تحولات منطقه

نبرد در جنوب لبنان به صحنه‌ای تبدیل شده است که در آن مفهوم جنگ کلاسیک جای خود را به «جنگ شبکه‌ای و سیستمی» داده است؛ جنگی که در آن پیروزی نه با اشغال یا نابودی کامل، بلکه با توانایی بازسازی و ادامه بقا تعریف می‌شود.

«ققنوس» حزب الله در برابر دکترین آمریکایی - صهیونی «پنج حلقه»؛ روایت یک جنگ نامتعارف
زمان مطالعه: ۳ دقیقه

درگیری‌های جنوب لبنان در سال‌های ۲۰۲۴ تا ۲۰۲۶ فقط یک رویارویی نظامی میان اسرائیل و حزب‌الله نبود، بلکه به‌تدریج به آزمایشگاهی برای تغییر مفهوم جنگ در خاورمیانه تبدیل شد. آنچه در این نبرد رخ داد، ترکیبی از جنگ اطلاعاتی، عملیات دقیق هدف‌محور، جنگ روانی و بازآرایی ساختارهای مقاومت بود؛ به‌گونه‌ای که حتی تحلیلگران اسرائیلی نیز از «شکست الگوهای کلاسیک بازدارندگی» سخن گفته‌اند.

جنگی بدون نقشه ثابت؛ تغییر ماهیت نبرد در جنوب لبنان

در جنوب لبنان دیگر نمی‌توان از مفاهیم کلاسیک جنگ مانند خطوط دفاعی ثابت یا حملات منظم نام برد. بر اساس گزارش‌های میدانی، حزب‌الله ساختار عملیاتی خود را به‌گونه‌ای تغییر داده که بر «انعطاف کامل در قواعد درگیری» استوار است. این یعنی تاکتیک‌ها بسته به زمان، زمین و میزان فشار دشمن تغییر می‌کنند.

در مقابل، اسرائیل با اجرای عملیات‌های گسترده اطلاعاتی و نظامی، به‌ویژه عملیات «پیکان‌های شمال» در سپتامبر ۲۰۲۴، تلاش کرد با الگوی حمله هماهنگ، ساختار فرماندهی و لجستیک حزب‌الله را هدف قرار دهد. در این عملیات، به گفته منابع امنیتی، از مدل «پنج حلقه» نظریه‌پرداز آمریکایی «جان واردن» استفاده شد؛ مدلی که هدف آن فلج‌کردن سیستم دشمن از طریق حمله هم‌زمان به رهبری، زیرساخت‌ها، ارتباطات و نیروهای میدانی است.

با این حال، نتیجه برخلاف انتظار اسرائیل بود. حزب‌الله توانست بخشی از ساختار خود را بازسازی کند و از فروپاشی کامل جلوگیری کند؛ موضوعی که حتی رسانه‌های اسرائیلی نیز بعدها به آن اذعان کردند.

نظریه پنج حلقه و تلاش اسرائیل برای فلج‌سازی سیستماتیک

بر اساس گزارش‌ها، اسرائیل در این جنگ از یک رویکرد «سیستمی» استفاده کرد. اطلاعات لحظه‌ای از ماهواره، شنود، منابع انسانی و شناسایی میدانی برای طراحی حملات دقیق به‌کار گرفته شد. این حملات به‌صورت هم‌زمان مراکز فرماندهی، انبارهای مهمات و خطوط تدارکاتی را هدف قرار دادند.

هدف اصلی این بود که حزب‌الله نه فقط در میدان نبرد، بلکه در سطح ساختاری دچار اختلال شود. اما همان‌طور که تحلیلگران اشاره کرده‌اند، این مدل زمانی موفق است که دشمن فاقد شبکه‌های جایگزین باشد. در مورد حزب‌الله، چنین نبود.

در ادامه، اسرائیل تلاش کرد با ادامه فشار نظامی و اطلاعاتی، «بازیابی توان عملیاتی» را نیز مختل کند، اما این فشارها در عمل به تغییر ساختار داخلی حزب‌الله منجر شد، نه فروپاشی آن.

غافلگیری راهبردی و بازسازی حزب‌الله

منابع نزدیک به مقاومت تأیید می‌کنند که اسرائیل در ابتدای درگیری، حزب‌الله را غافلگیر کرد. ترکیب حملات اطلاعاتی و نظامی، همراه با ترور فرماندهان ارشد، موجب اختلال موقت در تصمیم‌گیری شد. با این حال، این وضعیت به شکست کامل منجر نشد.

طبق این گزارش‌ها، حزب‌الله به‌تدریج ساختار خود را به‌صورت «حلقه‌ای و تفکیک‌شده» بازسازی کرد. زنجیره تولید، انتقال و تحویل سلاح از هم جدا شد تا هر بخش مستقل عمل کند و آسیب‌پذیری کاهش یابد. حتی برخی عملیات‌ها به‌گونه‌ای طراحی شدند که هیچ فردی کل مسیر یک سلاح را از ابتدا تا انتها در اختیار نداشته باشد.

در همین دوره، بر اساس روایت منابع نظامی، حزب‌الله به تجربه دهه‌های ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ یعنی زمانی که در شرایط فشار شدید منطقه‌ای و اطلاعاتی فعالیت می‌کرد برگشت.

فرسایش در دو جبهه؛ هزینه‌های انسانی و نظامی

یکی از مهم‌ترین ابعاد این جنگ، تلفات سنگین انسانی بود. طبق آمارهای منتشرشده، در جنگ ۲۰۲۴ بیش از ۲۵۰۰ نفر در لبنان کشته شدند. در درگیری‌های بعدی نیز صدها کشته و هزاران زخمی گزارش شده است.

از سوی دیگر، اسرائیل نیز با وجود ادعای وارد کردن تلفات سنگین به حزب‌الله، با مقاومت مداوم در میدان روبه‌رو شد. منابع غربی و منطقه‌ای تأکید دارند که ارزیابی‌های اولیه اسرائیل درباره تضعیف شدید حزب‌الله نادرست از آب درآمد.

در سطح اجتماعی نیز، جنوب لبنان با بحران آوارگی، فشار اقتصادی و فروپاشی نسبی زیرساخت‌ها مواجه شد. در مقابل، اسرائیل نیز با هزینه‌های اقتصادی جنگ، فشار سیاسی داخلی و فرسایش نیروی ذخیره روبه‌رو بود.

بن‌بست راهبردی؛ جنگی بدون پیروزی قطعی

با وجود شدت عملیات‌ها،رژیم صهیونیستی به هدف نهایی خود یعنی خلع سلاح یا نابودی ساختار حزب‌الله نشد. همین وضعیت، تحلیلگران را به این نتیجه رسانده که جنگ وارد مرحله «فرسایش متقابل» شده است.

برخی مقامات اسرائیلی نیز اذعان کرده‌اند که حتی در صورت ادامه عملیات نظامی، خلع سلاح حزب‌الله بدون اشغال کامل لبنان ممکن نیست؛ گزینه‌ای که عملاً غیرقابل اجرا ارزیابی می‌شود.

ققنوس از زیر آتش؛ نظم جدید جنگ

آنچه در جنوب لبنان رخ داده، فراتر از یک درگیری منطقه‌ای است. این جنگ نشان داد که گروه‌های غیردولتی نیز می‌توانند با بازآرایی ساختاری و استفاده از مدل‌های شبکه‌ای، در برابر ارتش‌های مدرن مقاومت کنند.

حزب‌الله با تغییر در شیوه سازماندهی، حفظ ابهام عملیاتی و تقسیم ساختار فرماندهی، توانست بخشی از قدرت خود را بازسازی کند. در مقابل، اسرائیل با وجود استفاده از پیشرفته‌ترین ابزارهای اطلاعاتی و نظامی، نتوانست به پیروزی قاطع دست یابد.

در نهایت، جنوب لبنان به صحنه‌ای تبدیل شد که در آن مفهوم جنگ کلاسیک جای خود را به «جنگ شبکه‌ای و سیستمی» داده است؛ جنگی که در آن پیروزی نه با اشغال یا نابودی کامل، بلکه با توانایی بازسازی و ادامه بقا تعریف می‌شود.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha