وداع با آقای شهید ایران

تاریخ نشان داده بحران‌ها و سوگ‌های ملی همواره عیار همبستگی یک ملت را می‌سنجند و این بار اندوه مشترک شهادت قائد امت نه تنها فاصله‌ها را از میان برداشت و جغرافیا را به نقطه بی‌معنایی رساند بلکه مشهد را به خانه‌ای بزرگ تبدیل کرد.

روایتی از همدلی زائران و میزبانی خانه‌های مشهد در استقبال از رهبر شهید انقلاب / خانه‌هایی که قرارگاه بدرقه‌کنندگان شد
زمان مطالعه: ۶ دقیقه

تاریخ نشان داده بحران‌ها و سوگ‌های ملی همواره عیار همبستگی یک ملت را می‌سنجند و این بار اندوه مشترک شهادت قائد امت نه تنها فاصله‌ها را از میان برداشت و جغرافیا را به نقطه بی‌معنایی رساند بلکه مشهد را به خانه‌ای بزرگ تبدیل کرد که در آن، غریبه دیگر معنا ندارد و مردم با پذیرایی و اسکان رایگان از جان و دل میزبان میهمانان امام مهربانی‌ها و مراسم استقبال و تشییع پیکر رهبر شهید انقلاب شدند.
یک روز مانده به تشییع آقای شهید ایران به کوچه پسکوچه‌های شهر سر می‌زنم و می‌رسم به خانه‌ای در محله سیدی مشهد که در این روزها درش برای میزبانی از هر کسی که به قصد بدرقه آقای شهید ایران آمده باز است.
صاحبخانه حدود ۲۰ نفری میهمان دارد و داخل کوچه، تلفنی مشغول هماهنگی برای تدارک ناهار ظهر است. جوان صاحبخانه لابه‌لای همین پیگیری‌هایش می‌گوید: بیشتر میهمان‌های ما شب می‌رسند و بعضی‌هایشان فردا (پنجشنبه) صبح زود، از شهرهای تهران، گرگان، بندر گز، خرم‌آباد و چند شهر دیگر میهمان داریم. هر کسی بیاید درِ خانه‌مان به رویش باز است. میهمان‌های ما بیشتر کسانی هستند که در سال‌های قبل، مناسبت‌هایی مثل دهه آخر صفر را به اینجا آمده‌اند و حالا هم از دور و نزدیک قرار است برای مراسم تشییع پیکر رهبر شهید انقلاب به مشهد بیایند و تا لحظه‌ای که هستند خدمتگزارشان هستیم.
او که گمنامی را در این سال‌های خدمت به زائران برگزیده با دستش به خانه‌ای اشاره می‌کند و ادامه می‌دهد: «این خانه خودمان است که برای اسکان خانم‌ها در نظر گرفته‌ایم» و سپس پشت سرش، دقیقاً نقطه‌ای مقابل خانه خودش به یک منزل دو طبقه جنوبی ساخت اشاره و بیان می‌کند: «اینجا هم برای اسکان آقایان است تا خانم‌ها راحت‌تر بتوانند استراحت کنند».

پیوند امت و امام ناگسستنی است

بخشی از میهمانان برای زیارت رفته‌اند و عده‌ای که مانده‌اند یا تازه از راه رسیده‌اند یا در حال استراحت‌اند تا پس از ناهار عازم زیارت امام رضا(ع) شوند.
در بخش مردانه تعداد میهمانان کمتر است. با یکی از میهمان‌ها که روی لباس مشکی‌اش تصویر مشت گره کرده با پیام «باید برخاست» دیده می‌شود، هم‌کلام می‌شوم. او که از شهر ری یا همان دیار حضرت عبدالعظیم حسنی(ع) آمده است و در مراسم تشییع و وداع تهران هم حضور داشته، در ابتدای صحبت دلیل حضور در تشییع مشهد را این‌گونه شرح می‌دهد: باورمان نمی‌شود و انگار نمی‌خواهیم بپذیریم که آقایمان می‌خواهد از پیشمان برود. پس از تشییع در شهر تهران با خودم گفتم نمی‌توانم این مدت را در خانه بمانم و برای همین تصمیم گرفتم به مشهد بیایم.
پرویزی ادامه می‌دهد: واقعیت این است که ما به رهبرمان بدهکار هستیم و وظیفه داریم در مراسم تشییع پیکرشان حضور داشته باشیم، چون ابعاد مختلفی دارد و مهم‌تر از آن، تصویری است که به دنیا مخابره می‌شود؛ باید نشان دهیم میان امت و امام امت هیچ فاصله‌ای نیست و مردم پشت امام و رهبرشان هستند و هر جا او باشد مردم هم هستند. جدا از این ابعاد، تشییع شهید مثل تشییع سایر درگذشتگان نیست؛ علت حضور ما در تشییع شهدا این است که از آن‌ها توشه بگیریم. طبیعتاً رهبر انقلاب در صدر شهدای این نهضت و سیدالشهدای انقلاب محسوب می‌شوند و ما می‌خواهیم در این مراسم توشه خودمان را بگیریم. این آخرین لحظات است و امیدواریم در این لحظات هم به فیض برسیم و به چیزی چنگ بزنیم که سال‌ها به آن کمتر توجه کرده بودیم و آخرین تلاش‌های ماست. ویژگی که ایشان را بسیار متمایز می‌کرد صداقت ایشان بود که در شرایط مختلف واقعیت‌ها را صادقانه با مردم در میان می‌گذاشتند. امیدواریم با تشییع پیکر رهبرمان این مطالبه و بعثتی که میان مردم شکل گرفته بر زمین نماند و راه ایشان ادامه داشته باشد و عَلم مطالبه‌گری همچنان بالا بماند.

پس از سردار دیگر بی‌دغدغه نیستم

یکی دیگر از زائران، جوان سی و هفت ساله‌ای است که سر تا پا مشکی پوشیده و خودش را پس از مراسم تشییع تهران و قم به مشهد رسانده تا در این مراسم هم از نزدیک حاضر باشد و برای همین میهمان این خانه است. امیرحسام حرف‌هایش را با اشاره به شهادت سردار قاسم سلیمانی آغاز می‌کند و ادامه می‌دهد: با توجه به سنم درکی از زمان رهبری امام راحل ندارم اما پس از شهادت سردار سلیمانی، سیر اتفاقات سبب شد نسبت به نظام و جامعه بی‌دغدغه نباشم و مشارکتم در مناسبت‌های ملی بیشتر شد و تلاش کردم مثل رهبری شهید انقلاب در برابر خط‌های فکری مختلف صبوری را خط مشی خودم قرار دهم، در جهت رشد جامعه و رشد خودم تلاش بیشتری داشته باشم و روشنگری کنم و این مسیر را تاجایی که توان دارم ادامه می‌دهم.

رهبری که دل و زبانش یکی بود

یکی از میهمانان خانم که آشنایی‌اش با صاحبخانه را به زمان کرونا نسبت می‌دهد، تعریف می‌کند: آن زمان با صاحب این خانه اتفاقی آشنا شدم و چندین بار اینجا با خانواده میهمان شدیم و به‌تازگی هم خدا توفیق داده همسایه امام رضا(ع) شویم و قصد داریم از میهمانان حضرت میزبانی کنیم. با اینکه شنبه در مراسم وداع و تشییع در تهران حاضر بودیم اما خواستیم به مشهد بیاییم و تا آخرین لحظه همراه رهبر شهیدمان باشیم.
او به حرف‌های صادقانه رهبر شهید انقلاب اشاره می‌کند و می‌گوید: حرف رهبری با دلش یکی بود، برای همین بسیاری از مردم همراه رهبر شهید انقلاب بودند و تلاش می‌کنند تا آخرین لحظه همراه ایشان باشند و پیرو خطش بمانند.

دلمان به نیامدن رضایت نداد

خانم دیگری که از استان گلستان و شهرستان بندر گز در این خانه میهمان است، عنوان می‌کند: در مراسم تشییع تهران حاضر بودیم و پس از مراسم به خانه‌مان برگشتیم. متأسفانه در تهران نتوانستیم ماشین حمل پیکر حضرت آقا را ببینیم و آقای شهیدمان را بدرقه کنیم و هرچه تلاش کردیم به خودمان بقبولانیم مراسم تشییع را رفته‌ایم و آقا را بدرقه کرده‌ایم، قانع نشدیم؛ برای همین به مشهد آمدیم تا در دلمان این حسرت نماند و مطمئن هستم خود حضرت آقا اجر و مزد همه زائران را که برای تشییعشان آمده‌اند، می‌دهند. حضرت آقا هر چند معصوم نبودند اما انسان کاملی بودند و سادگی و دشمن‌شناسی ایشان بسیار در ذهنم ماندگار است.

شجاعت و استکبارستیزی شاخصه رهبر شهید بود

زائر دیگری از بندر گز نیز در ادامه حرف‌های همشهری‌اش می‌گوید: شنبه برای مراسم وداع به مصلای تهران رفتم و یکشنبه و دوشنبه هم برای وداع و تشییع پیکر حضور داشتم و به بندر گز برگشتم. خیلی خسته بودم اما وقتی تلویزیون را روشن کردم و تصاویر رهبر شهید انقلاب را دیدم دیگر طاقت نیاوردم و گفتم باید مشهد بروم و تا آخرین لحظه همراه پیکر رهبر شهید انقلاب باشم. از نظر من شجاعت و استکبارستیزی رهبر شهید واقعاً شاخص بود و ایشان مجتهد و عالمی بودند که فقط به نماز و عبادت بسنده نکردند و یک رهبر سیاسی شدند که در تمام عمرشان مقابل استکبار جهانی ایستادند و به جای اینکه ما فدایی ایشان باشیم، ایشان فدای ملت شدند. در این مسیر و پیروی از خط ایشان به اندازه خودم تلاش می‌کنم به آگاهی و تببین مسیر انقلاب به‌ویژه در میان قشر جوان کمک کنم تا راه و مشی ایشان را ادامه بدهم و تا انتقام خون رهبرمان را نگرفته‌ایم از پا ننشینیم.

احساس پدر و فرزندی که نمی‌شود از آن گذشت

خانم دیگری که از یکی از شهرهای شمالی آمده در پاسخ به این پرسش که چرا به مشهد آمده است، اظهار می‌کند: این سؤال، جواب ندارد چون احساسی است که نسبت به رهبر شهید انقلابمان در دلمان احساس می‌کنیم. چند ماه است که منتظر تشییع رهبرمان هستیم و بعد از این همه مدت نمی‌شود نیامد. رهبر شهیدمان می‌گفتند شما من را می‌بینید و دوستم دارید اما من ندیده شما را دوست دارم و همین یک جمله چنان احساس پدر و فرزندی دارد که نمی‌توان از آن راحت گذشت. مشهد یک قطعه از بهشت است و امام رضا(ع) را در اینجا داریم، همیشه برای زیارت آمدیم و می‌آییم و حالا هم برای مراسم تشییع رهبر شهیدمان آمده‌ایم. مردم‌دوستی، خالص بودن و شجاعت در گفتار و عمل در ایشان موج می‌زد. این اوج خباثت آمریکا بود که مرجع تقلید شیعیان را شهید کرد و تا زمانی که انتقام خون رهبر شهیدمان را نگیریم در صحنه هستیم.
روایت میزبانی مردم مشهد و حضور پرشور زائران از شهرهای مختلف نشان‌دهنده سطح بالای همبستگی ملی و پیوند عمیق میان امت و قائد شهید امت است و این حضور گسترده و بی‌وقفه اثبات می‌کند راه و مشی رهبر شهید نه تنها در میان نسل‌های قدیمی بلکه در میان جوانان نیز به عنوان یک مطالبه و مسیر روشنگری تثبیت شده و ادامه دارد.

منبع: روزنامه قدس

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha