هفتم ذیالحجه، سالروز غروب غریبانه پنجمین خورشید امامت، امام محمدباقر(ع) است؛ بزرگمردی که نه تنها شکافنده دانشهای الهی، بلکه شاهد عینی واقعه کربلا و راوی صادق رنجهای خاندان وحی بود. یادگار عاشورا در روزگاری که غبار فتنهها تشخیص حق را دشوار کرده بود، با تبیین مرزهای محبت و معرفت، چراغی فراروی حقیقتجویان برافروخت. آموزههای آن حضرت ترازویی است که هر انسانی میتواند در هر لحظه، عیار ایمان و عمق دلبستگی خود را با آن بسنجد.
اما سؤال اساسی اینجاست: چرا بسیاری از ما با وجود ادعای ارادت، در دوراهی دنیا و دین، آگاهانه یا ناخودآگاه به سمت دنیا میلغزیم؟ آیا محبتی که از آن دم میزنیم، یک حقیقت قلبی است یا تنها میراثی است که به ارث بردهایم و در طوفان حوادث، رنگ میبازد؟ چگونه میتوان در غربال سخت امتحانات، از توهم محبت عبور کرد و به ثباتقدم رسید؟ در سالروز شهادت مظلومانه این امام همام، برای درک بهتر این مفاهیم، در گفتوگویی با اندیشمند دینی، آیتالله سید محمدباقر علوی تهرانی، به بررسی آزمون بزرگ دنیا و شاخصههای محبت در کلام ایشان پرداختهایم که مشروح آن را در ادامه میخوانید.

سه مرتبه محبت در کلام امام(ع)
استاد علوی تهرانی میگوید: بر اساس روایتی از ساحت مقدس حضرت امام صادق(ع)، محبین و دوستداران اهل بیت به سه گروه اصلی تقسیم میشوند که درک این دستهبندی، نقطه آغاز خودشناسی است. گروه نخست، که امام از آنها با تعبیر «النَّمَطُ الْأَسْفَل» یا سطح پایین یاد میکنند، کسانی هستند که محبتشان تنها در زبان خلاصه میشود و در قلبشان ارادتی وجود ندارد. این اظهار محبت، کلامی طوطیوار و دروغین است، زیرا جایگاه حقیقی محبت، قلب انسان است و این گروه از آن بیبهرهاند. گروه دوم، «النَّمَطُ الْأَوْسَط» یا گروه میانه هستند؛ کسانی که قلباً اهل بیت را دوست دارند، اما این محبت در ظاهر و سبک زندگی آنها تجلی نمییابد. اینان متوهمان محبت هستند. چرا که از کوزه همان برون تراود که در اوست و اگر محبت در قلب ریشه دوانده باشد، باید در رفتار و کردار فرد نیز تسری یابد. این افراد معمولاً تدینشان ارثی است نه درسی و در بزنگاههای سخت و امتحانات الهی، شکست میخورند و امام خود را تنها میگذارند، همانگونه که در واقعه کربلا، بسیاری از مردم کوفه با وجود ارادت قلبی، شمشیرهایشان علیه حضرت سیدالشهدا(ع) بود، زیرا نتوانستند از دنیا و تعلقات آن دست بکشند.
آزمون دشوار راستیآزمایی محبت
این اندیشمند دینی اضافه میکند: اما گروه سوم، «النَّمَطُ الْأَعْلَی» یا مرتبه والاتر، کسانی هستند که هم قلباً و هم ظاهراً با اهل بیت(ع) همراهند. سبک زندگی، ظاهر و باطنشان منطبق بر مسیر ائمه اطهار(ع) است و دنیا را بدون آنها نمیخواهند. اینان محبین واقعی و ثابتقدم هستند. برای تمایز میان این گروهها، بهویژه گروه متوهم از گروه ثابتقدم، همواره امتحانات و آزمونهای سختی در کار است. حضرت صادق(ع) میفرمایند این افراد دائماً در معرض «زُلْزِلُوا وَ فُتِنُوا» یعنی زلزلهها و فتنههای دشوار قرار میگیرند تا راستیآزمایی شوند. در این غربالگریها، متوهمان فرو میریزند و ثابتقدمان استوار میمانند. این سنت الهی است. جناب جابر جُعفی، از یاران برجسته امام محمد باقر(ع)، از ایشان پرسید:«مَتَی فَرَجُکُمْ؟» (فرج شما چه زمانی خواهد بود؟) حضرت در پاسخ فرمودند: «هَیْهَاتَ هَیْهَاتَ! لَا یَکُونُ فَرَجُنَا حَتَّی تُغَرْبَلُوا ثُمَّ تُغَرْبَلُوا ثُمَّ تُغَرْبَلُوا» (هیهات، هیهات! فرج ما رخ نخواهد داد تا اینکه غربال شوید، سپس غربال شوید، سپس غربال شوید). این تکرار سهباره تأکیدی است بر اینکه ناخالصیها باید از بین بروند و تنها جوهره زلال و شفاف باقی بماند.
ریشه تمام فتنهها: حب دنیا
این استاد حوزه علمیه توضیح میدهد: بزرگترین و اولین امتحان، آزمون دنیاست. این یک قانون فرازمانی است که در امتهای پیشین نیز ساری و جاری بوده است. خداوند متعال در حدیثی قدسی به حضرت موسی(ع) میفرماید: «یَا مُوسَی اعْلَمْ أَنَّ کُلَّ فِتْنَةٍ بَدْؤُهَا حُبُّ الدُّنْیَا» (ای موسی! بدان که سرآغاز هر فتنهای، محبت دنیاست). قرآن کریم نیز به صراحت بیان میکند که همواره «مَلَأ» یا اشراف و ثروتمندان هر جامعهای بودند که در برابر انبیاء الهی صفآرایی میکردند. خداوند در ادامه به حضرت موسی هشدار میدهد: «وَ لَا تَغْبِطْ أَحَداً بِکَثْرَةِ الْمَالِ» (به کسی به خاطر ثروت زیادش غبطه مخور)، چرا که «فَإِنَّ مَعَ کَثْرَةِ الْمَالِ تَکْثُرُ الذُّنُوبُ لِوَاجِبِ الْحُقُوقِ» (همانا با افزایش مال، گناهان نیز به سبب ترک حقوق واجبه، زیاد میشود). اولین حقی که ضایع میشود، حقوق مالی مانند خمس و زکات است. قرآن میفرماید: «وَ فِی أَمْوالِهِمْ حَقٌّ لِلسَّائِلِ وَ الْمَحْرُومِ» (در اموالشان برای سائل و محروم حقی است). ادا نکردن این حق، ظلم است و ریشه آن، دلبستگی به دنیاست.
دنیا چیست و محبوبهای آن
آیتالله علوی تهرانی بیان میکند: حب دنیا، یک گرایش و ارتباط قلبی با اموری است که انسان را از مسیر حق باز میدارد. این امور میتواند شامل «حُبُّ النِّسَاءِ وَ الْبَنِینَ» (دوست داشتن زنان و فرزندان)، «حُبُّ الْمَالِ» (علاقه به ثروت)، راحتیطلبی، «حُبُّ الْکَلَامِ» (علاقه به سخن گفتن و ریاستطلبی)، «حُبُّ النَّوْمِ» (زیاد خوابیدن) و «حُبُّ الطَّعَامِ» (زیاد خوردن) باشد. هر یک از اینها اگر به گونهای باشد که دین انسان را تضعیف، تحریف یا تضییع کند، مصداق حب دنیای مذموم است. در اینجاست که وصیت جاودانه حضرت سیدالشهدا (ع) به فرزندشان امام سجاد(ع) که از طریق امام باقر(ع) به ما رسیده است، معنا مییابد. حضرت باقر(ع) نقل میکنند که پدرم فرمود: «هنگامی که پدرم (امام حسین) برای آخرین بار به میدان میرفت، مرا در آغوش گرفت و به سینهاش چسباند و فرمود: پسرکم! بر حق پایداری کن، هرچند تلخ باشد». این پایداری بر حق در مقابل جاذبههای دنیا، جوهر دینداری است.
جمع ناشدنی محبت خدا و دنیا
ایشان تأکید میکند: اصل بنیادین این است که محبت دنیا و محبت خداوند در یک قلب جمع نمیشوند. در حدیث نبوی آمده است: «حُبُّ الدُّنْیَا وَ حُبُّ اللَّهِ لَا یَجْتَمِعَانِ فِی قَلْبٍ أَبَداً» (محبت دنیا و محبت خدا هرگز در یک قلب جمع نمیشوند). این یک گزاره قطعی است. حال اگر ما مدعی دوست داشتن خداوند هستیم، باید به نشانههای آن توجه کنیم. قرآن کریم در آیه ۳۱ سوره آل عمران راه را نشان میدهد: «قُلْ إِنْ کُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِی یُحْبِبْکُمُ اللَّهُ» (بگو اگر خدا را دوست دارید، از من پیروی کنید تا خدا نیز شما را دوست بدارد). بنابراین، راه جلب محبت الهی، تبعیت از پیامبر(ص) است. سپس باید دید خداوند چه کسانی را دوست دارد. قرآن به صراحت میفرماید: «إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُحْسِنِینَ» (بقره/۱۹۵)، «فَإِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُتَّقِینَ» (آل عمران/۷۶)، «وَ اللَّهُ یُحِبُّ الصَّابِرِینَ» (آل عمران/۱۴۶) و «إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُتَوَکِّلِینَ» (آل عمران/۱۵۹). ما باید خود را با این صفات بسنجیم.
راهکارهای عملی برای جلب محبت الهی
این کارشناس دینی در تشریح این مسیر میگوید: برای رسیدن به محبت الهی، چند راهکار عملی وجود دارد. اولین و مهمترین آن، همان تبعیت از سبک زندگی پیامبر اکرم(ص) است. دوم، انجام واجبات. خداوند میفرماید هیچچیز مانند واجبات، بنده را به من نزدیک نمیکند. سوم، بردباری در هنگام خشم. چهارم، ترجیح دادن رضایت خداوند بر رضایت خلق. پنجم، بسیار یاد مرگ کردن. ششم، تنفر از اهل گناه و عدم تمجید از آنها. اما کلیدیترین راهکار را حضرت مسیح(ع) بیان فرمودند. وقتی از ایشان پرسیدند عملی را بگو که محبت خدا را در قلب ما بیاورد، فرمود: «أَبْغِضُوا الدُّنْیَا یُحْبِبْکُمُ اللَّهُ» (بغض دنیا را در دل داشته باشید تا خداوند شما را دوست بدارد). وقتی انسان دنیا را کنار میگذارد، عظمت مییابد و حلاوت و شیرینی محبت خدا را میچشد. ممکن است در نگاه اهل دنیا که عقلشان به حب دنیا دچار فساد شده، چنین فردی دیوانه به نظر برسد، اما حقیقت آن است که او به دلیل انس با خداوند، دیگر نمیخواهد با غیر او مشغول باشد.
آیتالله علوی تهرانی در جمعبندی نهایی، ریشه اصلی لغزش در امتحانات را در خودشناسی جسته و تصریح میکند: انتخاب دنیا به جای خداوند، پیش از آنکه یک خطای محاسباتی باشد، نشانهای از عدم سلامت روح است. در معارف قرآنی، انسان موجود دارای ویژگیهای غریزی و خصلتهای خامی است که اگر درمان نشوند، مانع از پرواز روح میگردند. کسی که هنوز در بند حرص، شتابزدگی و ناسپاسیهای فطری خویش است، طبیعتاً در بزنگاهها، دنیا را انتخاب میکند؛ زیرا انتخاب دنیا، انتخاب یک انسان درماننشده است. اما اگر کسی با تأسی به مکتب امام باقر(ع) به سلوک بپردازد و این موانع درونی را برطرف کند، به چنان سلامت و صفایی میرسد که دیگر جز خداوند را انتخاب نخواهد کرد. در واقع، عیار محبت ما به اهلبیت(ع)، دقیقاً به میزان موفقیتی بستگی دارد که در مهار این میلهای نفسانی و درمان این بیماریهای روحی به دست آوردهایم.






نظر شما