بهگزارش قدس آنلاین، جنگ تحمیلی آمریکا و اسرائیل علیه ایران که از ۹ اسفند ۱۴۰۴ با حملات گسترده هوایی آغاز شد، بهسرعت منطقه را درگیر کرد. ایران با پاسخ موشکی و پهپادی پایگاههای آمریکایی در کشورهای عربی، چندین کشور را هدف قرار داد. این تحولات، کشورهای عربی را وادار به اتخاذ موضع کرد. لیگ عرب، دفاع تلافیجویانه ایران را محکوم و حق دفاع مشروع اعضا را تأیید کرد.
بیشتر کشورهای عربی پس از اصابت به خاک خود، بر محکومیت شدید ایران تمرکز کردند و در برخی موارد حمایت پنهان یا علنی از تجاوز آمریکا-اسرائیل نشان دادند. اما واکنش این کشورها در قبال تجاوز غیرقانونی آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران آنچنان متنوع بود که عملاً میتوان آنها را در چهار گروه متفاوت دستهبندی کرد؛ از همراهی فعال با آمریکا و اسرائیل تا مخالفت صریح.
همراهی فعال و حمایت از ادامه جنگ
بهطور عمومی کشورهای شورای همکاری خلیج فارس در این دسته قرار میگیرند و در گفتوگوهای محرمانه با دولت آمریکا بر ادامه عملیات تا تغییر اساسی در رفتار یا رهبری ایران تأکید کردند. امارات متحده عربی تهاجمیترین موضع را اتخاذ کرد. این کشور ضمن اینکه به آمریکا و اسرائیل اجازه استفاده از منابع لجستیکی خود علیه ایران را داد، حملات تلافیجویانه ایران به خاکش را نقض آشکار حاکمیت خود خواند و حتی گزینه حمله زمینی را مطرح کرد.
انور قرقاش، مشاور رئیس حکومت امارات حتی این امیرنشین را یکطرف جنگ با ایران معرفی و تأکید کرد امارات در جنگی که تلاش کرده بود از آن اجتناب کند، به پیروزی رسیده است. عربستان سعودی نیز حمایت پنهان اولیه داشت و پس از اصابت موشکهای ایرانی به ریاض، محکومیت شدید صادر کرد و همبستگی کامل با همسایگان را نشان داد. بحرین و کویت که پایگاههای آمریکایی در خاکشان هدف قرار گرفت، در بیانیههای مشترک با سعودی و امارات، بر لزوم تضعیف کامل تهدید ایران پافشاری کردند. این کشورها اولویت را به امنیت تأسیسات نفتی و حریم هوایی دادند و «وحدت عربی» علیه ایران را برجسته کردند. اقدامات عملی آنها، ازجمله اجازه استفاده از پایگاهها و رهگیری پهپادهای ایرانی، عملاً به تداوم عملیات آمریکا-اسرائیل کمک کرد.
حمایت مشروط و همسویی دفاعی
دسته دیگر از کشورهای عربی به حمایت مشروط از آمریکا – اسرائیل و کمک به این دو رژیم علیه حملات ایران پرداختند. این گروه شامل کشورهایی است که رسماً بیطرف ماندند اما اقداماتشان در عمل به نفع جبهه آمریکا-اسرائیل بود. اردن و مصر در این دسته جای دارند و سوریه جدید
نیز به دلیل تغییر سیاست خارجی، به این گروه پیوسته است. اردن با رهگیری دهها موشک و پهپاد ایرانی که از حریم هواییاش عبور کرده بودند، همکاری نزدیک با آمریکا نشان داد و حملات به خاک خود را محکوم کرد، هرچند این کشور نسبت به حملاتی که آمریکا و اسرائیل با استفاده از خاکش علیه ایران انجام میدادند واکنشی نشان نداد و اجازه این کار را صادر کرد، اما این کشورها مستقیم وارد جنگ نشدند.
مصر نیز دیپلماسی فعالی برای جلوگیری از جنگ انجام داد، اما پس از آغاز درگیری، حملات ایران به «کشورهای برادر عربی» را رد و با رهبران خلیجی ابراز همبستگی کرد. سوریه اما تحول بزرگتری داشت. دولت انتقالی تحت اداره احمد الشرع که ایران را رقیب میدید، از محکومیت حمله آمریکا-اسرائیل خودداری کرد و حتی اجازه عبور هواپیماهای اسرائیلی از حریم هوایی سوریه برای عملیات علیه ایران را داد. دمشق حملات تلافیجویانه ایران به کشورهای عربی را محکوم کرد، با کشورهای حاشیه خلیجفارس همبستگی نشان داد و بر بازسازی روابط با آمریکا و غرب تمرکز کرد. این کشورها نگرانی از بیثباتی داشتند اما در عمل، امنیت ملی و فرصتهای اقتصادی را فدای افزایش ناامنی در منطقه کردند.
میانجیگری و تمرکز بر کاهش تنش
قطر و عمان نقش سنتی خود را حفظ کردند و بر دیپلماسی و آتشبس تأکید داشتند. قطر، میزبان بزرگترین پایگاه آمریکا در العدید، هدف حمله ایران قرار گرفت اما بلافاصله نقش میانجی را ایفا کرد. این کشور حملات را محکوم کرد اما آتشبس را گام مثبت خواند و تلاش کرد کانالهای ارتباطی را باز نگه دارد. البته سابقه این کشور در هدف حملات کشورهای عربی قرار گرفتن در اتخاذ مواضع ناهمسو با عموم کشورهای جنوبی بیتأثیر نبود.
عمان نیز فعالترین میانجی پیش از جنگ بود و پس از آغاز درگیری، بر راهحل سیاسی پافشاری کرد. هر دو کشور از تنشزدایی حمایت کردند و خواستار جلوگیری از تبدیل شدن جنگ به بحران گستردهتر شدند. علاوه بر این عمان اجازه استفاده از خاک خود علیه کشورمان را نداد و در نتیجه از سوی ایران نیز مورد حمله قرار نگرفت. رویکرد این کشورها بر پایه حفظ روابط با همه طرفها و تمرکز بر ثبات منطقهای بود که نشاندهنده سیاست خارجی مستقل از بلوکهای غربگراست.
مخالفت صریح با حمله به ایران و همسویی با محور مقاومت
این دسته شامل بازیگرانی است که حمله آمریکا-اسرائیل را محکوم کردند و از ایران حمایت فعال نشان دادند. دولت رسمی عراق سفیر آمریکا را احضار کرد و نیروهای الحشدالشعبی کمکهای لجستیکی به ایران ارسال کرده و پایگاههای آمریکایی را تهدید کردند. مقاومت عراقی بلافاصله وارد عمل شد و این کشور را به جبهه مخالف تبدیل کرد. حزبالله لبنان نیز فوری وارد جنگ شد، به اراضی اشغالی موشک شلیک کرده و اسرائیل را وادار به عملیات زمینی در جنوب لبنان کرد. دولت لبنان تلاش کرد فعالیت حزبالله را محدود کند اما ناکام ماند.
یمن هم که در حمایت از فلسطین پیش از این جبهه جدیدی را علیه اسرائیل گشوده بود، دامنه فعالیت خود را گسترش داد و آمریکا را هم جزو دشمنان خود معرفی کرد. این کشور بار دیگر موشک و پهپاد به اسرائیل زد و در هماهنگی کامل با ایران عمل کرد. این گروهها همچنان بر ایدئولوژی مقاومت تکیه کردند و حمله به ایران را تهدیدی علیه کل محور دانستند.
در جمعبندی، جنگ ۲۰۲۶ کشورهای عربی را از سایه بیرون کشید. کشورهای خلیج فارس با وحدت علیه ایران، لیگ عرب را تقویت کردند اما شکاف با محور مقاومت عمیقتر شد. سوریه با فاصلهگیری از ایران، به عنوان نمونهای از تغییر ژئوپلیتیک ظاهر شد و الجولانی نشان داد خود را در جبهه غرب تعریف کرده است. قطر و عمان همچنان تلاش کردند پلهای دیپلماتیک با تهران را فعال نگه دارند. گروههای مقاومت هم به نقشآفرینی بیشتر پرداخته و قدرت خود را به رخ کشیدند.
حالا و پس از ۴۶ روز مقاومت فعالانه کشورمان، هرچند آتشبس موقت با میانجیگری پاکستان تنش را کاهش داده اما به نظر میرسد کشورهای لیگ عرب کمکم متوجه عواقب مواضع خود شدهاند؛ جایی که روز گذشته وال استریت ژورنال در گزارشی گفت: بن سلمان از ترامپ خواسته است محاصره تنگه هرمز را بردارد و هشدار داده این اقدام میتواند اوضاع را وخیمتر کند.





نظر شما