تحولات منطقه

ایالات متحده با اتکا به شبکه‌ای گسترده از پایگاه‌های نظامی در خاورمیانه و آفریقا، حضوری فراتر از استقرار نیرو ساخته است؛ شبکه‌ای که از عملیات رزمی و پشتیبانی لجستیکی تا جمع‌آوری اطلاعات به یکی از مهم‌ترین ابزارهای نفوذ واشنگتن جهان تبدیل شده است.

امپراتوری پایگاه‌ها؛ آمریکا چگونه از خاورمیانه تا آفریقا نفوذ خود را حفظ می‌کند؟
زمان مطالعه: ۱۱ دقیقه

به‌گزارش قدس آنلاین، حضور نظامی ایالات متحده آمریکا در خارج از مرزهایش، یکی از پایدارترین و در عین حال پرهزینه‌ترین ستون‌های سیاست خارجی این کشور از زمان جنگ جهانی دوم تاکنون بوده است؛ حضوری که نه فقط بر استقرار نیرو، بلکه بر شبکه‌ای گسترده از پایگاه‌ها، تأسیسات پشتیبانی، مراکز اطلاعاتی و زیرساخت‌های لجستیکی در نقاط مختلف جهان تکیه دارد. این شبکه، مجموعه‌ای از پایگاه‌های دائمی و موقت و همچنین دسترسی به تأسیسات نظامی محلی در ده‌ها کشور را در بر می‌گیرد؛ سازوکاری که به واشنگتن اجازه داده است در فاصله‌ای بسیار دور از خاک خود، مداخله، نظارت، بازدارندگی و اعمال قدرت را پیگیری کند.

بر اساس گزارشی که سرویس پژوهش‌های کنگره آمریکا در ژوئیه ۲۰۲۴ منتشر کرده، ارتش آمریکا مالک یا استفاده‌کننده بیش از ۱۲۸ پایگاه نظامی در ۵۱ کشور جهان است. این آمار تنها بیانگر گستره جغرافیایی حضور آمریکا نیست، بلکه نشان می‌دهد واشنگتن چگونه طی دهه‌ها، معماری نظامی فرامرزی خود را به بخشی جدایی‌ناپذیر از راهبرد جهانی‌اش تبدیل کرده است.

پایگاه‌های خارجی آمریکا صرفاً محل استقرار سربازان نیستند. این مراکز، مجموعه‌ای از وظایف نظامی، اطلاعاتی، لجستیکی و آموزشی را به‌طور هم‌زمان بر عهده دارند. از یک سو، امکان اجرای عملیات رزمی، پشتیبانی از نیروهای مستقر و واکنش سریع به بحران‌ها را فراهم می‌کنند و از سوی دیگر، در حوزه‌های پیشرفته اطلاعاتی همچون شنود الکترونیکی، رصد ارتباطات و جمع‌آوری داده‌های امنیتی از کشورهای پیرامونی نقش‌آفرین هستند. این پایگاه‌ها همچنین با اتکا به رادارها، سامانه‌های رهگیری موشکی و سازوکارهای دفاعی دیگر، وظیفه حفاظت از نیروها، تأسیسات و مناطق حیاتی را نیز بر عهده دارند.

در کنار این کارکردها، پایگاه‌های آمریکایی در خارج از کشور به مراکز کلیدی لجستیک و آموزش نیز بدل شده‌اند. عملیات تأمین، نگهداری و نوسازی تجهیزات جنگی، انتقال نیرو و تجهیزات، و همچنین برگزاری مانورها و تمرین‌های مشترک با نیروهای هم‌پیمان، بخشی از مأموریت ثابت این مراکز است. به بیان دیگر، این پایگاه‌ها نه‌تنها ابزار حضور نظامی آمریکا هستند، بلکه به هماهنگی عملیاتی میان واشنگتن و متحدانش نیز کمک می‌کنند.

اهداف این حضور گسترده، متنوع اما درهم‌تنیده است. در سطحی کلان، پایگاه‌های خارجی به آمریکا امکان می‌دهند در مناطق دوردست، که آن‌ها را برای منافع ملی و امنیت راهبردی خود حیاتی می‌داند، حضور مستمر داشته باشد. از این منظر، این تأسیسات هم ابزار نمایش قدرت‌اند و هم سکویی برای مداخله نظامی، مدیریت بحران، مهار رقبا و تضمین تداوم نفوذ واشنگتن در خارج از محیط پیرامونی‌اش.

چنین شبکه‌ای، طبعاً هزینه‌ای سنگین نیز بر دوش آمریکا می‌گذارد. واشنگتن سالانه ده‌ها میلیارد دلار برای بهره‌برداری، نگهداری و توسعه این پایگاه‌ها هزینه می‌کند. وزارت جنگ آمریکا در سال مالی ۲۰۲۳ اعلام کرد که هزینه بهره‌برداری از پایگاه‌های خارجی حدود ۳۱.۷ میلیارد دلار بوده و افزون بر آن، ۵.۳ میلیارد دلار نیز برای برنامه‌ریزی، طراحی و ساخت زیرساخت‌های نظامی جدید در خارج از کشور اختصاص یافته است. با این حال، بسیاری از برآوردها معتقدند این ارقام همه هزینه‌های واقعی را نشان نمی‌دهد؛ چرا که مخارج مربوط به عملیات اضطراری، استقرارهای دوره‌ای و تمرین‌های مستمر ممکن است در این محاسبات لحاظ نشده باشد. برخی ارزیابی‌های مستقل حتی حاکی از آن است که هزینه واقعی می‌تواند تقریباً دو برابر ارقام رسمی باشد.

ریشه‌های تاریخی یک شبکه جهانی

برای فهم چرایی شکل‌گیری این شبکه، باید به جنگ جهانی دوم بازگشت؛ دوره‌ای که آمریکا برای پشتیبانی از عملیات رزمی خود در جبهه‌های مختلف، صدها پایگاه نظامی در خارج از کشور ایجاد کرد. بخش عمده این پایگاه‌ها در اروپا و اقیانوس آرام، یعنی دو جبهه اصلی جنگ، متمرکز بودند؛ هرچند در سایر مناطق نیز تأسیساتی برای پشتیبانی از عملیات و تدارکات شکل گرفت.

پس از پایان جنگ، ایالات متحده همه این پایگاه‌ها را برچین نکرد. بخشی از آن‌ها حفظ شد و در عین حال، پایگاه‌های تازه‌ای نیز در سرزمین‌های کشورهای شکست‌خورده محور ایجاد شد تا نیازهای اداره نظامی و فرایند بازسازی را پشتیبانی کند. با آغاز جنگ سرد در اواخر دهه ۱۹۴۰، پایگاه‌های خارجی آمریکا اهمیتی مضاعف یافتند. در این مقطع، واشنگتن به‌ویژه در اروپای غربی و شرق آسیا به توسعه حضور نظامی خود پرداخت تا بتواند در برابر اتحاد جماهیر شوروی و بلوک شرق، آرایش بازدارنده و تهاجمی خود را تثبیت کند.

با پایان جنگ سرد و فروپاشی شوروی، انتظار می‌رفت این شبکه کوچک‌تر شود و تا حدی نیز چنین شد. در دهه ۱۹۹۰ و اوایل دهه نخست قرن بیست‌ویکم، آمریکا شماری از پایگاه‌های خود را تعطیل کرد و از حجم استقرار نیروهایش در اروپا و منطقه اقیانوس هند و آرام کاست. اما این کاهش به معنای عقب‌نشینی راهبردی نبود، بلکه همزمان با جابه‌جایی مرکز ثقل حضور نظامی آمریکا به سمت خاورمیانه صورت گرفت. جنگ دوم خلیج فارس در اوایل دهه ۱۹۹۰ و سپس حملات ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱، بهانه و زمینه‌ای برای گسترش دوباره زیرساخت‌های نظامی واشنگتن در منطقه شد. آمریکا در این دوره با سرعت بیشتری به ایجاد پایگاه‌های جدید در چند کشور خاورمیانه روی آورد تا حضور خود را تقویت و منافع راهبردی‌اش را تضمین کند.

با ورود به میانه دهه دوم قرن بیست‌ویکم، بار دیگر تغییر در الگوی استقرار آمریکا دیده شد. این‌بار، تشدید رقابت با قدرت‌های بزرگ منطقه‌ای سبب شد واشنگتن حضور خود را هم در اروپا و هم در منطقه اقیانوس هند و آرام تقویت کند. بحران اوکراین از سال ۲۰۱۴ و سپس جنگ روسیه و اوکراین در ۲۰۲۲، آمریکا را به بازفعال‌سازی برخی پایگاه‌های سابق در کشورهایی مانند ایسلند و همچنین استقرار نیرو در مکان‌های جدید، به‌ویژه در اروپای شرقی، سوق داد. همزمان، رقابت راهبردی با چین نیز به عاملی تعیین‌کننده در تقویت حضور نظامی آمریکا در آسیا-اقیانوسیه تبدیل شد.

تا دهه سوم قرن بیست‌ویکم، اروپا و منطقه اقیانوس هند و آرام به دو محور اصلی استقرار خارجی نیروهای آمریکایی بدل شدند، به‌گونه‌ای که تنها سه کشور ژاپن، آلمان و کره جنوبی میزبان بیش از ۷۰ درصد نیروهای آمریکایی در خارج از کشور هستند.

پایگاه‌های خارجی چگونه دسته‌بندی می‌شوند؟

وزارت جنگ آمریکا پایگاه‌های خارجی خود را به طور کلی در دو دسته اصلی طبقه‌بندی می‌کند: پایگاه‌های دائمی و پایگاه‌های اضطراری. پایگاه‌های دائمی برای حضور مستمر طراحی شده‌اند و خود به سه دسته فرعی تقسیم می‌شوند: «پایگاه اصلی» که از زیرساخت مستحکم برخوردار است و نیروهای فعال به‌طور دائم در آن مستقر هستند؛ «پایگاه عملیات پیشرو» که زیرساختی قابل توسعه دارد و برای استفاده دوره‌ای نیروهای فعال در نظر گرفته می‌شود؛ و «موقعیت امنیتی» که یا حضور بسیار محدودی از نیروهای آمریکایی دارد یا اساساً بدون حضور مستقیم آنان، با پشتیبانی دوره‌ای آمریکا یا کشور میزبان اداره می‌شود.

در مقابل، مکان‌های اضطراری بر پایه مدت زمان بهره‌برداری به سه دسته «موقعیت اولیه»، «موقعیت موقت» و «موقعیت شبه‌دائمی» تقسیم می‌شوند. موقعیت اولیه برای استفاده فوری ایجاد می‌شود، موقعیت موقت بین یک ماه تا دو سال فعال است و موقعیت شبه‌دائمی نیز معمولاً بین دو تا پنج سال مورد استفاده قرار می‌گیرد. این تقسیم‌بندی نشان می‌دهد که واشینگتن تلاش کرده برای هر سطح از مداخله یا نیاز عملیاتی، قالبی متناسب از حضور نظامی تعریف کند.

خاورمیانه؛ گره‌گاه اصلی حضور نظامی آمریکا

خاورمیانه همچنان یکی از مهم‌ترین عرصه‌های حضور نظامی آمریکا به شمار می‌رود. ایالات متحده در این منطقه، افزون بر نیروهای مستقر بر روی شناورهای نظامی در آب‌های منطقه‌ای، در بیش از ۱۲ کشور حضور نظامی دارد. بر اساس داده‌های موجود، آمریکا در خاورمیانه ۸ پایگاه ثابت در اختیار دارد و به ۱۱ موقعیت نظامی دیگر نیز دسترسی دارد.

مأموریت نیروهای آمریکایی در منطقه، در ظاهر با حفاظت از منافع آمریکا و تأمین امنیت متحدانش توجیه می‌شود، اما در عمل، این حضور با چند هدف راهبردی گره خورده است: حمایت از رژیم اسرائیل در برابر مقاومت فلسطین، ایران و گروه‌های محور مقاومت؛ مهار بازیگران مخالف سیاست‌های واشنگتن؛ و نیز رقابت ژئوپلیتیکی با روسیه و چین. پس از آغاز جنگ غزه در اکتبر ۲۰۲۳، آمریکا یگان‌های اضافی به منطقه اعزام کرد و در کنار حمایت همه‌جانبه از تشدید حملات رژیم صهیونیستی در جبهه‌های مختلف، خود نیز در حملات به ایران و یمن مشارکت داشت. از تابستان ۲۰۲۵، شمار نظامیان آمریکایی حاضر در خاورمیانه بین ۴۰ تا ۵۰ هزار نفر برآورد شده است.

میزان حضور آمریکا در کشورهای منطقه یکسان نیست. در برخی کشورها، مانند مصر، این حضور محدود است، اما در برخی دیگر، پایگاه‌های بزرگ و زیرساخت‌های مهم آمریکایی مستقر شده‌اند. در عراق، پایگاه هوایی عین‌الاسد و پایگاه هوایی اربیل از مهم‌ترین مراکز حضور آمریکا هستند. در اردن نیز پایگاه هوایی موفق السلطی از جمله مکان‌های مهم نظامی آمریکاست که بال هوایی ۳۳۲ و جنگنده‌های اف-۳۵ را در خود جای داده است. عمان نیز از جمله کشورهای میزبان تأسیسات نظامی آمریکاست و پایگاه الدقم از جمله این مراکز به شمار می‌رود.

در سوریه، حضور نظامی آمریکا بر پایگاه التنف و مجموعه‌ای از تأسیسات در شمال شرق این کشور و مناطق دیگر استوار است. واشنگتن مأموریت نیروهای خود در سوریه را در چارچوب آنچه «مبارزه با تروریسم» می‌نامد تعریف می‌کند، هرچند این حضور در عمل ابعاد ژئوپلیتیکی و بازدارنده گسترده‌تری نیز دارد. در سرزمین‌های اشغالی نیز گرچه رژیم صهیونیستی و آمریکا وجود پایگاه رسمی آمریکایی را تأیید نمی‌کنند، اما واشنگتن از وجود یک انبار اضطراری شامل سلاح و تجهیزات نظامی در این منطقه سخن گفته است.

با این حال، کانون اصلی حضور آمریکا در خاورمیانه را باید در بحرین، کویت، قطر، امارات متحده عربی و عربستان سعودی جست‌وجو کرد. بزرگ‌ترین تأسیسات نظامی آمریکا در منطقه، پایگاه هوایی العدید در قطر است؛ پایگاهی که مقر پیشرفته فرماندهی مرکزی آمریکا به شمار می‌رود و شماری از مهم‌ترین فرماندهی‌ها و واحدهای نظامی، از جمله فرماندهی مرکزی نیروی هوایی آمریکا، فرماندهی مرکزی عملیات ویژه و مرکز عملیات هوایی مشترک را در خود جای داده است. این پایگاه همچنین محل استقرار بال هوایی ۳۷۹ برای مأموریت‌های شناسایی است و توانمندی‌های آن از هواپیماهای نظارتی و سوخت‌رسان تا هواپیماهای حمل‌ونقل رزمی، سامانه‌های پاتریوت و تجهیزات راداری را شامل می‌شود. بر پایه برآورد شورای روابط خارجی آمریکا، العدید میزبان حدود ۱۰ هزار نظامی آمریکایی است.

در بحرین، مرکز پشتیبانی دریایی الجفیر تنها پایگاه دریایی دائمی آمریکا در خاورمیانه و مقر فرماندهی مرکزی نیروهای دریایی و ناوگان پنجم ایالات متحده است. در این پایگاه، کشتی‌های مین‌روب، کشتی‌های پشتیبانی اکتشافی و لجستیکی، هواپیماهای شناسایی دریایی و سامانه‌های پاتریوت مستقر هستند. افزون بر آن، یک اسکادران متشکل از شش کشتی واکنش سریع و نیروهای پشتیبانی مأموریتی نیز در این مرکز حضور دارند.

کویت نیز از مهم‌ترین حلقه‌های شبکه لجستیکی آمریکا در منطقه است. اردوگاه عریفجان به‌عنوان مقر پیشروی ارتش مرکزی آمریکا، مرکز اصلی پشتیبانی لجستیکی، تأمین تجهیزات، حفاظت از نیروها و فرماندهی عملیات نظامی آمریکا در خاورمیانه محسوب می‌شود. در کنار آن، پایگاه هوایی علی السالم نیز مرکز اصلی حمل‌ونقل هوایی و پشتیبانی نیروهای مشترک و ائتلاف در منطقه است و بال هوایی اکتشافی ۳۸۶ در آن مستقر است.

در امارات متحده عربی، پایگاه هوایی الظفره جایگاهی راهبردی دارد و مأموریت‌های شناسایی، جمع‌آوری اطلاعات و پشتیبانی رزمی را انجام می‌دهد. این پایگاه به هواپیماهای هشدار زودهنگام، هواپیماهای اطلاعاتی و شناسایی، سوخت‌رسان‌ها و جنگنده‌های پیشرفته‌ای مانند اف-۲۲ رپتور مجهز است. در عربستان سعودی نیز پایگاه هوایی شاهزاده سلطان میزبان بال هوایی اکتشافی ۳۷۸ است و علاوه بر سامانه‌های دفاع موشکی، هواپیماهای حمل‌ونقل و سوخت‌رسان در آن مستقر هستند.

آفریقا؛ حضور محدودتر اما هدفمند

اگرچه حجم حضور نظامی آمریکا در آفریقا با خاورمیانه قابل قیاس نیست، اما این قاره نیز بخشی مهم از نقشه استقرار خارجی واشنگتن را تشکیل می‌دهد. تا مارس ۲۰۲۴، شمار نظامیان آمریکایی در خدمت فعال دائمی در آفریقا حدود ۱۱۵۰ نفر برآورد شده که بخش عمده آن‌ها در جیبوتی مستقر هستند. افزون بر این، شمار بیشتری از نیروهای آمریکایی در قالب نیروهای موقت، برای مأموریت‌های دوره‌ای یا اضطراری، در نقاط مختلف آفریقا فعالیت می‌کنند.

پایگاه‌ها و استقرارهای آمریکایی در آفریقا مأموریت‌هایی چون پشتیبانی لجستیکی، آموزش نظامی، کمک به نیروهای محلی، پاسخ به بحران‌های انسانی و پشتیبانی از عملیات تخلیه را بر عهده دارند. بر اساس گزارش سرویس پژوهش‌های کنگره، آمریکا در این قاره از دو پایگاه نظامی دائمی و هفت موقعیت دیگر که به آن‌ها دسترسی دارد استفاده می‌کند؛ مکان‌هایی که در جیبوتی، کنیا، سومالی، گابن، چاد و جزیره اسنشن پراکنده‌اند.

در میان این مراکز، پایگاه لومونیه در جیبوتی مهم‌ترین جایگاه را دارد. این پایگاه که در نزدیکی تنگه راهبردی باب‌المندب واقع شده، بزرگ‌ترین پایگاه آمریکایی در آفریقا و پایگاه اصلی عملیات فرماندهی نظامی آمریکا در شاخ آفریقا است. همچنین مقر نیروی وظیفه مشترک و مرکز هواپیماهای باربری ارتش آمریکا به شمار می‌رود. لومونیه مرکز اصلی فعالیت هواپیماهای سنتی و پهپادهای آمریکایی در منطقه است و از عملیات آمریکا و ائتلاف در دریای سرخ و فراتر از آن پشتیبانی می‌کند. این پایگاه همچنین از حدود ۴ هزار نظامی و غیرنظامی وابسته به نیروهای آمریکایی، نیروهای مشترک و ائتلاف پشتیبانی می‌کند و مأموریت آن بر تقویت توان شرکای منطقه‌ای، ارتقای امنیت و ثبات، مهار درگیری‌ها و حفاظت از منافع آمریکا و متحدانش متمرکز است.

مکان مهم دیگر، فرودگاه جزیره اسنشن است که در قلمرو فرادریایی بریتانیا قرار دارد. این فرودگاه به‌عنوان مرکز عملیات پیشروی دائمی آمریکا در آفریقا شناخته می‌شود و میزبان تأسیسات نیروی هوایی، نیروی فضایی و دیگر واحدهای آمریکایی است. نقش اصلی آن، پشتیبانی از عملیات لجستیکی هوایی و نیز عملیات پرتاب و پایش فضایی است.

جمع‌بندی

آنچه از این تصویر کلی برمی‌آید، این است که پایگاه‌های نظامی آمریکا در خاورمیانه و آفریقا صرفاً چند نقطه پراکنده روی نقشه نیستند، بلکه اجزای یک شبکه به‌هم‌پیوسته برای تثبیت نفوذ، مدیریت بحران‌ها و شکل‌دهی به موازنه‌های راهبردی در مناطق حساس جهان به شمار می‌روند. این شبکه، با تلفیقی از پایگاه‌های دائمی و موقت، کارکردی فراتر از مأموریت‌های نظامی کلاسیک دارد و حوزه‌های اطلاعاتی، لجستیکی، سیاسی و حتی اقتصادی را نیز در بر می‌گیرد.

به همین دلیل، حضور خارجی آمریکا را نمی‌توان صرفاً در قالب استقرار نیرو فهم کرد. این حضور، در واقع صورت‌بندی جغرافیایی یک راهبرد کلان برای حفظ برتری، مدیریت رقابت‌ها و اثرگذاری مستقیم بر تحولات امنیتی و ژئوپلیتیکی در مناطقی است که واشنگتن آن‌ها را برای منافع خود حیاتی می‌داند.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha