تحولات منطقه

قتل‌عام مردم یک شهر و غرق کردن سگ‌ و گربه‌های آن در آب، بدون شک یک شیوه کشتار فجیع است و شاید کمتر کسی بداند که این قتل عام، روزگاری دور در شهر نیشابور خراسان اتفاق افتاده است.

روایتی از دلاوری‌های مردم خطه آفتاب در طول تاریخ ایران/ تاریخ خراسان با مقاومت و سلحشوری گره خورده است
زمان مطالعه: ۸ دقیقه

قتل‌عام مردم یک شهر و غرق کردن سگ‌ و گربه‌های آن در آب، بدون شک یک شیوه کشتار فجیع است و شاید کمتر کسی بداند که این قتل عام، روزگاری دور در شهر نیشابور خراسان اتفاق افتاده است؛ روزگاری که نه موشکی برای ویران‌سازی بود و نه پهپاد؛ اما اثرات این موضوع و وقایع مشابهش هنوز باقی است و آن استقامت ایرانی‌ها و به ویژه خراسانی‌هاست. آنچه گفته شد، می‌تواند سرآغازی باشد برای روایت رشادت‌های بی‌پایان مردمی که اگرچه در حال حاضر و تاکنون از جنگ دور مانده‌اند؛ اما در خاطره تاریخی‌شان هنوز هم بار سنگین کشته‌ها و خاطرات تلخ آن زمان را به دوش می‌کشند. در این گذر تاریخی با آقای جواد نوائیان رودسری، تاریخ‌پژوه و مدرس دانشگاه همراه می‌شویم تا بیشتر از داستان سلحشوری مردم دیار خراسان بشنویم.

مقاومتی با ریشه‌های چند صد ساله

آن‌طور که نوائیان می‌گوید خراسان بزرگ از دیرباز با مسئله بسیار مهم ورود اقوام مهاجم روبه‌رو بوده است و شاید خراسان بیش از هر نقطه دیگر ایران در معرض خطر حمله قرار داشته و این موضوع حتی در فرهنگ و تفکر این دیار هم ریشه دارد؛ به نوعی که مردم خراسان در طول تاریخ به دلیل همین اتفاق‌ها بسیار مقاوم شده‌اند. مسئله آنجاست که خراسان به لحاظ جغرافیایی متصل به یک محدوده بسیار وسیع از اقوام مهاجم بوده و اگر از دوره کوروش محاسبه کنیم، باید بگوییم ابتدا ماساژت‌ها به این محدوده حمله کردند و سپس در دوره اشکانیان حمله ابتال‌ها، دوره پیشااسلام تا حدودی ترکان، در دوره اسلامی هجوم ترکان به داخل خراسان و پس از آن حمله غزها به خراسان اتفاق افتاد تا زمانی که نوبت رسید به قوم مغول‌ که ایران و خراسان را به نوعی شخم زدند. پس از آن تیمور، ازبک‌ها و در نهایت تا پیش از قرارداد آخال، مردم خراسان با حمله ترکمن‌های یموت مواجه بودند. همین حمله‌های فراوان سبب شد اهالی خراسان همیشه برای جلوگیری از این حملات راه چاره‌ای داشته باشند.

استفاده از ظرفیت‌های طبیعی و انسانی برای دفاع

بنا به گفته نوائیان، قدیمی‌ترین گزارش این مقاومت‌ها به دوره هخامنشی برمی‌گردد؛ زمانی که اقوام بیابانگرد ماساژت به مرزهای ایران حمله کردند و کوروش مجبور شد برای دفاع به خراسان بیاید و در نهایت در خراسان و در همین جنگ کشته شد. در دوره‌های بعدی مردم خراسان ازعوارض طبیعی به عنوان سد استفاده کردند و مشهورترین عارضه طبیعی استفاده شده در این مورد هم کوه‌های هزارمسجد است که امروزه در شمال مشهد و خراسان قرار دارد. آثاری هم از دوره ساسانی در درگز وجود دارد به نام «بندیان» که نشان‌دهنده دژی است که در آن مکان وجود داشته و برای پاسداری از مرزهای شمال‌شرقی ایران به کار گرفته می‌شده است. این عوارض طبیعی حتی تا دوره قاجار هم مورد استفاده مردم خراسان بوده است.
وی می‌گوید: نکته مهم در استقامت مردم خراسان این است که خود مردم هم رفتارهایی داشتند که برای آن‌ها پایداری ایجاد کند. نمونه آن هم ساخت قلعه است. اگر گذرتان به استان‌های دیگر ایران افتاده باشد، احتمالاً دیده‌اید که به روستا، دهات یا ده می‌گویند؛ اما در خراسان و اطراف مشهد به روستا «قلعه» می‌گویند؛ یعنی در همان زمان‌های خیلی دور که پیش‌تر به آن‌ها اشاره کردیم، به طور کلی در خراسان همه روستاها و همه مکان‌های زیستی قلعه بودند. یک مثال آن هم که در اطراف مشهد وجود دارد، روستاهایی مثل اسجیل در نزدیکی گلمکان یا زکریا در جنوب مشهد است و بقایای قلعه‌هایی که مردم روستا برای دفاع از خودشان ساخته‌ بودند، هنوز هم هست. این قلعه‌ها نخستین اقدام‌های دفاعی خراسانی‌هاست.
روایت دوم نوائیان از الگوی دیگر مقاومت مردم خراسان تلفیقی است از معماری و پدافند غیرعامل. این الگو استفاده از کوچه‌های توأم با «ساباط» است. ساباط کوچه‌های سقف‌دار و کوتاه است. داستان ابداع این نوآوری هم از آنجا شروع شد که مشهد تا پیش از دوره شاه طهماسب قلعه و بارو نداشت و مردم برای دفاع از شهر ناچار بودند کوچه‌هایی را با سقف‌های خیلی کوتاه بسازند تا در زمان هجوم دشمن، شتاب از دشمن گرفته شود و سواره‌نظام نتواند وارد شهر شود. از طرفی دیگر این مدل کوچه‌ها دفاع را آسان‌تر می‌کرد. در این مدل دفاعی، مردان درون کوچه می‌جنگیدند و زنان و بچه‌ها از بالای آن، سنگ، آتش و آب‌جوش روی سر دشمن می‌ریختند.
این کوچه‌ها هنوز هم در مشهد وجود دارد و چند ساباط در محله سراب و پشت خانه ناظران در محله عیدگاه هست که یادآور دوران مقاومت خراسانی‌هاست. این مدل از دفاع، دفاع عمومی بود و معمولاً به جز سربازهای رسمی و دژبان‌ها، مردم عادی هم در آن شریک بودند.

وقتی شهامت مغلوب وحشی‌گری می‌شود

این تاریخ پژوه بیان می‌کند: با این همه، این خوی مقاومتی در خراسانی‌ها همیشه هم جوابگو نبوده و نمونه‌های ناموفق؛ اما دلیرانه‌ای هم میان آن‌ها به چشم می‌خورد. یکی از این تجربه‌های تلخ به زمان یورش مغول‌ها به نیشابور مرتبط است. نیشابور در آن زمان با جمعیتی بیش از یک‌میلیون نفر؛ شهری آباد و بسیار بزرگ‌تر از مشهدی است که ما امروزه می‌شناسیم. مردم نیشابور در زمان حمله مغول‌ها به آن، یک بدبیاری بزرگ داشتند و آن هم خراب شدن یکی از باروهای شهر به دست سلطان محمد خوارزمشاه به دلیل درگیری‌های داخلی بود.
نوائیان مقاومت نیشابوری‌ها در این مقطع را بسیار عجیب توصیف می‌کند و ادامه می‌دهد: مدافعان شهر با وجود کثرت جمعیت، زیاد نبودند و بنا به گزارش‌ها با اینکه ۱۰ تا ۵۰هزار مدافع در نیشابور وجود داشت؛ اما لشکر مغول‌ها ۳۰۰هزار نفر بود. در جریان این نبرد نیشابوری‌ها بیشتر از پنج روز نتوانستند مقاومت کنند؛ اما با وجود این موفق شدند داماد چنگیز را بکشند. همین اتفاق موجب شد وقتی که نیشابور توسط مغول‌ها به تصرف درآمد، دختر چنگیز دستور ویرانی همه شهر را صادر کند و حتی فرمان دهد تا تمام شهر را آب ببندند و سگ و گربه‌های شهر را بکشند.

فرماندهی تاریخی یک زن در حفظ مشهد

این مدرس دانشگاه متذکر می‌شود: شاید این موضوع که زمانی مشهد برای یک ماه و نیم در محاصره دشمنان بوده، کمی دور از تصور باشد؛ اما این اتفاقی است که در زمان حمله ازبک‌ها به مشهد افتاد. از آن شگفتانه‌تر فرماندهی مدافعان مشهدی به دست یک خانم گمنام است. ماجرا برمی‌گردد به دوره شاه طهماسب و حکومت صوفیان خلیفه بر خراسان. در آن زمان ساخت باروی شهر تازه تمام شده و دیوارهایی اطراف آن ساخته بودند که ۷ کیلومتر طول داشت با ۵۴ برج. ازبک‌ها طبق روال به خراسان حمله و هرات را تسخیر کردند. همین اشغال سبب شد صوفیان خلیفه برای نجات و حفظ هرات برود؛ اما وقتی به آنجا رسید، متوجه شد این موضوع تنها برای گمراه کردن بوده و هدف ازبک‌ها در واقع حمله و غارت شهر مشهد است.
در همین هنگام کسی برای دفاع در شهر نبود و فرماندهی نیروها را همسر صوفیان خلیفه به عهده گرفت. اسم این خانم هنوز هم مشخص نیست و گزارش اقدام‌های او درکتاب «عالم آرای عباسی» آمده است. این خانم یک ماه و نیم با کمک‌های مردم و مدافعان، ازبک‌ها را پشت دروازه‌های شهر نگه داشت و آن‌ها نتوانستند مشهد را بگیرند؛ در حالی که هرات هنوز هم در محاصره بود. هرچند پس از آن صوفیان خلیفه توانست هرات را ترک کند؛ اما بین راه توسط ازبک‌ها کشته شد وهمسر او مشهد را نجات داد.

۲هزار کشته در نبردی بی‌مثال فقط برای حفظ مشهد

نوائیان یکی دیگر از موارد دفاع جانانه مردم خراسان را مربوط به تاریخ میان صفویه و افشاریه می‌داند و توضیح می‌دهد؛ زمانی که شاه سلطان حسین کشته شده و افغان‌ها اصفهان را گرفتند و هرج و مرج در کشور بیداد می‌کرد. در آن دوره نادرشاه تازه برای آرام کردن غرب ایران رفته و مشهد بی‌حفاظ بود و توسط سادات اداره می‌شد. در ادامه این ناآرامی‌ها، اشرار افغان با همراهی گروهی دیگر از اشرار به مشهد حمله کردند تا شهر و آستان قدس را تصرف کنند. هرچند جمعیت این اشرار ۷۰۰ تا۸۰۰ نفر بیشتر نبود؛ اما در مشهد هم کسی برای دفاع حضور نداشت. تصمیم اشرار این بود که از درب ورودی محله سراب وارد مشهد شوند.
وی یادآور می‌شود: در نتیجه اهالی مشهد و بزرگان در حرم مطهر دور هم جمع شدند و در آن جلسه تصمیم به دفاع رو در رو از شهر گرفته شد. بنابراین ۴هزار نفر از مردم مشهد برای مبارزه بسیج شدند. مردمی که شغل‌هایی عادی داشته و جنگجو نبودند و سلاحشان هم داس، بیل و تبر بود. این ۴هزار نفر در دشت زرگران که امروز در محدوده زیست‌خاور تا بیمارستان امام‌رضا(ع) است، روبه‌روی این اشرار ایستادند و جنگ شدیدی میان آن‌ها اتفاق افتاد تا جایی که حدود ۲هزار نفر از مردم مشهد کشته شدند؛ اما بالاخره توانستند مهاجمان را عقب برانند. اجساد کشته‌های جنگ را طلبه‌هایی از مشهد تیمم داده و در گورهای دسته‌جمعی دفن کردند؛ گورهایی که ممکن است هنوز هم بقایای آن‌ها در محوطه بیمارستان امام‌رضا(ع) یا زیر بازار زیست خاور باشد.

روح ایرانی و سلحشوری؛ وجه مشترک مردم ایران

نوائیان در توضیح اینکه آیا ممکن است این حس مقاومت که الان هم در مردم مشهد وجود دارد، به خاطر عقبه تاریخی مردم خراسان باشد، بیان می‌کند که هیچ‌وقت مردم مشهد و خراسان از ایران جدا نبوده‌اند. بنابراین گزاره‌های شخصیت ایران در مردم مشهد و خراسان هم جاری است و روح سلحشوری که در ایرانی‌هاست، در مردم مشهد هم وجود دارد.
برای تشریح بهتر اصطلاح روح ایرانی، داستانی در خاطر نوائیان است در مورد آگوستوس کبیر و سفارش‌نامه او به امپراتوری‌های زمان خودش. ماجرای این سفارش‌نامه حدوداً به یک سده قبل از میلاد می‌رسد و نکته مهمی که آگستوس کبیر در آن عنوان می‌کند این است که «در مورد ایران هیچ وقت از دجله رد نشوید». به این معنا که مرز ایران دجله است و از آن گذر نکنید؛ چون ایرانی‌ها اگر در شدیدترین اختلافات هم باشند، در برابر دشمن خارجی با هم متحد می‌شوند. این رویکردی است که از هزاران سال پیش بوده و تا زمانی که دشمن خارجی علیه ایران وجود داشته، ملت ایران باهم متحد بوده‌اند. مشهد هم شهدای دفاع مقدس بزرگی دارد؛ مثل شهید کاوه و شهید چراغچی یا لشکر ۵نصر و لشکر ۷۷ خراسان.

تأثیر حماسه بر شعر

به نظر نوائیان هرچند نمی‌شود ادبیات خراسان را از ادبیات ایران جدا کرد؛ اما این مقاومت‌ها و تجربه‌های تاریخی در تاریخ ادبیات خراسان بی‌تأثیر هم نبوده و با توجه به اینکه شروع ادبیات حماسی ایران با شاهنامه است و از خراسان آغاز شده، بعید نیست که از این موضوع تأثیر گرفته باشد. شعر فارسی در شکل جدی خودش در خراسان متولد شده و رشد کرده است. بنابراین شعر حماسی به عنوان نخستین گزینه موفق می‌تواند تأثیر گرفته از این تجربه‌های تاریخی و مقاومتی باشد.

منبع: روزنامه قدس

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha