در میان انبوه اخبار و تصاویر جنگ غزه، کمتر فرصتی برای شنیدن روایت زندگی روزمره مردمی فراهم میشود که دههها زیر سایه اشغال و محاصره زیستهاند. کتاب «پاپیون؛ نسخه غزه» تلاشی است برای عبور از اعداد و آمار و نزدیک شدن به تجربه زیسته انسان فلسطینی؛ اثری که با گردآوری و بازنویسی ۱۱روایت واقعی، تصویری متفاوت از زندگی در فلسطین ارائه میدهد. امیر سعادتی، نویسنده این کتاب در گفتوگو با خبرنگار ما از شکلگیری ایده اثر، دشواریهای دسترسی به منابع دستاول، همکاری با راویان و پژوهشگران فلسطینی و چرایی تمرکز بر زندگی روزمره مردم غزه سخن گفته است که مشروح آن را میخوانید.
ایده اولیه نگارش «پاپیون؛ نسخه غزه» از کجا شکل گرفت و چه چیزی شما را به سمت روایت زندگی روزمره مردم فلسطین برد؟
سه عامل؛ علاقه شخصی، ماجرای طوفانالاقصی و اطلاع کم و صرفاً خبری و تلویزیونی ایرانیها از بیش از ۷۰سال زندگی تحت اشغال مردم غزه و فلسطین. در این کتاب، ۱۱روایت از زندگی روزمره انسان فلسطینی را مطالعه خواهید کرد. سیر پژوهش و نگارش این روایتها چندان ساده نبود و مسیری طولانی برای تولید این روایتها طی شد.
چرا تصمیم گرفتید بهجای روایت مستقیم خود جنگ، به سراغ زندگی انسان فلسطینی بروید؟
به خاطر بیتوجهی رسانههای جهانی به جنبههای کیفی و انسانی زندگی فلسطینیها. در واقع رسانهها و دستگاههای خبرپراکنی غربی، جان میلیونها فلسطینی را تبدیل به مشتی عدد و رقم بیحس و حال کردهاند. در عوض کمپانیهای هنریشان با تولید روایت و قصهپردازی از زندگی یهودیان اشغالگر فلسطین دست به یک مظلومنمایی تاریخی به نفع اسرائیلیها زدهاند. در واقع با این ابزار افکار عمومی جهان را دستکاری کردهاند.
عنوان «پاپیون؛ نسخه غزه» چگونه انتخاب شد و چه مفهومی پشت آن وجود دارد؟
به یاد دارید در آغاز اضافه شدن امکانات چندرسانهای به گوشیهای تلفن همراه، آهنگ زنگ بسیاری از موبایلها، موسیقی فیلم معروفی به نام «پاپیون» بود؟ اما پاپیون (به فرانسوی: Papillon) به معنی پروانه در اصل نام یکی از رمانهای «هانری شاریر» است که در سال ۱۹۶۹ منتشر شد و تنها چهار سال پس از انتشار، هالیوود فیلم پاپیون را بر مبنای این اثر ساخت؛ یکی از مهمترین فیلمهای اقتباسی تاریخ سینما.
زندگی و مهاجرت «مهیب ابوجزر» روزنامهنگاری که روایت پنجم این کتاب را نقل کرده شباهتهایی به فیلم «پاپیون» دارد اما سرگذشت ۱۰راوی دیگر این کتاب نیز دستکمی از زندگی هانری شاریر ندارد. ما با خودمان فکر کردیم اگر هانری آن قصه با قایقش میتوانست علاوه بر عرض جغرافیا، در طول زمان نیز سفر کند و به جای اینکه سر از ونزوئلا درآورد، از آن جزیره دورافتاده تقریباً ۱۰هزار کیلومتر به شرق میآمد، از اقیانوس اطلس و جبلالطارق و جنوب اروپای متمدن! میگذشت و به شرقیترین نقطه دریای مدیترانه یعنی فلسطین مظلوم و غزه عزیز میرسید و این روزهای بشریت را میدید چه میگفت؟! آزادگان جهان دهههاست فلسطین اشغالی و بهخصوص نوار غزه را بزرگترین زندان روباز جهان میدانند. تمدن غربی با کثیفترین و وحشیانهترین وجه ممکن زندگی و آزادی مردمانی را نه در جزیرهای دورافتاده که در خاک وطن خودشان سلب کرده است و این کتاب فقط ۱۱قطره از دریای رنج زندگی تحت اشغال میلیونها فلسطینی در طول ۸۰سال گذشته است؛ پاپیونتر از پاپیونِ آقای هانری شاریر فرانسوی.
دسترسی به منابع دستاول درباره غزه در شرایط جنگی چقدر دشوار بود؟
نخستین مسیر ما برای دریافت روایتها، گفتوگوی مستقیم با انسان فلسطینی بود. برای این کار نیازمند مصاحبه با افرادی بودیم که نزدیکترین تجربه به زندگی روزمره در فلسطین را داشتند. توانستیم با خبرنگاری از کشور مصر برای انجام این جنس از گفتوگوها به توافق برسیم. احمد المصری (به دلیل ملاحظات امنیتی با نامی مستعار از او یاد میکنیم) برای انجام این گفتوگوها راه سختی در پیش داشت. با این حال مصاحبههایی بسیار نزدیک از زندگی، زمانه و کاروبار چهار انسان فلسطینی برای ما بدست آورد. برای نمونه، او توانست با کسانی گفتوگو کند که تنها چند روز پیش از عملیات طوفان الاقصی در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ از نوار غزه خارج شده بودند و به دلیل آغاز جنگ امکان بازگشت به فلسطین را نداشتند. بدین ترتیب ما توانستیم با کوشش احمد المصری به روایتهایی از زندگی هاله الغزالی، محمود علی السید، محمد عزالدین و محمود ابراهیم خلیل دست پیدا کنیم. فاطمه ابراهیمی و حسین عندلیب بهترتیب در برقراری هماهنگیهای لازم برای مصاحبه و ترجمه مصاحبهها (از عربی به فارسی) ما را یاری کردند. علاوه بر این فاطمه ابراهیمی (که خود از فعالان حوزه فلسطین است) گفتوگویی نیز با مهیب ابوجزر (روزنامهنگار فلسطینی) انجام داد. همچنین روایتی اولیه از زندگی اسراء جعابیص (بر پایه دادههای مستند منتشر شده) توسط او تدوین شد.
بقیه روایتها چگونه تولید شد؟
ما گرچه علاقهمند بودیم مسیر روایت زندگی انسان فلسطینی و بلکه انسانشناسی مقاومت را بیواسطه ادامه دهیم، اما در این مرحله بهدلیل محدودیتها مجبور شدیم برای افزودن به این ۶روایت، علاوه بر گفتوگوهای مستقیم به سراغ ترجمه نیز برویم. در جستوجوی روایت زندگی روزمره انسان فلسطینی، صفحات شبکههای اجتماعی و مستندهای تلویزیونی بسیاری را دنبال کردیم. همین طور چندین کتاب مرتبط را بررسی کردیم و در نهایت به این نتیجه رسیدیم که پنج روایت از کتاب «فلسطین سخن میگوید: روایتهایی از زندگی تحت اشغال» را برای ترجمه و بازنویسی انتخاب کنیم.
این کتاب چه ویژگی و تمایز خاصی داشت که آن را برای ترجمه انتخاب کردید؟
این کتاب در سال ۲۰۱۴ منتشر شده و شامل گفتوگوهای مشترک «کیت مالک» و «ماتیو هوک» با فلسطینیان است. کیت مالک دانشآموخته مطالعات خاورمیانه از دانشگاه تگزاس و روزنامهنگاری است که سفرهای متعددی به سرزمینهای اشغالی داشته است. ماتیو هوک نیز روزنامهنگاری آمریکایی است که به وضعیت حقوق بشر در کشورهای جنوب غرب آسیا علاقهمند است. آنها بیش از ۱۵سال است که بهطور مشترک درباره فلسطین کار میکنند. پنج روایتی که از میان ۱۶ گفتوگوی این کتاب برای ترجمه انتخاب کردیم شامل روایتهای زندگی ابتصام ایلزغایر، وفا العُدینی، احمد القرآین، لیث الحلو و عبدالرحمن الاحمر میشود. محمدحسین نجابت این گفتوگوها را از انگلیسی به فارسی ترجمه کرد.
همکاری با احمد المصری چه تأثیری در شکلگیری فضای واقعی کتاب داشت؟
این کتاب در همکاری مجله «نامه جمهور» پژوهشکده باقرالعلوم(ع) قم با نشر سیمرغ به ثمر نشست. ما در پژوهشکده از «احمد المصری» خواسته بودیم ماجرای انجام این گفتوگوها را بهطور مختصر برای ما روایت کند. من متن کامل روایت او را برایتان میخوانم:
«وقتی از طرف پژوهشکده باقرالعلوم(ع) موضوع مصاحبه با فلسطینیان را به من پیشنهاد دادند، با یکی از دوستانم که در رستورانی فلسطینی کار میکرد صحبت کردم تا با فلسطینیهایی که میشناسد صحبت کند و موضوع مصاحبه را با آنها در میان بگذارد. آنان بهسختی موافقت کردند. بارها و بارها موضوع مطرح و پیگیری شد تا درنهایت قرار مصاحبهها میان من و چهار نفر هماهنگ شد. من از قاهره؛ پایتخت مصر به شهر شرمالشیخ در استان سینا رفتم. صحرای سینا در همسایگی غزه و نزدیکترین استان مصر به آن است. شرمالشیخ در جنوب سیناست و غزه در شمال سینا و هممرز با شهر رفح.
طی مسیر قاهره تا شرمالشیخ با اتوبوس ۹ساعت طول کشید. ۱۰روز در یک هتل ساکن شدم تا مصاحبهها را ضبط کنم. زمانی طولانی منتظر آنها میماندم و مصاحبهها را پس از اتمام زمان کارشان میگرفتم. بارها مصاحبهها به تعویق افتاد اما الحمدلله در پایان سفر هر چهار مصاحبه را گرفته بودم. سه نفر از مصاحبهشوندگان با ضبط صدایشان موافقت نکردند و نفر چهارم نیز بهشرط اینکه صوت را تا زمانی که در شرمالشیخ هستم پیادهسازی کرده و فایلها را جلو چشم خودش حذف کنم، با ضبط آن موافقت کرد. آنها از دولت مصر، درگیر شدن در تحقیقات پلیسی و موارد اینچنینی نگران بودند.
با همان اتوبوسی که آمده بودم به قاهره بازگشتم و متن مصاحبهها را برای پژوهشکده باقرالعلوم(ع) در قم فرستادم. شرمالشیخ شهری گردشگری است و همهجور آدمی به آن رفتوآمد دارد. همچنین عناصر تروریستی در آن بسیارند. عناصر تروریستی در رفح، جبلالحلاله و دیگر مکانهای کوهستانی علیه دولت، ارتش و پلیس مصر فعالیت میکنند. بههمین دلیل در مسیر چندین بار تجهیزاتم را بررسی کردند و من را در تفتیش نگه داشتند تا با اطمینان از رزرو شدن هتل، مطمئن شوند با هدف گردشگری به آنجا میروم و برمیگردم. همچنین در تفتیشها کارت شناسایی مرا چک میکردند».
درنهایت چه اتفاقی افتاد و خروجی نهایی چگونه شکل گرفت؟
در نهایت همه این پژوهشها، گفتوگوهای خام و ترجمهها برای نگارش نهایی در اختیار من و همسرم مریم قربانزاده قرار گرفت تا آنها را به روایتهایی یکدست و خواندنی تبدیل کنیم. مریم قربانزاده نویسنده چندین کتاب پرمخاطب درباره روایت زندگی (بهخصوص در حوزه ادبیات مقاومت) است. من نیز مدتی طولانی و بیشتر در حوزه فرهنگ و ادبیات و اندیشه روزنامهنگاری کردهام.
لازم به ذکر است که بدون تلاشها و پیگیریهای مستمر حجتالاسلام دکتر مجتبی نامخواه و دکتر علی اسکندری نداف (به ترتیب سردبیر و دبیر تحریریه فصلنامه «نامه جمهور») این ایده به ثمر نمینشست. امیدواریم محصول نهایی این کار گروهی با رضایت خوانندگان عزیز و علاقهمندان به قضیه فلسطین مظلوم و فرهنگ مقاومت همراه شود. تصور میکنیم روایت انسان فلسطینی مسیری مهم است که فقط آغاز شده است. این یک چشمانداز مطالعاتی است که میتواند در آینده ایده مقاومت تأثیر بسزایی بگذارد.





نظر شما