در سالهای اخیر، جهتگیری سیاست خارجی و نظامی اسرائیل تحت رهبری بنیامین نتانیاهو وارد مرحلهای تازه و بحثبرانگیز شده است. اظهارات مقامهایی مانند بزالل اسموتریچ درباره گسترش نفوذ تا دمشق و تأکید نتانیاهو بر تبدیل اسرائیل به قدرتی فراتر از یک بازیگر منطقهای، نشان میدهد که ایده «اسرائیل بزرگ» دیگر صرفاً یک شعار حاشیهای نیست، بلکه به بخشی از یک راهبرد کلان تبدیل شده است. این رویکرد، که ترکیبی از اهداف سرزمینی، نظامی و سیاسی است، پیامدهای گستردهای برای نظم منطقهای به همراه دارد.
گسترش نفوذ؛ فراتر از مرزها
آنگونه که وبگاه پولیتیکو مینویسد: تحرکات نظامی اسرائیل در چند سال گذشته، از غزه و لبنان گرفته تا سوریه و حتی درگیریهای غیرمستقیم با ایران نشاندهنده سیاستی است که تنها به دفاع محدود نمیشود. اشغال مناطق راهبردی، افزایش حضور نظامی در نقاط حساس و تلاش برای تغییر موازنه قدرت، همگی بیانگر تلاشی هدفمند برای تثبیت برتری اسرائیل در منطقه هستند. در کنار این اقدامات، تلاش برای ایجاد ائتلافهای جدید و تضعیف رقبا نیز بخشی از همین راهبرد به شمار میرود. در واقع، هدف تنها کنترل زمین نیست، بلکه شکلدهی به نظمی است که در آن اسرائیل بازیگر مسلط باشد.
فوریت سیاسی و شخصی نتانیاهو
شتاب در اجرای این سیاستها را نمیتوان بدون در نظر گرفتن شرایط داخلی اسرائیل تحلیل کرد. نتانیاهو با چالشهای جدی سیاسی و قضایی مواجه است و محبوبیت او در داخل کاهش یافته است. در چنین شرایطی، ادامه تنشهای خارجی و حفظ وضعیت بحران میتواند به تعویق پاسخگویی داخلی کمک کند. تجربه تاریخی نیز نشان داده که رهبران درگیر بحرانهای داخلی، گاه از سیاست خارجی تهاجمی بهعنوان ابزاری برای حفظ قدرت استفاده میکنند. بنابراین، پیوند میان اهداف منطقهای و ملاحظات شخصی در تصمیمگیریهای کنونی اسرائیل قابل چشمپوشی نیست.
تغییر موازنه منطقهای و جهانی
در سطح بینالمللی نیز شرایط در حال تغییر است. حمایت سنتی غرب از تلآویو با چالشهایی روبهرو شده و افکار عمومی، بهویژه در میان نسل جوان، نگاه انتقادیتری پیدا کرده است. در مقابل، بازیگران منطقهای مانند ترکیه و برخی کشورهای عربی در حال نزدیکتر شدن به یکدیگر و تلاش برای ایجاد ساختارهای امنیتی مستقل هستند. این تحولات نشان میدهد که مسیر پیشروی اسرائیل با محدودیتهایی جدی روبهروست.
در مجموع، پروژه «اسرائیل بزرگ» را میتوان تلاشی برای بازتعریف جایگاه اسرائیل در منطقه دانست؛ تلاشی که با وجود فرصتهای کوتاهمدت، با ریسکهای بلندمدت همراه است. ادامه این مسیر میتواند به بیثباتی بیشتر در خاورمیانه منجر شود، در حالی که نشانههایی از شکلگیری نظمهای جایگزین نیز به چشم میخورد. پرسش اصلی این است که آیا این راهبرد به تثبیت موقعیت اسرائیل خواهد انجامید یا زمینهساز چالشهای عمیقتر در آینده خواهد شد.





نظر شما