نام نیکوی ضامن آهو در حریر ابریشمِ دیدارها مُشک میپراکند، خورشید در شعاع نگاه آدمها نور میپاشد، آسمان در امتداد زمین ستاره میریزد و همهٔ این بوم زیبا زیر سایه خورشید از قدرت و عزت پرچم امام مهربانیها جان میگیرد.
اصلاً فهرست برنامهریزی، جدول دیدارها و پیشبینیها از قول و قرار دنیایی ما است. کاروان را آنجا که خودش میخواهد میبرد از همان کوچهای حرکت میدهد که دلی شکسته و قلبی حرم شده است.
در مسیر برگشت از منزل بیماری که بدون پیشبینی مدیران اجرایی برنامه؛ رزق پرچم نصیبش شده بود، خودروی حامل سفیران خورشید در هیاهوی کوچهپسکوچههای شهر توقف کرد.
موج پرچم روی دست خادم آفتاب بر دستان عابران کنار خیابان گره میخورد. با خود میگفتم حساب همهٔ زائرانت را حتی در انتهای دورترین کوچهها داری و این حقیقت زیبا تجلی انیس النفوس است. پرچم رفت جلوی مرد میانسالی که دست بر عصا چشمبهراه دوخته بود. مادری بغضکرده جلو آمد؛ آقای خادم آقای خادم به خانه دختر من بیایید... و رزق و ملاقاتی عجیب که فرزندان موسی ابن جعفر (ع)؛ باب الحوائج دلها از قبل امضا کرده بودند.
خواهر کریمه و برادر کریمی که نور و سرور رضوی را در قامت سلامتی، بر تن مادر و فرزند در راهش پوشاندند. بانوی کاشانی که پس از سالها چشمش به مژدهٔ تولد فرزندش روشن شده بود؛ اما از شدت فشار روانی و اضطراب موشکباران جنگ تحمیلی رمضان و موج انفجار حملات آمریکایی - صهیونی در نزدیکی منزلش دچار مشکلات ناشی از حملات شده بود.
مادرش گفت؛ دخترم قبل از آمدن کاروان در شب میلاد حضرت فاطمه معصومه (س) در رؤیا دیده که کریمهٔ اهلبیت (ع) لباس سبز زیبایی را به قامتش پوشانده است، امروز که پرچم در قاب چشمانش درخشید؛ گفت این پرچم سبز تعبیر خوابم است که خواهر امام رضا (ع) برازندهٔ سلامت و صلابت فرزند در راهم کرد و وقت سحر از غصه نجاتم دادند.
یادداشت: حرمت سادات متولی





نظر شما