وداع با آقای شهید ایران

سال‌هاست سهمیه‌های ورود به دانشگاه با هدف حمایت از گروه‌های خاص و جبران بخشی از نابرابری‌های اجتماعی و آموزشی اجرا می‌شوند، اما تداوم استفاده از این امتیازها تا مقاطع تخصصی و فوق‌تخصصی، اکنون پرسشی جدی را پیش روی سیاست ‌گذاران قرار داده است.

از عدالت تا رانت /  توقف سهمیه‌های دانشگاهی در ایستگاه بازنگری
زمان مطالعه: ۱۱ دقیقه

سال‌هاست سهمیه‌های ورود به دانشگاه با هدف حمایت از گروه‌های خاص و جبران بخشی از نابرابری‌های اجتماعی و آموزشی اجرا می‌شوند، اما تداوم استفاده از این امتیازها تا مقاطع تخصصی و فوق‌تخصصی، اکنون پرسشی جدی را پیش روی سیاست ‌گذاران قرار داده است: حمایت اجتماعی باید تا کجا ادامه پیدا کند و از کجا ممکن است به تضعیف رقابت علمی و شایسته ‌سالاری منجر شود؟

درحالی که بازنگری سهمیه‌های کنکور مدت‌هاست در دستور کار قرار گرفته، برخی دانشگاهیان و مسئولان آموزشی معتقدند زمان آن رسیده است که به‌ جای تکرار امتیاز در هر مقطع تحصیلی، شیوه‌های حمایتی تازه ‌ای طراحی شود؛ حمایت‌هایی که هم حقوق گروه‌های مشمول را حفظ کند و هم کیفیت آموزش عالی را قربانی نکند.

درسال‌های اخیر، نظام پذیرش دانشجو در آموزش عالی بیش از هر زمان دیگری با پرسش‌هایی درباره نسبت میان «عدالت آموزشی»، «کیفیت علمی» و «شایسته‌ سالاری» روبه‌ رو شده است. سهمیه‌هایی که در دوره‌های مختلف و با اهداف متفاوت شکل گرفته‌ اند، اکنون به یکی از پیچیده‌ترین موضوعات سیاست‌ گذاری در حوزه آموزش عالی تبدیل شده‌اند.

اصل حمایت از گروه‌هایی که به دلایل اجتماعی، تاریخی یا اقتصادی نیازمند پشتیبانی هستند، موضوعی است که کمتر کسی ضرورت آن را انکار می‌کند؛ با این حال، بحث اصلی منتقدان نه درباره اصل حمایت، بلکه درباره شیوه، دامنه و استمرار آن است. پرسش اینجاست که آیا حمایت آموزشی باید در قالب امتیاز مستقیم در رقابت علمی اعمال شود یا می‌توان با استفاده از روش‌هایی مانند آموزش تقویتی، بورسیه، حمایت مالی و ایجاد فرصت‌ های برابر پیش از آزمون، به هدف عدالت نزدیک ‌تر شد؟

این پرسش به‌ ویژه در مقاطع تحصیلات تکمیلی، تخصص و فوق‌ تخصص اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. منتقدان معتقدند فردی که یک‌ بار با استفاده از سهمیه وارد دانشگاه شده و سال‌ها در کنار دیگر دانشجویان از امکانات آموزشی مشابه بهره‌مند بوده است، در مرحله بعدی رقابت علمی دیگر الزاماً در همان موقعیت اولیه قرار ندارد. از این منظر، استفاده مکرر از یک امتیاز در مراحل مختلف تحصیلی نیازمند بازنگری جدی است.

بازنگری‌ای که همچنان محل انتظار است

ضرورت اصلاح سازوکار سهمیه‌ها سرانجام به سطوح بالای تصمیم‌ گیری نیز رسید. براساس ماده ‌واحده‌ای که مسعود پزشکیان، رئیس ‌جمهور و رئیس شورای عالی انقلاب فرهنگی، ابلاغ کرد، وزارت علوم موظف شد با همکاری سازمان سنجش آموزش کشور، وزارت بهداشت، دانشگاه آزاد اسلامی و کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس، موضوع سهمیه‌ های کنکور را بررسی و برای اصلاح آن پیشنهاد ارائه کند.

با این حال، روند بازنگری سهمیه‌ها همچنان با ابهام‌هایی همراه بوده است. حجت‌الاسلام عبدالحسین خسروپناه، دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی، درباره آخرین وضعیت این موضوع گفته بود که هنوز مصوبه ‌ای در این زمینه به شورای عالی انقلاب فرهنگی نرسیده است. به گفته وی، رئیس‌جمهور مأموریت بازنگری و اصلاح سهمیه‌های کنکور را به وزیر علوم ابلاغ کرده، اما نتیجه نهایی این فرایند هنوز در اختیار شورا قرار نگرفته است.

درهمین حال، حسین سیمایی صراف، وزیر علوم، تحقیقات و فناوری نیز بر ضرورت بازنگری سهمیه‌ها تأکید کرده و گفته است که اگر فرد یا گروهی استحقاق حمایت دارد، می‌توان پیش از رقابت علمی و برای رسیدن او به سطح برابر با دیگران از وی حمایت کرد. به گفته وزیر علوم، پیش‌نویس اولیه بازنگری سهمیه‌ها نیز به رئیس‌جمهور ارائه شده است. این دیدگاه در واقع بر تغییر جهت سیاست حمایتی از «امتیاز در نتیجه رقابت» به «حمایت برای ورود برابر به رقابت» تأکید دارد.

سهمیه یک ‌بار یا در تمام مسیر تحصیلی؟

یکی از صریح‌ ترین انتقادها درباره استمرار سهمیه‌ ها در مقاطع مختلف از سوی شاهین آخوندزاده، معاون تحقیقات و فناوری وزارت بهداشت، مطرح شده است. وی معتقد است پذیرش دانشجو براساس سهمیه در مقاطع بالاتر منطقی نیست و دانشجویان باید تنها در یک مقطع تحصیلی امکان استفاده از این امتیاز را داشته باشند.

آخوند زاده با اشاره به اینکه ورود یک دانشجوی سهمیه‌ ای به کلاس درس به معنای قرار گرفتن او درمحیط آموزشی مشترک با سایر دانشجویان است، تأکید می‌کند که ادامه استفاده از سهمیه در دوره‌های تخصصی و فوق‌ تخصصی توجیه علمی و آموزشی ندارد و باید مورد بازنگری قرار گیرد.

به اعتقاد او، زمانی که فردی وارد رشته‌ ای مانند پزشکی می‌شود و سال‌ ها همان آموزش‌ها، آزمون‌ها و امکانات آموزشی سایر دانشجویان را دریافت می‌کند، استفاده دوباره از سهمیه برای ورود به تخصص و سپس فوق‌ تخصص، پرسش‌ برانگیز است. در چنین شرایطی، امتیازی که قرار بود نابرابری اولیه را جبران کند، ممکن است به امتیازی تکرارشونده در تمام مسیر آموزشی تبدیل شود.

اصل حمایت زیر سؤال نیست

معاون تحقیقات و فناوری وزارت بهداشت در عین حال تأکید دارد که اختصاص امتیاز و حمایت از افرادی که در جنگ‌ها و دفاع از کشور نقش داشته‌ اند، تنها مختص ایران نیست و در کشورهای دیگر نیز نمونه‌هایی از حمایت از نظامیان و خانواده‌های آنان وجود دارد.

از نگاه او، مسئله اصلی اصل حمایت نیست، بلکه چگونگی اجرای سیاست حمایتی در نظام پذیرش دانشجواست. اگر سازوکار سهمیه به شکلی طراحی شود که اختلاف سطح علمی قابل توجهی میان پذیرفته‌ شدگان ایجاد کند، در رشته ‌های دشوار و حساس ممکن است هم دانشجو و هم نظام آموزشی با مشکل مواجه شوند.

آخوند زاده با انتقاد از امکان استفاده چند باره از سهمیه ‌ها می‌گوید برخی دانشجویان پس از ورود به رشته‌ های پزشکی، دندانپزشکی و داروسازی، بار دیگر در آزمون‌های تخصصی و فوق ‌تخصصی از امتیاز مشابه بهره می‌برند؛ روندی که به اعتقاد او باید متوقف یا دست‌ کم به ‌طور اساسی اصلاح شود.

وی تأکید می‌کند توجه ویژه به خانواده‌های شهدا و ایثارگران ضروری است، اما این حمایت باید هدفمند و عقلانی باشد. از همین رو، یکی از پیشنهاد های مطرح ‌شده این است که داوطلبان در یک رقابت علمی مشترک شرکت کنند و در مقابل، برای گروه‌های مورد حمایت، ظرفیت‌های مازاد، بورسیه، حمایت مالی و برنامه‌ های آموزشی ویژه در نظر گرفته شود.

پیشنهاد افزایش حدنصاب علمی

ابراهیم سوزنچی، عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی، نیز از جمله افرادی است که درباره شیوه فعلی سهمیه ‌بندی انتقادهایی مطرح کرده است. او در یکی از پیشنهادهای خود، افزایش حدنصاب علمی سهمیه‌های دانشگاهی به ۸۵ درصد را مطرح کرده؛ پیشنهادی که هدف آن کاهش فاصله علمی میان پذیرفته‌ شدگان و حفظ حداقل استاندارد رقابت است.

سوزنچی همچنین در مقطعی از طولانی شدن روند بازنگری انتقاد کرده و گفته بود نامه مربوط به اصلاح سهمیه‌ها هنوز به نتیجه نرسیده است. به گفته او، وزارت علوم نیز طرحی در این زمینه ارائه کرده، اما فرایند تصمیم ‌گیری نهایی همچنان با تأخیر همراه بوده است. این وضعیت نشان می‌دهد که مسئله سهمیه‌ها، به دلیل تعدد قوانین، نهادهای تصمیم‌ گیر و گروه‌های ذی‌نفع، از پیچیدگی بالایی برخوردار است.

تبعات سهمیه‌ها در تحصیلات تکمیلی

وحید احمدی، معاون سابق وزیر علوم و عضو هیئت علمی دانشگاه تربیت مدرس، نیز با اشاره به پیامدهای گسترش سهمیه‌ها در آموزش عالی، به‌ ویژه در تحصیلات تکمیلی و رشته‌های پزشکی، معتقد است که باید میان شرایط تاریخی شکل‌ گیری سهمیه‌ها و نیازهای امروز نظام دانشگاهی تفاوت قائل شد.

او می‌گوید در مقاطعی از تاریخ کشور، اعمال سهمیه‌ها به‌ عنوان بخشی از سیاست‌های کلان، ضرورتی قابل دفاع بود؛ به‌ ویژه در شرایطی مانند دوران جنگ که حمایت از خانواده‌های شهدا، جانبازان و همچنین مناطق محروم یک ضرورت اجتماعی محسوب می‌شد.

با این حال، احمدی معتقد است شرایط امروز با گذشته تفاوت کرده و اعمال گسترده سهمیه‌ها، به‌خصوص در مقاطع بالاتر، می‌تواند پیامدهای منفی داشته باشد. از نگاه او، هنگامی که فاصله علمی میان دانشجویان یک کلاس بسیار زیاد باشد، نه‌ تنها دانشجوی دارای آمادگی کمتر، بلکه استاد، سایر دانشجویان و کل فرایند آموزشی تحت تأثیر قرار می‌گیرند.

وی توضیح می‌دهد دانشجویی که بدون برخورداری از پیش‌زمینه علمی کافی وارد یک دوره دشوار می‌شود، ممکن است در ترم‌های نخست با افت تحصیلی، مشروطی یا حتی ترک تحصیل مواجه شود. بنابراین، سهمیه‌ای که با هدف حمایت طراحی شده است، در صورت نبود زیرساخت آموزشی مناسب، می‌تواند برای خود فرد نیز به تجربه‌ای دشوار تبدیل شود.

وقتی اختلاف سطح به کلاس درس منتقل می‌شود

عضو هیئت علمی دانشگاه تربیت مدرس تأکید می‌کند که مسئله تنها به سرنوشت یک دانشجو محدود نمی‌شود. به گفته او، اختلاف محسوس سطح علمی می‌تواند کیفیت کلاس را تحت تأثیر قرار دهد، اجرای پروژه‌های آموزشی و پژوهشی را دشوار کند و استاد را ناچار سازد سرعت یا سطح آموزش را با شرایط متفاوت دانشجویان تنظیم کند.

در چنین وضعیتی، آثار سیاست پذیرش از دروازه دانشگاه عبور کرده و مستقیماً وارد کلاس درس، آزمایشگاه و محیط پژوهش می‌شود. به همین دلیل، احمدی معتقد است سیاست سهمیه‌ بندی را نمی‌توان صرفاً مسئله ‌ای مربوط به «قبولی در کنکور» دانست؛ زیرا پیامدهای آن ممکن است سال‌ها در نظام آموزش عالی ادامه داشته باشد.

او با اشاره به اهمیت رقابت علمی می‌گوید آموزش عالی را نمی‌توان مانند یک فضای سهامی میان گروه‌های مختلف تقسیم کرد. دانشگاه بر ظرفیت علمی، توان پژوهشی، استعداد و علاقه استوار است و هر سیاست حمایتی باید به شکلی اجرا شود که این اصول را تضعیف نکند.

حساسیت دوچندان در پزشکی و رشته‌های تخصصی

این نگرانی در رشته‌های پزشکی ابعاد جدی‌تری پیدا می‌کند. دوره ‌های تخصص و فوق‌ تخصص، آموزش‌هایی فشرده، مهارت‌ محور و مبتنی بر تصمیم‌ گیری‌های حساس هستند. دانشجویان و دستیاران در این مراحل تنها با کتاب و کلاس درس سروکار ندارند، بلکه مستقیماً وارد محیط‌های بالینی می‌شوند و تصمیم‌های آنان می‌تواند با سلامت بیماران ارتباط داشته باشد.

احمدی معتقد است اگر اختلاف سطح علمی در این دوره‌ها بیش از اندازه باشد، برخی فراگیران ممکن است توان همراهی با حجم سنگین آموزش نظری و عملی را نداشته باشند. در چنین شرایطی، فشار بیشتری بر استادان، دستیاران دیگر و تیم‌ های آموزشی وارد می‌شود.

البته این نگرانی تنها به پزشکی محدود نیست. در رشته‌ های مهندسی نیز کیفیت آموزش با ایمنی و زیرساخت‌های کشور ارتباط مستقیم دارد. مهندسی که در حوزه‌هایی مانند برق، نفت، گاز یا سازه فعالیت می‌کند، در آینده مسئول تصمیم‌هایی خواهد بود که خطای علمی در آنها می‌تواند هزینه ‌های سنگینی ایجاد کند.

ازاین منظر، بحث منتقدان سهمیه‌ها صرفاً دفاع از رتبه‌های بهتر کنکور نیست؛ بلکه آنان می‌گویند هرچه سطح تحصیل تخصصی ‌تر و مسئولیت حرفه‌ ای سنگین ‌تر می‌شود، ضرورت حفظ استانداردهای علمی نیز افزایش می‌یابد.

عدالت آموزشی فقط در روز آزمون ساخته نمی‌شود

یکی از مهم ‌ترین ایرادهای وارد شده به نظام سهمیه‌ بندی این است که سیاست‌گذار گاهی می‌کوشد نابرابری‌های چندین‌ساله را در آخرین مرحله، یعنی هنگام پذیرش دانشگاه، جبران کند. در حالی که ریشه بسیاری از نابرابری‌ها بسیار پیشتر شکل گرفته است؛ از کیفیت متفاوت مدارس و دسترسی نابرابر به معلم و امکانات آموزشی گرفته تا تفاوت در توان اقتصادی خانواده‌ها برای استفاده از کلاس‌های تقویتی.

برهمین اساس، برخی دیدگاه‌های جدید در سیاست‌ گذاری آموزشی بر این اصل استوار است که حمایت باید پیش از آزمون تقویت شود. یعنی فردی که به دلیل شرایط اقتصادی، جغرافیایی یا اجتماعی فرصت کمتری داشته، باید از آموزش باکیفیت‌تر، کلاس‌های تقویتی، امکانات تحصیلی، مشاوره و حمایت مالی برخوردار شود تا بتواند با آمادگی بیشتر وارد رقابت شود.

در این چارچوب، سهمیه دیگر نخستین و اصلی‌ ترین ابزار عدالت نیست؛ بلکه آخرین حلقه از مجموعه ‌ای از سیاست‌های حمایتی خواهد بود. حتی در شورای عالی انقلاب فرهنگی نیز ایده‌هایی مانند توجه بیشتر به دهک‌های اقتصادی و حمایت از دانش‌آموزان مدارس دولتی عادی در بحث عدالت آموزشی مطرح شده است.

حمایت اجتماعی یا امتیاز دائمی؟

یکی از نقاط اصلی اختلاف دقیقاً همین‌جاست؛مدافعان سهمیه‌ها بر این باورند که برخی گروه‌ها به دلیل هزینه‌هایی که در مسیر دفاع از کشور یا تحمل محرومیت‌های تاریخی پرداخته‌اند، مستحق حمایت هستند. در مقابل، منتقدان می‌گویند حمایت نباید به امتیازی دائمی و تکرارشونده در همه مراحل زندگی آموزشی و حرفه‌ای تبدیل شود.

میان این دو دیدگاه، امکان طراحی یک مسیر میانه وجود دارد؛ مسیری که اصل حمایت را حفظ کند، اما شکل آن را تغییر دهد. بورسیه تحصیلی، کمک‌ هزینه، آموزش رایگان، دوره‌های آمادگی، حمایت از خوابگاه و معیشت، ایجاد ظرفیت مازاد بدون کاهش ظرفیت رقابت آزاد و ارائه خدمات آموزشی ویژه از جمله گزینه‌هایی است که می‌تواند جایگزین بخشی از امتیازهای مستقیم شود.

در چنین الگویی، هدف سیاست حمایتی همچنان پابرجاست، اما رقابت علمی نیز کمتر تحت تأثیر قرار می‌گیرد. این همان نقطه‌ای است که بسیاری از منتقدان بر آن تأکید دارند: مسئله حذف حمایت نیست، بلکه بازطراحی آن است.

راهکاری به جای سهمیه مستقیم

وحید احمدی نیز پیشنهاد می‌کند به‌جای اعمال سهمیه مستقیم در پذیرش دانشگاه، نهادهای حمایتی مسئولیت بیشتری در آماده ‌سازی علمی افراد برعهده بگیرند. برای نمونه، نهادهای مرتبط با خانواده‌های ایثارگران می‌توانند با دانشگاه‌ها و مراکز آموزشی قرارداد ببندند و دوره‌های آموزشی و تقویتی پیش‌نیاز را برای افراد مشمول فراهم کنند.

در این مدل، داوطلب پیش از ورود به رقابت اصلی از حمایت لازم برخوردار می‌شود، توان علمی خود را افزایش می‌دهد و سپس با آمادگی بیشتر در آزمون شرکت می‌کند. به اعتقاد احمدی، چنین روشی هم شأن گروه‌های مورد حمایت را حفظ می‌کند و هم مانع شکل‌گیری احساس تضییع حق در میان دیگر داوطلبان می‌شود.

وی تأکید می‌کند اگر سیاست حمایتی بتواند فرد را به سطحی برساند که در یک رقابت علمی عادلانه موفق شود، نتیجه برای خود او نیز پایدارتر خواهد بود. دانشجویی که با آمادگی کافی وارد دانشگاه می‌شود، احتمال موفقیت بیشتری در ادامه مسیر تحصیلی خواهد داشت و کمتر در معرض افت تحصیلی قرار می‌گیرد.

بازنگری؛ نه حذف حمایت و نه حفظ وضع موجود

پرونده سهمیه‌های دانشگاهی را نمی‌توان با دوگانه ساده «حذف کامل» یا «ادامه بدون تغییر» بست. این مسئله با تاریخ اجتماعی کشور، حقوق گروه‌های مختلف، عدالت آموزشی، کیفیت دانشگاه‌ها و اعتماد عمومی گره خورده است و هر تصمیم شتاب ‌زده‌ای می‌تواند تبعات تازه‌ای ایجاد کند.

با این حال، آنچه از مجموعه دیدگاه‌های کارشناسی برمی‌آید، ضرورت بازنگری در وضع موجود است؛ به ‌ویژه درباره استفاده مکرر از سهمیه در چند مقطع تحصیلی و حضور آن در دوره‌های تخصصی و فوق‌ تخصصی. هرچه سطح آموزش بالاتر می‌رود، اهمیت توان علمی، مهارت تخصصی و آمادگی حرفه‌ای نیز بیشتر می‌شود.

اکنون پرسش اصلی این نیست که آیا باید از خانواده‌های ایثارگران، مناطق محروم یا گروه‌های نیازمند حمایت کرد؛ پاسخ به این پرسش روشن است و اصل حمایت اجتماعی همچنان ضرورتی انکارناپذیر محسوب می‌شود. پرسش اصلی این است که بهترین، عادلانه‌ترین و کم‌هزینه‌ترین شیوه این حمایت چیست؟

اگر حمایت بتواند پیش از رقابت، فرصت‌ها را برابرتر کند، شاید دیگر نیازی نباشد در پایان رقابت فاصله‌های علمی با امتیازهای گسترده جبران شود. اگر بورسیه، آموزش تقویتی، حمایت مالی و ظرفیت‌های مازاد بتوانند جای بخشی از سهمیه‌های مستقیم را بگیرند، هم هدف اجتماعی سیاست‌گذار حفظ خواهد شد و هم اعتماد به نظام پذیرش دانشگاهی تقویت می‌شود.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha