بهگزارش قدس آنلاین، امانوئل مکرون، رئیسجمهور فرانسه در اقدامی تاریخی و پرحاشیه به سوریه سفر کرد و به نخستین رهبر اروپایی تبدیل شد که پس از شروع حاکمیت ابومحمد الجولانی، رهبر سابق هیئت تحریر الشام در دسامبر ۲۰۲۴ به دمشق رفته است. او با الجولانی - که از پارسال احمد الشرع شده است - دیدار کرد. این سفر در حالی انجام شد که انفجارهایی نزدیک هتل محل اقامت مکرون رخ داد و زخمیهایی به جا گذاشت، اما رئیسجمهور فرانسه آسیبی ندید.
اما آنچه در فرامتن این سفر دیده میشود این است فرانسه که خود را «مهد دموکراسی اروپا» و نماد ارزشهای روشنگری میداند، اکنون رئیسجمهورش با آغوش باز به کشوری قدم گذاشته که رهبرش بدون انتخابات دموکراتیک و از طریق پیروزی نظامی، قدرت را به دست گرفته است. الشرع که قبلاً با نام جنگی الجولانی شناخته میشد، از یک فرمانده شبهنظامی به «رئیسجمهور» سوریه تبدیل شده و دولت انتقالیاش هنوز نهتنها انتخابات آزاد برگزار نکرده که حتی قانون اساسی هم تصویب نکرده است.
تناقض دموکراتیک فرانسه
منتقدان میگویند این سفر نه تنها مشروعیتبخشی به یک رژیم بدون پشتوانه انتخاباتی، بلکه نشاندهنده اولویت منافع ژئوپلیتیک و اقتصادی بر اصول دموکراتیک است. مکرون پیش از این از الشرع در پاریس میزبانی کرده و خواستار لغو تحریمهای این کشور از سوی آمریکا و سازمان ملل شده بود. او حالا در دمشق، بر «بازسازی» و «ثبات» تأکید دارد، در حالی که با همان استانداردهایی که او و رفقای غربیاش همواره در گوش جهان فرو میکنند وضعیت داخلی سوریه همچنان پر از چالش است. استانداردهایی که به نظر میرسد در قبال برخی کشورها مثل افغانستان همچنان باقی است، هرچند گروه طالبان بسیار ریشهدارتر از گروهک سه چهار ساله الجولانی باشد.
وضعیت اقلیتها؛ فشار و خشونت ادامهدار
باوجود وعدههای الشرع برای «آشتی ملی»، گزارشها از خشونتهای فرقهای و فشار بر اقلیتها حکایت دارند. پس از سقوط اسد، حملات به علویان، دروزیها، شیعیان، مسیحیان و حتی کردها گزارش شده است. سازمانهایی مانند USCIRF و دیدهبان حقوق بشر از کشتارهای دستهجمعی، آوارگی و نقض حقوق اقلیتها خبر دادهاند. دولت انتقالی در کنترل کامل امنیت ناکام بوده و گزارشهایی از اعدامهای فراقضایی و تخریب روستاها وجود دارد.
کردها در شمال شرق با عملیاتهای نظامی مواجه بودهاند و ادغام نیروهای قسد با ارتش مرکزی هنوز ناقص و پرتنش است. دروزیها در جنوب (مانند سویدا) شاهد درگیریهای خونین بودهاند. این وضعیت با وعدههای «حفاظت از همه سوریها» تناقض دارد و منتقدان میپرسند فرانسه به عنوان مدافع ادعایی حقوق بشر، چرا سکوت اختیار کرده یا واکنش ملایمی نشان میدهد؟
اشغالگری اسرائیل و سکوت نسبی
همزمان بخشی از خاک سوریه، بهویژه در جنوب (نزدیک بلندیهای جولان اشغالی) تحت کنترل یا نفوذ نظامی اسرائیل است. اسرائیل پس از سقوط اسد، مناطق حائل را گسترش داده، پایگاههایی ساخته و حتی به روستاها و مزارع نفوذ کرده است. گزارشها از اشغال تدریجی، تخریب و شهرکسازی حکایت دارند. با این حال، در دیدارهای مکرون-الشرع، واکنش قاطعی به این اشغالگری مشاهده نشده است. تمرکز ظاهراً بر «ثبات» و سرمایهگذاریهای فرانسوی (مانند بنادر و بازسازی) است، نه محکومیت صریح اشغال یا حتی رعایت حقوق اقلیتها. این سکوت در حالی است که فرانسه معمولاً در مسائل حقوق بشری و اشغالگری موضعگیری میکند. منتقدان، این را نشانهای از استاندارد دوگانه میدانند: فشار بر برخی رژیمها، اما تعامل نرم با دیگران وقتی منافع (مانند همراهی با ایران یا فرصتهای اقتصادی) در میان باشد.
سفر مکرون نمادی از سیاست واقعی است که اروپا همواره دنبال کرده است: فرانسه به دنبال نقشآفرینی در سوریه پسااسد، کاهش نفوذ رقبا و فرصتهای تجاری است. حالا معلوم میشود که اتفاقاً این رویکرد همیشه در صدر تعاملات کشورهای غربی قرار داشته و شعارهایی مانند اصول دموکراتیک و حقوق بشر صرفاً تابلویی برای پیشبردن منافع بوده است.
اینکه آیا فرانسه واقعاً به «ثبات» کمک میکند یا فقط مشروعیت به یک قدرت نظامی-انتقالی میبخشد که هنوز ثابت نکرده متعهد به دموکراسی، حقوق اقلیتها و حاکمیت کامل ارضی است را تاریخ قضاوت خواهد کرد، اما تناقض میان تصویر «مهد دموکراسی» و واقعیت این سفر، تصویری است که باید به آن توجه کرد. تصویری که بیش از نشان دادن اصول دموکراتیک، شبیه شعارهای مائویستی دیده میشود.
خبرنگار: نیکپندار




نظر شما