دیپلماسی؛ عرصه مدیریت نرم، معتدل و سیاستمدارانه امور در عرصه بینالمللی است؛ ساحتی که باید با هوش بالا، تجربه و درایت، آیندهنگری و همهجانبهنگری همراه باشد. از همین رو است که در ادبیات عامه و در مثل به پاسخهای هوشمندانه، محتاطانه و آیندهنگر، جواب دیپلماتیک گفته میشود.
در شرایط سخت و بحرانی مثل وضعیت موجود که کشور با دشمنی حیلهگر، قدرتمند و قلدر روبهرو است، دیپلماسی، کاری به مراتب دشوارتر است؛ چرا که گفتوگو و مذاکره با دشمنی که به آب و خاک کشور تعرض کرده، رهبر ما را به شهادت رسانده، فرماندهان و مقامات عالی رتبه کشور را هدف قرار داده و در یک کلام امروز با او پدرکشتگی داریم، نه فقط صبر و کظم غیظ و خویشتنداری میطلبد که جرئت و قدرت هم نیاز دارد تا مصالح کشور را در اولویت قرار داده و با دشمن رودررو شد.
امروز به واقع میدان، دیپلماسی و خیابان، سه ضلع جنگ با آمریکا و رژیم صهیونیستی است و قطعاً تعادل و توازن در اقتدار این سه حوزه، لازمه ایستادگی در مقابل دشمن و عملیات روانی و رسانهای او، آن هم ورای رویاروییهای نظامی است. دیپلماسی مقتدرانه را باید حد فاصل و پیونددهنده دو ضلع دیگر یعنی خیابان (مردم و حمایت آنها) و میدان (نیروهای مسلح و توان دفاعی کشور) دانست .دیپلماسی و پیگیری منافع ملی در فضای جنگ، جرئت و جسارت ویژهای میطلبد، چه بسا در داخل عدهای بحق، مذاکره و بدهبستان با دشمن را برنتابند، خونخواه شهدا باشند و در عین حال ضرورت مصالح کشور ایجاب کند که دستگاه دیپلماسی کشور آگاهانه و دلسوزانه تلاش کند تهدید و تعرض را از مسیرهای کمهزینهتر دفع کرده و همچون میدان جنگ نظامی، منافع کشور را پیگیری کرده و خونخواهی را در پس آن پیگیر شود.اما در این مسیر اگر اقتدار توأم با هوش سیاسی نباشد و در زمان لازم خویشتنداری و محافظهکاری و در زمان ضرورت با زبان تند و قاطع همراه نشود، موفق نخواهد بود.
دیپلماسی اگرچه در اغلب موارد پشت درهای بسته به پیش میرود، اما لازمه موفقیت آن میدان جنگ کلامی و رسانهای است که در پیرامون آن شکل میگیرد. دیپلماسی اگر در فضای رسانه و افکار عمومی شکست بخورد، دیپلماتها پشت میز مذاکره، خلع سلاح خواهند شد.
این معنا را به خوبی در تأکید و استفاده ترامپ از عملیات روانی و رسانهای میتوان دید؛ کسی که در یک ساعت بیش از ۳۰ توییت میزند و تاکنون بیش از ۲۰۰موضعگیری متناقض و فریبدهنده داشته است. از این رو جایگاه سخنگویان دستگاه دیپلماسی که افسران این عرصه هستند هم بسیار ویژه است.
در جنگ تحمیلی سوم بررسی و رصد عملکرد سخنگوی وزارت خارجه کشورمان نشاندهنده عملکردی موفق است که توانسته در بسیاری از مواقع، عملیات رسانهای و پروپاگاندای رقیب را ناکام بگذارد.
اسماعیل بقایی در یکی از سختترین فضاهای کاری نه تنها در جنگ ۱۲روزه و جنگ رمضان، نشستها و حضور میدانی خود را با وجود تهدیدهای دشمن، تعطیل نکرد که بیشتر از آن در فضای مجازی و در تعامل با رسانهها سریعترین و بهموقعترین واکنشها را با اثرگذاری مطلوب داشته است.او گاه محتاطانه و با نگاه به مصلحت دیپلماسی از تمایل و تأکید ایران به گفتوگو و حل مسائل پای میز مذاکره سخن گفته تا افکار عمومی جهان فریب ادعاهای دشمن در مورد تهدید و سرسختی ایران را نخورد و گاه از پاسخ مقتدرانه ایران به تهدیدها، گاه مبانی حقوقی تجاوز غیرقانونی آمریکا و رژیم صهیونیستی را برای جهانیان تبیین کرده و گاه مبانی حقوقی پاسخ مقتدرانه ایران به مهاجم و شرکایش را؛ هم از دوستی و خیرخواهی ایران برای کشورهای همسایه با وجود خیانت آنها سخن گفته؛ و هم از اینکه جنگ تمام میشود و همسایگی ما میماند.
امروز نیز اسماعیل بقایی همسو و همصدا با میدان، در پی تهدید دوباره ترامپ و تلاش او برای برداشتن پای ایران از گلوی او و اقدام برای باز کردن قهری تنگه هرمز و سؤال خبرنگار یک رسانه عربی که پرسید چرا ایران در برابر ارتش آمریکا که قدرت بسیار بیشتری دارد و ابرقدرت اول جهان است تسلیم نمیشود و عقبنشینی نمیکند؟، پاسخی مقتدرانه و عزتمندانه داد و گفت: ما هم ابرقدرتیم و تسلیم نخواهیم شد.این تکجمله آقای سخنگو همراه با پاسخ قاطع نیروهای مسلح کشور به تلاش آمریکاییها برای شکستن اقتدار ایران در تنگه هرمز و موشکهایی که توسط نیروهای مسلح شلیک شدند، دو سوی یک مضمون بودند؛ دیپلماسی اقتدار.





نظر شما