بهگزارش قدس آنلاین، اظهارات چند روز پیش یکی از نمایندگان مجلس و بیان اینکه «ما تاکنون با نجابتی که داشتیم از ابزار ژئوپلیتیک (تنگه هرمز) استفاده نکرده بودیم؛ ولی با استفاده از آن، جنگ به نفع ما تغییر کرد، ابزاری که نشان داد از موشکها مؤثرتر بود»؛ از آن دست جملاتی است که باید بیشتر ما را به فکر فرو برده و درباره آن حساس شویم. سخن آقای نماینده که در دل خود نوعی اذعان به کملطفی و کمتوجهی تاریخی در بالفعل رساندن ظرفیتهای خدادادی بالقوه ایران عزیز است، در شرایطی است که بیشک یکی از نتایج نامطلوب جنگ تحمیلی سوم علیه کشورمان برای دشمن آمریکایی – صهیونیستی، درک تصمیمسازان از همین ابزارهای ژئوپلیتیک قدرتمند است که میتواند اهرم تحریم را بیاثر کرده و بلکه به عاملی برای فعال شدن قدرت نهفته شده بدل کند.
فعال شدن دالانهای زمینی در سایه جنگ دریایی
تنگه استراتژیک هرمز که رسانههای غربی از آن به «بمب اتم» جمهوری اسلامی تعبیر کرده و تهران با کنترل آن میتواند اقتصاد جهانی را بالا و پایین کند، تنها یکی از امتیازات جغرافیایی است. داشتن مرز آبی و خاکی و در واقع همسایگی با ۱۵ کشور، دسترسی به آبهای آزاد، قرار داشتن در مسیر کریدور آسیا – اروپا و آسیا- آفریقا، منابع معدنی گسترده و کمنظیر و... گوشهای دیگر از امکانات ژئوپلیتیک کشور چهار فصل ایران است.
موارد گفته شده هر کدام به تنهایی میتواند به عامل و مؤلفه مهمی برای تولید قدرت درونزا تبدیل و وزن منطقهای و جهانی جمهوری اسلامی را به رخ جهانیان بکشد. در این میان به نظر یک فاکتور از قدرت جغرافیایی ایران این روزها در حال شکوفا شدن بوده و آن هم فعال شدن دالانهای ارتباطی در سایه اتفاقهای جنگی است. موضوع استفاده از ظرفیت جغرافیایی کشور به عنوان چهارراه ارتباطی شرق، غرب، شمال و جنوب البته از آن دست مباحثی است که تاکنون بسیار به آن پرداخته و شعارهای زیبا و رنگارنگ جذابی درباره آن سر داده شده است. ایران به دلیل قرار گرفتن در موقعیت استراتژیک و بسیار حیاتی میتوانست به موقعیت ممتازی دست یابد ولی تصمیمسازان تنها به حرفدرمانی و شعار اکتفا کرده و این در حالی است که رقیبان و دشمنان در حال حذف کشورمان از چنین ساختاری بودند.
دالان اقتصادی هند- خاورمیانه- اروپا یا کریدور آیمِک (IMEC)، کریدور زنگزور، کریدور جاده توسعه (ترکیه و عراق) و... تنها بخشی از پروژههایی است که با هدف دور زدن ایران از ترانزیت و مسیر ارتباطی منطقه چیده شده بود. هر چند حوادث منطقه بسیاری از این نیات شوم را به محاق برده اما خواب ناز تصمیمسازان ما در بیتوجهی به استفاده از فرصت مرزها برای شکوفایی اقتصادی ادامه داشت تا اینکه به نظر با تحولات اخیر سر آنها به سنگ خورده و باید به استفاده از این موهبت ویژه امیدوار بود.
گشایش دروازههای شرقی و غربی
تشدید تنشها در تنگه هرمز پس از اختلالات ایجاد شده از ۲۴ فروردین ۱۴۰۵ و شکست مذاکرات صلح ایران و آمریکا در اسلامآباد موجب شد بخشی از تجارت ایران و کشورهای منطقه از مسیرهای دریایی به کریدورهای مغفول زمینی، ریلی و حتی دریایی جایگزین منتقل شود؛ رخدادی که بار دیگر اهمیت ژئوپلیتیکی ایران در معادلات ترانزیتی منطقه را برجسته کرد. بر این اساس در شرایطی که بیش از یک ماه از محاصره دریایی آمریکا میگذرد، تجارت ریلی ایران و چین سه برابر شده، پاکستان یک مسیر ترانزیتی جدید با ایران راهاندازی کرده و در خصوص مناسبات با عراق، عمان، افغانستان و ترکیه هم شاهد اتفاقهای خوبی هستیم.
بهطور نمونه فاکسنیوز گزارش میدهد اکنون قطارهای باری از مرکز چین به ایران هر سه تا چهار روز یک بار حرکت میکنند، در حالی که پیش از محاصره، برنامه حرکت آنها هفتهای یک بار بود. این بدان معناست که فرکانس قطارها تقریباً سه برابر شده و جهشی بیش از ۲۰۰درصدی در تناژ ترانزیت ریلی ثبت شده است. چین بهعنوان بزرگترین شریک تجاری ایران، اکنون نقش کلیدی در بازطراحی مسیرهای حمل و نقل منطقهای دارد. کارشناسان معتقدند چندین مسیر ترکیبی برای تداوم تجارت تهران و پکن و مستقل از تنگه هرمز قابل بهرهبرداری است. مهمترین آن کریدور تمامریلی آسیای مرکزی است که کالاها را از چین، قزاقستان، ترکمنستان و ازبکستان به مرز سرخس و سپس شبکه ریلی ایران متصل میکند.
به موارد گفته شده اقدامهای پاکستان – احتمالاً با حمایت چین -در بازگشایی ۶مسیر زمینی کلیدی انتقال کالا به ایران را باید افزود. جالب آنکه نخست وزیر عراق نیز چند روز پیش، از فعالسازی تمامی گمرکات کشورش برای تجارت با ایران خبر داده بود. هماکنون هفت مرز فعال تجاری و مسافری میان طرفین وجود دارد و حجم تجارت میان دو کشور حدود ۱۱میلیارد دلار برآورد میشود. در نهایت بسته شدن تنگه هرمز به روی کشتیهای مرتبط با آمریکا و متحدانش اگرچه ساختار سنتی تجارت از مسیر امارات را با اختلال جدی مواجه کرده، اما در این شرایط عمان نیز جایگاه خود را به عنوان یک کریدور جایگزین و میانبر تجاری با ایران تقویت کرده است. حجم مبادلات تجاری تهران و مسقط که در سالهای ۱۴۰۱ و ۱۴۰۲ تقریباً نیم میلیارد دلار بود، در یکی دو سال اخیر به ۲ میلیارد دلار و پس از جنگ با رشد چشمگیر به حدود ۵ میلیارد دلار رسیده که البته بیشتر آن صادرات ایران به عمان است.
با این اوصاف بسیاری از تحلیلگران منطقهای و بینالمللی معتقدند سناریو محاصره دریایی ایران عملاً قابلیت اجرا ندارد. گستردگی جغرافیایی، تنوع مرزهای زمینی و دریایی، دسترسی همزمان به کریدورهای شرقی، غربی و شمالی و اتصال به شبکههای منطقهای ترانزیت از جمله عواملی است که امکان بستن کامل تجارت جمهوری اسلامی را با چالش جدی مواجه میکند. این در حالی است که شرایط اخیر نشان داد اتکای صرف به مسیرهای سنتی خلیج فارس و بنادر جنوبی نمیتواند پاسخگوی نیاز بلندمدت تجارت خارجی کشور باشد و توسعه کریدورهای زمینی، اکنون بیش از گذشته به یک ضرورت تبدیل شده و رخدادهای جاری بیانگر آن است که چنین راهبردی با هدف تقویت برگهای برنده ژئوپلیتیک ایران در دستور کار است.




نظر شما