هادی(ع)؛ نشان روشن حق در غبار دنیا
قدس: بسیاری از ما در مواجهه با مفاهیمی چون «اسم اعظم»، به دنبال نسخهای جادویی یا ذکری پنهان میگردیم که با آن جهان را دگرگون کنیم. اما حقیقت، فراتر از این تصورات سطحی است. در سالروز ولادت باسعادت اسوه طهارت و پیشوای هدایت، حضرت امام علیالنقی (ع)، به سراغ حجتالاسلام مهدی جعفری، از اساتید برجسته حوزه و دانشگاه و از شاگردان برجسته علامه جوادی آملی رفتهایم تا از زاویهای متفاوت به قدرت معنوی اهلبیت(ع) و نسبت ما با عالم معنا بنگریم. در این گفتوگو، ایشان با تکیه بر آموزههای وحیانی و سیره نقیِ زکی(ع)، چالش بزرگی را پیش روی مخاطب میگذارد: «چرا با وجود عبادات مکرر، تحولی در باطن ما رخ نمیدهد؟» برای یافتن پاسخ این پرسش و درک تمایز میان ذکر زبانی و مقام وجودی همراه باشید.

حاکمیت بر طبیعت با عبور از ماده
حجتالاسلام جعفری میگوید: در نظام تکوین، قدرتی وجود دارد که قرآن کریم در ماجرای حضرت سلیمان(ع) به گوشهای از آن اشاره کرده است. آنجا که سلیمان نبی از اطرافیانش میپرسد چه کسی میتواند تخت ملکه سبأ را پیش از رسیدن خودش حاضر کند؟ قرآن در سوره نمل، آیه ۴۰ میفرماید: «قَالَ الَّذِی عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْکِتَابِ أَنَا آتِیکَ بِهِ قَبْلَ أَنْ یَرْتَدَّ إِلَیْکَ طَرْفُکَ». آصف بن برخیا، که نه پیامبر بود و نه امام، بلکه تنها شاگردی از شاگردان مکتب وحی بود، گفت من در کمتر از یک چشم بر هم زدن آن را میآورم. او تنها «یک بخش» از ۷۳ جزء اسم اعظم را دارا بود. حالا تصور کنید امام هادی(ع) که وارث ۷۲ جزء از این حقیقت است، چه سیطرهای بر عالم دارد. اما نکته اینجاست که این قدرت، محصول خرج نکردن خود برای دنیا است. آصف بن برخیا خودش را خرج طبیعت نکرد تا توانست بر طبیعت حاکم شود.
ایشان اضافه میکند: باید از خودمان بپرسیم چرا در ماه رجب یا رمضان، خداوند مدام ما را به «نخوردن» دعوت میکند؟ مگر نه این است که مهمان را باید اطعام کرد؟ راز مطلب اینجاست که خدا میخواهد انسان از فضای زندگی حیوانی فاصله بگیرد. تا زمانی که انسان درگیر شهوات و لذتهای مادی است، روحش سنگین است و نمیتواند پرواز کند. کسی که شب را تا دیرهنگام به پرخوری و پرگویی میگذراند، هرگز نباید انتظار داشته باشد که در خواب یا بیداری، حقایق ملکوتی را مشاهده کند. این همان چیزی است که در روایات به عنوان اضغاث احلام یا خوابهای پریشان یاد شده است؛ چرا که جان انسان درگیر لجنزار ماده شده است.
تجلی اراده الهی در جانهای بزرگ
این استاد حوزه و دانشگاه در تبیین حقیقت اسم اعظم خاطرنشان میکند: برخلاف تصور عامه، اسم اعظم یک «ذکر» یا «لفظ» نیست که کسی آن را در گوش دیگری زمزمه کند. علامه طباطبایی(ره) به زیبایی تبیین کردهاند که چطور ممکن است یک واژه به تنهایی خاک را طلا کند یا مرده را زنده؟ اسم اعظم یک «مقام» است. مقام فنای فیالله. یعنی انسان به جایی برسد که ارادهاش، فانی در اراده خدا شود. در این حالت، «ارادتُه ارادةُ الله» میشود. امام هادی(ع) و سایر معصومین در این قله ایستادهاند. حتی بانوانی بزرگوار همچون مادر امام باقر(ع) که همسر امام سجاد(ع) بودند، به این مقام رسیده بودند. نقل است که ایشان در خانهای نشسته بودند و دیوار در حال فروریختن بود؛ ایشان با دست اشاره کردند و فرمودند: «حق مصطفی(ص) به تو اجازه نمیدهد که فرود بیایی» و دیوار تا زمانی که بچهها خارج شدند، معلق ماند. این قدرت، نتیجه «کمال انقطاع» است؛ یعنی درک این حقیقت که در عالم هیچ کارهای جز او نیست.
حجتالاسلام جعفری با اشاره به روایتی از عمر بن حنظله میگوید: عمر بن حنظله که از شاگردان برجسته امام باقر(ع) و راوی روایت مشهور ولایت فقیه است، روزی به امام عرض کرد: «آیا من نزد شما آبرویی دارم؟» امام تایید کردند. او درخواست کرد که اسم اعظم را به او بیاموزند. او هم مثل خیلی از ما فکر میکرد اسم اعظم یک فرمول کلامی است. امام او را به داخل اتاق بردند، دست مبارک را روی زمین گذاشتند و ناگهان در وسط روز، همه جا برای عمر بن حنظله تاریک شد. بدنش به لرزه افتاد. امام فرمودند: «ظرفیتش را داری که ادامه بدهم؟» او انصراف داد. این نشان میدهد که اسم اعظم، یک تجلی وجودی است که اگر ظرف جان انسان بزرگ نشده باشد، تابِ تحمل آن را نخواهد داشت. برای رسیدن به این ظرفیت، باید از ذلت شهوات خارج شد. کسی که اسیر حرص و دنیاست، حتی اگر هزار بار ذکر بگوید، به جایی نمیرسد.
پاکسازی ریشهها پیش از تکرار اذکار
ایشان در ادامه به آسیبشناسی عبادات کلیشهای پرداخته و میافزاید: مشکل ما این است که عباداتمان تبدیل به «عادت» شده است. وقتی میگوییم «الله اکبر»، آیا واقعاً در دلمان خدا را بزرگتر از همه تعلقات میبینیم؟ یا با کولهباری از حرص و طمع رو به قبله میایستیم؟ در روایات اصول کافی، بابی داریم به نام «التقدم فی الدعا». یعنی انسان نباید فقط وقت گرفتاری یاد خدا بیفتد. امام هادی(ع) میخواهند ما به مقامی برسیم که حتی وقتی آب میخوریم، متوجه باشیم که این آب به خودی خود سیراب نمیکند، بلکه اراده اوست که اثر میبخشد. این یعنی «علمالیقین». اگر کسی به این مقام رسید، بسمالله او همان کارکرد اسم اعظم را پیدا میکند؛ چون او با تمام وجود درک کرده که هیچ حرکتی بدون اراده حق ممکن نیست.
حجتالاسلام جعفری با بازخوانی روایتی تکاندهنده از گفتگوی ابلیس و حضرت نوح(ع) میگوید: ابلیس به حضرت نوح گفت: «من اگر انسانی را ببینم که به چند صفت آلوده است، او را به راحتی در چنگ میگیرم: حرص، حسادت، ظلم و عجله.» اینها ریشههایی هستند که شیطان از طریق آنها سوار بر جان ما میشود. گاهی ما یک هفته ذکر میگوییم، اما با یک عصبانیت بیجا در خانواده یا یک حسادت کوچک، تمام آن نورانیت را هدر میدهیم. باید مراقب ریشهها بود. داستان «بلعم باعورا» در قرآن برای همین است؛ کسی که به اسم اعظم رسیده بود اما چون ریشههای باطنیاش اصلاح نشده بود، سقوط کرد و قرآن او را به سگ تشبیه کرد. حتی شیطان هم ۶۰۰۰ سال عبادت کرد، اما چون باطنش آلوده به کبر بود، سقوط کرد. قرآن درباره او نمیگوید «کافر شد»، بلکه میگوید وَکَانَ مِنَ الْکَافِرِینَ؛ یعنی از همان اول در باطنش کافر بود و عبادتش تنها یک پوسته ظاهری داشت.
اقتدار معنوی در اوج غربت سامرا
ایشان در بخش دیگری از این گفتگو به اهمیت خلوت با پروردگار اشاره کرده و میگوید: امام هادی(ع) در آن دوران خفقان سامرا، با وجود همه فشارها، لحظهای از انس با حق غافل نبودند. ما باید از خودمان بپرسیم: «کی کارهایمان تمام میشود تا با خدا خلوت کنیم؟» نه اینکه «کی نماز تمام میشود تا به کارهایمان برسیم؟» این خلوتها معجزه میکند. فرقی نمیکند این خلوت با قرائت قرآن باشد یا با اشک بر مصائب سیدالشهدا(ع). مهم این است که آن یک ساعت را فقط برای خدا وقت بگذاریم تا آرامآرام باطن ما از تعلقات دنیا کنده شود.
ایشان با گریز به مظلومیت پیشوای دهم در دربار متوکل عباسی خاطرنشان میکند: آن روزی که هادی امت(ع) را به اجبار از مدینه به سامرا تبعید کردند، ایشان را مدتی در «خانالصعالیک» که محل استقرار فقرا و بیخانمانها بود نگاه داشتند تا به زعم خودشان شأن امام را پایین بیاورند. اما نور خدا خاموششدنی نیست. در مجلس شراب متوکل، وقتی آن ملعون به امام جسارت کرد و از ایشان خواست شعر بخواند، حضرت اشعاری در بیوفایی دنیا و فرجام پادشاهان خواندند که مجلس را دگرگون کرد. امام فرمودند: «بر قلههای سرکش کوهها شب را به روز آوردند، در حالی که مردان نیرومند از آنان پاسداری میکردند، اما آن قلهها سودی به حالشان نداشت.» این همان قدرتِ روحیِ کسی است که اسم اعظم در جان اوست؛ او در بند است، اما لرزه بر اندام پادشاه جائر میاندازد.
حجت الاسلام جعفری در پایان تأکید میکند: برای بهرهمندی از برکات این ماه و تقرب به ساحت امام هادی (ع)، مداومت بر استغفار را فراموش نکنید. اما نه استغفار صرفاً زبانی. عددی را برای خود مشخص کنید، مثلاً هزار مرتبه، اما بخشی از آن را حتماً در خلوت و با حضور قلب بگویید. استغفار یعنی پاک کردن ریشههایی که مانع تجلی اسم اعظم در جان ما میشوند. امیدواریم به حق ولایت امیرالمؤمنین(ع) و عید غدیر پیش رو، خداوند توفیق عبور از عادات و رسیدن به حقایق بندگی را به همه ما عنایت بفرماید.






نظر شما