تحولات اخیر پیرامون تنگه هرمز نشان میدهد که این آبراه راهبردی دیگر صرفاً یک مسیر انتقال انرژی نیست، بلکه به صحنهای برای رقابت بر سر آینده نظم امنیتی خلیج فارس تبدیل شده است. در این میان، عمان بیش از هر زمان دیگری در مرکز معادلات قرار گرفته؛ کشوری که تلاش میکند میان ایران، کشورهای عربی و قدرتهای فرامنطقهای تعادل برقرار کند، اما همزمان به نزدیکترین شریک منطقهای تهران در مدیریت بحران هرمز بدل شده است.
تنگه هرمز؛ از گذرگاه انرژی تا میدان رقابت ژئوپلیتیک
اعلام تأسیس «سازمان تنگه خلیج فارس» از سوی ایران در ماه مه ۲۰۲۶ را باید در چارچوب تلاش تهران برای نهادینهسازی نقش خود در امنیت آبراهی دانست که حدود یکپنجم تجارت نفت جهان از آن عبور میکند. برخلاف روایتهای غربی که این اقدام را صرفاً ابزاری برای اعمال فشار معرفی میکنند، تهران استدلال میکند کشوری که طولانیترین خط ساحلی در شمال تنگه را در اختیار دارد، نمیتواند از ترتیبات امنیتی و مدیریتی این گذرگاه کنار گذاشته شود.
واقعیت آن است که طی دهههای گذشته، امنیت هرمز عمدتاً تحت تأثیر حضور نظامی آمریکا تعریف شده است؛ حضوری که نه تنها نتوانسته بیثباتی را از منطقه دور کند، بلکه در بسیاری موارد خود به یکی از عوامل تنش تبدیل شده است. از این منظر، طرح ایران تلاشی برای انتقال مسئولیت امنیت منطقه به بازیگران بومی تلقی میشود.
عمان؛ میانجی بیطرف یا شریک راهبردی؟
در میان کشورهای شورای همکاری خلیج فارس، عمان تنها کشوری است که روابط خود با ایران را حتی در اوج تنشهای منطقهای حفظ کرده است. این کشور نه به توافقهای ابراهیم پیوست و نه وارد سیاست مهار همهجانبه ایران شد. همین رویکرد باعث شده مسقط امروز به کانالی بیبدیل برای گفتوگو و کاهش تنش تبدیل شود.
جغرافیا نیز اهمیت عمان را دوچندان کرده است. شبهجزیره مسندم در دهانه تنگه هرمز قرار دارد و بخش مهمی از مسیرهای کشتیرانی بینالمللی در مجاورت آبهای این کشور قرار گرفتهاند. به همین دلیل هیچ طرحی برای آینده هرمز بدون مشارکت عمان قابلیت اجرا ندارد.
آنچه بیش از همه اهمیت دارد این است که همکاری تهران و مسقط بر پایه ملاحظات ایدئولوژیک شکل نگرفته، بلکه محصول درک مشترک از واقعیتهای امنیتی منطقه است. هر دو کشور بر این باورند که امنیت خلیج فارس باید توسط کشورهای ساحلی تأمین شود، نه توسط ناوگانهای خارجی.
فشار واشنگتن و نگرانی ابوظبی
تهدید اخیر دونالد ترامپ علیه عمان، هرچند با واکنش گسترده منطقهای مواجه شد، اما در عین حال پرده از نگرانی عمیق واشنگتن برداشت. مسئله اصلی برای آمریکا تنها موضوع دریافت عوارض یا مدیریت کشتیرانی نیست؛ بلکه احتمال شکلگیری ترتیباتی است که نقش قدرتهای فرامنطقهای را در خلیج فارس کاهش دهد.
در کنار آمریکا، امارات متحده عربی نیز با حساسیت تحولات هرمز را دنبال میکند. ابوظبی طی سالهای گذشته تلاش کرده خود را به مرکز اصلی تجارت و لجستیک دریایی منطقه تبدیل کند. تقویت نقش عمان در کنار ایران میتواند بخشی از این محاسبات را دستخوش تغییر کند و موازنه نفوذ دریایی در جنوب خلیج فارس را بازتعریف نماید.
در مقابل، عربستان سعودی و قطر رویکردی محتاطانهتر اتخاذ کردهاند. ریاض اگرچه با تبدیل شدن ایران به بازیگر مسلط هرمز موافق نیست، اما همزمان از بازگشت تنشهای گسترده به خلیج فارس نیز استقبال نمیکند. قطر نیز به دلیل روابط متوازن خود با تهران، نسبت به ابتکارات دیپلماتیک عمان نگاه مثبتتری دارد.
آینده هرمز؛ امنیت منطقهای یا مداخله خارجی؟
آنچه امروز در هرمز جریان دارد، فراتر از یک اختلاف بر سر کشتیرانی است. موضوع اصلی این است که چه کسی قواعد امنیت خلیج فارس را تعیین خواهد کرد. ایران و عمان به دنبال الگویی هستند که در آن کشورهای منطقه نقش اصلی را بر عهده داشته باشند؛ در حالی که آمریکا همچنان بر حفظ ساختار سنتی مبتنی بر حضور نظامی خود اصرار میورزد.
موفقیت این رویکرد تا حد زیادی به توانایی مسقط در حفظ موقعیت متوازن خود بستگی دارد. عمان نمیخواهد به بخشی از یک محور سیاسی تبدیل شود، اما در عین حال میداند که بدون همکاری نزدیک با ایران، مدیریت پایدار هرمز امکانپذیر نیست.
به همین دلیل، تنگه هرمز امروز نه فقط یک گذرگاه انرژی، بلکه نمادی از رقابت میان دو دیدگاه درباره آینده خلیج فارس است؛ یکی مبتنی بر مداخله قدرتهای خارجی و دیگری مبتنی بر مسئولیتپذیری کشورهای منطقه. در این میان، ایران و عمان تلاش میکنند نشان دهند که امنیت پایدار زمانی به دست میآید که بازیگران بومی، نه قدرتهای فرامنطقهای، در مرکز معادله قرار گیرند.





نظر شما