در مکتب امام حسین(ع) ایمان با بصیرت، و محبت با مسئولیت اجتماعی پیوند میخورد و انسان مؤمن میآموزد در برابر ظلم و سلطه، راهی جز ایستادگی و مقاومت وجود ندارد. یاران سیدالشهدا(ع) نیز با همین درک عمیق، در کنار امام خویش ماندند و با توکل بر خدا، دشوارترین آزمون تاریخ را به الگویی ماندگار برای همه نسلها تبدیل کردند.
امروز نیز در شرایطی که جامعه با چالشهای گوناگون، فشارهای بیرونی و فضای پیچیده سیاسی و امنیتی روبهرو است، بازگشت به آموزههای عاشورایی میتواند راهنمایی روشن برای حرکت در مسیر حق باشد. در چنین فضایی، پیروی از خط رهبری، حفظ وحدت ملی و توکل به خداوند متعال، همان مسیری است که فرهنگ عاشورا پیش روی جامعه مؤمنان قرار میدهد.
در همین زمینه، در گفتوگویی با حجتالاسلام والمسلمین محمدصادق کفیل، مدرس و پژوهشگر و مدیر مرکز تخصصی صحیفه سجادیه به بررسی ابعاد مختلف آموزههای عاشورایی، نسبت آن با مقاومت در دوران معاصر و الزامات بصیرت و استقامت در جامعه امروز پرداختیم. مشروح این گفتوگو را در ادامه بخوانید.
مانند امام جامعنگر باشیم
دین مبین اسلام برخلاف برخی برداشتهای محدود، یک «نظام جامع زیستی و حکومتی» است. احیاگری این دین، مستلزم برخورداری از یک «نگاه کلان» یا همان «جامعنگری» است. اهلبیت(ع) به عنوان تبیینگران راستین وحی، همواره از چنین منظری به دین نگریستهاند. اگر قرآن کریم را به عنوان مبنای قانونگذاری و زیربنای معرفتی دین تلقی کنیم، در آیات آن بهصراحت بر وجوه دوگانه «رحمت» و «شدت» تأکید شده است. در توصیف یاران تراز اسلام، ترکیب «أَشدَّاءُ عَلَی الْکُفَّار» (شدت عمل در برابر کفار) و «رُحَمَاءُ بَیْنَهُمْ» (شفقت در میان خودیها) یک اصل راهبردی است.
بنابراین، کسی که در مسیر امامت و ولایت گام برمیدارد، باید واجد همین جامعنگری باشد. اینکه تصور شود احیای دین صرفاً محدود به مناسک فردی یا توجه انتزاعی به مقدسات است، تقلیل حقیقت دین است. موانعی که بر سر راه «حاکمیت دین» قرار دارند، لزوماً باید شناسایی و برطرف شوند. خداوند متعال در دستور صریح خود به پیامبر(ص) برای جهاد با کفار و منافقین (جَاهد الْکُفَّارَ وَالْمُنَافقینَ وَاغْلُظْ عَلَیْهمْ) بر این نکته صحه میگذارد که بدون تقابل سختافزاری و نرمافزاری با جریانهای ضددینی، امکان برپایی عدل الهی وجود ندارد. حضرت امام (ره) نیز با استناد به «قیام لله» (برگرفته از آیه «قُلْ إنَّمَا أَعظُکُمْ بوَاحدَةٍ أَنْ تَقُومُوا للَّه») همین حقیقت را به عنوان زیربنای حرکت انقلابی خود قرار دادند؛ چرا که مسلمان واقعی باید در برابر موانع حاکمیت حق قیام کند.
عاشورا؛ یک «انتخاب آگاهانه» برای مقابله با نظام سلطه
قیام امام حسین(ع) را باید در بستری از «بصیرت راهبردی» تحلیل کرد. تصمیم ایشان برای خروج از مدینه و مکه و حرکت به سمت کوفه، نه یک واکنش احساسی، بلکه یک «انتخاب آگاهانه» برای مقابله با نظام سلطه بود. پرسش اساسی این است که چرا امام جان شریف خود را در این مسیر به خطر انداخت؟ پاسخ در این است که هدف ایشان «حفظ جان» نبود، بلکه «ایجاد حاکمیت اسلام» بود. ایشان فهمید با بیعت با یزید، اصل حاکمیت دین متلاشی میشود.
وقتی شیوه اهلبیت(ع) را در جنگهایی نظیر صفین و احد رصد میکنیم، میبینیم برای اجرای برنامه اسلام، تقابل با دشمن عهدشکن و سلطهگر اجتنابناپذیر بوده است. در دوران معاصر نیز، رهبر معظم انقلاب و امام شهید(ره) دقیقاً در همین امتداد تاریخی حرکت کردند. شعار حذف نظام سلطه و مقابله با آمریکا به عنوان مانع اصلی تحقق اسلام در جهان، ناشی از همین درک درست از تضاد منافع میان نظام الهی و نظام سلطهگر است. استکبار، ماهیت سلطهگری دارد و تا زمانی که این ماهیت پابرجاست، تقابل با آن، تکلیفی است که از دل آموزههای دینی استخراج میشود.
دیپلماسی و مقاومت؛ مرز میان تعامل و استحاله
رفتار هوشمندانه و دقت در هر بیان و گفت و شنود الزام جامعه امروز است. وحدت، امری است که نباید از آن دست کشید. در دوران تفاهم ۶۰ روزه و مباحث دیپلماسی باید به یک تمایز راهبردی اشاره کرد: مرز میان «مذاکره» و «دوستی». اگر جامعهای مؤمن و ولایتمدار است، نباید تصور کند هرگونه پیمان یا مذاکره با دشمن، به معنای پذیرش او یا نفی دشمنی او است. دشمن، دشمن است. مذاکره اگر رخ دهد، تنها ابزاری است برای پیشگیری از جنایات بیشتر یا مهار خیانتهای او. پیمان اسلامی، پیمان «دوستی» نیست، بلکه پیمانی است «بسترساز برای رشد اسلام». نباید دچار این خطای محاسباتی شد که برای توافق، از مبانی خود پایین آمدهایم. این امر، ایستادگی در برابر خدعه دشمنان است، کما اینکه در تاریخ اسلام نیز سابقه دارد؛ معاهدات صدر اسلام همواره با هدف محدودسازی دامنه شرارت دشمن و حفاظت از کیان اسلام بوده است، نه تأیید مشروعیت طرف مقابل.
استقامت؛ کلیدواژه انسان همراه امام
مفهوم «استقامت» (فَاسْتَقمْ کَمَا أُمرْتَ) به عنوان جوهره ایمان معرفی شده است. انسان همراه امام، کسی است که در شرایط سخت، «روح استقامت» دارد. تاریخ صدر اسلام گواه است که با ورود پیامبر(ص) به مدینه، تحریمی سخت بر جامعه نوپای اسلامی تحمیل شد؛ مشرکان مکه تمامی راههای اقتصادی را بستند. اگر مسلمانان آن عصر، با فشار اقتصادی و تنگناهای معیشتی دچار تردید و از پیامبر(ص) جدا میشدند، اسلام در نطفه خفه میشد. آنها با درک درست شرایط، استقامت کردند.
امروز نیز ملت ایران در مسیر رسیدن به قلههای تمدنی، در حال طی کردن مراحل دشواری است. «صبر» به معنای انفعال نیست؛ «صبر» به معنای استمرار حرکت در شرایط دشوار است. گاهی ما عجول هستیم و تصور میکنیم باید یکشبه به نتیجه رسید، اما استقامت ساختاری یک ملت است که نتیجه را رقم میزند.
آزمونهای الهی و ضرورت «اطاعت آگاهانه»
در پایان، باید تأکید کرد رسیدن به قلههای بلند تاریخ، زمان «امتحان» است. هرچه به نوک کوه نزدیکتر میشویم، شیب مسیر تندتر و تنفس سختتر میشود. تاریخ اقوام پیشین نشان میدهد بسیاری از آنان در مراحل نهایی امتحانات الهی زمین خوردند و عقبنشینی کردند.
امروز که جامعه ایرانی و امت اسلامی دارای رهبری از جان گذشته است و مقتدا و خط راهبردی راهبری را در اختیار داریم؛ علمدار و سرباز وفادار به کشور و میهن داریم، شرط عبور از این ابتلائات، «اطاعت آگاهانه» است. ملت ایران در طول دهههای اخیر ثابت کرده ملتی همراه است و این استمرار طولانیمدت انقلاب، یک پدیده استثنایی در جهان معاصر است. برای حفظ این دستاورد عظیم باید درخصوص توطئهها و امتحانات جدید هوشیار بود و با تمام وجود از مسیر ولایت صیانت کرد تا انشاءالله با توسل به سید و سالار شهدا، امام حسین(ع) و یارانش از این ابتلائات الهی سربلند بیرون بیاییم و از مسیر حق جدا نشویم.






نظر شما