به گزارش قدس آنلاین، با توقف جنگ گرم در عرصه نظامی در پی آتشبسی که در میانه افزایش روزافزون شدت حملات ایران علیه متجاوزین رقم خورد جنگ سرد اقتصاد با چاشنی تهدیدات نظامی همچنان بر خلیج فارس، تنگه هرمز و دریای عمان جاری است و زمین بازی امروز توسط ایران در این مناطق اداره میشود. زمینی که یک جهان تحت تأثیر تغییر و تحولات آن است. همه اینها باعث شده تا بار دیگر جایگاه حیاتی تنگه هرمز را بهعنوان ستون بنیادین امنیت انرژی جهان در کانون توجه قرار گیرد؛ گذرگاهی که پیامد هرگونه اختلال در آن تنها محدود به قیمت جهانی نفت و گاز نیست، بلکه الگوهای تجارت دریایی، بیمه حملونقل، زنجیرههای تأمین کالاهای اساسی و حتی رویکردهای نوظهور دیپلماسی منطقهای را نیز در معرض بازتعریف قرار میدهد.
ضرورت بازخوانی دقیق پروتکلهای مدیریت تنگه
در چنین وضعیتی، بسیاری از سنتهای دیرپای مدیریت آبراهها، مناسبات انرژی و ترتیبات همکاری دریایی شکل تازهای به خود گرفته و نقش کشورها در معماری جدید امنیت آبراهها پررنگتر از گذشته ظاهر شده است؛ نقشی که برای ایران بهعنوان یکی از بازیگران اصلی این گلوگاه جهانی، ابعادی چندلایه در عرصه حقوقی، دیپلماتیک و عملیاتی ایجاد کرده و ضرورت بازخوانی دقیق پروتکلهای مدیریت تنگه را دوچندان ساخته است.
دکتر عباس ملکی، عضو هیأت علمی دانشگاه صنعتی شریف و معاون اسبق وزارت امور خارجه، در نشست «بررسی ابعاد انرژی پروتکل جدید تنگه هرمز» که با ابتکار اندیشکده تینشیا و با همکاری مرکز دیپلماسی اقتصادی و خانه اندیشهورزان برگزار شد با اشاره تبعات اقتصادی وضعیت جدید تنگه هرمز اظهار داشت: «نفت اگرچه از نظر فنی یک کالاست، اما کالای معمولی نیست و یک کالای استراتژیک بهشمار میآید که بهشدت تحت تأثیر مسائل ژئوپولیتیک و تحولات سیاسی قرار میگیرد. همه کالاهایی که با آنها میشود بقیه کالاها را تولید کرد، بالا رفتهاند. بهخصوص حاملهای انرژی مثل زغالسنگ، نفت خام، گاز طبیعی و برق، و همچنین کالاهای دیگر مثل اوره که خوراک اصلی کود شیمیایی است. بعضی از اینها نسبت به اوج بحران کمی پایین آمدهاند، اما هنوز در سطح بالایی قرار دارند.»
برداشتهای نادرست درباره کاهش جایگاه نفت و گاز
وی با اشاره به برداشتهای نادرست درباره کاهش جایگاه نفت و گاز در آینده افزود: «گاهی گفته میشود اشکالی ندارد چون سهم نفت خام و گاز طبیعی در سبد مصرف انرژی جهان در حال کاهش است، چند سال دیگر اصلاً نفت و گاز جایی در سیستم انرژی نخواهند داشت. این برداشت کاملاً اشتباه است. سناریوهای آژانس بینالمللی انرژی (IEA) برای افقهای مختلف، کاهش کامل نقش نفت را تأیید نمیکند؛ بلکه سناریوها بیشتر ناظر بر ترکیب جدید سبد انرژی و سرعت گذار انرژی است، نه حذف ساده نفت و گاز.»
عضو هیأت علمی دانشگاه صنعتی شریف با اشاره به تحولات سالهای اخیر انرژی تصریح کرد: «در دوران کووید، تقاضا برای فرآوردههای نفتی و گاز بهشدت کاهش پیدا کرد و بعد دوباره برگشت. درست است که حجم و سهم انرژیهای پاک مثل خورشیدی، بادی، زمینگرمایی (ژئوترمال) و زیستتوده در حال افزایش است، ولی از آن طرف فراموش نکنید که کل انرژی اولیهای که بشر برای کارهای مختلف مصرف میکند همواره در حال افزایش است؛ بهخصوص بهدلیل توسعهیافتگی و رشد اقتصادی کشورهایی مثل چین، هند و سایر اقتصادهای نوظهور. بنابراین، همزمان هم سهم انرژیهای پاک بالا میرود و هم سطح مطلق مصرف نفت و گاز برای مدتی طولانی قابلتوجه باقی میماند و تقاضا برای نفت و گاز بیشتر خواهد شد.»
۲۰ میلیون بشکه نفت در روز؛ نبض انرژی جهان در تنگه هرمز
ملکی درباره پیامدهای جنگ بر عرضه نفت نیز گفت: «اگر نفت خام را جداگانه ببینیم، تحت تأثیر جنگ تحمیلی سوم، تخمین زده میشود چیزی حدود ۱۳ میلیون بشکه در روز ظرفیت کاهش عرضه نفت خام بهتنهایی رخ داده؛ اما اگر مجموع تبادلات نفتی عبوری از تنگه هرمز با احتساب همه انواع نفت و میعانات گازی را جمع بزنیم، رقم به حدود ۲۰٫۹ میلیون بشکه در روز میرسید که اکنون از دسترس خارج شده است.»
وی با اشاره به جایگاه تنگه هرمز خاطرنشان کرد: «در عین حال که تنگه هرمز اهمیت زیادی دارد اما امکان جایگزینی عرضه از مسیرهای غیر از تنگه هرمز ممکن است.»
عضو هیأت علمی دانشگاه صنعتی شریف گفت: یکی از مسیرهای جایگزین کسری نفت کنونی جهان، آزادسازی ذخایر استراتژیک نفتی آمریکا و همچنین ورود حدود ۴۰۰ میلیون بشکه از ذخایر کشورهای عضو سازمان همکاری و توسعه اقتصادی به بازار جهانی است.
دکتر عباس ملکی، معاون اسبق وزارت امور خارجه، در ادامه اظهار داشت: «این ذخایر بر اساس فرمولهای سازمان همکاری و توسعه اقتصادی از میزان تولید نفت هر کشور تهیه شده است. طبق این فرمول، اعضای این سازمان تا ۱۲۰ روز از تولید خود را تحت عنوان ذخایر استراتژیک ذخیره کردهاند تا در موقعیتهایی که این سازمان اعلام میکند در بازار جهانی عرضه کنند.»
وی افزود: «در کل ایالات متحده آمریکا حدود ۱۸۰ میلیون بشکه نفت خام و دیگر کشورهای عضو سازمان مذکور ۴۰۰ میلیون بشکه نفت خام برای جبران پیامدهای حاصل از بسته شدن تنگه هرمز در حال وارد کردن به بازار جهانی هستند که ممکن است تزریق همه آن تا یک ماه دیگر به طول بیانجامد.»
ملکی با اشاره به ظرفیتهای بلااستفاده برخی کشورها گفت: «از سوی دیگر کشورهایی مثل ونزوئلا و ایران ظرفیت تولیدی دارند که به جریان فروش متصل بوده است که به دلیل تحریم یا محدودیتهای سیاسی بهطور کامل در بازار حضور ندارد و روی آب منتظر فروش بوده که دونالد ترامپ پس از افزایش فشارهای حاصل از بسته شدن تنگه هرمز در یک اقدام روغن ریخته را نذر امامزاده کرده و محدودیتهای فروش آن دسته مذکور را تعدیل کرده است.»
عضو هیأت علمی دانشگاه صنعتی شریف ادامه داد: «حتی پیش از جنگ تحمیلی اخیر، پتانسیل عرضه اینها هم جزو منابع جایگزین محسوب میشوند. قبل از تشدید جنگ تحمیلی سوم مازاد عرضه در بازار نفت وجود داشت و همین پتانسیلها بهنوعی در محاسبات بازار لحاظ میشدند و باعث شد قیمتها آنقدر بالا نرود.»
تمرکز بینظیر منابع انرژی در خلیج فارس
عضو هیأت علمی دانشگاه صنعتی شریف با اشاره به تمرکز بینظیر منابع انرژی در خلیج فارس گفت: در یک دایره فرضی با شعاع ۲۰۰ کیلومتر از شمال شبهجزیره قطر، حدود ۲۵ درصد ذخایر گازی جهان و بخش بزرگی از ذخایر نفتی جهان قرار گرفته است.
دکتر عباس ملکی، معاون اسبق وزارت امور خارجه، در تشریح اهمیت ژئوپولیتیکی منطقه اظهار داشت: «برای درک اهمیت منطقه خلیج فارس، من خودم همیشه یک تصویر ذهنی دارم که کمک میکند فراموش نکنم چه ثروت عظیمی اینجا متمرکز است. اگر بالاترین رأس شبهجزیره قطر در شمال را در نظر بگیریم و از آنجا با پرگار یک دایره به شعاع ۲۰۰ کیلومتر رسم کنیم، منطقهای که داخل این دایره قرار میگیرد، واقعاً شگفتانگیز است: بخشهایی از ایران، عراق، عربستان سعودی، امارات، خودِ قطر و کویت داخل این دایره میافتند. در همین ناحیه کوچک، حدود ۲۵ درصد از ذخایر گازی جهان و بخش بزرگی از ذخایر نفتی جهان متمرکز است.»
وی سپس به ویژگیهای تنگه هرمز پرداخت و افزود: «اگر بخواهیم مشخصاً درباره تنگه هرمز صحبت کنیم و بگوییم چرا این تنگه تا این حد مهم است، اولین شاخص ژئوپلوتیکی حجم ترافیک انرژی از این گذرگاه است: حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت خام و فرآوردههای نفتی در روز از تنگه هرمز عبور میکند. علاوهبر آن، حدود ۱۱۵ میلیارد مترمکعب الانجی در سال هم از این مسیر صادر میشود. به عبارت دیگر، حدود ۸۰ درصد صادرات نفت خام و فرآوردههای نفتی خلیج فارس و نزدیک به ۷۰ درصد صادرات گاز (بهصورت الانجی و گاز فشرده) وابسته به این تنگه است. به عبارتی روزانه ۲۰ میلیون و ۹۰۰ هزار بشکه نفت و میعانات گازی و نفتی از این تنگه عبور میکند.»
عضو هیأت علمی دانشگاه صنعتی شریف ادامه داد: «وقتی که در بحث امنیت ملی، شاخصهای تمرکز جغرافیایی انرژی (مثلاً شاخص هرفیندال-هیرشمن در سطح میادین یا بنادر صادراتی) را برای این منطقه محاسبه کنید، عملاً با یک تمرکز بسیار بالای عرضه جهانی انرژی در این گلوگاه روبهرو هستید. همین تمرکز بالا باعث میشود که امکان جایگزینی مسیر تنگه هرمز بهسادگی وجود نداشته باشد؛ یعنی اگر تنگه هرمز دچار اختلال جدی شود، ظرفیت موجود در خطوط لولهی جایگزین بههیچوجه نمیتواند کل عبور فعلی را پوشش دهد.»
وی افزود: «۳۲ درصد تجارت جهانی گاز مایع از هرمز عبور میکند و چون به اصطلاح وقتی گاز طبیعی و نفت خام در بازار کم باشد، بدون فاصله کشورها مانند چین و آلمان به سوختهای جایگزین مانند ذغالسنگ روی میآورند و تبعاً قیمت این حامل انرژی نیز افزایش یافته است.»
دکتر عباس ملکی، معاون اسبق وزارت امور خارجه اظهار داشت: «در کنار نفت خام، فرآوردههای نفتی مانند نفت کوره هم وضع مشابهی دارند. نفت کوره در واقع رکورد تاریخی افزایش قیمت ثبت کرده است؛ قیمت بنزین و سایر فرآوردهها در بازارهای جهانی بهشدت بالا رفته است. از طرفی نیز تورم سالانه قیمت کالاها در بسیاری از کشورها، از جمله آمریکا، تحت تأثیر جنگ تحمیلی و انسداد تنگه هرمز بهخاطر افزایش قیمت نفت و فرآوردهها افزایش داشته است. تورم مواد غذایی در آمریکا بهشدت بالا رفته، چون انرژی هم در تولید و هم در حملونقل کالاهای کشاورزی نقش کلیدی دارد.»
ملکی ادامه داد: «تحت تأثیر پیامدهای جنگ تحمیلی در زمینه کنترل تنگه هرمز، تحولاتی مانند بازار نفت در بازار اوره نیز رخ داده است؛ قیمت اوره بالا رفته و حجم صادرات اوره برخی کشورها کاهش پیدا کرده است. این مساله بهطور مستقیم روی قیمت کود شیمیایی و بهطور غیرمستقیم روی قیمت مواد غذایی اثر میگذارد. از طرف دیگر گوگرد به عنوان صاحب نقش اساسی در فرآوری سنگهای معدنی و استحصال فلزاتی مانند مس و کبالت دارد نیز تحت تأثیر قرار گرفته و قیمت آن افزایش زیادی داشته است.»
مسیرهای جایگزین انتقال نفت؟
وی در ادامه به مسیرهای جایگزین انتقال نفت اشاره کرد و گفت: «در چارچوب راهبرد ایجاد مسیرهای جایگزین تنگه هرمز، عربستان سعودی مجموعهای از خطوط لوله شرق به غرب را توسعه داده است که امکان انتقال نفت از مناطق شرقی کشور به سواحل دریای سرخ را فراهم میکند؛ مسیری که توان صادرات روزانه تا حدود ۷ میلیون بشکه نفت را در اختیار این کشور قرار میدهد که با حملات پهبادی جمهوری اسلامی ایران مواجه شده است.»
ملکی افزود: «مسیر جایگزین دوم خط لوله حبشان-فجیره امارات با ظرفیت انتقال و صادرات یک میلیون و ۸۰۰ هزار بشکه نفت دارد که تحت حمله پهبادی قرار گرفت.»
وی ادامه داد: «مسیر گوره-جاسک هم به عنوان یک مسیر جایگزین تحت کنترل ایران مطرح است.»
عضو هیأت علمی دانشگاه صنعتی شریف گفت: «مسیر جایگزین دیگر نیز خط لوله کرکوک-جیهان عراق-ترکیه با ظرفیت ۵۰۰ هزار بشکه در روز است که در حال حاضر فعال است.»
دکتر عباس ملکی، معاون اسبق وزارت امور خارجه، در ادامه سخنان خود درباره ابعاد انرژی پروتکل جدید تنگه هرمز اظهار داشت: «ایران در قبل انقلاب با سرمایهگذاری بر خط لولهای از بندر ایلات به اشکلون در مناطق اشغالی احداث شد که ظرفیت انتقال حدود یک میلیون بشکه نفت در روز را داشت. این خط لوله تا پیش از انقلاب ایران فعال بود، اما پس از انقلاب متوقف شد. در سالهای بعد بارها پیشنهادهایی مطرح شد که ایران در مورد احیای این مسیر وارد مذاکره شود، اما ایران چنین مذاکراتی را نپذیرفت.»
وی افزود: «در سالهای اخیر دوباره ایدهها و ادعاهایی مطرح شده است که نفت عربستان یا برخی کشورهای منطقه از طریق خلیج عقبه به بندر ایلات منتقل شود و از آنجا از طریق همان خط لوله به اشکلون و سپس به دریای مدیترانه برسد. این مسیر میتواند بهعنوان یک مسیر جایگزین برای انتقال نفت مطرح باشد.»
پیامدهای اقتصادی اختلال در تنگه هرمز
ملکی با اشاره به پیامدهای اقتصادی اختلال در تنگه هرمز گفت: «از نظر اقتصادی، هرگونه تنش یا اختلال در مسیرهای انتقال نفت میتواند بر قیمت جهانی نفت اثر بگذارد و به تبع آن آثار اقتصادی گستردهای ایجاد کند. خصوصاً با انتقال سطح آثار به حوزه غذا و کشاورزی؛ ایران نیز نیازمند به واردات از مسیر تنگه هرمز است؛ در موقعیت کنونی بسیاری از کشورهایی که فقیر هستند نیز تحت تأثیر انسداد تنگه هرمز قرار گرفتهاند. حتی در ایران نیز این انسداد که به دلیل جنگ تحمیلی سوم متعاقب شد میتواند فشارهای تورمی را تشدید کند. حتی کشورهایی که تولیدکننده نفت هستند نیز ممکن است از این نوسانات اقتصادی متأثر شوند، زیرا اقتصاد جهانی به شدت به ثبات بازار انرژی وابسته است.»
ابعاد حقوقی تنگه هرمز و قواعد عبور دریایی
وی سپس با اشاره به ابعاد حقوقی موضوع افزود: «اما اگر بخواهیم از منظر حقوقی به بسته شدن تنگه هرمز نگاه کنیم، باید به اصول حقوق بینالملل دریاها توجه کنیم. در این حوزه، یکی از مفاهیم اساسی خط مبدأ است که مبنای اندازهگیری مناطق مختلف دریایی محسوب میشود.از خط مبدأ به سمت دریا، ابتدا آبهای داخلی قرار میگیرند که تحت حاکمیت کامل کشور ساحلی هستند. پس از آن آبهای سرزمینی قرار دارد که معمولاً تا ۱۲ مایل دریایی امتداد دارد، هرچند برخی کشورها از جمله ایران در خلیج فارس عرض بیشتری را در نظر گرفتهاند.»
ملکی تصریح کرد: «بعد از آبهای سرزمینی، منطقهای وجود دارد که در برخی تقسیمبندیها به آن منطقه مجاور گفته میشود و دولت ساحلی میتواند برای جلوگیری از تخلفات گمرکی، مالیاتی، مهاجرتی و بهداشتی در آن نظارت داشته باشد. پس از آن منطقه انحصاری اقتصادی قرار دارد که تا ۲۰۰ مایل دریایی از خط مبدأ گسترش مییابد. در این منطقه، کشور ساحلی حق انحصاری برای بهرهبرداری از منابع طبیعی مانند شیلات، نفت و گاز دارد، اما آزادی کشتیرانی برای سایر کشورها همچنان برقرار است.»
وی با اشاره به مفهوم فلات قاره اظهار داشت: «در زیر این مناطق، مفهومی به نام فلات قاره قرار دارد که در واقع ادامه طبیعی خشکی در زیر دریاست. فلات قاره معمولاً شیبی ملایم دارد و در بسیاری از مناطق جهان محل اصلی ذخایر نفت و گاز دریایی است. در گذشتههای زمینشناسی، زمانی که سطح آب دریاها پایینتر بوده، بخشهایی از این فلاتها ممکن است خشکی بوده باشند. در ادامه این فلات، ناگهان شیب بستر دریا زیاد میشود و وارد اعماق اقیانوسی میشویم. خلیج فارس نمونهای از دریایی است که فلات قاره نسبتاً گسترده و کمعمقی دارد و به همین دلیل بخش بزرگی از ذخایر نفت و گاز جهان در این منطقه قرار گرفته است.»
او درباره قواعد عبور کشتیها توضیح داد: «در آبهای سرزمینی کشورها اصل حق عبور بیضرر مطرح است؛ یعنی کشتیها میتوانند عبور کنند به شرط آنکه امنیت و نظم کشور ساحلی را تهدید نکنند. در تنگههای بینالمللی نیز مفهوم حق عبور ترانزیت وجود دارد که امکان عبور مستمر کشتیها و هواپیماها را فراهم میکند.»
اهمیت جزایر ایرانی در تعیین محدودههای دریایی
وی افزود: «در تنگه هرمز نیز مسیرهای مشخصی برای عبور کشتیها تعیین شده است. سازمان بینالمللی دریانوردی (IMO) مسیرهای ایمن کشتیرانی را مشخص کرده و شرکتهای بیمه نیز معمولاً عبور از مسیرهای استاندارد را پوشش میدهند. به همین دلیل همه مسیرهای ممکن برای عبور کشتیها مورد استفاده قرار نمیگیرند. مسیر اصلی و ایمن عبور کشتیها در تنگه هرمز که تحت پوشش بیمه نیز هست معمولاً از بخش شمالی و در نزدیکی جزیره لارک عبور میکند. کشتیها از این مسیر وارد تنگه میشوند و پس از عبور از مسیر تعیینشده وارد خلیج فارس یا دریای عمان میشوند.»
وی همچنین تأکید کرد: «وجود جزایر در خلیج فارس، مانند ابوموسی و تنب بزرگ و تنب کوچک، در تعیین خطوط مبدأ و گسترش محدوده آبهای سرزمینی و مناطق دریایی اهمیت زیادی دارد؛ زیرا هر جزیره میتواند مبنایی برای محاسبه محدودههای دریایی باشد و بر گستره حاکمیت دریایی کشور ساحلی تأثیر بگذارد.»
لزوم استفاده هوشمندانه از ظرفیتهای حقوق بینالملل
عضو هیأت علمی دانشگاه صنعتی شریف در ادامه گفت: «من البته پیشنهادم این بود و هست که ما در بخش گاز با روسیه شریک استراتژیک بشویم، چون هم ما و هم روسیه بزرگترین دارندگان ذخایر گاز طبیعی در جهان هستیم و اگر با هم هماهنگ عمل کنیم، میتوانیم نقش بسیار مهمی در بازار جهانی گاز ایفا کنیم. متأسفانه سالها این فرصتها از دست رفت و سیاستگذاریها بهگونهای بود که عملاً این همکاریها به حداقل رسید.»
وی خاطرنشان کرد: «تنگه هرمز فقط یک گذرگاه سادهی دریایی نیست؛ یک گلوگاه انرژی و تجارت جهانی است که هرگونه تنش و درگیری در آنجا، بلافاصله در قیمت نفت، گاز، بیمهی کشتیها، هزینهی حملونقل و امنیت انرژی جهان بازتاب پیدا میکند. به همین دلیل است که قدرتها روی آن حساساند و بهدنبال آن هستند که قواعد و رویههایی را جا بیندازند که تا حد امکان، اختیار عمل کشورهای ساحلی مثل ایران را محدود کند. ما اگر بتوانیم از ظرفیتهای حقوق بینالملل، دیپلماسی منطقهای، و نیز توان بازدارندگی دفاعی خودمان به شکل هوشمندانه استفاده کنیم، هم منافع ملیمان را بهتر تأمین میکنیم و هم دیگران به این نتیجه میرسند که باید حقوق ایران را به رسمیت بشناسند. این نیازمند یک نگاه راهبردی و هماهنگی در سطوح مختلف حاکمیت است.»
خبرنگار؛ امیرحسین یوسف زاده




نظر شما