وداع با آقای شهید ایران

بیش از هزار سال از سرایش شاهنامه می‌گذرد اما این اثر سترگ همچنان در کانون پژوهش‌ها، گفت‌وگوهای فرهنگی و جست‌وجوهای هویتی ایرانیان قرار دارد.

دکتر رسولی، شاهنامه‌پژوه از ضرورت نگاه نو به حماسه ملی ایران می‌گوید/ فردوسی، راه نمای زنده برای نسل‌های آینده
زمان مطالعه: ۵ دقیقه

بیش از هزار سال از سرایش شاهنامه می‌گذرد اما این اثر سترگ همچنان در کانون پژوهش‌ها، گفت‌وگوهای فرهنگی و جست‌وجوهای هویتی ایرانیان قرار دارد. شاهنامه نه تنها بزرگ‌ترین حماسه ملی ایران بلکه گنجینه‌ای از تاریخ، فرهنگ، اندیشه، اخلاق و تجربه زیسته مردمانی است که در طول قرن‌ها کوشیده‌اند هویت خود را حفظ کنند.
دکتر محمد رسولی، شاهنامه‌پژوه و تاریخ‌دان معتقد است با وجود گذشت سده ها از سرایش شاهنامه، هنوز نیازمند خوانش‌های تازه از این اثر هستیم زیرا علوم گوناگونی در شاهنامه وجود دارد که گذر زمان و پیشرفت دانش به شناخت آن‌ها کمک کرده است.به باور او، بسیاری از موضوعات مبهم شاهنامه، اکنون با گذر زمان و کشفیات تاریخی و باستان‌شناسی حقیقت خود را نمایان کرده، ازاین‌رو گذر زمان تازگی هم به مطالب شاهنامه داده و این خود از شگفتی‌ها و جذابیت‌های شاهنامه است.
رسولی مهم‌ترین تفاوت میان نگاه سنتی به شاهنامه و رویکردهای پژوهشی جدید را از این منظر شرح می‌دهد که در نگاه سنتی، شاهنامه را فقط یک اثر ادبی ارزشمند می‌دانستند اما در رویکرد جدید، شاهنامه ضمن ارزش ادبی بالایی که دارد سرشار از علوم و حکمت است ازاین‌رو شاهنامه تنها یک اثر حماسی نیست و می‌توان و باید آن را از منظرهای اجتماعی، فرهنگی و حتی روان‌شناسی و علوم سیاسی و حقوقی و به ویژه تاریخی مورد بررسی قرار داد.
او با اظهار تأسف از فاصله میان نسل جوان با شاهنامه بر ضرورت بازخوانی و بازمعرفی این اثر سترگ برای نسل نو تأکید کرده و می‌گوید: شوربختانه نسل جوان امروز، انس و آشنایی لازم را با شاهنامه ندارد و تصور درستی از شاهنامه در اذهان عموم و به‌خصوص جوانان نیست در حالی که شاهنامه بیش از آنکه کتاب جنگ باشد، کتاب خرد و اخلاق است. شاهنامه حتی هنگام گزارش جنگ هم پند اخلاقی، جوانمردی و نیک‌رفتاری می‌دهد.
این شاهنامه‌پژوه با تأکید بر اینکه در ایران هیچ کتابی به اندازه شاهنامه نمی‌تواند در حفظ هویت ملی و انسجام ملی نقش داشته باشد، با مقایسه داستان‌های شاهنامه با چالش‌های انسان معاصر بیان می‌کند: اگرچه قالب‌ها، ابزار و نوع چالش‌ها متفاوت شده، اما چون اصل خصوصیات انسان‌ها به صرف انسان بودن، باقی و برقرار است، چالش‌ها نیز با دگرگونی در کمیت و کیفیت همچنان باقی است و پیران ویسه و بزرگمهرهای شاهنامه در دوران ما هم در پی برقراری صلح پایدار میان فرزندان فریدون هستند اگر افراسیاب‌ها بگذارند! هنوز اهرمن در کار است تا پسران هویت گم کنند و پدران نشناسند و به تیغ نادانی کشته آیند، باز پر سیمرغ و داروی نجات‌بخش او، همچنان آرزو و آزمان بشر امروز است.

پلی میان میراث دیروز و نیاز امروز

رسولی با تأکید بر اینکه نگاه نو به شاهنامه می‌تواند به اصلاح برداشت‌های کلیشه‌ای از این اثر کمک کند، یادآور می‌شود: اگر نگاه نو به شاهنامه با جرئت و جسارت انجام شود و مطالب نوین و بکری بیان شود که تاکنون گفته نشده و روان حکیم فردوسی و قهرمانان شاهنامه کمک کنند که رازهای بسیاری از شاهنامه آشکار شود، موجب جذب و جلب توجه دیگران به شاهنامه با رویکرد علمی خواهد شد.
او می‌گوید: در سال‌های اخیر علوم حقوقی، سیاسی، جامعه‌شناسی و سینمایی بیشتر از دهه‌های پیش مورد توجه شاهنامه‌پژوهان و شاهنامه‌دوستان قرار گرفته است. این پژوهشگر با اشاره به نقش زنان در شاهنامه از منظر خوانش‌های جدید، توضیح می‌دهد: در نگرش و خوانش نو از شاهنامه، نقش زنان را به طور جدی بیش از پیش مهم و مؤثر می‌بینیم‌. ممکن است کسی تصور کند این ادعا همین ‌طور برای خوشایند مخاطب بیان می‌شود اما واقعیت امر براساس پژوهش ژرف و عمیق حقوقی- سیاسی در شاهنامه، ما را به این واقعیت می‌رساند. امروز با نگاه علمی و تاریخی به شاهنامه اهمیت و نقش سیندخت (مادرِ زن رستم) معلوم می‌شود که چه سفر دیپلماتی خوب و موفقی به سیستان داشته و کشور را از درگیر شدن به جنگ داخلی در امان داشته است. بانو هما نخستین پادشاه ایران بزرگ، در آغاز پادشاهی خود یک نظریه نوین اقتصادی ارائه داده که بسیار عالی است یا نقشی که فرانک مادر فریدون در نجات منجی ایران داشته است و... بنابراین در خوانش و رویکرد نوین به شاهنامه، نقش زنان بیشتر از پیش نمایان شده است.
رسولی، شاهنامه را پلی میان میراث فرهنگی گذشته و نیازهای فکری و فرهنگی نسل‌های آینده دانسته و می‌گوید: شاهنامه فردوسی تنها یک کتاب حماسی یا مجموعه‌ای از داستان‌های کهن نیست، بلکه «شناسنامه فرهنگی» ایرانیان و بستری پویا برای انتقال ارزش‌های بنیادین به نسل‌های امروز و فرداست.
او به چند لایه و راهکار برای ایجاد این پل ارتباطی اشاره کرده و توضیح می‌دهد: این پیوند می‌تواند از طریق «ارزش‌های جهانشمول» شکل بگیرد. شاهنامه برخلاف بسیاری از متون هم‌عصر خود، بر مفاهیمی دست گذاشته که تاریخ ‌مصرف ندارند. عدالت‌خواهی، خردورزی، میهن‌دوستی، نبرد نور با تاریکی و تأکید بر اهمیت «منش» به جای «تنش»، نیازهای هویتی نسل فعلی و آتی است. وقتی جوان امروزی می‌خواند چگونه کاوه آهنگر در برابر ستم می‌ایستد، این یک الگو برای مبارزه با بی‌عدالتی در هر عصر و زمانی است. شاهنامه می‌تواند به عنوان «منشور اخلاقی» برای تربیت نسلی که به دنبال هویت انسانی پایدار است، عمل کند.
وی با تأکید بر نوسازی روایت‌ها برای ایجاد این پیوند ادامه می دهد: مسئله اصلی برای نسل جدید، دشواری زبان کلاسیک است. برای تبدیل شاهنامه به پلی کارآمد، باید آن را از قالب‌های صرفاً مکتوب بیرون آورد و به زبان‌های جذاب امروزی ترجمه کرد. ساخت انیمیشن‌ها، بازی‌های ویدئویی (مانند برخی تلاش‌های موفق در حوزه گیم ایران)، کمیک‌بوک‌ها و پادکست‌های روایتگر از راهکارهاست. از سوی دیگر می‌توان با روایت‌گری خلاق، تئاتر مدرن و سینمایی کردن داستان‌های شاهنامه با نگاهی اگزیستانسیال و فلسفی، قهرمانان شاهنامه را از دل کتاب بیرون آورد و به دوستان واقعی نسل جدید تبدیل کرد.
این شاهنامه‌شناس با اشاره به اهمیت الگوسازی شخصیتی به جای قهرمان‌پروری مطلق می‌گوید: در شاهنامه، قهرمانانِ بی‌نقص نداریم؛ حتی رستم هم دچار لغزش و خطا می‌شود (مانند ماجرای اسفندیار). این «انسانی بودنِ» قهرمانان دقیقاً همان چیزی است که نسل فعلی با آن ارتباط برقرار می‌کند.
به گفته او شاهنامه به جای اینکه الگویی دست‌نیافتنی و ملال‌آور ارائه دهد، آینه تمام‌نمای فراز و نشیب‌های زندگی انسان است. این ظرفیت وجود دارد که شاهنامه را به عنوان منبعی برای «هوش هیجانی» و «سواد تصمیم‌گیری» در کلاس‌های درس معرفی کرد.رسولی خاطرنشان می‌کند: در دنیایی که فرهنگ‌ها در حال یکسان‌ شدن و جهانی ‌شدن هستند، شاهنامه ابزاری برای «تمایز فرهنگی» است. نسل آتی برای اینکه در دهکده جهانی تحلیل نرود، نیاز به لنگرگاه دارد. شاهنامه پلی است که به نسل فعلی می‌گوید: «ما از کجا آمده‌ایم و چه جهان‌بینی خاصی به بشریت هدیه داده‌ایم». این آگاهی، اعتماد به ‌نفس ملی ایجاد می‌کند که برای هر ملتی در قرن ۲۱حیاتی است.
او بر پیوند خرد و سیاست تأکید کرده و می‌افزاید: فردوسی در شاهنامه، خردمندی پادشاهان و حکیمان را معیار مشروعیت می‌داند. آموزش «سیاست‌ورزی مبتنی بر خرد» (نه خشم و کینه) به نسل‌های جدید از طریق خوانش نوین شاهنامه، می‌تواند بلوغ اجتماعی جامعه را در آینده تضمین کند. به باور این شاهنامه‌پژوه، برای اینکه این پل، مستحکم بماند، شاهنامه نباید در موزه‌ها یا کتابخانه‌ها محبوس بماند. راه میانبر، «تجربه‌ کردن شاهنامه» است، نه فقط «خواندن آن». اگر ما بتوانیم در هر حوزه (آموزش، هنر، بازی و تفکر انتقادی) مفاهیم شاهنامه را با دغدغه‌های روزمره گره بزنیم، آن‌ گاه فردوسی نه یک نام در تاریخ، بلکه یک راهنمای زنده برای نسل‌های آتی خواهد بود.

منبع: روزنامه قدس

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha