تحولات منطقه

رهبر سوم انقلاب اسلامی ایران، اقتصاد را چگونه می‌بینند؟ این پرسشی است که از نخستین روزهای آغاز دوره جدید رهبری، به یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های نخبگان، فعالان اقتصادی و افکار عمومی تبدیل شده است.

تداوم اصول، تحول در ابزارها / تحلیلی از دیدگاه‌های اقتصادی رهبر معظم انقلاب با مرور پیام‌های ایشان
زمان مطالعه: ۷ دقیقه

به‌گزارش قدس آنلاین، رهبر سوم انقلاب اسلامی ایران، اقتصاد را چگونه می‌بینند؟ این پرسشی است که از نخستین روزهای آغاز دوره جدید رهبری، به یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های نخبگان، فعالان اقتصادی و افکار عمومی تبدیل شده است. اقتصاد ایران در سال‌های اخیر با چالش‌هایی چون تورم مزمن، نوسان‌های ارزی، فشار تحریم‌ها، کاهش سرمایه‌گذاری، فرسودگی زیرساخت‌ها و پیامدهای جنگ و بحران‌های منطقه‌ای مواجه بوده است. طبیعی است که در چنین شرایطی، نگاه عالی‌ترین مقام کشور به اقتصاد، جهت‌دهنده بسیاری از سیاست‌ها و تصمیمات کلان باشد.

با این حال، پاسخ قطعی به این پرسش در مقطع فعلی چندان ساده نیست. کمتر از سه ماه از آغاز دوره جدید گذشته و بخش عمده پیام‌ها و مواضع منتشرشده در فضایی متأثر از شرایط جنگی، بازسازی انسجام ملی و مدیریت بحران صادر شده‌اند. هنوز سخنرانی تفصیلی یا سند سیاستی مستقلی که چارچوب اقتصادی دوره جدید را به‌صورت جامع تبیین کند، منتشر نشده است.با وجود این، تجربه سیاست‌گذاری نشان می‌دهد حتی در همین پیام‌های کوتاه و مناسبت‌محور نیز می‌توان نشانه‌هایی از جهت‌گیری کلان را شناسایی کرد؛ به‌ویژه زمانی که این نشانه‌ها با روایت چهره‌هایی همراه شود که در نزدیک‌ترین سطح به فرایند انتخاب رهبر جدید حضور داشته‌اند.

این گزارش در گفت‌وگوی اختصاصی با آیت‌الله سیدمجتبی حسینی، نماینده مشهد در مجلس خبرگان رهبری و مرور پیام‌های رسمی رهبر معظم انقلاب، تلاش می‌کند تصویری اولیه و تحلیلی از نگاه اقتصادی دوره جدید را ارائه دهد.

همان چارچوب، اقتضائات تازه؛ اقتصاد ایران در انتظار چه تغییراتی است؟

آیت‌الله سیدمجتبی حسینی در پاسخ به پرسشی درباره دیدگاه اقتصادی رهبری معظم تصریح می‌کند: «دیدگاهشان، دیدگاه اسلام و دین است؛ همان دیدگاهی که رهبر شهید آیت‌الله خامنه‌ای داشتند و ایشان نیز همان مسیر را دنبال می‌کنند». وی در ادامه می‌افزاید: «ممکن است اقتضائات زمان، در برخی حوزه‌ها به نوآوری‌ها یا دیدگاه‌های جدید منجر شود؛ همان‌طور که رهبر پیشین نیز طی سال‌های رهبری خود نوآوری‌های متعددی داشتند. اما در مجموع، خط کلی همان خط و مسیر گذشته خواهد بود».اما «خط کلی گذشته» دقیقاً به چه معناست؟ آیا منظور صرفاً تکرار سیاست‌های پیشین است یا استمرار یک منظومه فکری با بازتعریف متناسب با شرایط جدید؟

بازخوانی منظومه اقتصادی گذشته؛ اقتصاد به ‌مثابه بخشی از اقتدار ملی

در نگاه رهبر شهید، اقتصاد هرگز حوزه‌ای تکنوکراتیک و محدود به شاخص‌های آماری مانند رشد تولید ناخالص داخلی، نرخ تورم یا تراز تجاری نبود. اقتصاد در این منظومه، با استقلال سیاسی، امنیت ملی، عدالت اجتماعی و اقتدار منطقه‌ای پیوند داشت. به همین دلیل، در سال‌های متمادی، شعارهای سال با محوریت اقتصاد، تولید، اشتغال و معیشت انتخاب می‌شد.

در این چارچوب، مسئله اصلی اقتصاد ایران نه فقط «مدیریت روزمره»، بلکه «اصلاح ساختاری» و «تقویت بنیان‌های درونی» تلقی می‌شد. تقویت تولید داخلی، کاهش وابستگی به درآمدهای نفتی، افزایش بهره‌وری، توسعه صادرات غیرنفتی و فعال‌سازی ظرفیت‌های مغفول داخلی، به‌عنوان محورهای اصلی حل مسائل اقتصادی معرفی می‌شدند.

مفهوم «اقتصاد مقاومتی» در همین بستر شکل گرفت؛ مفهومی که بارها مورد سوءبرداشت قرار گرفت. در روایت رسمی، اقتصاد مقاومتی نه به معنای ریاضت اقتصادی یا بستن درهای کشور به روی تجارت جهانی، بلکه به معنای اقتصادی درون‌زا و در عین حال برون‌گرا بود؛ اقتصادی که بر ظرفیت‌های داخلی تکیه دارد، اما از فرصت‌های تجارت و تعامل خارجی نیز بهره می‌برد؛ اقتصادی که در برابر تکانه‌های بیرونی تاب‌آور است، اما به انزوا تن نمی‌دهد.

در کنار این مفهوم، عدالت اقتصادی نیز جایگاهی محوری داشت. رشد اقتصادی زمانی مطلوب تلقی می‌شد که به بهبود معیشت عمومی، کاهش فاصله طبقاتی و افزایش فرصت‌های برابر منجر شود. از همین رو، مبارزه با فساد، شفافیت، اصلاح نظام بانکی، اصلاح ساختار بودجه و جلوگیری از رانت‌خواری، به‌عنوان الزامات تحقق اقتصاد مقاومتی مطرح می‌شد.

در عین حال، این منظومه نه به اقتصاد کاملاً دولتی گرایش داشت و نه به بازار آزادِ رهاشده. تأکید بر «مردمی‌سازی اقتصاد» و فعال‌سازی ظرفیت بخش خصوصی، تعاونی‌ها و شرکت‌های دانش‌بنیان، در کنار نقش هدایتگر و تنظیم‌گر دولت، از ویژگی‌های این رویکرد بود.

مبنای نظری؛ اقتصاد در چارچوب آموزه‌های اسلامی

آیت‌الله حسینی در تبیین مبنای نظری این نگاه، به ریشه‌های دینی آن اشاره می‌کند: «به اعتقاد ما، بهترین منبع برای مسائل اقتصادی، خود اسلام است. برای نمونه، در نهج‌البلاغه بخش‌های مهم و دقیقی درباره تولید، مصرف، تجارت، کشاورزی، منابع آب و حتی دامداری وجود دارد؛ هرچند بیشتر جنبه‌های اخلاقی آن مورد توجه قرار می‌گیرد».وی ادامه می‌دهد: «در نهج‌البلاغه، درباره اهمیت تجارت و جایگاه تجار توصیه‌های فراوانی آمده است. همچنین نسبت به تولیدکنندگان، کشاورزان و فعالان اقتصادی توجه ویژه‌ای وجود دارد. روایت‌های متعددی درباره ارزش کشاورزی و تولید نقل شده و بر حمایت از تولید و تجارت تأکید شده است؛ البته در چارچوب موازین اسلامی و پرهیز از اسراف، زیاده‌روی و مال‌اندوزی».این روایت، تصویری از «اقتصاد اسلامی» ارائه می‌دهد که در آن فعالیت اقتصادی، تولید، تجارت و ثروت‌آفرینی نه‌تنها نفی نمی‌شود، بلکه مورد تشویق قرار می‌گیرد؛ البته در چارچوب عدالت، پرهیز از اسراف و مسئولیت اجتماعی. چنین برداشتی، از یک سو با نفی مطلق بازار فاصله دارد و از سوی دیگر، بر ضرورت اخلاق و عدالت در اقتصاد تأکید می‌کند.

از اقتصاد مقاومتی تا ژئواکونومی؛ ظرفیت‌های جغرافیایی در کانون توجه

مرور پیام‌های رهبری معظم طی این سه ماه نشان می‌دهد در کنار مفاهیم کلان، به برخی ظرفیت‌های عینی کشور نیز توجه شده است. در پیام روز ملی خلیج فارس، از این پهنه آبی به‌عنوان «مسیر حیاتی و منحصر به فرد اقتصاد جهانی» یاد شده است. این تعبیر، صرفاً یک توصیف جغرافیایی نیست؛ بلکه حاوی خوانشی اقتصادی از موقعیت راهبردی ایران است.اشاره به «اعمال مدیریت بر تنگه هرمز» و «مواهب اقتصادی آن» نشان می‌دهد در این نگاه، ژئوپلیتیک و ژئواکونومی از یکدیگر جدا نیستند.

تنگه هرمز، علاوه بر اهمیت امنیتی، می‌تواند منبعی برای تقویت موقعیت اقتصادی کشور در معادلات منطقه‌ای و جهانی باشد. ظرفیت‌های ترانزیتی، انرژی، تجارت منطقه‌ای و اتصال کریدورهای شمال ـ جنوب و شرق ـ غرب، همگی در چنین چارچوبی قابل تحلیل‌اند.در شرایطی که رقابت بر سر مسیرهای ترانزیتی و کریدورهای انرژی در منطقه شدت گرفته، توجه به مزیت‌های جغرافیایی می‌تواند به بخشی از راهبرد تقویت اقتصاد ملی تبدیل شود؛ راهبردی که اقتصاد را از سطح داخلی فراتر برده و آن را در متن تحولات منطقه‌ای تعریف می‌کند.

فناوری و اقتصاد دانش‌بنیان؛ پیشران ارزش افزوده

یکی دیگر از محورهای قابل توجه در پیام‌های منتشرشده، تأکید بر فناوری‌های نوین و ظرفیت‌های علمی کشور است. اشاره به «فناوری‌های پایه و نوین» به‌عنوان بخشی از سرمایه ملی، با مسیر تقویت اقتصاد دانش‌بنیان در سال‌های گذشته هم‌راستاست.

در اقتصادی که با محدودیت منابع ارزی و فشارهای بیرونی مواجه است، خلق ارزش افزوده از مسیر دانش، نوآوری و فناوری می‌تواند جایگزینی برای خام‌فروشی و وابستگی به صادرات مواد اولیه باشد. پیوند میان تولید و فناوری، افزایش بهره‌وری، توسعه صنایع پیشرفته و حمایت از شرکت‌های دانش‌بنیان، در چنین چارچوبی معنا پیدا می‌کند.اگر تولید، جغرافیا و فناوری را سه ضلع اقتصاد آینده بدانیم، می‌توان گفت نشانه‌هایی از توجه همزمان به هر سه ضلع در پیام‌های اولیه دیده می‌شود؛ هرچند هنوز نمی‌توان درباره وزن هر یک در سیاست‌گذاری آینده قضاوت قطعی داشت.

جمعیت؛ سرمایه انسانی برای دهه‌های پیش ‌رو

موضوع جمعیت نیز در پیام‌های رهبر معظم انقلاب جایگاهی برجسته دارد. در پیام مربوط به نشست فعالان حوزه جمعیت، افزایش جمعیت به‌عنوان لازمه «نقش‌آفرینی‌های بزرگ» و «جهش‌های راهبردی» آینده معرفی شده است. در این روایت، جمعیت صرفاً یک مسئله فرهنگی یا اجتماعی نیست، بلکه با قدرت اقتصادی و آینده توسعه کشور پیوند دارد.اقتصاد دانش‌بنیان، توسعه صنعتی و گسترش بازار داخلی، همگی به سرمایه انسانی جوان، آموزش‌دیده و توانمند نیاز دارند. از این منظر، سیاست‌های جمعیتی می‌توانند در نسبت مستقیم با اشتغال، مسکن، آموزش، رفاه و آینده نیروی کار تعریف شوند.این نگاه، با تأکیدهای سال‌های گذشته بر اهمیت نیروی کار جوان و آینده بازار کار همسو است. تفاوت احتمالی در دوره جدید، می‌تواند در نحوه پیوند دادن این سیاست‌ها با برنامه‌ریزی اقتصادی و اجرایی باشد.

آشنایی با واقعیت‌های اجرایی؛ از نظر تا عمل

آیت‌الله حسینی در بخش دیگری از گفت‌وگو، بر آشنایی رهبر معظم انقلاب با مسائل اجرایی کشور تأکید می‌کند. اگر این آشنایی فقط نظری نباشد و مبتنی بر تجربه نزدیک از اداره کشور باشد، می‌تواند به معنای توجه همزمان به اصول کلان و ملاحظات عملی باشد؛ ترکیبی که در شرایط پیچیده اقتصادی امروز اهمیت دوچندان دارد.اقتصاد ایران نیازمند اصلاحات ساختاری، تصمیم‌های دشوار و هماهنگی میان قوا و نهادهاست. در چنین فضایی، جهت‌گیری کلان رهبری می‌تواند نقش مهمی در اولویت‌بندی مسائل، ایجاد اجماع و پیشبرد اصلاحات ایفا کند.

تداوم، نه تکرار

جمع‌بندی آنچه از روایت آیت‌الله سیدمجتبی حسینی و مرور پیام‌های سه‌ماهه نخست برمی‌آید، بیش از آنکه از یک چرخش ناگهانی حکایت داشته باشد، نشان‌دهنده «تداوم همراه با بازتعریف» است. چارچوب‌هایی چون اقتصاد مقاومتی، حمایت از تولید، عدالت‌محوری، مردمی‌سازی اقتصاد، مبارزه با فساد و پیوند اقتصاد با استقلال کشور، همچنان به‌عنوان اصول بنیادین مطرح‌اند. در عین حال، شرایط جدید ـ از تحولات منطقه‌ای تا ضرورت بازسازی پس از جنگ و رقابت بر سر کریدورهای اقتصادی ـ می‌تواند به تغییر در ابزارها، اولویت‌ها و نحوه اجرا منجر شود.

همان‌گونه که آیت‌الله حسینی تصریح می‌کند: «ممکن است اقتضائات زمان، در برخی حوزه‌ها به نوآوری‌ها یا دیدگاه‌های جدید منجر شود؛ همان‌طور که رهبر پیشین نیز طی سال‌های رهبری خود نوآوری‌های متعددی داشتند. اما در مجموع، خط کلی همان خط و مسیر گذشته خواهد بود».

خبرنگار: مهسا ناطقی

منبع: روزنامه قدس

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha