بهگزارش قدس آنلاین، همان نگاه بنگاهداری مستأجران کاخسفید به مذاکره با جمهوری اسلامی که گفتوگوهای حساس و پیچیده هستهای را در حد یک معامله ساده ملک فروکاسته و اینگونه با گروگان گرفتن دیپلماسی، پای ایالات متحده را با ادعای واهی و دروغ بزرگ خطر قریبالوقوع ایران هستهای به رویارویی با تهران کشاندند، اکنون نیز ادامه دارد و میتواند تبعات جبرانناپذیری برای آمریکا و حتی کل جامعه جهانی رقم بزند.
با این دید کوچه و بازاری، تیم ترامپ بهجای واکاوی ریشهدار و عمیق مسائل اختلافی، حالا با فرار از پذیرش اشتباه در ورود به مهلکه جنگ با ایران و طبیعتاً قبول تبعات و جبران خسارات آن، ضمن فرافکنی و اعلام ضربالاجلهای مدام به دنبال مقصر جلوه دادن کشورمان و تحمیل نه صلح، بلکه تسلیمنامهای به جمهوری اسلامی هستند. در همین راستا دو هفته پس از ارائه طرح ۱۵ مادهای به اصطلاح آتشبس کاخسفید با میانجیگری پاکستان به ایران و در شرایطی که مقامات ما با زیادهخواهانه و فضایی خواندن پیشنهادهای مذکور دست رد به سینه رئیسجمهور ایالات متحده زدند، حال ترامپ در آنچه روز «پلها و نیروگاهها!» نامیده، ضمن یاوهگویی درباره حملات گسترده به این مراکز زیرساختی کشورمان از ساعت ۳:۳۰ بامداد، درصدد تحمیل خواستههای خود به کشورمان با طرح تهدیدات جاری برآمده است.
تهدید توییتری، التماس مذاکره در پس پرده
تهران فارغ از این فشارها، با توجه به افق ترسیمی مقاومت، مقابل محاسبات اشتباه و بسیار خطرناک آمریکا در این «نبرد شرافت» برابر جنگ کثیف ترامپ، برای تحقق منافع ملی بر پنج اصل اصولی و منطقی برای خاتمه جنگ تأکید دارد: جلوگیری از تجزیه ایران، رفع تحریمها، تعریف رژیم جدید حقوقی تنگه هرمز، اخذ غرامت و تضمین عدم تکرار حملات در آینده. با این اوصاف، در باب تهدیدات غیرانسانی و کاملاً ضد حقوق بشری طرح شده از سوی کاخسفید در هدف قرار دادن زیرساختهای کشورمان، فارغ از اجرایی شدن یا نشدن نیت پلیدانه سردمداران واشنگتن، از تأثیرگذاری چند فاکتور نباید غافل شد. نخست، التماس پشت پرده ترامپ برای دستیابی به توافق، موازی با افزایش تهدیدهای توییتری وی است.
رئیسجمهور آمریکا اگرچه از سطح تازهای از تنشزایی سخن میگوید اما همزمان در تماسهای جداگانه از طریق پنج رئیس دولت کشورهای دوست و هشت سرویس اطلاعاتی در تلاش برای یافتن روزنهای به منظور آتشبس با جمهوری اسلامی است.
به نظر، او که با عدم پذیرش خواستههایش زیر فشار شدید سیاسی قرار گرفته و اعتبار سیاسی خود را در خطر میبیند، احتمالاً با طرح چنین هشدارهایی، هدف مهم دیگری را دنبال میکند و آن ایجاد معادله ترس و وحشت، فروکاستن تابآوری اجتماعی و به تبع آن مختل کردن فرایند طبیعی زندگی مردم است تا اینگونه جمهوری اسلامی را وادار کند به خواستههایش تن دهد. اما باید توجه داشت در حالی آمریکا امروز را روز صفر حمله به پل ها و نیروگاههای کشور نامیده که عملاً محور شر با هدف قرار دادن دبستان دخترانه شجره طیبه میناب، تهاجم به کشورمان را با چنین جنایت جنگی بزرگی آغاز کرد.
در ادامه، هدف قرار دادن پل بی۱ کرج، کارخانه فولاد و پتروشیمی در خوزستان و اصفهان و چندین فاز پارس جنوبی و... اثبات میکند دشمن عملاً نابودی زیرساختهای ایران را فارغ از پذیرش یا عدم پذیرش توافق از سوی تهران به عنوان یک اولویت هدفگذاری کرده و لذا تهدیدات اخیر در ادامه این مسیر غیرانسانی است. اما تهران با اقدامات خود روندی را کلید زده که دقیقاً مقابل رویکرد رعبآفرینی طرف مقابل است. برجسته کردن اهرم بستن تنگه هرمز و بابالمندب همزمان با ایجاد یک دالان برای حمله موشکی و پهپادی بدون مانع به سرزمینهای اشغالی، حمله روز گذشته به «شوردن فیلیپس» بزرگترین مجتمع پتروشیمی خاورمیانه در الجبیل عربستان سعودی و هشدار درباره به خاموشی فرورفتن کل منطقه در صورت انجام هرگونه حماقتی علیه پلها و نیروگاههای ایران، گواه چنین سیاستی است.
معادله تهران
با این حال، تصمیم محور غربی – عبری در صورت اجرایی شدن، سطح جدی از تنشزایی تلقی شده و بیتردید بیپاسخ نخواهد ماند. هشدار سپاه پاسداران به کشورهای همسایه و تأکید بر اینکه خویشتنداری ایران تمام شده، گواه این مدعاست. در این بیانیه بهصراحت هشدار داده شده در صورت هرگونه حماقت و ماجراجویی، ما با زیرساختهای آمریکا و شرکایش کاری خواهیم کرد که آمریکا و متحدانش تا سالها از نفت و گاز منطقه محروم شوند.
مسئله در شرایط جاری این است که ترامپ باید بفهمد خلیجفارس جای قماربازی نیست و جمهوری اسلامی چنین واقعیتی را به او تحمیل خواهد کرد. ایران به اعتبار شواهد موجود در جنگ دست برتر را دارد و توییت سردار سید مجید موسوی، فرمانده هوافضای سپاه و بیان اینکه در ۲۴ ساعت گذشته (تهران در حملات موشکی و پهپادی) پالایشگاه، تأسیسات برق، بنادر و ریلهای خلیج حیفا را شخم زده و خبری هم از رهگیرها نبود عملاً اثبات میکند دشمن شکست موازنه را پذیرفته است. تهران با دست برتر در میدان و با اتکا به پشتوانه قوی مردمی، ابزارهای قدرت مانند تنگههرمز و حتی تهدید به بستن بابالمندب، درصدد وضع شرایط و ساختار جدید برای منطقه بوده و حاضر به عقبنشینی از خواستههای خود در مقابل تهدیدات دشمن نیست. در این باره میتوان به توییت مهدی محمدی، مشاور محمدباقر قالیباف اشاره کرد که مینویسد: «ایران این جنگ را به وضوح برده و فقط پایانی را میپذیرد که دستاوردها را تثبیت و رژیم امنیتی جدیدی در منطقه بیافریند. صورت درست مسئله این است: این ترامپ است که حدود ۲۰ ساعت فرصت دارد یا تسلیم ایران شود یا متحدانش به عصر پارینه سنگی بازخواهند گشت. ما کوتاه نمیآییم».
جادهصافکن جنایات ترامپ
اما در حالی که تهران باید به جد ایجاد معادله جدید براساس هراسافکنی علیه دشمن را برای رسیدن به صلحی که تضمینکننده امنیت آتی و بلندمدت کشور باشد در دستور کار قرار دهد، نباید از نقش منافقین و وطنفروشان ایرانی خارجنشین به عنوان پیادهنظام در تحمیل شرایط کنونی که حالا به نیت دشمن برای حمله به زیرساختهای کشور رسیده، غافل بود. برگزاری تجمعات مخالفان خارجنشین و همچنین نوع خبرپراکنی رسانههایی مانند ایران اینترنشنال عملاً جادهصافکن تجاوز دشمن هستند.
توییت اخیر علیحسین قاضیزاده، کارشناس این رسانه که در مقام توصیه به آمریکا راه حل نهایی جنگ ایران را بمباران اتمی عنوان میکند گواه این مدعاست. البته ترامپ هم بهتازگی به بهترین شکل از این وطنفروشی برخی مخالفان جمهوری اسلامی پرده برداشته و اینکه به بهانه مقابله با حاکمیت، حتی برای انهدام زیرساختهای ایران کف زده و هورا میکشند.
خبرنگار: هدایت جاوید




نظر شما