در روزهایی که کشور در حال عبور از تبعات جنگ و بحرانهای اقتصادی است، میلیونها فرد دارای معلولیت همچنان درگیر نبردی نابرابر برای بقا هستند؛ نبردی که نه صدای انفجار دارد و نه تصاویر آن به تیتر نخست رسانه ها راه پیدا میکند؛ از مستمریهایی که کفاف چند روز زندگی را هم نمیدهد تا کمبود تجهیزات حیاتی، نبود برنامه های حمایتی در بحران و اجرا نشدن قوانین، همه نشان میدهد معلولان همچنان از اولویت های سیاست گذاری کشور فاصله دارند؛ گویی این گروه در سخت ترین روزها نیز فراموش شدگان همیشگی اند.
زندگی برای افراد دارای معلولیت در کشور هیچ گاه آسان نبوده است. مشکلات معیشتی، بیکاری، مناسب سازی ناقص شهرها، هزینه های سنگین درمان و توانبخشی و اجرای ناقص قانون حمایت از حقوق معلولان سال هاست این جامعه را با دشواریهای فراوان روبه رو کرده است؛ اما جنگ و بحران های اخیر شرایط را وارد مرحله ای تازه کرده؛ مرحله ای که بسیاری از فعالان حوزه معلولان آن را «بحران در دل بحران» مینامند.
معلولان؛ قربانیان خاموش بحرانها
وقتی از پیامدهای جنگ صحبت میشود، معمولاً نگاهها به سمت تخریب زیرساختها، تلفات انسانی و خسارتهای اقتصادی میرود؛ اما کمتر کسی به این موضوع توجه میکند که گروههای آسیبپذیر، به ویژه افراد دارای معلولیت، بیش از دیگران از چنین شرایطی آسیب میبینند.
رویا بابائی، فعال حقوق معلولان، معتقد است مدیریت بحران در کشور هنوز نگاه فراگیری به جامعه معلولان ندارد. او میگوید:بیش از یک ماه از آغاز بحران و حملات گذشته بود، اما هنوز هیچ دستورالعمل و پروتکل مشخصی برای حمایت از افراد دارای معلولیت و تأمین امنیت آنها تدوین نشده بود. در بسیاری از کشورها معلولان در اولویت طرحهای تخلیه اضطراری و امدادرسانی قرار دارند، اما در کشور ما چنین سازوکاری وجود ندارد.
به گفته او، نبود شبکههای واکنش سریع، دسترسی ناپذیر بودن بسیاری از اطلاعات برای نابینایان و ناشنوایان و فقدان برنامه مشخص برای جابه جایی افراد دارای معلولیت در شرایط بحرانی، نشان دهنده ضعف جدی در مدیریت بحران است.
مستمریهایی که حتی خرج یک ماه هم نیست
مشکلات اقتصادی معلولان موضوع تازه ای نیست، اما تورم سالهای اخیر و پیامدهای بحرانهای اخیر، این وضعیت را به مرحله هشدار رسانده است.
بهروز مروتی، مدیر کمپین معلولان، میگوید:یک فرد دارای معلولیت در طول یک سال حدود ۲۵ میلیون تومان مستمری دریافت میکند؛ رقمی که در بسیاری از موارد حتی کفاف هزینههای یک ماه زندگی او را هم نمیدهد.
او معتقد است دولت نه تنها ماده ۲۷ قانون حمایت از حقوق معلولان را به طور کامل اجرا نکرده بلکه در شرایط بحرانی نیز حمایتهای ویژهای برای این گروه در نظر نگرفته است.
مروتی تأکید میکند:کمکهزینه معیشتی معلولان باید متناسب با حداقل دستمزد تعیین شود، اما مبلغی که امروز پرداخت میشود فاصله ای فاحش با هزینههای واقعی زندگی دارد.
این در حالی است که بسیاری از افراد دارای معلولیت امکان اشتغال پایدار ندارند و نرخ بیکاری در میان آنها چندین برابر میانگین جامعه است. در چنین شرایطی مستمری و حمایتهای دولتی تنها راه ادامه زندگی بسیاری از خانوادهها محسوب میشود.
روایت مادری که زیر بار هزینهها خم شده است
مینا مادری است که دو فرزند دارای معلولیت شدید را نگهداری میکند. او نه امکان اشتغال دارد و نه درآمدی مستقل. تمام وقتش صرف مراقبت از فرزندانی میشود که هر کدام نیازهای درمانی و توانبخشی ویژهای دارند.
او میگوید: هزینه پوشینه، دارو و اقلام بهداشتی فرزندانش طی ماههای اخیر چند برابر شده است. قیمت برخی پوشینهها به حدود یک میلیون تومان رسیده و خانواده او برای تأمین نیازهای ماهانه ناچار است چندین بسته خریداری کند.
مینا میگوید:مستمری و کمکهای بهزیستی حتی بخش کوچکی از هزینههای ما را پوشش نمیدهد. گاهی مجبور میشویم بین خرید دارو و پرداخت اجاره خانه یکی را انتخاب کنیم.
روایت او تنها نمونه ای از وضعیت هزاران خانواده ای است که زندگی روزمره شان به میدان مبارزه ای بی پایان برای تأمین ابتدایی ترین نیازها تبدیل شده است.
زندگی میان سوند، پوشک و نگرانی از فردا
برای بسیاری از افراد دارای معلولیت شدید، زندگی وابسته به تجهیزات و اقلامی است که نبود آنها میتواند سلامت یا حتی جان فرد را تهدید کند.
بهروز مروتی در این باره هشدار میدهد:کمکهزینه لوازم بهداشتی که بهزیستی پرداخت میکند، حتی هزینه دو بسته پوشک را هم پوشش نمیدهد، در حالی که بسیاری از معلولان ماهانه به چهار تا پنج بسته پوشینه نیاز دارند.
او میگوید: هزینه سوند، نلاتون، پانسمانهای ویژه و دیگر تجهیزات مورد نیاز برخی افراد آسیب نخاعی ماهانه به دهها میلیون تومان میرسد.
به گفته این فعال حقوق معلولان، برخی خانوادهها به دلیل ناتوانی در خرید اقلام مصرفی مجبور به استفاده چند باره از وسایل یکبار مصرف میشوند؛ اقدامی که میتواند به بروز عفونتهای خطرناک و حتی مرگ منجر شود.
او همچنین از بازگشت برخی خانوادهها به استفاده از کهنه به جای پوشک خبر میدهد؛ واقعیتی تلخ که نشان میدهد فشار اقتصادی تا چه اندازه زندگی معلولان را تحت تأثیر قرار داده است.
جنگی که دسترسی را هم از معلولان گرفت
تبعات جنگ تنها به افزایش هزینههای زندگی محدود نمیشود. تخریب زیرساختهای شهری، اختلال در حمل ونقل و کاهش دسترسی به خدمات نیز مشکلات تازه ای برای افراد دارای معلولیت ایجاد کرده است.
رویا بابائی میگوید:بسیاری از خیابانها و فضاهای شهری آسیب دیده اند و امکان تردد برای افراد دارای معلولیت از بین رفته است. برخی حتی برای تهیه مایحتاج روزمره خود نیز با مشکل روبه رو هستند.
او از نبود برنامه مشخص برای تأمین تجهیزات توانبخشی، داروهای کمیاب و خدمات حمایتی در شرایط جنگی انتقاد میکند و معتقد است سازمان بهزیستی میتوانست با استفاده از ظرفیت گسترده مددکاران خود شبکه ای برای حمایت اضطراری از معلولان ایجاد کند.
قطع اینترنت نیز مشکلات تازه ای به وجود آورد. بسیاری از ناشنوایان که برای ارتباطات روزمره از نرم افزارهای آنلاین استفاده میکردند با محدودیتهای جدی مواجه شدند و بخشی از کسب وکارهای آنلاین افراد دارای معلولیت نیز آسیب دید.
افزایش مستمریها و محدودیت بودجه
در مقابل این انتقادها، مسئولان سازمان بهزیستی میگویند اقدامات متعددی برای حمایت از جامعه معلولان انجام شده است.
سیدجواد حسینی، رئیس سازمان بهزیستی کشور، در ماههای اخیر از افزایش مستمری مددجویان و افراد دارای معلولیت خبر داده و اعلام کرده که سازمان بهزیستی پیشنهادهای خود را برای افزایش حق پرستاری و کمک هزینههای حمایتی به دولت ارائه کرده است.
حسینی همچنین تأکید کرده که بیش از یک میلیون و ۶۰۰ هزار نفر از افراد دارای معلولیت تحت پوشش خدمات این سازمان قرار دارند و محدودیت منابع مالی یکی از مهم ترین چالشهای توسعه خدمات حمایتی است.
با این حال، فعالان حقوق معلولان معتقدند فاصله میان آمارهای رسمی و واقعیت زندگی مردم همچنان زیاد است. آنها میگویند افزایشهای اعلام شده در برابر نرخ تورم و هزینههای سرسام آور زندگی عملاً اثر چندانی بر معیشت معلولان نگذاشته است.
قانونی که هنوز روی زمین مانده است
یکی از مهم ترین مطالبات جامعه معلولان اجرای کامل قانون حمایت از حقوق معلولان است؛ قانونی که بسیاری از مواد آن هنوز به مرحله اجرا نرسیده است.
براساس این قانون، دولت موظف به تأمین حمایتهای معیشتی، اشتغال، مسکن، مناسب سازی و خدمات توانبخشی برای افراد دارای معلولیت است. با این حال فعالان این حوزه میگویند بخش قابل توجهی از این تعهدات به دلیل کمبود بودجه یا نبود اراده اجرایی عملیاتی نشده است.
آمارها نشان میدهد دهها هزار نفر در صف دریافت حق پرستاری، کمک هزینه لوازم بهداشتی و مستمری قرار دارند؛ افرادی که هر روز تأخیر در پرداختها میتواند زندگی شان را با مشکلات جدیتری مواجه کند.
فراموششدگان روزهای سخت
واقعیت این است که معلولان نه فقط در دوران جنگ بلکه در سالهای عادی نیز با نوعی تبعیض ساختاری مواجه بودهاند. آنها در بسیاری از سیاست گذاریهای کلان دیده نمیشوند و سهم شان از بودجههای حمایتی، کمتر از نیازهای واقعی شان است.
شاید مهم ترین پرسش امروز این باشد که اگر در بحرانی ترین روزهای کشور نیز قرار نیست حمایت ویژه ای از افراد دارای معلولیت صورت گیرد، پس این حمایتها دقیقاً برای چه زمانی طراحی شدهاند؟
جنگ شاید به پایان برسد، خیابانها بازسازی شوند و اقتصاد به تدریج به مسیر عادی بازگردد، اما برای بسیاری از افراد دارای معلولیت، بحران همچنان ادامه خواهد داشت. آنان هنوز برای برخورداری از ابتدایی ترین حقوق خود میجنگند؛ حقوقی که سالهاست در قوانین نوشته شده ،اما در زندگی روزمره شان کمتر دیده میشود.
و شاید تلخ ترین بخش ماجرا همین باشد؛ اینکه در میان تمام آسیبهای جنگ و بحران، کسانی بیش از همه آسیب میبینند که پیش از آغاز بحران نیز در حاشیه قرار داشتند.





نظر شما