بهگزارش قدس آنلاین، سفر وزیر خارجه کشورمان به اسلامآباد (مسقط و دوباره اسلامآباد) برای رایزنی با مقامات این کشور که نقش میانجی و واسط سومین مذاکرات ناموفق ایران و آمریکا را ایفا میکند، آن هم پس از چندین روز فشار سنگین سیاسی بر تهران، یک تاکتیک هوشمندانه و پاتک به بازی کثیف و نمایشی ترامپ بود؛ بازیای که در آن، هدف، معرفی ایران با برچسب عدم تمایل به مذاکره و توافق بود.
ترامپ این بازی کثیف را با همان توییت جنجالی درباره مفاد توافق ایران و آمریکا با کلیدواژه موافقت تهران با تحویل اورانیوم خود، باز کردن تنگه هرمز و دریافت نکردن هیچ پولی شروع کرد. این در حالی بود که تهران تنها پس از تحقق شروط اولیه آتشبس پذیرفته بود تنگه هرمز را به روی کشتیهای تجاری و غیرمتخاصم در چارچوب روزهای باقی مانده از آتشبس باز کند.
توییت ترامپ قطعاً ضربهای مهلک بر آتشبس نیمبند میان ایران و آمریکا بود که بارها از سوی طرف مقابل مورد تعرض قرار گرفته و شکسته شده بود که تا امروز هم ادامه دارد. از همان آغاز، نقض سه بند از توافق که مهمترین آن تداوم حمله به مواضع حزبالله و اجرا نکردن آتشبس در لبنان بود، نشان داد ترامپ الگوی رژیم صهیونیستی در بیاعتنایی به توافقها و آتشبسها را بهکار گرفته و این مدل با اقدام به محاصره دریایی بنادر ایران در میانه آتشبس با این بهانه که تهران را برای پذیرش توافق زیر فشار بگذارد کامل شد.
واشنگتن در روزهای منتهی به پایان آتشبس دوهفتهای با گذاشتن طرحی ۱۵بندی روی میز با عنوان بسته آخر و غیر قابل تغییر، با تکرار مطالبات حداکثری ترامپ از یک سو و ایجاد فضای محدودیت و ضرورت زمانی با تهدید به بمباران و تخریب زیرساختهای ایران از سوی دیگر و همزمان اجرای یک عملیات رسانهای و تبلیغاتی برای ایجاد اختلاف داخلی و فضای چندقطبی میان ارکان نظام و جریانهای سیاسی با انتشار خبرها و دیتاهای دروغ مانند اختلاف میان قالیباف، مسئول جدید و بلندپایه مذاکرات با مسئولان میدان و فرماندهان سپاه و سپس ادعای کنارهگیری او از مدیریت مذاکرات، تلاش کرد واکنش چهرهها، ارکان و بخشهای مختلف نظام و میزان انسجام داخلی مسئولان نظام و بازخورد آن در جامعه ایران را بسنجد و احتمالاً آن را متزلزل کند تا در نهایت با ایجاد بنبست در مسیر دیپلماسی، تهران را متهم به ناتوانی و عدم تمایل به مذاکره و توافق کرده و بهانه لازم را برای حمله غیرقانونی به زیرساختهای ایران و آنچه از بین بردن یک تمدن یا بازگرداندن آن به عصر حجر خوانده بود، فراهم کند.فاز اول این پروژه قرار بود با تکرار مدل دور اول مذاکرات در اسلامآباد با حضور جیدی ونس برگزار شود.
منابع آمریکایی بارها در آستانه روز آخر آتشبس خبرهای ضد و نقیض از اعزام هیئت آمریکایی به ریاست ونس به پاکستان مخابره کردند. ترامپ شخصاً نقش محوری در این پروژه رسانهای و تبلیغاتی را بر عهده گرفت و از تغییر تصمیم خود درباره حضور ونس و سطح تیم مذاکرهکننده خبر داد.
حتی تیمهای پیشقراول آمریکایی برای انجام امور تشریفاتی و امنیتی هم عازم پاکستان شدند تا ضربالاجل و شمارش معکوس برای لحظه خطر را به ایران یادآور شوند. اما تهران با خویشتنداری و اعصابی پولادین در مقابل این مانورهای فشار، صبر اختیار کرد و در تله آمریکاییها قرار نگرفت تا در کمال ناباوری در ثانیه صفر ترامپ وقتی دید ماهی، طعمه را گاز نگرفته، یکطرفه و بدون محدودیت، آتشبس را تمدید کند.حضور عباس عراقچی در اسلامآباد به دعوت همتای پاکستانی خود و دیدار و رایزنیاش با عاصم منیر، رئیس ارتش این کشور و میانجی اصلی مذاکرات و انتقال نظر تهران درباره بسته ۱۵بندی آمریکاییها با پیوست ایدهها و نظرات تهران، نقشههای ترامپ و تیمش را نقش بر آب کرد.
ایران با تنزل دوباره سطح هیئت و رایزنیها به وزیر خارجه، نه ضربالاجلها و تهدیدهای ترامپ را وقعی نهاد، نه تنگه هرمز را زیر فشار و در سایه نقض آتشبس گشود، نه در تله مذاکره فریب افتاد و نه اجازه داد برای باری دیگر از این سوراخ گزیده شود؛ در عین حال به قول آمریکاییها آخرین بستهشان را هم بیپاسخ نگذاشت.تهران مقابل مطالبات حداکثری ترامپ عقبنشینی نکرد و در حالی که دست بالا را دارد و پایداری مطلوب خود را نمایان کرده، حالا سانتر بلندی به میانه زمین حریف انجام داده و توپ را در زمین آمریکاییها جای داده است. ادامه سفر عراقچی به پایتختهای منطقه، تداوم همین سانتر است.
ترامپ هنوز به تهدیدها و مهلت تعیین کردنهایش ادامه میدهد اما نه او، نه کشورهای منطقه که تاوان سنگینی برای جنگ او پرداختهاند و نه جامعه جهانی که از آثار سنگین و وحشتناک اقتصادی بحران امنیتی در تنگه هرمز در حال آسیب دیدن است نمیخواهند آتش جنگ دوباره برافروخته شود. حالا یا ترامپ قانع میشود که این توپ را پاس بدهد و راه را برای توافقی باز کند یا به اوت بفرستد و تبعاتش را همه متحمل شوند.





نظر شما