جنگ ۱۲ روزه ایران و آمریکا، فراتر از تبادل موشکها و حملات هوایی، یک پیام راهبردی مهم برای واشنگتن داشت؛ امنیت پایگاههایی که دههها ستون اصلی نفوذ آمریکا در خلیج فارس بودند، دیگر بدیهی نیست و همین موضوع، پنتاگون را به بازنگری در یکی از قدیمیترین دکترینهای نظامی خود واداشته است.
پنتاگون در حال بازنگری یک دکترین قدیمی
برای دههها، حضور نظامی آمریکا در خلیج فارس بر یک اصل استوار بود؛ پایگاههای بزرگ و دائمی، هم ضامن بازدارندگی هستند و هم امکان واکنش سریع به بحرانهای منطقه را فراهم میکنند. اما جنگ اخیر علیه ایران، این فرض را با پرسشهای جدی روبهرو کرده است.
روزنامه والاستریت ژورنال به نقل از مقامهای آمریکایی گزارش داده است که پنتاگون پس از پایان درگیریها، بازنگری گستردهای درباره آرایش نیروهای خود در خلیج فارس آغاز کرده است. گزینههایی مانند کاهش تمرکز نیروها، پراکندهسازی تجهیزات، انتقال بخشی از مأموریتها به مناطق دیگر و تقویت استحکامات پایگاههای باقیمانده اکنون روی میز قرار دارد.
این بازنگری از آن جهت اهمیت دارد که برای نخستینبار، نه یک اندیشکده یا منتقدان سیاست خارجی، بلکه خود وزارت دفاع آمریکا در حال بررسی این پرسش است که آیا الگوی فعلی استقرار نیروها همچنان کارآمد است یا خیر.
موشکها و پهپادهایی که معادله را تغییر دادند
آنچه بیش از هر عامل دیگری این بازنگری را رقم زده، تغییر موازنه فناوری در میدان نبرد است. حملات موشکی و پهپادی ایران نشان داد پایگاههایی که زمانی نماد قدرت و امنیت آمریکا محسوب میشدند، اکنون به اهدافی ثابت و قابل پیشبینی تبدیل شدهاند.
بر اساس اطلاعات منتشرشده، حملات ایران به پایگاه پشتیبانی دریایی آمریکا در بحرین خساراتی فراتر از برآوردهای اولیه بر جای گذاشت؛ حملاتی که سامانههای فرماندهی، ارتباطات و زیرساختهای پشتیبانی را هدف قرار داد و حتی به تخلیه بخشی از نیروها و تغییر شیوه اداره عملیات انجامید.
نکته مهم، تنها میزان خسارت نبود؛ بلکه این واقعیت بود که ایران توانست نشان دهد حتی مستحکمترین تأسیسات نظامی آمریکا نیز از تیررس موشکها و پهپادهای دقیق خارج نیستند. به همین دلیل، مزیتی که سالها در بزرگی و دائمی بودن این پایگاهها دیده میشد، اکنون به عاملی برای افزایش آسیبپذیری آنها تبدیل شده است.
در چنین شرایطی، هرچه یک پایگاه بزرگتر و شناختهشدهتر باشد، هدفگیری آن نیز آسانتر خواهد بود؛ واقعیتی که برنامهریزان نظامی آمریکا دیگر نمیتوانند آن را نادیده بگیرند.
از مطالبه تهران تا دستورکار پنتاگون
یکی از مهمترین پیامدهای این جنگ، تغییر جایگاه یک مطالبه قدیمی ایران است. تهران سالها بر کاهش حضور نظامی آمریکا در منطقه بهعنوان یکی از اهداف راهبردی خود تأکید میکرد؛ موضوعی که معمولاً در واشنگتن با بیاعتنایی یا مخالفت روبهرو میشد. اما اکنون، هزینههای امنیتی و نظامی جنگ باعث شده همان موضوع به بخشی از مباحث داخلی پنتاگون تبدیل شود.
این تحول، شاید مهمتر از خسارتهای فیزیکی واردشده به پایگاهها باشد. زیرا نشان میدهد فشار نظامی ایران، صرفاً به میدان نبرد محدود نمانده و بر محاسبات راهبردی آمریکا نیز اثر گذاشته است.
از سوی دیگر، جنگ اخیر نشان داد حضور گسترده پایگاههای آمریکایی الزاماً امنیت بیشتری برای کشورهای میزبان ایجاد نمیکند. برعکس، همین پایگاهها در بسیاری از موارد، کشورهای منطقه را به بخشی از میدان درگیری تبدیل کردند و خطر حملات تلافیجویانه را افزایش دادند.
این همان دوراهی پیچیدهای است که اکنون واشنگتن با آن روبهروست؛ کاهش حضور نظامی میتواند به تضعیف نفوذ آمریکا منجر شود و حفظ وضعیت موجود نیز هزینههای روزافزون امنیتی و سیاسی به همراه خواهد داشت.
آغاز یک بازنگری فراتر از خلیج فارس
پیامدهای این تحول احتمالاً به خلیج فارس محدود نخواهد ماند. الگوی استقرار نیروهای آمریکا در ژاپن، کره جنوبی و حتی شبکههای نظامی مرتبط با تایوان نیز بر پایه همان فلسفهای بنا شده که سالها در خلیج فارس اجرا شده بود؛ یعنی ایجاد پایگاههای بزرگ، دائمی و متمرکز برای تضمین بازدارندگی.
اگر این مدل در برابر موشکها و پهپادهای دقیق با چالش روبهرو شده باشد، طبیعی است که پرسشهای مشابه درباره سایر مناطق نیز مطرح شود.
به همین دلیل، بازنگری کنونی را نباید صرفاً تغییری در آرایش نیروهای آمریکا در خلیج فارس دانست؛ بلکه این روند میتواند آغاز بازاندیشی گستردهتر در دکترین نظامی آمریکا باشد؛ دکترینی که اکنون بیش از هر زمان دیگری باید میان حفظ نفوذ جهانی و افزایش آسیبپذیری پایگاههای ثابت، توازن تازهای پیدا کند.
جنگ اخیر نشان داد در عصر فناوریهای نوین، قدرت دیگر تنها به تعداد پایگاهها یا حجم تجهیزات وابسته نیست. آنچه اهمیت بیشتری یافته، توانایی حفظ همان پایگاهها در برابر حملات دقیق و کمهزینه است؛ تغییری که ایران با توسعه توان موشکی و پهپادی خود، نقش مهمی در شکلگیری آن داشته است. اگر امروز پنتاگون ناچار شده درباره آینده حضور نظامی خود در خلیج فارس بازاندیشی کند، میتوان گفت یکی از مهمترین دستاوردهای راهبردی این جنگ، نه در میدان نبرد، بلکه در تغییر محاسبات امنیتی واشنگتن رقم خورده است.




نظر شما