در نگاه نخست، جزایر چاگوس مجموعهای دورافتاده از آبسنگهای مرجانی در قلب اقیانوس هند به نظر میرسند؛ سرزمینی کوچک که برای بسیاری از مردم جهان حتی نام آن نیز ناآشناست. اما در پشت این جغرافیای ظاهراً کماهمیت، یکی از پیچیدهترین رقابتهای ژئوپلیتیکی عصر حاضر در جریان است؛ رقابتی که پای آمریکا، بریتانیا، چین، هند، موریس و حتی ایران را به میان کشیده است.
گزارشهای اخیر مبنی بر بررسی خرید کامل مجمعالجزایر چاگوس از سوی دولت آمریکا نشان میدهد واشنگتن دیگر این موضوع را صرفاً یک اختلاف حقوقی بر سر مالکیت چند جزیره نمیبیند. از نگاه تصمیمگیران آمریکایی، چاگوس اکنون به یکی از حساسترین نقاط راهبردی جهان تبدیل شده است.
از یک مناقشه استعماری تا یک بحران ژئوپلیتیکی
ریشه بحران به دهه ۱۹۶۰ بازمیگردد. در سال ۱۹۶۵، بریتانیا پیش از اعطای استقلال به موریس، جزایر چاگوس را از این مستعمره جدا کرد و تحت کنترل مستقیم خود قرار داد. چند سال بعد، ساکنان بومی جزایر موسوم به چاگوسیها از سرزمین خود اخراج شدند تا راه برای احداث یک پایگاه نظامی مشترک آمریکا و بریتانیا در بزرگترین جزیره این مجمعالجزایر، یعنی دیهگو گارسیا، هموار شود.
برای دههها این مسئله یکی از پروندههای بحثبرانگیز میراث استعمار باقی ماند. در سال ۲۰۱۹، دیوان بینالمللی دادگستری اعلام کرد ادامه حاکمیت بریتانیا بر چاگوس با حقوق بینالملل سازگار نیست و لندن باید روند واگذاری این جزایر به موریس را آغاز کند.
سرانجام در سال ۲۰۲۵، بریتانیا با پذیرش فشارهای بینالمللی توافق کرد حاکمیت چاگوس را به موریس واگذار کند، اما در مقابل، پایگاه دیهگو گارسیا را برای ۹۹ سال اجاره کند. در آن زمان به نظر میرسید پروندهای که دههها ادامه داشت به پایان خود نزدیک شده است؛ اما تحولات امنیتی سال ۲۰۲۶ همهچیز را تغییر داد.
دیهگو گارسیا؛ مهمترین پایگاه آمریکا در اقیانوس هند
اگر چاگوس اهمیت دارد، دلیل اصلی آن دیهگو گارسیاست؛ جزیرهای که بسیاری از استراتژیستهای نظامی آن را «ناو هواپیمابر غیرقابل غرق شدن آمریکا» مینامند.
این پایگاه در مرکز اقیانوس هند قرار گرفته و امکان پوشش عملیاتی منطقهای عظیم از شرق آفریقا تا خلیج فارس و حوزه هند-پاسیفیک را فراهم میکند. بمبافکنهای راهبردی آمریکا، ناوهای جنگی و سامانههای اطلاعاتی فوقپیشرفته سالهاست از این نقطه برای پشتیبانی عملیات نظامی استفاده میکنند.
اهمیت این پایگاه در جنگ ۲۰۲۶ ایران بیش از پیش آشکار شد. بر اساس گزارشها، ایران در ماه مارس چند موشک بالستیک به سمت دیهگو گارسیا شلیک کرد. هرچند موشکها به هدف اصابت نکردند، اما پیامد راهبردی آن برای واشنگتن قابل توجه بود.
برای نخستین بار، این تصور که فاصله جغرافیایی میتواند امنیت یک پایگاه را تضمین کند، به چالش کشیده شد. دیهگو گارسیا که همواره به دلیل دورافتادگیاش یکی از امنترین داراییهای نظامی آمریکا تلقی میشد، ناگهان در تیررس تهدیدات منطقهای قرار گرفت.
سایه چین بر فراز چاگوس
با وجود توجه رسانهها به حمله ایران، نگرانی اصلی واشنگتن اما چین است. در سالهای اخیر، موریس روابط اقتصادی و سیاسی گستردهای با پکن برقرار کرده است. سرمایهگذاریهای چینی در زیرساختهای این کشور افزایش یافته و همزمان رقابت ژئوپلیتیکی آمریکا و چین در منطقه هند-پاسیفیک وارد مرحلهای حساس شده است.
در چنین شرایطی، برخی محافل امنیتی آمریکا معتقدند واگذاری حاکمیت چاگوس به موریس، حتی اگر دیهگو گارسیا تحت اجاره بلندمدت باقی بماند، در بلندمدت میتواند به نقطه ضعفی برای واشنگتن تبدیل شود.
نگرانی آمریکا نه از اشغال نظامی جزایر توسط چین، بلکه از نفوذ تدریجی پکن بر کشوری کوچک است که ممکن است در آینده بر شرایط فعالیت پایگاه، زیرساختهای ارتباطی یا توافقات امنیتی مرتبط با آن تأثیر بگذارد.
دیهگو گارسیا میزبان برخی از مهمترین سامانههای شنود الکترونیکی، ارتباطات ماهوارهای و زیرساختهای اطلاعاتی ارتش آمریکاست؛ زیرساختهایی که برای عملیات در خاورمیانه، اقیانوس هند و شرق آسیا اهمیت حیاتی دارند.
معاملهای که میتواند نظم منطقهای را تغییر دهد
ایده خرید مستقیم چاگوس از موریس، در نگاه نخست راهحلی ساده برای پایان دادن به ابهامات حقوقی به نظر میرسد. اما در عمل، چنین اقدامی میتواند پیامدهای گستردهای داشته باشد.
برای بریتانیا، این اقدام به معنای دور زدن توافقی است که پس از سالها مذاکره به دست آمده است. برای موریس، انتخاب میان حفظ یک مطالبه تاریخی و دریافت میلیاردها دلار سرمایهگذاری و درآمد بالقوه قرار دارد. برای هند، که خود بازیگری مهم در توازن قدرت اقیانوس هند محسوب میشود، هرگونه تغییر در وضعیت چاگوس میتواند بر محاسبات راهبردی منطقه اثر بگذارد.
در نهایت، آنچه بر سر چاگوس در حال وقوع است فراتر از سرنوشت چند جزیره است. این پرونده نمادی از جهان در حال تغییر امروز است؛ جهانی که در آن میراث استعمار، رقابت قدرتهای بزرگ، امنیت انرژی، فناوریهای نظامی و رقابت آمریکا و چین در یک نقطه کوچک جغرافیایی به هم گره خوردهاند.
شاید به همین دلیل باشد که سرنوشت مجمعالجزایر چاگوس اکنون دیگر تنها موضوعی برای حقوقدانان یا دیپلماتها نیست. این جزایر به یکی از نقاط تعیینکننده در نقشه ژئوپلیتیک قرن بیستویکم تبدیل شدهاند؛ جایی که تصمیم درباره مالکیت چند قطعه زمین مرجانی میتواند بر توازن قدرت در سه قاره اثر بگذارد.





نظر شما