در پانزدهمین روز از ماه ذیالحجه، جهان اسلام شاهد میلاد شخصیتی است که حضورش، معادلات قدرت در قرن سوم هجری را به چالش کشید. پرسش اساسی اینجاست: چگونه یک نوجوان هشتساله میتواند بار سنگین رسالتی را بر دوش بکشد که پیش از او پیامبرانی اولوالعزم چون نوح(ع) و ابراهیم(ع) در کهنسالی به دوش میکشیدند؟ این پارادوکس تاریخی، یعنی امامت در خردسالی و مدیریت در تبعید، کلیدواژه درک عظمت حضرت امام هادی(ع) است. در روزگاری که خلافت عباسی در اوج استبداد نظامی بود، این پیشوای الهی با تکیه بر طهارت باطنی و نبوغ هدایتی، نه تنها کیان شیعه را از گزند حوادث حفظ کرد، بلکه مفهومی نوین از مرجعیت دینی را در گستره جغرافیایی اسلام پدید آورد. برای درک این صلابت علوی و بازخوانی میراث ماندگار این امام همام، با تأملات عمیق آیتالله علی رضایی تهرانی همراه شدهایم تا از زاویهای نو به سیره این پیشوای هدایت بنگریم و پاسخ چالشهای امروز را در تدابیر دیروز ایشان جستوجو کنیم.
آیتالله علی رضایی تهرانی
برهان قاطع؛ امامت نوجوان و استمرار خط انبیای عظام
استاد رضایی تهرانی در ابتدا به تبیین جایگاه رفیع دهمین پیشوای شیعیان پرداخته و میگوید: حضرت امام هادی(ع) که با کنیه ابوالحسن ثالث شناخته میشوند، در سال ۲۱۲ هجری دیده به جهان گشود. القاب ایشان همچون نقی به معنای پاکیزه و هادی به معنای هدایتگر، صرفاً کلماتی برای توصیف نیستند، بلکه بیانگر هویت وجودی شخصیتی هستند که در هشتسالگی بر کرسی امامت تکیه زد.
وی اضافه میکند: نشستن یک کودک بر جایگاه امامت، یکی از ادله قاطع بر حجیت مذهب تشیع است. تاریخ گواهی میدهد این نوجوان در مجالس علمی بزرگ، چنان علما و پیرانِ فن را در مناظرات به خاک مینشاند که راهی جز اعتراف به علم الهی او باقی نمیماند. ما در زیارتنامهها خطاب به اهلبیت(ع) میگوییم: السلام علیک یا وارث آدم نبیالله. این یعنی امام هادی(ع) در همان سنین کم، وارث تمام تجربیات و علوم انبیای الهی بود و سنگینی رسالتی را تحمل کرد که نوح(ع) با هزار سال عمر بر دوش داشت. این بلوغ زودهنگام، نشاندهنده آن است که امامت، منصبی انتصابی از سوی پروردگار است و به سن و سال ظاهری بستگی ندارد.
زیست در کانون بحران؛ تقابل با استبداد در عصر انسداد
آیتالله رضایی تهرانی با ترسیم فضای سیاسی آن دوران خاطرنشان میکند: دوران ۳۲ ساله امامت ایشان، یکی از طولانیترین دورانهای امامت است که با ۶تن از خلفای بنیعباس همزمان بود. در این میان، متوکل عباسی سیاهترین کارنامه را در دشمنی با اهلبیت(ع) داشت. او با لطایفالحیل، امام را از مدینه به بغداد و سپس به سامرا کشاند تا ایشان را تحت نظارت شدید نظامی قرار دهد.
وی در ادامه میافزاید: نکته ظریف تاریخی اینجاست که در این دوره، خلافت عباسی در اوج ضعف درونی بود و ترکان بر مقدرات دربار مسلط شده بودند، اما در یک نقطه همپیمان بودند: فشار بر شیعیان و محدود کردن امام. سامرا برای امام، یک پادگان نظامی و درواقع یک زندان بزرگ بود. اما هنر امام هادی(ع) این بود که از همین فضای بسته، پیوند میان امام و امت را نه تنها حفظ، بلکه تقویت کرد. ایشان نشان داد هدایتگری، وابسته به حضور فیزیکی در میان مردم نیست، بلکه ریشه در پیوند قلبی و تشکیلاتی دارد.
نظام وکالت؛ تدبیر هوشمندانه برای مدیریت جهان اسلام
استاد رضایی تهرانی با تبیین نبوغ مدیریتی پیشوای دهم، خاطرنشان میکند: امام هادی(ع) با وجود حضور در سامرا که در آن زمان پادگانی نظامی و عملاً زندانی بزرگ محسوب میشد و با وجود محدودیتهای مضاعف امنیتی، توانست سازمان وکالت را به اوج شکوفایی برساند. امام با درایتی بینظیر، جهان اسلام را به چهار حوزه کلیدی شامل «عراق مرکزی (بغداد، مدائن و کوفه)»، «بصره و اهواز»، «ایران (قم و همدان)» و در نهایت «حجاز، یمن و مصر» تقسیم کرد تا هیچ پیرو مکتبی در هیچ کجای این جغرافیای پهناور، احساس بیسرپرستی نکند و پیوند میان امام و امت حتی در سختترین شرایط خفقان، ناگسستنی باقی بماند.
وی تأکید میکند: حضرت برای هر منطقه یک «سر وکیل» برگزید که نخبگان و بزرگان شیعه بودند. این شبکه چنان دقیق و منسجم عمل میکرد که حتی در سختترین شرایط امنیتی، وجوهات شرعی، نامهها و پرسشهای اعتقادی به دست امام میرسید و پاسخها بازمیگشت. این یک هنر بینظیر است که پیشوایی از درون یک پادگان نظامی، جمعیتی عظیم را از نظر فکری و اقتصادی اداره کند و اجازه ندهد کیان تشیع زیر پای استبداد عباسی له شود. این ساختار، درواقع تمرینی برای عصر غیبت بود تا شیعیان بیاموزند چگونه بدون تماس مستقیم با امام، مسیر حق را بیابند.
شکستن ابهت پوشالی در مسافرخانه گدایان
استاد رضایی تهرانی به تلاشهای مذبوحانه متوکل برای تخریب شخصیت امام اشاره کرده و میگوید: وقتی امام با دعوت رسمی و به همراه خانواده وارد سامرا شد، متوکل برای تحقیر ایشان، حضرت را در جایی به نام «خان الصعالیک» جای داد؛ جایی که درواقع مسافرخانه فقرا و افراد بیخانمان بود. هدف این بود که با این تحقیر ظاهری، ابهت امام را در چشم مردم بشکند.
وی اضافه میکند: اما صلابت علوی امام چنان بود که هر محیطی را به کانون معنویت تبدیل میکرد. حضرت با وقار و آرامش خود، آن مکان متروک را به قبلهگاه اهل معرفت بدل کرد. حتی در مقاطعی، متوکل دستور داد در کنار خانه حضرت گودالی بکنند تا به ایشان بفهماند هر لحظه اراده کند، ایشان را از میان خواهد برد. اما امام با آرامشی الهی از کنار این تهدیدها گذشت و نشان داد قدرت واقعی در دست کسی است که متصل به منبع وحی است، نه کسی که بر تخت لرزان خلافت تکیه زده است.
میراث معرفتی؛ از زیارت جامعه تا تربیت نخبگان
این کارشناس دینی به برکات وجودی امام هادی(ع) اشاره کرده و میگوید: حیات ایشان سرشار از تربیت شاگردان بزرگی بود که هر کدام استوانهای در علم و تقوا شدند. میراث ماندگاری چون زیارت جامعه کبیره که عالیترین دوره امامشناسی است، محصول همین دوران خفقان است. امام در قالب دعا و زیارت، عمیقترین مفاهیم توحیدی و ولایی را به پیروان خود آموخت.
استاد رضایی تهرانی در پایان خاطرنشان میکند: امروز در سالروز ولادت این امام همام باید بدانیم که امام هادی(ع) الگوی کامل ایستادگی و تدبیر است. ایشان به ما آموخت حتی در سختترین شرایط و در محاصره دشمن، میتوان با تکیه بر ایمان و سازماندهی درست، بر بزرگترین قدرتهای مادی غلبه کرد. امیدواریم به برکت این میلاد خجسته، روحیه هدایتگری و طهارت در جامعه ما جاری شود و ما نیز بتوانیم در مسیر نوری که ایشان تاباندند، گام برداریم.






نظر شما