ریشههای خشونت اسلامی» را دستمایه تحلیلهای خود علیه جهان اسلام قرار دادند، خشم و خشونت از جای دیگری سرچشمه میگیرد: کاخ سفید و کنست اسرائیل.
رهبران سیاسی و نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی بهصراحت از متون مقدس یهودی-مسیحی برای توجیه توسعهطلبی سرزمینی و کشتار غیرنظامیان استفاده میکنند، اما جامعه آکادمیک و رسانهای غرب در برابر این پدیده سکوت اختیار کرده است.
جنگ صلیبی به روایت پنتاگون
اظهارات مقامات ارشد آمریکایی در ماههای اخیر، پرده از این استاندارد دوگانه برداشته است. لیندسی گراهام، سناتور بانفوذ جمهوریخواه، هفته گذشته در اوج حملات به ایران، این درگیری را آشکارا یک «جنگ مذهبی» خواند. در سنای آمریکا، کوین کریمر نیز با صراحت بیشتری گفت ایالات متحده «مسئولیتی بر پایه کتاب مقدس» نسبت به اسرائیل دارد.
اما این ادبیات تنها به کنگره محدود نمیشود. براساس گزارشهای بنیاد آزادی مذهبی نظامی (MRFF)، فرماندهان میدانی ارتش آمریکا نیز بارها از کتاب مقدس به عنوان انگیزهای الهی برای جنگ یاد کردهاند. یکی از فرماندهان به سربازان خود گفته بود جنگ با ایران «بخشی از طرح الهی خداوند» است و دونالد ترامپ «توسط عیسی مسح شده» تا جهان را به سوی «آرماگدون» (جنگ آخرالزمان) هدایت کند.
پیت هگست، وزیر دفاع آمریکا که خود خالکوبیهایی با نمادهای جنگهای صلیبی بر بدن دارد، در نشست خبری دوم مارس فاش کرد برای تصمیمگیری درباره جنگ، به دنبال «حکمت کتابمقدسی» دعا میکند. او که سابقه فریاد «همه مسلمانان را بکشید» در انظار عمومی را دارد، پیشتر در کتاب خود خواستار «یک جنگ صلیبی آمریکایی» برای مقابله با اسلام شده بود. هگست در سخنانی در بیتالمقدس نیز خواستار بازسازی معبد یهودی به جای مسجدالاقصی شده و آن را «معجزهای کتابمقدسی» خوانده بود.
وعده «اسرائیل بزرگ» از تورات تا سازمان ملل
در سوی دیگر میدان، رهبران رژیم صهیونیستی نیز نه فقط برای توجیه جنگ غزه، که برای توسعه مرزهای خود تا قلب عراق و مصر، به کتاب مقدس استناد میکنند. بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر رژیم صهیونیستی در مصاحبه اخیر خود با تلویزیون اسرائیل تأکید کرد بهشدت با چشمانداز «اسرائیل بزرگ» (مفهومی برگرفته از وعدههای تورات) احساس ارتباط میکند. این در حالی است که او پیشتر در مجمع عمومی سازمان ملل، نقشه «خاورمیانه جدید» را نشان داده بود.
اما خطرناکترین بخش این گفتمان، استناد به «دکترین عمالیق» است. نتانیاهو بارها در سخنان خود به آیه «به یاد بیاورید عمالیق با شما چه کرد» (اشاره به نسلکشی قوم عمالیق در کتاب مقدس) متوسل شده تا کشتار فلسطینیان و اکنون ایرانیان را توجیه کند. در اکتبر ۲۰۲۳، راز سگال، پژوهشگر مطالعات نسلکشی، این سخنان را نشانه «قصد آشکار برای ارتکاب نسلکشی» تفسیر کرد.
این ادبیات، در عمل به سیاستهای میدانی تبدیل میشود. برنامههای نظامی اسرائیل در غزه مانند «بابا کجاست؟» (هدف قرار دادن ساختمانهای مسکونی در خواب شبانه) و «نسبت ۱۰۰ به ۱» (مجوز کشتن ۱۰۰ غیرنظامی برای ترور یک فرمانده) و «دکترین ضاحیه» که عمداً زیرساختهای غیرنظامی را هدف قرار میدهد، همگی مصداق این تفکر توراتی-توسعهطلبانه است.
دیوانگان متعصب مذهبی دقیقاً چه کسانی هستند؟
همین الگو اکنون در ایران نیز اجرا میشود. سازمان جهانی بهداشت تأیید کرده در روزهای نخست حملات، ۱۳ بیمارستان و مرکز درمانی در ایران هدف قرار گرفتهاند.
گزارشها از شهادت بیش از هزارو300 نفر در همان روزهای ابتدایی جنگ خبر میدهد که بیش از ۱۵۰ نفر از آنها دانشآموزان دختری بودند که در مدرسهای در میناب بمباران شدند.
پیت هگست در توصیف این حملات گفته بود: «تمام روز از آسمان بر ایران مرگ و ویرانی خواهیم بارید» و «تنها کسانی که باید نگران باشند، ایرانیانی هستند که فکر میکنند زنده میمانند».
اینجا همان نقطهای است که طلیعه گزارش را به یاد میآوریم: وزیر خارجه آمریکا، مارکو روبیو، هفته گذشته گفت آمریکا و اسرائیل با «دیوانگان متعصب مذهبی» میجنگند. پرسش اینجاست: هنگامی که فرماندهان آمریکایی در پنتاگون برای پیروزی در این جنگ دعا میکنند، سناتورهایشان از «مسئولیت کتابمقدسی» میگویند و نخستوزیر اسرائیل وعده «پادشاهی مسیح» و «بازگشت مسیح» را در بحبوحه جنگ میدهد، این دیوانگان متعصب مذهبی دقیقاً چه کسانی هستند؟
سکوت در قبال افراطگرایی یهودی-مسیحی
دین قطعاً تنها عامل سیاستهای جنگی آمریکا و اسرائیل نیست، اما نادیده گرفتن نقش برجسته آن در گفتمان رسمی تصمیمگیران ارشد، مصداق بارز استاندارد دوگانه است. همان رسانهها و تحلیلگرانی که دههها درباره «خطر بنیادگرایی اسلامی» هشدار میدادند، امروز در برابر افراطگرایی یهودی-مسیحی که لباس قدرت پوشیده و بمبافکنی میکند، سکوت اختیار کردهاند. آنچه در ایران و فلسطین میگذرد، نه صرفاً یک مناقشه ژئوپلیتیک، که نمایشی آشکار از ریاکاری غرب در برخورد با خشونت دینی است؛ خشونتی که اگر از سوی مسلمانان باشد، «تروریسم» نامیده میشود و اگر از سوی صهیونیستها و حامیانشان باشد، «تحقق اراده الهی»!




نظر شما