علی فرهادی، سخنگوی وزارت آموزشوپرورش میگوید اعتبار شیر مدرسه در سال تحصیلی جدید (۱۴۰۶ - ۱۴۰۵) دیده شده؛ اما فقط به شرطی توزیع میشود که مدارس حضوری باشند.
نقل قولی تکراری و البته پُرمنت برای تأمین شیر مدارس در همین سال تحصیلی که دارد آخرین نفسهای مجازیاش را میکشد.
شیر مدرسه را در خانه ننوشید!
مسئولان وزارتخانه آموزش و پرورش پیش از این گفته بودند برای آنکه هر دانشآموز مدرسه دولتی امسال ۷۰ لیوان شیر مجانی بنوشد ۶همت بودجه پیشبینی کردهاند، اما چه میشود کرد؛ آموزش، مجازی شد و دغدغه رشد کردن و قد کشیدن بچهها به محاق رفت و به همین دلیل هم باقیمانده پولی را که قرار بود بابت آن بدهند، ندادند.
بعد هم حسین اسداللهی، دبیر کمیته ملی شیر وزارت آموزش و پرورش در جواب یک خبرنگار که پرسیده بود پس سرنوشت شیرهای باقیمانده از قرارداد قبلی چه شد، گفته بود: «پیش از عید، سهمیهای از شیر در مدارس باقی مانده بود که تاریخ مصرف داشت. در برخی مناطق روستایی با هماهنگی مدیران مدارس، توزیع انجام شده است. البته پس از آتشبس، دیگر شیری دریافت نشد».خلاصه اینکه ابتدا مثل همین امروز، گفتند شیر میدهیم به شرط حضوری بودن کلاسها، بعد هم که کلاسهای حضوری نیمهکاره تمام شد، گفتند شیرها را توزیع کردیم، آن هم فقط در برخی مناطق روستایی!
این تصمیم وقتی از سوی تصمیمگیرندگان دستگاه عیالوار تعلیم و تربیت قابل پذیرش است که بگوییم فقط در مدارس است که بچهها با خوردن شیر قد میکشند و رشد میکنند؛ یا به قول ظریفی شاید روی پاکتهای شیر این هشدار کودکانه را نوشتهاند: «در خانه ننوشید؛ کوتوله واویلا میشوید!».
اینجاست که همین نگاه مسئولانه میتواند مدعی شود اولویت توزیع همان شیرهای باقیمانده با کودکان روستایی است؛ لابد به این دلیل که این شهرنشینها و بچههای شهری هستند که در تراس خانهشان گاو پرورش میدهند و در پارکینگ آپارتمانهایشان دامداری میکنند. تازه؛ مادران شهری هم مثل کوکب خانم، همان زن پاکیزه و با سلیقه کتاب فارسی دوم دبستان ما، هر روز از شیر چیزی درست میکنند؛ گاهی به آن مایه پنیر میزنند و پنیر درست میکنند، گاهی مایه ماست میزنند و ماست میبندند و گاهی هم از ماست، کره میگیرند تا رشد طولی و عرضی بچه شهریها مختل نشود؛ پس دیگر نیازی به شیر مدرسه ندارند. بچههای روستا هم میتوانند بروند از مارکت محلهشان شیر با طعم انبه و توت فرنگی بخرند.
۲۲ سال شیر قانونی
تولید و توزیع شیر به شکل مدرنش در ایران و بعد هم در مدارس کشور، خودش داستانی دارد؛ به سال ۱۳۳۶ میرسد که نخستین کارگاه لبنیاتسازی را با کمک مستقیم یونیسف با نام آستارا، در خیابان فردوسی تهران راهاندازی کردند تا برای تغذیه کودکان مناطق محروم کشور، شیرهای بطری با درهای چوبی تولید کند. بعدها در دهه ۵۰ تغذیه رایگان در مدارس ایران آغاز شد؛ شیر میدادند، در کنارش هم میوه و حبوبات.
پس از پیروزی انقلاب، در سال ۷۹ برای نخستین بار توزیع آزمایشی شیر مدرسه برای ۱۰هزار دانشآموز آغاز شد، با اینحال سابقه ورود رسمی و قانونی شیر در مدارس، به ۲۲ سال پیش برمیگردد؛ به سال ۸۳. شورای اقتصاد و دارایی مصوبهاش را نوشت و حمیدرضا برادران شرکا، رئیس وقت سازمان مدیریت و برنامهریزی کشور، پایش را امضا کرد. در جزئیات قانونش نوشته بودند از ابتدای مهر تا پایان اسفند همان سال به تمام دانشآموزان ابتدایی و مهدهای کودک زیرپوشش سازمان بهزیستی و آموزش و پرورش و پیشدبستانی سراسر کشور که روی هم رفته حدود ۸میلیون نفر میشدند شیر استریل ۲۰۰ یا ۲۵۰ سیسی میدهند؛ با پاکت چهارگوش یا سه گوش، آن هم با نی چسبان.
چرخِ تاب برداشته
آنطور که آمارهای انجمن صنایع لبنی ایران میگوید، از سال ۷۹ یعنی همان سالی که برای نخستین بار توزیع آزمایشی شیر مدرسه آغاز شد تا سال ۹۴ حدود ۱۲میلیون دانشآموز ایرانی در تمام مقاطع تحصیلی شیر پاستوریزه و استریل در مدارس دریافت کردند.
چند سالی به همین منوال گذشت و کار توزیع رایگان شیر مدارس بهخوبی پیش میرفت؛ آموزش و پرورش درخواست شیر مورد نیازش را ارائه میکرد و بر آن نظارت داشت، وزارت بهداشت آییننامهها را ابلاغ میکرد و تولیدکنندگان هم اجرایش میکردند؛ مشکل از وقتی خود را نشان داد که شیر مدارس هم جزئی از بودجه آموزش و پرورش شد؛ از آن زمان به بعد بود که هر از گاه چرخ توزیع شیر تا رسیدن به مدارس تاب برمیداشت و لنگ میزد.
گاهی میگفتند دلیلش منابع مالی و افزایش هزینه تولید لبنیات است، گاهی ضعف در کیفیت بستهبندی، گاهی ناهماهنگی بین دستگاههای اجرایی را بهانه میکردند و گاهی هم نارضایتی دانشآموزان از طعم یا کیفیت شیر را.
یکبار وعده توزیع ۵۵ نوبت در مدارس را میدادند، اما سال بعدش عقربهها بین ۲۴ تا ۴۰ نوبت میماند و جلوتر نمیرفت. دو سال پیاپی ۱۳۹۹ و ۱۴۰۰ هم با رسیدن پای کرونا به کشور و تعطیلی آموزش حضوری مدارس، هیچ شیری در مدارس توزیع نشد و بالاخره این چرخ معیوب در سال ۹۶ به همان دلیل تکراری یعنی نبود اعتبار لازم، از حرکت ایستاد تا آنکه بیستونهم شهریور ۱۴۰۲ پس از وقفهای ۶ ساله، رضامراد صحرایی، وزیر وقت آموزش و پرورش در نشست هیئت دولت، وعده دو بار توزیع مجانی شیر در هفته را برای همه ۹میلیون دانشآموز مقطع ابتدایی سراسر کشور داد. یک ماه پس از آن نشست، نمایندگان مجلس هم در بررسی بندهای الحاقی ۵ و ۶ ماده ۷۱ لایحه برنامه هفتم توسعه، دولت را مکلف به اجرای توزیع رایگان شیر در مدارس کردند تا شاید به این ترتیب گره از کار چند ساله توزیع شیر مدارس باز شود.
همزمان قرار بود براساس هدفگذاری وزارت بهداشت، میزان مصرف لبنیات در کشور از سال ۱۴۰۲ تا ۱۴۰۵ دستکم ۲۵ درصد افزایش یابد تا شاید بتوانند سرانه مصرف شیر و لبنیات در ایران را از ۷۸ کیلوگرم در سال به میانگین جهانی آن یعنی ۱۵۰ کیلوگرم قدری نزدیکتر کنند. با اینحال، اتفاقات و اظهارنظرهای مسئولان اجرایی مرتبط با این طرح پس از آن نشان داد برای رسیدن به همین هدف هم گامهای بسیار دیگری را باید برداشت؛ چنانکه یکی از اعضای مرکز پژوهشهای مجلس همان روزها از هدررفت بودجه شیر و پیشنهاد حذف و جایگزینی این بودجه با تجهیزات نوین در مدارس گفته بود.
پیشنهادی که از بروز اختلاف در تعیین و تعریف اولویتهای برنامهریزان با متولیان از مفهوم نظام سلامت پرده برمیداشت.
احمد اسماعیلزاده، مدیرکل دفتر بهبود تغذیه جامعه وزارت بهداشت در واکنشی تند به آن اظهارات، بیان کرده بود: «اعضای مرکز پژوهشهای مجلس باید بدانند هدف اصلی برنامه شیر مدارس، فرهنگسازی برای مصرف شیر و لبنیات در میان کودکان و دانشآموزان است؛ آن هم در زمانی که بسیاری از مردم حتی دهکهای بالا نمیتوانند محصولات لبنی را به دلیل قیمت بالای لبنیات تهیه کنند».اسماعیلزاده که میدانست برای اثبات بهتر ادعایش به مرکز پژوهشهای مجلس باید مثل خود آنها از زبان آمار و ارقام استفاده کند، به نتایج ارزشیابی اجرای شیر مدارس در سال ۱۴۰۲، استناد کرده و گفته بود: «در این سال میزان کوتاهقدی حدود یک تا ۱.۵درصد کاهش یافت، این در حالی است که برنامه شیر مدارس طی یک بازه زمانی کوتاه یعنی ۶ تا ۷ ماه اجرا شد».
چند شرط جدی
با تمام آنچه گفته شد به نظر میرسد صرفنظر از چالش کمبود یا نبود اعتبار لازم برای تأمین شیر مدارس یا همین اولویت داشتن یا نداشتنش، ادامه سیاست حاضر را باید به چند شرط جدی سنجاق کرد؛ نخست اینکه وقتی از ضرورت تغذیه کودکان با شیر میگوییم نباید عدالت اجتماعی را قربانی شعار عدالت آموزشی کنیم. بنابراین در این معنا هرگونه تفکیک و مرزبندی میان مناطق محروم یا برخوردار، شهری و روستایی یا مدارس دولتی و غیردولتی قابل پذیرش نیست، بهویژه در شرایطی که روز و شب بخش قابل ملاحظهای از خانوارهای مناطق شهری نیز با همین اندک مبالغ یارانه به سختی میگذرد و خیلی از آنها گاه به سختی زیر بار افزایش همزمان هزینههایی همچون اجاره مسکن، دارو و درمان، حملونقل و... کمر راست میکنند. نکته دیگر آنکه برخلاف نظر متولیان نظام آموزشی که مدعیاند «وظیفه بنیادی آموزش و پرورش، تعلیم و تربیت است، نه تغذیه» اتفاقاً باید گفت نخستین نهاد پاسخگو در برابر سلامت نسل فردا، همان جایی است که نشاط روح و سلامت جسم این نسل در زیر سقف آن شکل میگیرد.مدرسه برای به ثمر نشستن شعار پیشگیری بهتر از درمان است، همان مقدار درزمینه تأمین شیر مسئولیت دارد که درخصوص نحوه اداره بوفه یا چگونگی اداره زنگ ورزش دانشآموزان و شاید هم کنترل شپشهای زیر موها و بلند نبودن ناخنشان.دیگر آنکه مشروط کردن توزیع شیر به حضوری بودن کلاسها، توهین به شعور خانوادههاست. اگر شیر مدرسه حق طبیعی بچه مدرسهایهاست چه فرقی میکند این حق کجا به آنها داده شود؟ یا اینکه میترسید منِ پدر خانواده، این شیر ۲۰۰ سیسی را ارزانتر به سوپر محلهمان بفروشم و با پولش چیپس و لواشک بخرم؟





نظر شما