تحولات منطقه

برنامه «من ایرانم» با اجرای محمدرضا شهیدی‌فرد را می‌توان فرزند زمانه  رسانه ملی  نامید. برنامه‌ای که یک هفته پس از آغاز جنگ، ساخته شد و همچنان روی آنتن شبکه نسیم است.

همه برای ایران میدان‌داری کنیم / این جنگ به ما یاد داد می‌توانیم اختلاف نظر داشته باشیم ولی کنار هم بایستیم
زمان مطالعه: ۸ دقیقه

برنامه «من ایرانم» با اجرای محمدرضا شهیدی‌فرد را می‌توان فرزند زمانه رسانه ملی نامید. برنامه‌ای که یک هفته پس از آغاز جنگ، ساخته شد و همچنان روی آنتن شبکه نسیم است. شهیدی‌فرد که پس از سال‌ها با برنامه رمضانی «پریزاد» به تلویزیون برگشته بود، از میانه راه پخش «پریزاد» تغییر مسیر داد و یک برنامه جدید را متناسب با شرایط روز و موقعیت بحران جنگ روی آنتن برد. برنامه‌ای که به ماجرای جنگ، مردم و وطن می‌پردازد. او در این برنامه که نام پرمعنایی دارد به سراغ موضوعات و راه‌حل‌هایی برای آرام‌بخشی و آگاه‌سازی مردم جامعه در موقعیت بحران جنگ می‌رود. نخستین باری که این برنامه در شب شانزدهم اسفند پارسال روی آنتن رفت، شهیدی‌فرد در توضیح آن گفت: «هر ایرانی، تجسمی از تمام تاریخ، فرهنگ، اعتقادات و باورهای ماست بنابراین اینکه یک فرد خودش را تمام ایران بداند، گزافه‌گویی نیست و امیدوارم تجلی درستی از این نام مبارک که بر سرزمین ما نهاده شده در تک‌تک ما دیده شود». این برنامه از نیمه اسفند هر شب ساعت ۲۲ از شبکه نسیم پخش می‌شود. درباره جزئیات بیشتر«من ایرانم» با «علی زارعان» تهیه‌کننده برنامه گفت‌وگو کردیم که می‌خوانید.

پیش از برنامه «من ایرانم»، «پریزاد» را برای پخش در ماه رمضان روی آنتن داشتید، اما یک هفته پس از آغاز جنگ، این برنامه تولید و جایگزین پریزاد شد. از ماجرای ساخت «من ایرانم» بگویید.
رمضان گذشته مشغول تولید پریزاد بودیم و برنامه را با قدرت به تولید و پخش می‌رساندیم یعنی هر روز ضبط و هر روز پخش داشتیم. شرایط که تغییر کرد، جایی برای گفت‌وگوهای آرام «پریزاد» -که انصافاً برنامه خوبی شده بود و امیدوارم پس از جنگ، پخش آن ادامه یابد- نبود. شب ابتدای جنگ، آقای شهیدی‌فرد گفت شرایط کنونی کشور ایجاب می‌کند که وارد میدان شویم.
موتور محرکه راه ‌انداختن برنامه «من ایرانم» آقای شهیدی‌فرد بود که این انگیزه را در گروه ایجاد کرد؛ اینکه باید کاری کنیم تا مردم در شرایط جنگی، آرامش خودشان را حفظ کنند یا احساس ضعف و آسیب نکنند و باید مردم را برای استقامت و تداوم مسیر آماده کرد. همین جملات کافی بود تا برنامه کلید بخورد. نام «من ایرانم» هم پیشنهاد آقای شهیدی‌فرد بود و تمام تیم با ایشان همراهی کردند. کار را شروع کردیم و شکر خدا حمایت شدیم تا این برنامه به آنتن برسد.
تقریباً هر شب، پس از پخش برنامه تا نیمه‌های شب و دمدمای صبح، گروه تحریریه و سردبیری مشغول برنامه‌ریزی و رایزنی بودند تا هر قسمت بهتر از قسمت قبلی شود. این تلاش در برنامه مشهود است و ابعاد تازه‌تری از این تلاش‌ها را در قسمت‌های بعدی خواهید دید. همان طور که سربازان وطن در میدان می‌جنگند تا خاک ایران را حفظ کنند، این برنامه هم تحفه‌ای رسانه‌ای در کنار تلاش بزرگ رزمندگان میدان است.
اتفاقاً امروز میدان رسانه بسیار مهم بوده و همزمان با میدان رزم، حوزه رسانه هم عرصه جنگ روایت‌هاست، از اهمیت این میدان‌داری بگویید.
در عصر ارتباطات، هر انسانی خودش صاحب رسانه است و می‌تواند رسانه خودش را گسترش دهد. علی قمصری با سازش در کنار نیروگاه برق دماوند، یک رسانه بود که نگاه‌ها را معطوف به خودش کرد. در حال حاضر و محدودیت اینترنت، فرصت وسیعی برای صاحبان هنر و اندیشه فراهم شده تا رسانه بودن خودشان را اثبات کنند، از یک شاعر گرفته تا یک بازیگر و کارگردان. ما در این عصر چاره‌ای نداریم جز اینکه هر یک از ما، بدون فراخوان در جایگاه خودمان بایستیم و به وظیفه‌مان عمل کنیم. شاید رفتن من به عنوان یک تهیه‌کننده در یک نیروگاه برق، چندان ارزشی نداشته باشد اما یک آهنگساز که با سازش به نیروگاه می‌رود، امیدبخش است. در مقابل ما رسانه‌هایی هستند که تقریباً تمام عناصر اخلاقی و حرفه‌ای را کنار گذاشته‌اند و بسیار عریان با ایران می‌جنگند.
آن‌ها دارند از تمام ظرفیتشان برای نابودی ایران استفاده می‌کنند و به مزدور بودن خودشان بسیار وفادارند. در حالی که اگر ظرفیت عظیم فرهنگی و هنری داخلی به میدان بیاید، کارهای بزرگی در عرصه رسانه رقم می‌خورد. من تهیه‌کننده برنامه «سرزمین شعر» شبکه ۴ هستم وقتی که از شاعران خواستم به برنامه بیایند و شعری برای ایران بخوانند با استقبال حیرت‌آوری از سوی شاعران روبه‌رو شدم.
حتی زمانی که امکان حضور در تهران نبود بسیاری از شاعران شهرهای مختلف، ویدئو ضبط می‌کردند و برای ما می‌فرستادند حتی شاعران افغانستانی هم پای کار ایران آمدند و نشان دادند به ایران فرهنگی وفادارند؛ ایرانی بزرگ‌تر از مرزهای جغرافیایی.

یکی از ویژگی‌های برنامه «من ایرانم» طیف متنوع و متکثر میهمانان برنامه است، از یک مستندساز تا وزیر فرهنگ به برنامه آمدند و درباره «ایران» حرف زدند، حتی کسانی که انتظار حضورشان در تلویزیون نمی‌رفت به این برنامه آمدند. ماجرای انتخاب و دعوت از میهمانان برنامه چه بود؟

وقتی پای کار ایران می‌آیید یعنی پای کار خانواده‌تان آمدید. شاید در یک خانواده اختلافات و دلخوری‌هایی میان اعضا باشد، اما وقتی اتفاق هولناکی برای عضوی از خانواده بیفتد از تمام کدورت‌ها می‌گذرید و به کمکش می‌شتابید چون فرمان قلب شماست و کاری که باید بکنید را می‌کنید. کسانی که هر شب به برنامه می‌پیوندند، بخشی از همین طیف هستند؛ شاید دلخوری و نقدی به سیاست‌های تلویزیون داشته باشند یا حتی مدتی با رسانه قهر باشند ولی الان نمی‌خواهند وارد این مسائل و اختلافات شوند پس احساس تکلیف می‌کنند که حضور داشته باشند. حتی عده‌ای از همین چهره‌ها به ما پیام می‌دهند که آماده‌ایم همراهی کنیم. ضمن اینکه آقای شهیدی‌فرد، میزبانی وسیع‌المشرب، همراه و مسلط به گفت‌وگو است که بنا ندارد از ظرفیت ظهور و حضور میهمان‌ها در برنامه برای خودش یا برنامه استفاده کند. همه این ظرفیت برای ایران کار می‌کند و همه دوستانی که به برنامه می‌آیند، همین نگرش را دارند که بدون توجه به گرایش‌ها و مواضع سیاسی و اجتماعی، به وظیفه‌شان عمل می‌کنند و پای کار ایران هستند.

میهمانان برنامه بر چه اساسی انتخاب می‌شوند؟

شورایی با حدود ۱۰نفر و آقای شهیدی‌فرد که سردبیری کار را برعهده دارد تشکیل می‌شود ،پیشنهادهای این شورا مورد بحث قرار می‌گیرد و ضرورت حضور هر یک از افراد بررسی می‌شود. پیش‌گفت‌وگوهایی با آن‌ها انجام می‌شود، پس از این فرایند میهمانان به برنامه می‌آیند. برنامه روزتولید و روزپخش است.

درباره دشواری‌های تولید برنامه در شرایط جنگی توضیح دهید.

در این ۳۳سالی که در جایگاه تهیه‌کننده کار می‌کنم، هیچ پروژه‌ای در آرامش این پروژه نبوده، دست‌کم آنچه من درک و تماشا می‌کنم چنین است. برنامه با فرایند بسیار آرام و متینی در حال تولید و پخش است و تیم بسیار قدرتمند و صبوری داریم. احتمالاً در برخی قسمت‌ها دیده‌اید که وسط گفت‌وگو، آقای شهیدی‌فرد می‌گوید صدایی شنیدیم ولی ما به کارمان ادامه می‌دهیم. به‌هرحال این صداها هم جزئی از زیستن در روزگار جنگ است.

چرا نام «من ایرانم» برای برنامه انتخاب شد؟

«من ایرانم» هم اسم برنامه است، هم سیاست برنامه و هم روش و منش برنامه. ایرانی بودن یک وزیر با ایرانی بودن یک دانش‌آموز یا شهید شدن یک دختربچه در میناب با شهید شدن یک فرمانده ارشد از لحاظ ایرانی بودن، یک معنا دارد. این نام و نگاه ارزشمند نشان می‌دهد این برنامه برای «ایران» است. هر کسی به خاطر ایرانی بودن می‌تواند در این برنامه حضور داشته باشد یا آن را تماشا کند.
ما می‌توانیم نام «من ایرانم» را جامع سیاست، تفکر، ایده و اندیشه ببینیم؛ پرچم بلندی که هر ایرانی در هر جایی و جایگاهی می‌تواند بگوید «من ایرانم». وقتی یک قطره به دریا می‌پیوندد آن قطره دریاست و دریا همان قطره است. هر جزئی از ایران معنی کل ایران را می‌دهد و هر بزرگی در ایران هم در جزء ایران حل شده است.
گفت‌وگو همیشه نجات‌دهنده بوده است، درباره اهمیت این موضوع در شرایط بحران و جنگ بگویید.
آنچه در جبهه مخالف و دشمن می‌بینیم این است که تمام مسیرهای گفت‌وگو را با توهین و تحقیر، منتفی می‌کند و اجازه نمی‌دهد گفت‌وگوی درست شکل بگیرد. حتی شبکه‌های فارسی‌زبان ماهواره‌ای هم تمام مسیرشان مبتنی بر راهبرد مشخص ایران‌ستیزی است که اگر میهمانی از آن راهبرد خارج شود اجازه حرف زدن را نمی‌دهند. می‌بینیم که دشمن، گفت‌وگو را منتفی می‌کند و اجازه شکل‌گیری آن را نمی‌دهد، باید آگاه باشیم که راز پیروزی ما گفت‌وگو است؛ گفت‌وگوی یک نوجوان در رسانه شخصی‌اش با دنیا، گفت‌وگوی یک آهنگساز با سازش، گفت‌وگوی یک فیلمساز با فیلمش یا گفت‌وگوی یک شاعر و نویسنده با کلماتش. «گفت‌وگو» حقانیت، شهادت و رشادت ما را در دنیا نشان می‌دهد. اگر درباره اتفاقاتی که این روزها در کشور رخ می‌دهد حرف نزنیم، نمی‌توانیم همدیگر را مجاب کنیم و با هم به یک فصل مشترک برسیم، فصل مشترکی که «ایران» است.
رضا میرکریمی، حرف قشنگی را در برنامه گفت اینکه شک نکنید تمام این تلاش‌های دشمن برای بلعیدن ایران است. تکثیر کلمه مثل تکثیر سلولی است یعنی این تلاش در خودمان باید اتفاق بیفتد. وقتی گفت‌وگو میان دو نفر شکل بگیرد میان ۲میلیون نفر هم شکل می‌گیرد. حرف زدن ما را به روح جمعی می‌رساند، باید در خانواده با هم حرف بزنیم، در اجتماع با هم حرف بزنیم. وقتی گفت‌وگو شکل بگیرد، مشکلات حل می‌شود. محسن چاووشی در ترانه «علاج» می‌گوید مردم، علاج در وطن است. این ترانه ساده تبدیل به یک جریان و موج شده است. به‌نظرم پس از «ای ایران» تا امروز چنین اثر مؤثری در این موقعیت نداشتیم. وقتی فاصله مؤثر و اثر این قدر کم باشد تبدیل به یک جریان روز اجتماعی می‌شود. هر کدام از هنرمندان می‌توانند چنین اثرگذاری در جامعه داشته باشند و میدان‌داری کنند.

یکی از جذابیت‌های برنامه «من ایرانم» اجرای محمدرضا شهیدی‌فرد است. شیوه گفت‌وگوهای او چه ویژگی‌هایی دارد که صاحب سخن را سر ذوق می‌آورد؟

اگر روزی بخواهم به کسی شیوه گفت‌وگو کردن را توصیه کنم به او می‌گویم اجراهای محمدرضا شهیدی‌فرد را ببیند. اینکه درباره بدیهیاتی که می‌داند چقدر واکنش‌های مثبتی دارد و گوینده را به هیجان می‌آورد تا حرف بزند چون در یک گفت‌وگو شنونده خیلی مهم‌تر از گوینده است، یعنی اگر فرد بتواند بشنود، بخش زیادی از مسیر طی شده است. گاهی در گفت‌وگو اجازه منعقد شدن فعل را به طرف مقابل نمی‌دهیم به‌ویژه وقتی حرف مخالف باشد. آنچه این جنگ به ما یاد داد و باید آن را تمرین کرد این بود که می‌توانیم اختلاف نظر داشته باشیم ولی کنار هم بایستیم، بر کلمات مشترکمان اصرار کنیم و کلمه مشترک امروز ما «ایران» است.

منبع: روزنامه قدس

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha