تحولات منطقه

تهران دور دوم مذاکرات با آمریکایی‌ها به میانجی‌گری اسلام‌آباد را در عین ناباوری و سرخوردگی ترامپ نپذیرفت و قاطعانه به ادبیات و البته بسته قلدرمآبانه و زیاده‌خواهانه واشنگتن پاسخ منفی داد.

بازی خراب‌کن مذاکرات
زمان مطالعه: ۴ دقیقه

به‌گزارش قدس آنلاین، تهران دور دوم مذاکرات با آمریکایی‌ها به میانجی‌گری اسلام‌آباد را در عین ناباوری و سرخوردگی ترامپ نپذیرفت و قاطعانه به ادبیات و البته بسته قلدرمآبانه و زیاده‌خواهانه واشنگتن پاسخ منفی داد.

با وجود تهدید آمریکا به بمباران و تخریب زیرساخت‌ها، نیروگاه‌ها، پل‌ها و آنچه ترامپ در یک جمله وقیحانه، نابودی تمدن ایران خوانده بود و البته که ابایی هم نداشته و ندارد که در مقابل دیدگان جهانیان دست به این جنایات جنگی بزند، مقامات کشور و شاید بتوان گفت قاطبه ایران ترجیح دادند دلاورانه با تداوم جنگی نابرابر روبه‌رو شده و سینه سپر کنند تا آنکه زیر بار خفت و ذلت تسلیم شوند.اما چرا جمهوری اسلامی ایران در هر سه ضلع میدان، دیپلماسی و خیابان به این مذاکره نه گفت؟ دلایل متعددی می‌توان برای این تصمیم سخت اما عاقلانه و شجاعانه ذکر کرد.

شواهد، نشانه‌ها و اظهارات مقامات مختلف ایرانی و آمریکایی ازجمله توییت‌ها و مصاحبه‌های روزانه ترامپ نشان می‌دهد آمریکایی‌ها تقریباً از هیچ یک از مطالبات زیاده‌خواهانه خود دست برنداشته‌اند و کماکان بر خواسته‌هایی که خطوط قرمز ایران هستند، اصرار دارند.

مهم‌ترین آن‌ها، درخواست تحویل اورانیوم غنی شده ۶۰ درصدی ایران، اصرار بر تعهد ایران به کنار گذاشتن همیشگی حق غنی‌سازی، تنها گذاشتن متحدانش در محور مقاومت و موضوع توان و برد موشکی است. خواسته‌هایی که اگر ایران به آن‌ها تن دهد، قطعاً در آینده نه چندان دور و در موضعی ضعیف و این بار به قصد نابودی کامل، مورد هجمه دشمن قرار خواهد گرفت؛ هدفی که در این جنگ هم دنبال شد اما قدرت دفاعی و دست پر ایران آن ‌را ناکام گذاشت.

دلیل دومی که می‌توان برای این پاسخ منفی ذکر کرد این است که آمریکایی‌ها اعلام کردند بسته‌ای ۱۵ بندی را ارائه داده‌اند که تأکید دارند آخرین پیشنهاد آن‌ها و البته با قید غیرقابل‌تغییر بودن است.

این بسته توسط ژنرال عاصم منیر، رئیس ارتش پاکستان به تهران آورده شد تا مورد بررسی قرار گیرد، اما همین که قید آخرین و غیرقابل‌تغییر بر آن نهاده ‌شده، درواقع اصل مذاکره را نفی و ماجرا را به دیکته و تحکم بدل می‌کند.درواقع آمریکایی‌ها پیش از مذاکره اعلام کرده‌اند ایران باید تسلیم آخرین پیشنهاد آن‌ها شود که ظاهراً تفاوت ماهوی با آنچه ترامپ در روزهای اول می‌خواست و می‌گفت، ندارد.

رفتن هیئت دیپلماتیک ایران به اسلام‌آباد با چنین گزینه‌ای روی میز، درنهایت در جنگ روایت‌ها، به ترس تهران تعبیر می‌شد.

دلیل سوم را می‌توان به بدعهدی آمریکایی‌ها و تشدید و ترفیع دیوار بی‌اعتمادی ایران به آن‌ها مرتبط دانست.

آمریکایی‌ها و متحدش اسرائیل نه تنها از همان گام اول، سه بند توافق آتش‌بس را طبق رویه همیشگی‌شان نقض کردند، که دونالد ترامپ با وجود حسن نیت ایران در بازگشایی تنگه هرمز برای کشتی‌های تجاری و غیرمتخاصم، اعلام کرد بنادر ایران را به محاصره دریایی درخواهد آورد.

این اتفاق در میانه مذاکرات و توافق آتش‌بسی که پاکستان میانجی آن بود نشان داد ترامپ صداقت و صرافت واقعی برای رسیدن به توافق در یک مذاکره با احترام متقابل و حسن نیت را ندارد و می‌خواهد بگوید ایران زیر فشار محاصره و تهدید او به توافق تن داده است و خود را پیروز مطلق معرفی کند، چرا که بی‌نهایت از اینکه با شکست روبه‌رو شود، متنفر است.

به‌طورمتقابل، تهران با تأکید بر اینکه زیر بار زور مذاکره نمی‌کند، رفع محاصره دریایی را پیش‌شرط مذاکره اعلام کرد.در همین حال شکسته شدن محاصره دریایی با عملیات دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران و عبور دادن یک نفتکش ایرانی از نوار محاصره ناوهای آمریکایی، نشان داد نیروهای آمریکایی با وجود توقیف یک کشتی کانتینربر ایران، توان محاصره کامل را ندارند و می‌دانند درگیری دریایی با نیروهای ایرانی عوارض سنگین و وحشتناکی برای امنیت منطقه خلیج‌فارس، تنگه هرمز و دریای عمان تا عرب و در پی آن اقتصاد جهان دارد و چه بسا جنگ را به تنگه باب‌المندب بکشاند.دلیل پنجم را می‌توان بنا بر تجربه و با تحلیل اظهارات ترامپ و نتانیاهو به خدعه محتمل آن‌ها برای تکرار خیانت به دیپلماسی نسبت داد.

نتانیاهو بارها در همین روزها اعلام کرده کار ما با ایران تمام نشده، همزمان دولت آمریکا در حال اعزام نیرو، ناوها و هواپیماهای بیشتر به منطقه و ذخیره مهمات بیشتر است تا آنجا که تمامی ذخایر موشک‌های کروز خود در جهان را به خاورمیانه منتقل کرده است.

اگر اصرار آمریکایی‌ها بر مطالبات زیاده‌خواهانه خود را در کنار این افزایش نیرو و تجهیزات قرار دهیم، با توجه به مواضع ترامپ و نتانیاهو، احتمالاً مقامات نظامی و سیاسی ایران به این نتیجه رسیده‌اند که مذاکره باز هم یک عملیات فریب در پایان یک دوره تجدید نیرو و تسلیحات است و آمریکایی‌ها خیال داشته و دارند که برای سومین بار ایران را با حمله‌ای دیگر در میانه مذاکره به خیال خودشان غافلگیر کنند.از این رو تصمیم هوشمندانه سیاستمداران کشور هم‌راستا با اعلام آمادگی میدان برای پاسخ به هر تعرضی، در گرفتن این برگ از دست طرف مقابل با نپذیرفتن مذاکره و آماده شدن برای ادامه دفاع، در عین حال تحقیر دولت آمریکا هم بود که حالا باید یک تصمیم سخت بگیرد.

ترامپ در صورت حمله به زیرساخت‌های غیرنظامی و اقتصادی ایران و تهدید زندگی ۹۰میلیون ایرانی دست به یک جنایت جنگی زده که خودش و فرماندهان ارتش و برخی وزرای دولتش را در برابر خطر پیگرد حقوقی و قضایی قرار خواهد داد. با وجود این، حتی با تخریب و ویرانی زیرساخت‌های ایران هم در این جنگ برنده نخواهد بود و تنها به عنوان شکست‌خورده‌ای که از سر حرص، سرخوردگی و تحقیر شدن دست به جنایت و ویران کردن یک کشور زده، شناخته می‌شود و با این نام از او در تاریخ یاد خواهد شد. مگر آنکه او بر سر عقل آید و شرایط را برای یک گفت‌وگو و مذاکره عاقلانه، عادلانه و برد-برد فراهم کند.

منبع: روزنامه قدس

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha