اکنون سه ماه از آغاز جنگ و شهادت رهبر معظم انقلاب و جمعی از فرماندهان بزرگ نظام و مردم غیرنظامی ایران میگذرد؛ جنگی که اگرچه اکنون دوران آتشبس خود را سپری میکند؛ اما هر روز آبستن موضوعهای مختلفی است که نمایش بازتاب آن، برای ثبت در حافظه تاریخی مردم شهر ضروری است.
یکی از ابزارهای نمایش این موضوع، بیلبوردها و تابلوهای شهری است که در نقش رسانه بصری در سطح شهر ظاهر شده و این پرسش مطرح میشود که آیا این بیلبوردها توانستهاند پیامی که در خور این ایام است، به درستی به مردم منتقل کنند؟ برای بررسی وضعیت این رسانه بصری در این ایام با معاون فرهنگی معاونت اجتماعی و فرهنگی شهرداری مشهد که متولی اجرایی این حوزه است، تماس میگیریم؛ ولی متأسفانه با وجود پیگیریهای فراوان و انتظار چند روزه برای رسیدن به پاسخ منصفانه ، جوابگو نیستند.
تبلیغاتی که متناسب با نیاز روز به روز نشدند
در هفته ابتدایی جنگ، بیلبوردهایی که حاوی سخنان رهبر شهید مبنی بر اینکه «انشاءالله به زودی خداوند احساس پیروزی را در دل مردم رواج دهد» یا «خداوند نصرت را برای ملت ایران تضمین کرده است» بود، جملات امیدبخشی به شمار میآمد که در آن ایامی که هر روز برگی از صفحه انقلاب میریخت و هنوز وضعیت جنگ در ابهام بیشتری قرار داشت، نقش بسیار مهمی در اذهان مردم و ایجاد آرامش روانی آنها ایفا میکرد؛ اما به مرور و میتوان گفت حالا پس از گذشت سه ماه، دیگر پاسخگوی نیاز این روزهای کشور نیست و این بیلبوردها فاقد جذابیت بصری بوده و تکراری و کماثر به نظر میرسند و بهروزرسانی آنها همراه با اتفاقهای این ایام و نیاز و ذائقه مردم و جامعه ضروری است.
اگرچه کارشناسان شهرداری اعلام کردهاند که این نهاد در بیلبوردها نسبت به موضوعات روز واکنش نشان داده و هر بار که رهبر معظم انقلاب سخنرانی جدیدی داشتند، در بیلبوردها هم نمود داشته؛ اما به نظر میرسد این تغییرات چندان به چشم عموم نمیآید و ما بیشتر با بیلبوردهای تکراری مواجه هستیم.
اثر ضربه به پتروشیمی در تأمین بنرهای تبلیغاتی
به سراغ یک گرافیست میرویم تا از او درباره وضعیت موجود و اینکه تابلوها و بیلبوردهای شهری باید چگونه طراحی شوند تا تأثیرگذاری بیشتری در این وضعیت جنگی داشته باشند، جویا شویم.
مهدی یک پسر در این باره با اشاره به جلسههای فنی مفصل به همراه هنرمندان حوزه هنر انقلاب با معاونت فرهنگی شهرداری مشهد در گفتوگو با طوس میگوید: ما نیز انتقادهای مشابهی داشتیم؛ ولی این موضوع باید از چند منظر بررسی شود. نکته نخست اینکه در ابتدای این موضوع، یک شوک به وجود آمد و با توجه به الزامات مدیریتی در همان مقطع، حجم بالایی از کارها انجام شد. در زمان آغاز جنگ و شهادت حضرت آقا، تقاضای سنگین و زیادی برای تولید و نصب بیلبوردها وجود داشت و این موضوع سبب شد ظرفیتهای چاپ، تولید و نصب آنها در مشهد تحت فشار قرار بگیرد. اگر بخواهیم از نظر تاریخی و زمانبندی قضاوت کنیم، من شخصاً با برخی از قضاوتها در آن زمان موافق نبودم. البته در مورد کیفیت اعتراضات انتقادهایی وجود داشت؛ اما در مورد کمیت، به نظرم شهرداری به خوبی عمل کرد و حجم تولید بیلبوردها در آن مقطع مناسب بود و به آن میزانی که باید شهر سیاهپوش میشد، با وجود شوک جنگ در سرعت مطلوبی اتفاق افتاد.
وی ادامه میدهد: نکته دوم اینکه در طول این زمان مشکلاتی در تأمین زیرساختها و بنرها به وجود آمد که ناشی از صدمات وارده به صنعت پتروشیمی بود و این مشکلات موجب شد تأمین بنر برای شهر مشهد دچار اختلال شود و برخی مجموعهها توانستند با وساطتهای فراوان مقدار محدودی بنر وارد کنند تا به تقاضاها پاسخ دهند.
کار جهادی برای تحول فضاآرایی شهری
کارشناس حوزه گرافیک با بیان اینکه از اوایل سال جدید، ما نیز انتقادهای خود را نسبت به شهرداری مطرح کردیم و خواستار واکنشهای بهروز شدیم، میافزاید: ما نیاز داشتیم از طرحهای تکراری خارج شویم و تنوع پیامها افزایش یابد. شهرداری در آن مقطع اعلام آمادگی کرد. یک کمپین راهاندازی شد که شامل تصاویری از بچههای شهدای میناب بود و حدود ۱۸۰ تصویر متفاوت از زندگی حضرت آقا در قالب «جان ایران» در استرابوردهای شهری و در ایام دهه کرامت نیز کمپین «لشکریان امام رضا(ع)» کار شد. در واقع در سه ماه گذشته، تمامی بچههایی که در این پروژهها فعالیت کردند، کار جهادی انجام دادند تا فضای شهر را متحول کنند. همچنین دستاوردهای قابل توجهی در حوزه نظامی؛ به ویژه در زمینههای موشکی و پهپادی حاصل شد که در استرابوردها انعکاس یافت. تعداد زیادی تابلو از مشاهیر شهر طراحی و نصب شده و کمپینهایی مانند «شهدا در خیابان ایستادهاند» نیز به اجرا درآمد و خانوادههای شهدایی که در این پروژهها دیده شدند، از اینکه نام عزیزانشان در تابلوهای شهری قرار گرفته، ابراز رضایت میکردند.
یک پسر با بیان اینکه اگرچه شخصاً معتقدم هنوز فاصلهای میان کیفیت و کمیت کارها و انتظارات وجود دارد، تأکید میکند: ما نیز بر این باوریم که رویکردها باید اصلاح شوند و کیفیت طراحیها بهبود یابد. باید از مدلهایی که سالهاست نسبت به آنها انتقاد داریم، فاصله بگیریم؛ اما به نظر من بهعنوان کسی که در شهرداری در این ایام ذینفع نبوده، رفتارهای رسانهای که شهرداری را بدون دلیل تخطئه میکنند، منصفانه نیست و با توجه به اینکه تأمین و چاپ بنرها هزینههای سنگینی دارد و تغییرات روزانه در تابلوها نیازمند پروسهای زمانبر است، انتظار اینکه تابلوهای شهری مانند تلویزیون در لحظه واکنش نشان دهند، مقایسهای نادرست است.
روند تاریخی افت کیفی تبلیغات شهری
وی با اشاره به اینکه وضعیت فعلی با شرایط مطلوب فاصله دارد و انتقادهای فنی نیز به شهرداری منتقل شده، میگوید: این انتقادها به یک روند تاریخی برمیگردد که از اوایل دهه ۹۰ آغاز شده و آرام آرام کیفیت اکرانهای شهری کاهش یافته است. معاون فعلی شهردار نیز تنها بخشی از این موضوع را تحت تأثیر قرار داده و در طول زمان همه معاونتها در این موضوع دخیل بودند. به عنوان مثال پروسه استقبال از بهار و طراحی بیلبوردهای سطح شهر هر سال با افت بیشتری مواجه شده و با توجه به اینکه منابع محدود و هزینههای شهرداری افزایش یافته، بدنه حرفهای طراحان گرافیک اکنون نقش کمتری در فضای طراحیهای شهری نسبت به گذشته دارد و ما با افت کلی در کیفیت محصولات در معرض دید مردم مواجه هستیم. وقتی این موضوع به آرامی از بدنه اجرایی و طراحی فاصله میگیرد، کیفیت محصول به تدریج کاهش مییابد. به همین دلیل وقتی امروز به نتایج نگاه میکنید، متوجه میشوید کیفیت مورد نظرتان به دست نیامده و این ایراد کاملاً قابل قبول است.
خلأ جایگاه هنر و معماری در سیاستگذاری فرهنگی شهرداری
این هنرمند گرافیست با بیان این مطلب که این روند تاریخی به سیاستگذاری کلان مدیریت شهری و بخش فرهنگی آن مرتبط است، میافزاید: ما در حوزه هنر و معماری هیچ جایگاه ارزشی در مدیریت شهری مشهد نداریم و این مسئله عمیقتر از آن است که فکر کنیم تنها به زمان جنگ مربوط میشود و محصول امروز و دیروز است؛ بلکه به یک روند مستمر ۱۵ ساله و بازنگری در سیاستهای شهری مربوط است.






نظر شما