این روزها خیابانهای شهر بوی ایستادگی میدهند و دیوارهای دل، پر از جای زخم است. اما در میانه این توفان اخبار و هیاهوی رسانههایی که کارشان «ترور امید» است، چطور میتوان هم گریست و هم ایستاد؟ چطور میشود در عصر گوشیهای هوشمند که هر لحظه نیشتری از ناامیدی به روح میزنند، سنگر آرامش را حفظ کرد؟ در چنین فضایی، پرسش جدیتر از همیشه این است که انسان مؤمن چگونه میتواند دل خود را نگه دارد؛ چگونه میتواند در هجوم اندوه، اضطراب و روایتهای فرساینده، هنوز قامت روح را راست نگه دارد و به وعدههای خدا گرم بماند.
برای یافتن پاسخ، به سراغ حجتالاسلام محیالدین مکارم، استاد دانشگاه باقرالعلوم(ع) رفتیم. گفتوگویی که فراتر از یک مصاحبه، یک «نقشه راه» برای عبور از مه غلیظ جنگ روانی است.
خاکریزهایی که به اتاقنشیمن رسیدهاند!
حجتالاسلام مکارم در ابتدای گفتوگو با اشاره به اینکه آنچه امروز تجربه میکنیم فقط یک جنگ نظامی نیست، میگوید: مدیریت این روزها پیش از هر چیز، مدیریت خود ماست؛ مدیریت روح و روانی که در معرض وسوسهها، شکها و سیل اخبار هولناک قرار گرفته است. وقتی دشمن میخواهد جامعهای را از پا دربیاورد، همیشه از توپ و تانک شروع نمیکند؛ گاهی کافی است دلها را در معرض تردید و دلسردی قرار دهد تا بقیه کار خودبهخود انجام شود. قرآن کریم به ما آموخته ماندن در محیطهایی که در آن، حق به استهزا گرفته و آیات الهی تکذیب میشود، فقط یک اشتباه رفتاری نیست؛ نوعی آلودگی تدریجی روح است. همانطور که میفرماید کسانی که وقتی میبینند عدهای به آیات الهی میتازند و با لجاجت آنها را انکار میکنند، در کنارشان مینشینند و همراهی میکنند، کمکم شبیه همانها میشوند.
وی با تفکیک میان دو گروه توضیح میدهد: اگر کسی دچار شک بوده ولی اهل حقیقتجویی است، باید با او گفتوگو و کمک کرد شبههاش برطرف شود؛ اما کسانی که با عناد، استهزا و نفی مستمر حق، فضای فکری و رسانهای را آلوده میکنند، نیازمند مواجههای دیگرند؛ باید از این فضاها فاصله گرفت تا هم خود آلوده نشویم و هم آنها احساس نکنند میدان را بدون مقاومت در اختیار دارند. اینجا همان نقطهای است که جنگ امروز، از سطح خاکریز و موشک، به سطح اتاقنشیمن و صفحه گوشیهای ما منتقل میشود.
از بوی عطر تا دود تردید؛ روح شما چه تنفس میکند؟
این کارشناس دینی برای روشنتر شدن تأثیر محیط بر روح انسان، به مثالهای ساده متوسل شده و میگوید: همه ما تجربه کردهایم که اگر کنار کسی بنشینیم که عطر خوش زده، پس از چند دقیقه لباس خودمان هم بوی خوش میگیرد، بدون آنکه خودمان عطری استفاده کرده باشیم. برعکس، اگر در مجاورت کسی باشیم که بوی سیگار از او بلند میشود، وقتی از او جدا میشویم دیگران تصور میکنند خودمان سیگار کشیدهایم. این همان قانون سادهای است که در مورد روح انسان هم صادق است؛ روح ما نیز مانند بدن ما از محیط تأثیر میپذیرد. استاد مکارم تأکید میکند: اگر در محیطی باشیم که در آن، سخن از امید، توکل، استقامت و نگاه بلند به وعدههای الهی است، دل ما قرصتر و در تحمل مصیبتها تواناتر میشود. اما اگر مدام در معرض روایتهای یأسآلود، تحقیرآمیز و مملو از تسلیمطلبی باشیم، هرچند نیت اولیهمان اطلاع از اوضاع باشد، نتیجهاش تضعیف اراده و تخریب آرام امید است. اینکه امروز چه کسانی را در فضای مجازی دنبال میکنیم، در چه کانالهایی میمانیم و پای چه نوع تحلیلهایی وقت میگذاریم، فقط یک انتخاب سلیقهای نیست؛ انتخاب هوایی است که روح خود و خانوادهمان را در آن تنفس میدهیم.
خودآزاری رسانهای یا آگاهی مسئولانه؟
حجتالاسلام مکارم با اشاره به اینکه فضاهای مجازی امروز بیش از هر زمان دیگری با زندگی ما آمیخته شده است، بیان میکند: ما نمیتوانیم وجود رسانه را نادیده بگیریم اما میتوانیم نحوه مواجهه با آن را مدیریت کنیم. یکی از توجیهات رایج این روزها این است که «باید در جریان خبرها باشیم» و «نمیتوان در بیاطلاعی زندگی کرد» اما «دانستن خبر به چه قیمتی؟»؛ این پرسشی است که استاد مطرح میکند. او میگوید: برخی به نام کسب خبر، دچار نوعی خودآزاری جمعی شدهاند. غرق شدن در سیلاب تصاویر و روایتهای تلخ، آگاهی نمیآورد، بلکه فلجکنندگی میآورد. آگاهی قرآنی یعنی تفکر؛ یعنی بدانیم چه خبری را از چه منبعی و به چه اندازه بنوشیم. زل زدن مداوم به سیاهی، چشم دیدن سپیده را از ما میگیرد.
وی با اشاره به شرایط جنگی کشور و شهادت رهبر معظم انقلاب و جمع زیادی از مردم بیگناه، تأکید میکند: در این وضعیت، باز گذاشتن بیضابطه چشم و گوش به روی هر خبر و روایتی، نهتنها تدبیر خوبی نیست، بلکه میتواند به خیانت به خود، خانواده و حتی جامعه تبدیل شود؛ چون نتیجهاش گسترش حزن فلجکننده و ناامیدی سستکننده در سطح عمومی است. اسلام به «تفکر» و «تفقه» دعوت کرده، نه به غرقشدن در هیاهوی بیهدف اطلاعات؛ آگاهی مسئولانه یعنی انتخابگری؛ یعنی بدانیم چه چیزی را، از چه منبعی و تا چه حد باید دنبال کنیم تا هم وظیفهمان را در قبال جامعه انجام داده باشیم و هم از فرسودگی روح خود جلوگیری کنیم.
آری به حزن مقدس؛ نه به غم ویرانگر
به باور این کارشناس دینی یکی از پیامدهای مستقیم وضعیت فعلی؛ غلبه حزن، غم و اندوه بر دلهای مؤمنان است. او میگوید: طبیعی است که در فقدان عزیزترین شخصیت نظام اسلامی و در سوگ خونهای به ناحق ریخته، دل مؤمن به درد بیاید و چشمها اشکبار شود؛ این همان حزن مقدسی است که در روایات در سوگ سیدالشهدا(ع) و سایر اولیای الهی ستوده شده است. قرآن نوع دیگری از حزن را بهروشنی نهی کرده است؛ حزنی که به سستی میانجامد، انسان را از حرکت بازمیدارد و او را از افق امید و وعدههای الهی غافل میکند.
استاد مکارم یادآور میشود: در آیات متعدد، خداوند مؤمنان را با تعابیری مانند «وَ لا تَهِنوا وَ لا تَحزَنوا» فرامیخواند؛ یعنی سست نشوید و محزون نباشید، در حالی که شما برترید، اگر ایمان داشته باشید. این نهی از حزن به معنای نفی احساسات انسانی نیست، بلکه نفی آن نوع اندوهی است که انسان را از عمل صالح، دفاع از حق و استقامت در راه خدا بازمیدارد. راهحل قرآنی به تعبیر او، در یک جابهجایی تکیهگاه خلاصه میشود: دل نباید بر تحلیلهای متغیر و صحنههای مقطعی تکیه کند، بلکه باید به وعدههای ثابت الهی مطمئن شود؛ وعدههایی که در اوج سختیها نیز صادقاند. قرآن نسخهای روشن ارائه میدهد؛ سست نشوید، غمگین نشوید، کوتاه نیایید؛ چراکه اگر این راه را راه خدا میدانید، خداوند عاقبت نیک را برای اهل حق تضمین کرده است. آنچه امروز بیش از هر زمان دیگری به آن نیاز داریم، همین اطمینان قلبی است که در پرتو توکل و رجا بدست میآید.
وقتی صحبت به شهادت یاران و رهبران مقاومت میرسد، استاد با تأکید بیشتری میگوید: «بله، دل مؤمن میسوزد. مگر میشود خونهای پاک ریخته شود و اشک نریخت؟ این حزن مقدس است؛ همان غمی که موتور محرک شیعه در طول تاریخ بوده، اما قرآن یک «نه» بزرگ به نوعی دیگر از غم دارد: وَ لاتَهِنوا وَ لا َحزَنوا... سست نشوید، زمینگیر نشوید! اندوهی که تو را از عمل صالح بازبدارد، از جنود شیطان است. مؤمن باید غم را به «خشم مقدس» و «اراده پولادین» تبدیل کند.
عضو هیئت علمی پژوهشگاه باقرالعلوم(ع) در ادامه به برخی آیات کلیدی قرآن اشاره میکند که در شرایط جنگ نازل شدهاند و برای امروز نیز کاملاً زنده و راهگشا هستند. او اظهار میکند: یکی از این آیات، فرمان روشن الهی است که میفرماید: «فَلَا تَهِنوا وَ تَدعوا إِلَی السَّلْمِ وَ أَنتُمُ الأَعْلَون…»؛ یعنی سست نشوید و به صلح فرا نخوانید، در حالی که شما برترید. این آیه در میانه جنگی نازل شد که مسلمانان هم ضربههای سختی خورده بودند، شهید داده و حتی شخصیت بزرگی مانند حمزه سیدالشهدا(ع) را از دست داده بودند؛ با این حال، قرآن به آنان هشدار میدهد در اوج سختی، اگر دست بالا را دارند، نباید بهدنبال سازش ذلتبار و کوتاهآمدن زودهنگام باشند.
وی میافزاید: ما نیز در این ماهها هم داغی بزرگ مانند شهادت رهبر معظم انقلاب را بر دل داریم، هم فقدان هموطنان بیگناه و هم ویرانیهای ناشی از حملات دشمن را. اما اگر به مجموع صحنه نگاه کنیم، میبینیم جبهه دشمن نیز در سرزمینهای اشغالی و پایگاههای آمریکایی، ضربههای سنگین و دردهای عمیقی را تجربه میکند؛ آنها هم میترسند، هم آسیب میبینند. تفاوت در این است که ما به وعدهای امید داریم که آنان از آن محروماند. این همان نکتهای است که آیه «وَ لا تَهِنوا فِی ابتِغاءِ القَوم... إن تَکونوا تَألمونَ فإنهم یَألمونَ کما تَألمون وَ تَرجونَ مِنَ الله ما لا یَرجون» به آن اشاره میکند. خدای حکیم در این آیه به مؤمنان متذکر میشود: اگر شما درد میکشید، دشمن هم درد میکشد؛ آنها هم کشته میدهند، آنها هم میترسند. اما یک تفاوت کهکشانی وجود دارد: تَرجونَ مِنَ الله ما لایَرجون. شما به خدایی تکیه دادهاید که صاحب فرداست، اما آنها در بنبست پوچی دست و پا میزنند. ما داغداریم اما امیدوار؛ آنها زخمیاند و هراسان. حجتالاسلام مکارم با استناد به آیات وحی، برتری جبهه حق را در یک کلام میداند: «امید به بینهایت».
سخن آخر: خون شهدا چشمه حیات است
در پایان این گفتوگو، استاد مکارم با نگاهی به وضعیت امروز کشور، میگوید: ما در روزهایی زندگی میکنیم که از یک سو بهشدت جراحت دیدهایم؛ هم در سطح فردی، هم در سطح ملی و عاطفی و از سوی دیگر، در اوج این رنجها، نشانههای روشنی از استیصال و بحران در اردوگاه دشمن میبینیم. هنر مؤمن در چنین لحظاتی این است که هم حقیقت مصیبت را انکار نکند، هم اجازه ندهد حزن، او را از مسئولیتهایش بازدارد. نسخه نهایی قرآن و معارف اهلبیت(ع) این است که دلهایمان را به وعدههای خدا گرم نگه داریم و به عاقبت نیکوعدهشده برای اهل حق امیدوار باشیم؛ همان عاقبتی که تنها با ایستادگی، تدبیر و مدیریت آگاهانه روح و روان در این جنگ سخت رسانهای و نظامی بدست خواهد آمد. هنر ما در این دوران، «سرسختی مؤمنانه» است. نگذارید روایت دشمن، جای واقعیت نصر الهی را بگیرد. خون پاک رهبران و عزیزان ما، نه پایان راه، که آغاز یک رویش جبارانه برای ایران و امت اسلام است. ایستادگی، تدبیر و اتصال به خدا؛ این است نسخه فتح.






نظر شما