بیش از ۶۰ شب است که مردم در خیابانها با حضور خود حماسهای خلق کردهاند که جهان را به حیرت واداشته؛ مقاومت و حضوری که حتی زیر باران و برف ادامه یافت. به گفته رهبر معظم انقلاب، این مردم بودند که با شهادت قائد امت و خلأ رهبری، کشور را رهبری کردند و جلو حضور عناصر مسلح ضدانقلاب در خیابانها را گرفتند.
این شبها حضور پرشمار زنان در خیابانها یکی از نکات بارزی است که نشاندهنده نقش آنها در امتداد انقلاب است؛ نقشی که از آغاز انقلاب اسلامی مردم ایران بهصورت پررنگی ظهور و بروز پیدا کرده بود، تا جایی که از همان ابتدا شهدای زنی داشتیم که در حمله به تظاهرات مردمی به شهادت میرسیدند یا زنانی که در زندانهای ساواک توسط مأموران رژیم طاغوتی پهلوی شکنجه میشدند. در تظاهرات ضدشاهنشاهی نیز حضور زنان به طور غیرقابل انکاری پررنگ بود و اکنون نیز در این رسالت و نقشآفرینی در دوران بلوغ و اوج قدرتمندی انقلاب اسلامی، این زنان هستند که حماسه خیابان را رهبری میکنند.
برای بررسی نقش زنان در مقاومت مردم ایران در خیابان، به سراغ دو تن از جامعهشناسان و دانشآموخته مطالعات زنان و یک نفر از اصحاب رسانه رفتیم که این شبها در خیابان فعالیت گستردهای داشتهاند.
خانواده به مثابه واحد حکمرانی اجتماعی
زهرا عباسپور، دانشآموخته مطالعات زنان و دانشپژوه دکترای حکمرانی خانواده دانشگاه تهران در گفتوگو با طوس در این باره میگوید: حضور زنان در کنشهای سیاسی-فرهنگی این شبها در خیابان، تجلی یک الگوی «حکمرانی اجتماعی» به معنای ساماندهی خودجوش امور جمعی توسط شهروندان در فضاهای اجتماعی و محلهای، با تکیه بر شبکههای اعتماد و همبستگی اجتماعی است. بر اساس این تعریف، خانواده از واحد منفعل به بازیگر فعال تبدیل میشود. زنان با حضور در خیابان، نه تنها موضع سیاسی اتخاذ کرده؛ بلکه الگوی جدیدی از «مشارکت خانوادگی در امور عمومی» را تعریف میکنند. این حضور، ساختار قدرت درون خانواده را از مدل سلسلهمراتبی به مدل مشارکتی تغییر میدهد و به فرزندان میآموزد که مسئولیت اجتماعی، جزو جدانشدنی هویت خانوادگی است. از این منظر، زنان بازیگران نخست حکمرانی اجتماعی خیابان در جنگ رمضان؛ چه از بُعد کمی و چه از بُعد کیفی هستند.
او میافزاید: از نظر کمی نیز اگر به تصاویر و گزارشها نگاه کنیم، حضور زنان در خیابانها قابل توجه است. این حجم حضور، این پیام را میرساند که این دیگر یک حرکت حاشیهای نیست؛ یک جریان اجتماعی گسترده است که زنان محور اصلی آن هستند. از نظر کیفی، نقش زنان خیلی عمیقتر است؛ زیرا آنها در فرهنگ ما نماد پیوند خانواده با جامعه هستند. وقتی یک زن به خیابان میآید، این یعنی یک خانواده تصمیم گرفته وارد عرصه عمومی شود. به این معنا که آن شبکههای اعتماد و همبستگی از درون خانواده شروع و به خیابان کشیده شده است.
عباسپور با بیان اینکه «خانواده به مثابه واحد حکمرانی اجتماعی» یعنی خانواده دیگر فقط یک واحد مصرفکننده یا منفعل نیست، عنوان میکند: خانوادهای که تصمیم میگیرد، سازماندهی میکند و با خانوادههای دیگر شبکه میسازد. بانوان به دلیل نقش محوری در خانواده، طبیعتاً رهبران این فرایند هستند. این حکمرانی اجتماعی، خودجوش است؛ یعنی از مدل بالا به پایین ایجاد نشده؛ بلکه از پایین به بالا ساخته شده و بانوان با تجربهای که از مدیریت امور خانواده دارند، آموختهاند چگونه با منابع محدود شبکه بسازند، آن را هماهنگ کرده و حرکت جمعی را سازماندهی کنند.
این دانشآموخته مطالعات زنان با بیان اینکه بُعد روانشناختی عمیقتری در این حضور نهفته که میتوان آن را در معادله «نترسیدن زنان = نترسیدن جامعه» خلاصه کرد، میافزاید: این ایده بر دو اصل استوار است؛ در اغلب جوامع، حضور آرام و عادی زنان و کودکان در فضاهای عمومی، یک شاخص ناخودآگاه و قدرتمند از «امنیت درکشده» است. وقتی زنان بهصورت گسترده در یک محیط حضور دارند، این پیام ضمنی را به کل جامعه مخابره میکنند که «اینجا امن است». این یک مکانیسم شناختی است که ریشه در تکامل انسان دارد. همچنین سایر اعضای جامعه؛ به ویژه مردان، به صورت ناخودآگاه رفتار زنان را یک «ترمومتر خطر» میخوانند. اگر زنان که بهطور سنتی نماد احتیاط و محافظت از کانون خانواده تلقی میشوند، نترسند و در میدان حاضر باشند، این شجاعت به سرعت به مردان و کل جمعیت تسری پیدا میکند و سطح آرامش و اعتماد به نفس جمعی را به شدت بالا میبرد.
او با اشاره به اینکه این کنشها موجب بازمعماری بنیادین در ساختار و کارکرد خانواده میشوند، بیان میکند: خانواده از «پناهگاه خصوصی» به «پایگاه کنشگری» تبدیل میشود. مرز خصوصی و عمومی بازتعریف شده و خانواده نقش هویتبخش در عرصه ملی پیدا میکند. دیگر خانواده صرفاً محل استراحت و بازتولید نیروی کار نیست؛ بلکه فضای تولید معنا، تصمیمگیری سیاسی و سازماندهی کنش جمعی است. همچنین خانواده از «مفعول سیاست» به «فاعل سیاستساز» تبدیل میشود. دیگر خانواده صرفاً دریافتکننده منفعل سیاستهای دولتی نیست؛ بلکه بازیگر پویا در معادلات اجتماعی است که با حضور فعال خود، مسیر تحولات را شکل میدهد.
عباسپور یادآور میشود: کنشگری زنان در شرایط کنونی جامعه ایران، موجب تحولات عمیقی در ساختار خانواده و جامعه شده است. گسترش پیوندهای خانوادگی از درونگروهی به بینگروهی و اتصال خانوادهها از شبکههای بسته خویشاوندی به شبکههای باز همبستگی اجتماعی، تابآوری خانواده را افزایش و وابستگی آن به دولت را کاهش داده است. الگوهای تاریخی شیعی و تجارب جهانی نیز نشان میدهد زنان در بحرانها نقش «معمار تابآوری» را ایفا میکنند. حضور فعال آنها در جامعه سه مکانیسم کلیدی تقویت شبکههای حمایتی، انتقال مهارتهای سازگاری و تقویت هویت جمعی را فعال میکند.
این دانشآموخته مطالعات زنان عنوان میکند: اکنون خانواده از «موضوع حکمرانی» به «سوژه و فاعل حکمرانی» تبدیل شده و از منطق بقا به منطق مشارکت گذار کرده است. این تحول روانشناختی، فضای عاطفی خانواده را از ترس و انفعال به اعتماد، امید و شجاعت تغییر داده است.
او با بیان اینکه کنشگری زنان گستردهتر و چندوجهیتر از کنشگری مردان است، ادامه میدهد: چرا که در شرایط جنگ فرسایشی، خانه به خط مقدم تبدیل شده و زنان با ابزارهای متنوع از اقتصادی تا فرهنگی و روانی، مقاومت فراگیری را سازمان میدهند. هدف آنها از پیروزی کوتاهمدت فراتر رفته و به «حفظ و تداوم حیات» بهعنوان یک پروژه وجودی تبدیل شده است. این کنشگری با شبکهسازی افقی و ارگانیک، مقاومتی ریشهدوانده در جزئیات زندگی روزمره را ایجاد کرده که شکست دادن آن تقریباً غیرممکن است و میتواند دستاوردهای فرهنگی پایداری را تا نسلها حفظ کند.
اکنون کل هسته خانواده به میانه میدان منتقل شده است
مسعود ولیزاده، جامعهشناس و فعال فرهنگی سیاسی نیز در گفتوگو با طوس درباره نقش زنان در اجتماعات شبانه مردم ایران میگوید: محور مشترک میان زنان ایران، کنشگری اجتماعی مستقیم بوده و ما باید بهعنوان جامعه درک کنیم که ارائه الگوهای سابق، پاسخگوی نیاز و توانمندی امروز زنان نیست. این مسیری است که بارها تلاش کردهایم از آن عبور کنیم و شکست خوردیم؛ اما متأسفانه همچنان فکر میکنیم میتوانیم بر آن اصرار داشته باشیم. بنابراین ما در نقطهای قرار داریم که عملاً تولدی نو از نقش زن در جامعه در حال وقوع است. یکی از علل این بوده که پیش از انقلاب اسلامی، زنان در خانه بودند و حکمران وقت (پهلوی ملعون) میخواست آنها را بدون حجاب به خیابان بکشاند؛ اما مقاومت صورت گرفت. پس از انقلاب اسلامی، ما خود به زنان گفتیم درس بخوانید و برایشان شرایط را مهیا کردیم و عملاً پیشزمینههای کنشگری مستقیم را به وجود آوردیم؛ اما به ظرفیتهای اجتماعی این موضوع توجه نکردیم. نتیجه این شد که ما با پیشزمینه تولد الگوی سومی روبهرو هستیم که نتوانستهایم آن را نقشبندی و ترسیم کنیم.
او با بیان اینکه خانواده هستهای جزء جداییناپذیر و بخش اساسی جامعه ایران محسوب میشود و امر دینی مقوم و محور آن به شمار میآید، از این رو این خانواده هستهای باقی خواهد ماند، میافزاید: این خانواده با شکل جدیدی از کنشگری زنان روبهرو است که با علمداری رهبر اول و دوم انقلاب در کشورمان اتفاق افتاد. ما با این ماجرا که زنان بهطور مستقیم در امور سیاسی و فعالیتهای اجتماعی و اقتصادی حضور دارند و همزمان اتصال و محوریت خانواده را هم حفظ میکنند، روبهرو هستیم. نتیجه این است باید شیوهای از کنشگری اجتماعی و اقتصادی را داشته باشیم که مبتنی بر رفتار مستقیم زنان باشد، نه همان برداشت سنتی؛ بلکه مبتنی بر رفتار مستقیم زنان که مقوم خانواده نیز باشد.
ولیزاده ادامه میدهد: اکنون کل هسته خانواده به میانه میدان منتقل شده است؛ در نتیجه زیست خانوادگی دارد در آنجا اتفاق میافتد و خانواده به شکل منفک و مجزا ایجادکننده تابآوری برای مردان کنشگر نیست؛ بلکه زیست خانواده به کنشگریهای خیابانی منتقل شده است. نکته تابآوری خانوادهها در این مدت که بیش از ۶۰ روز از آن میگذرد، این است که خانواده تفریح، تلاش اقتصادی، آموزش فرزندان، صرفهجویی در مصرف و حضور در خیابان را در کنار هم دارد. از این رو این اتفاق و جنس خانوادگی بودن حضور در خیابان، به بخش اصلی و برنامه زندگی تبدیل شده، نه یک امر فوق برنامه و تابآوری را ایجاد میکند.
این جامعهشناس و فعال فرهنگی سیاسی با بیان اینکه به نظر میآید عموم زنان نسبت به عموم مردان در این شبها فعالیت مستقیم بیشتری دارند، عنوان میکند: یکی از علل این است که مردان درگیریهای کاری بیشتری دارند و هنگامی که همسرشان در این فعالیتها مشارکت دارند، عملاً احساس رضایت میکنند که بخشی از خانواده ما این کار را انجام میدهد و حس درونیشان به رضایت میرسد. نکته دیگر اینکه اساساً زنان در شرایط اجتماعی ما ظرفیت کنشگری مستقیمشان رشد کرده است.
او تأکید میکند: ما با امری از تربیت در دل میدان روبهرو هستیم؛ یعنی زنان همراه با فرزندانشان در میدان حضور دارند و یک تربیت پیشامیدانی به تربیت درونی میدانی منتقل شده و تربیت و ویژگی کنشگری مستقیم اجتماعی زنان را در خود رشد داده است. واقعیت این است که محوریت عواطف خانواده و ارتباط میان اعضا با مادر یا زن خانواده است. وقتی شرایطی رخ میدهد که یک نیاز زن که کنشگری اجتماعی است، امکان بروز و ظهور مییابد، امکان کنش خانوادگی که مسئولیت و نقش دیگر زن است، با یکدیگر انطباق پیدا کرده و زن علمدار این ماجرا میشود.
از حضور مادربزرگها تا کودکان در خیابانها
در ادامه، به سراغ زهره رنگآمیز طوسی، یکی از اهالی رسانه مشهد رفتیم تا از مشاهدههای میدانی خود درباره فعالیت بانوان و دختران مشهدی در خیابانها بگوید.
او در این باره به طوس میگوید: آنچه این شبها در خیابانهای مشهد مشاهده میکنیم، حضور ۷۰ درصدی زنان در اجتماعات شبانه است. این تجمعات شبانه یک اتفاق مادرانه در شهر مشهد محسوب میشود و حتی مردان و پسرانی که پای کار آمدند، به پشتوانه یک زن و یک مادر و یک همسر توانستند این همه شب پای کار باشند، حتی در صدر اسلام هم پیامبر اکرم(ص) به پشتوانه حضرت خدیجه(س) و حضور دخترشان حضرت فاطمه(س) خیلی اتفاقات را رقم زدند و اکنون ما این ماجرا را به شکل دیگری میبینیم.
رنگآمیز طوسی میافزاید: آنچه از حضور و نقشآفرینی زنان در میدان میبینیم، خانمی است که با چرخ خیاطیاش آمده و دارد پرچم میدوزد. خانمی معلم است و معلمی در میدان را برای خودش تعریف کرده و برای بچهها رفع اشکال انجام میدهد. آنطرفتر هنرمندانی هستند که عروسکگردان آنها خانم است. خانمی نشسته و دارد برای بچهها نقاشی میکشد یا طرح پرچم روی صورت آنها میزند، یا خانم نقاشی که در غرفه رسانه حضور پیدا کرد و برای دختران شهید میناب نقاشی کشید و یک اثر هنری خلق کرد.
این بانوی خبرنگار مشهدی خاطرنشان میکند: این شبها خانمها پرچمدار بودند و برخی به همراه فرزندشان با کالسکه در تجمعات شرکت کردند. مادربزرگها هم روی صندلیشان در گوشهای از تجمع نشستهاند و همانطور که در میدان حضور دارند و پرچمداری میکنند، در موکبها نیز فعالیت دارند. موکبهای زیادی در مشهد هستند که با مدیریت خانمها شکل گرفته و در کنار پرچمداری در خیابان در موکبداری نیز سهم زیادی دارند و در مدیریت موکبهایی که در سراسر شهر ایجاد شده هم نقش داشتند.
این شبها و روزها نقش محوری و تربیتی زنان بیش از هر زمان دیگری در جامعه خودنمایی میکند.






نظر شما