در عصر حاضر، دنیای ما به میدانگاه تلاطمهای سهمگین بدل شده است؛ جایی که چرخدندههای عظیم فشارهای سیاسی، تنگناهای خردکننده اقتصادی و امواج مسموم تبلیغاتی دشمن با حداکثر توان به حرکت درآمدهاند تا اراده ملل آزاده را در هم بشکنند. در میانه این توفان تردیدافکن، این پرسش بنیادین طنینانداز است: لنگرگاه ثبات و اطمینانبخش کجاست؟ آموزههای قرآن در پاسخی صریح و راهبردی، «مقاومت» را نه یک انتخاب گذرا در بنبستهای دیپلماتیک، بلکه تنها دکترین عزتآفرین و مسیر گشودن بنبستها معرفی میکند. در ادامه با نگاهی به آیات مقاومت در قرآن به واکاوی فلسفه پایداری و سنتهای لایتغیر الهی در فروپاشی جبهه باطل میپردازیم.
هندسه مقاومت؛ از افق طالوت تا بعثت محمدی
تاریخ بشر، صحنه تکرار دیالکتیک حق و باطل است. قرآن کریم با بازخوانی نبرد «طالوت» و «جالوت»، دعای پولادین پایداری را چنین به تصویر میکشد: «رَبَّنا أَفْرِغْ عَلَیْنا صَبْراً»؛ تمنایی برای ریزش قطرهچکانی صبر نه، بلکه سرریز شدن شکیبایی بر قلبهای مجاهدان. این الگوی استعلایی در دوران نبوی با فرمان سهمگین «فَاسْتَقِمْ کَما أُمِرْتَ» به نقطه اوج میرسد؛ فرمانی چنان خطیر و سنگین که پیامبر رحمت(ص) آن را عامل سپیدی موی خویش (شیبتنی هود) برشمردند. در این منطق، «سازش» نه یک تاکتیک هوشمندانه، بلکه انحرافی استراتژیک است که جامعه را از مدار بندگی خارج و به سیاهچاله ذلت میکشاند.
آناتومی شکست؛ چرا ابرقدرتها از درون فرو میپاشند؟
در سوره محمد آیه ۱ چنین میخوانیم: «الَّذینَ کَفَرُوا وَ صَدُّوا عَنْ سَبیلِ اللهِ أَضَلَّ أَعْمالَهُمْ» بنا بر آموزه این سخن الهی یکی از بزرگترین خطاهای محاسباتی در تحلیلهای مادی، مطلقانگاری قدرت دشمن است. وحی با کلیدواژه «أَضَلَّ أَعْمالَهُمْ»، نقشه راه ابطال محاسبات دشمن را تبیین میکند. دشمن در مسیری گام برمیدارد که پایان آن، بنبست اراده الهی است.
این آموزهای است که خداوند در سوره آلعمران، آیات ۲۱ و ۲۲ آنجا که میخوانیم: «إِنَّ الَّذینَ یَکْفُرُونَ بِآیاتِ اللهِ... أُولئِکَ الَّذینَ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ فِی الدُّنْیا وَ الْآخِرَةِ وَ ما لَهُمْ مِنْ ناصِرینَ» از «حبط» سخن گفته و از چگونگی افول استکبار رمزگشایی میکند. حقیقت قدرتهای مستکبر در ترابری معنایی واژه «حبط» نهفته است؛ وضعیتی شبیه چهارپایی که با زیادهخواری دچار تورم کاذب شکم شده و از درون متلاشی میشود. این یعنی ساختار قدرتهای استکباری (همچون آمریکا و اسرائیل) در حالی که در سراب صعود به قله قدرت سیر میکنند، در واقع دچار پوسیدگی درونی شده و به سمت حضیض و فروپاشی محتوم حرکت میکنند.
تدمیر تاریخی؛ وقتی هیمنه ستم بر باد میرود
در پاسخ به تردیدافکنانی که غلبه بر قدرتهای مادی را امری محال میپندارند، قرآن ما را به عبرت از تاریخ فرامیخواند: «أَ فَلَمْ یَسیرُوا فِی الْأَرْضِ فَیَنْظُرُوا کَیْفَ کانَ عاقِبَةُ الَّذینَ مِنْ قَبْلِهِمْ دَمَّرَ اللهُ عَلَیْهِمْ وَ لِلْکافِرینَ أَمْثالُها» (سوره محمد، ۱۰) و هشدار میدهد چرا در زمین و تاریخ ملتها نمیگردند و مطالعه نمیکنند تا با نگاه عبرتآموز ببینند عاقبت ملتهای ظالم گذشته چگونه رقم خورد؟ خداوند آنها را با هر چه به آنان وابسته بود نابود کرد. ای پیامبر، نظیر این عقوبتها برای کافران و دشمنان عصر تو هم هست. براساس این آیه خداوند به کسانی که مرعوب دشمناناند و در مسیر اسلام طاقت نمیآورند، میفرماید به سابقه امتهای گذشته نگاه کنید، ببینید من با آنها چه کردم. «تدمیر» به معنای هلاک کردن است. اما وقتی با حرف «علی» میآید، به معنای هلاکت شدید است. به این معنا که هر چه داشتند (از خود، خانواده، خانه و ملک) خدا بر سرشان خراب کرد. بر این اساس واژه تکاندهنده «تدمیر» در ادبیات وحیانی، نشاندهنده هلاکت قطعی، ریشهای و همهجانبه دشمنانی است که روزگاری خود را «شکستناپذیر» مینامیدند. تاریخ، صادقترین گواه است که فرعونها و نمرودها با آن فرّ و شکوه نظامی، در برابر اراده پولادین حق، زیر آوار قدرت پوشالی خود مدفون شدند.
موازنه هزینه-فایده؛ هزینه مقاومت گران است یا تسلیم؟
در دستگاه تحلیل مادی، برخی به غلط تصور میکنند تسلیم، میانبری کمهزینه برای رسیدن به رفاه است. اما سوره ممتحنه نقاب از چهره کریه دشمن برمیدارد: «إِنْ یَثْقَفُوکُمْ یَکُونُوا لَکُمْ أَعْداءً». (آیه ۲ سوره ممتحنه)
واقعیت ژئوپلیتیک این است که «دشمن سازشپذیر» وجود خارجی ندارد؛ آنها در صورت تسلط، نه به لبخندها رحم میکنند و نه به امضاها، بلکه هدفگذاری نهاییشان مسخ هویت، تاراج منابع و نابودی ایمان جامعه است. در مقابل، هزینه مقاومت (حتی در غاییترین شکل آن یعنی شهادت) طبق آیه «وَ الَّذینَ قُتِلُوا فی سَبیلِ اللهِ فَلَنْ یُضِلَّ أَعْمالَهُمْ، سَیَهْدیهِمْ وَ یُصْلِحُ بالَهُمْ، وَ یُدْخِلُهُمُ الْجَنَّةَ عَرَّفَها لَهُمْ». (سوره محمد، ۴ تا ۶)، طبق تعبیر «أَصْلَحَ بالَهُمْ» مقاومت و هزینه آن؛ منجر به مدیریت مستقیم الهی بر امور جامعه و تثبیت پیروزی نهایی میشود.
رمز پیروزی؛ اتصال به کانون قدرت لایزال
حال پرسش اینجاست که با وجود نابرابریها و سختیها چگونه ممکن است جبهه حق در برابر باطل پیروز عرصه شود. پاسخ در «معیت الهی» نهفته است. «أَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ وَ اللهُ مَعَکُمْ» تأکید میکند برتری مؤمنان، عرضی و وابسته به ابزار نیست، بلکه ذاتی و ناشی از اتصال به قدرت مطلق «اعلی» است. «فَلَا تَهِنُوا وَتَدْعُوا إِلَی السَّلْمِ وَأَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ وَاللهُ مَعَکُمْ وَلَنْ یَتِرَکُمْ أَعْمَالَکُمْ؛ پس [با توجه به یاری و کارسازی خدا] سست نشوید و [کافران و مشرکان را] به آشتی و صلحی [که برای شما خفتبار است] دعوت نکنید، در حالی که شما برتر هستید و خدا با شماست و هرگز از [ثواب و پاداش] اعمالتان نمیکاهد». (سوره محمد، ۳۵)
البته نصرت الهی، پاداشی برای انفعال نیست؛ «إِنْ تَنْصُرُوا اللهَ یَنْصُرْکُمْ». یاری دین خدا، پیششرط فعال شدن مکانیسمهای غیبی است؛ از القای رعب در دل دشمن تا بنبستشکنیهای معجزهآسا که محاسبات اتاقهای فکر استکبار را بر هم میزند. (سوره محمد، ۷)
فرجامشناسی مقاومت؛ وراثت صالحان و غروب لیبرالیسم
افق پیش روی جبهه مقاومت، نه یک بنبست تاریک، بلکه تمدنی درخشان و خورشیدی در حال طلوع است. وعده تخلفناپذیر «أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُها عِبادِیَ الصَّالِحُونَ»، (سوره انبیا، ۱۰۵) ابطالنامهای است بر نظریههای سکولار «پایان تاریخ». برخلاف تصور متفکران لیبرال که دموکراسی غربی را سقف نهایی تکامل بشر میدانند، قرآن کریم حاکمیت صالحان و ظهور منجی مستضعفان را سرنوشت محتوم و گریزناپذیر زمین میداند.
نتیجهگیری راهبردی
منطق مقاومت برآمده از یک نگاه ژرف و واقعبینانه به سنتهای آفرینش است. بازخوانی آموزههای قرآن تصدیق میکند که دشمن به دلیل ماهیت باطل و ستمپیشهاش، محکوم به فنای تاریخی است و جبهه حق با وجود تمامی تضییقها، در حال فتوحات پیدرپی و حرکت به سوی قله پیروزی است. ایمان به این وعدههای الهی، تنها مسیری است که میتواند امنیت پایدار، عزت ملی و پیشرفت همهجانبه جامعه اسلامی را در جهان پرآشوب امروز تضمین کند. عصر ما، عصر غلبه ارادههای الهی بر ابزارهای مادی است.
منبع: بررسی نظریه «مقاومت» در قرآن؛ بخش فقه و معارف پایگاه اطلاعرسانی KHAMENEI.IR






نظر شما