تحولات منطقه

۱۷ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۰:۱۶
کد مطلب: ۱۱۶۰۱۹۳

«داده» نفت جدید خاورمیانه؛ غرب آسیا در دام امپراتوری‌های دیجیتال

«استعمار دیجیتال» خاورمیانه؛ «فلسطین» جایی که داده به ابزار جنگ تبدیل می‌شود

برای بیش از یک قرن، اهمیت ژئوپلیتیکی غرب آسیا از طریق میادین نفتی، خطوط لوله، بنادر، تنگه‌ها و پایگاه‌های نظامی ترسیم می‌شد اما اکنون نقشه راهبردی دیگری شکل گرفته است؛ پایگاه‌های داده، قراردادهای ابری، سامانه‌های هویتی و مدل‌های هوش مصنوعی.

«داده» نفت جدید خاورمیانه؛ غرب آسیا در دام امپراتوری‌های دیجیتال
زمان مطالعه: ۷ دقیقه

در ۱۰ ژوئن ۲۰۲۵، دو مدیر ارشد مایکروسافت فرانسه در برابر کمیسیون سنای فرانسه که درباره تدارکات عمومی و حاکمیت دیجیتال تحقیق می‌کرد، حاضر شدند. جلسه در ابتدا عادی به نظر می‌رسید، تا اینکه پرسشی کلیدی از مایکروسافت مطرح شد؛ آیا این شرکت می‌تواند تضمین کند داده‌های شهروندان فرانسوی، حتی زمانی که در فرانسه میزبانی می‌شوند، بدون رضایت دولت فرانسه هرگز به یک مقام خارجی منتقل نخواهند شد؟

«آنتون کارنیو»، مدیر امور عمومی و حقوقی مایکروسافت فرانسه، اما به این پرسش مهم پاسخی کوتاه داد: «نه، نمی‌توانم چنین تضمینی بدهم.»

این اعتراف، سال‌ها ادبیات شرکت‌های فناوری درباره «مناطق ابری محلی» (Local Cloud Regions)، «زیرساخت مورد اعتماد» (Trusted Infrastructure) و «محل نگهداری داده» (Data Residency) را زیر سؤال برد. فرانسه می‌توانست میزبان سرورها باشد، شهروندان فرانسوی داده تولید کنند و نهادهای فرانسوی هزینه خدمات را بپردازند، اما اختیار نهایی همچنان ممکن بود در جایی خارج از این کشور اعمال شود.

سنای فرانسه نیز به این نتیجه رسید که مایکروسافت نمی‌تواند حاکمیت بر داده‌هایی را که میزبانی می‌کند تضمین کند. اهمیت این ماجرا برای غرب آسیا در یک واقعیت خلاصه می‌شود؛ مکان فیزیکی داده دیگر الزاماً همان مکان سیاسی آن نیست.

سرورها مرزهای واقعی قدرت را پنهان می‌کنند

در جغرافیای سنتی، قدرت با قلمرو تعریف می‌شود. نفت در اختیار دولتی است که در خاک آن قرار دارد، بنادر تحت حاکمیت کشوری هستند که در ساحل آن ساخته شده‌اند و خطوط لوله تابع مرزهایی هستند که از آنها عبور می‌کنند. اما داده از جغرافیای متفاوتی پیروی می‌کند.

یک پرونده پزشکی می‌تواند در ریاض تولید، در بحرین ذخیره، توسط الگوریتمی آموزش‌دیده در آمریکا پردازش و از طریق یک شرکت تابعه اروپایی مدیریت شود. در چنین شرایطی، پرسش اصلی دیگر مالکیت داده نیست، بلکه کنترل آن است.

وزارت دادگستری آمریکا در توضیح «قانون دسترسی قانونی به داده‌های خارج از مرزها» (CLOUD Act) اعلام کرده است شرکت‌هایی که تابع صلاحیت قضایی آمریکا هستند، می‌توانند از طریق فرایند قانونی معتبر به افشای داده‌ها ملزم شوند؛ «صرف‌نظر از اینکه شرکت داده‌ها را کجا ذخیره می‌کند.»

از منظر ژئوپلیتیکی، این قانون به صلاحیت قضایی آمریکا اجازه می‌دهد از طریق کنترل شرکتی از مرزهای این کشور عبور کند و به اطلاعاتی دسترسی پیدا کند که خارج از خاک آمریکا نگهداری می‌شوند.

بنابراین نقشه جدید قدرت فقط با مرزها، کابل‌ها و مراکز داده ترسیم نمی‌شود؛ دفترهای مرکزی شرکت‌ها، کلیدهای رمزنگاری، تعهدات قانونی، مدیران خدمات ابری و دولت‌هایی که توان وادارکردن این شرکت‌ها به همکاری دارند نیز بخشی از این نقشه هستند.

سرمایه‌گذاری عظیم، وابستگی عمیق

دولت‌های غرب آسیا در حال سرمایه‌گذاری گسترده در رایانش ابری، هوش مصنوعی، هویت دیجیتال، شهرهای هوشمند و خدمات عمومی مبتنی بر داده هستند. عربستان سعودی می‌خواهد به یکی از اقتصادهای پیشرو در حوزه داده تبدیل شود و امارات متحده عربی، قطر، بحرین، عمان و ترکیه نیز ظرفیت‌های ابری و حکمرانی داده خود را گسترش می‌دهند.

ارزیابی بانک جهانی در سال ۲۰۲۵، ۳۹ مرکز داده در امارات متحده عربی و ۳۳ مرکز در عربستان سعودی شناسایی کرد. این ارقام پایین‌تر از میانگین ۸۱ مرکز در کشورهای پردرآمد بود، اما فاصله آنها با بسیاری از کشورهای منطقه نشان می‌دهد این دو کشور در حال تبدیل‌شدن به دروازه‌های اصلی زیرساخت رایانشی غرب آسیا هستند.

اتحادیه بین‌المللی مخابرات گزارش داده است که ۷۰ درصد مردم کشورهای عربی در سال ۲۰۲۴ از اینترنت استفاده کرده‌اند؛ در حالی که این رقم در جهان ۶۸ درصد بوده است. با این حال، میان کم‌اتصال‌ترین و متصل‌ترین اقتصادهای منطقه شکافی ۸۲ واحد درصدی وجود دارد و اشتراک‌های پهن‌باند ثابت همچنان کمتر از نصف میانگین جهانی است.

در سوی دیگر، بازار جهانی رایانش ابری به‌شدت متمرکز است. بر اساس داده‌های «گروه پژوهشی سینرژی» (Synergy Research Group)، آمازون، مایکروسافت و گوگل در سه‌ماهه سوم سال ۲۰۲۵، ۶۳ درصد از هزینه جهانی شرکت‌ها برای زیرساخت رایانش ابری را در اختیار داشتند.

حجم این بازار در همان سه‌ماهه به ۱۰۷ میلیارد دلار رسید؛ در حالی که هشت فصل پیش‌تر ۶۸ میلیارد دلار بود.

بنابراین یک دولت می‌تواند الزام کند داده شهروندانش در داخل مرزهای ملی باقی بماند، اما برای اداره بستر دیجیتال، نگهداری نرم‌افزار، تأمین مدل هوش مصنوعی یا کنترل لایه‌های حیاتی سیستم همچنان به یک شرکت خارجی وابسته باشد.

اینجاست که تفاوت میان محلی‌سازی داده و حاکمیت داده آشکار می‌شود. محل سرور فقط پاسخ می‌دهد اطلاعات کجاست؛ اما پرسش‌های تعیین‌کننده اینهاست؛ چه کسی کلیدهای رمزنگاری را کنترل می‌کند؟ چه کسی نرم‌افزار را به‌روزرسانی می‌کند؟ چه کسی می‌تواند خدمات را متوقف کند؟ قوانین کدام کشور بر ارائه‌دهنده حاکم است؟ چه کسی می‌تواند افشای اطلاعات را مطالبه کند؟ و چه کسی توان محاسباتی لازم برای استخراج ارزش راهبردی از داده‌ها را در اختیار دارد؟ نگه‌داشتن سرورها در داخل مرزهای ملی، آنها را الزاماً تحت کنترل ملی قرار نمی‌دهد.

فلسطین؛ جایی که داده به ابزار جنگ تبدیل می‌شود

پیامدهای این جغرافیای پنهان قدرت را شاید هیچ‌جا بهتر از فلسطین اشغالی نتوان دید. جنگ مدرن بیش از پیش به جمع‌آوری، ترکیب و تفسیر حجم عظیمی از اطلاعات وابسته شده است. سوابق تلفنی، شناسه‌های زیستی، ارتباطات رهگیری‌شده، سوابق موقعیت مکانی و تصاویر هوایی می‌توانند از طریق رایانش ابری و هوش مصنوعی به اطلاعات نظامی تبدیل شوند.

تحقیق آسوشیتدپرس نشان داد استفاده ارتش اسرائیل از مایکروسافت و شرکت «اوپن‌ای‌آی» (OpenAI) تا مارس ۲۰۲۴ تقریباً به ۲۰۰ برابر سطح ثبت‌شده در هفته پیش از عملیات ۷ اکتبر ۲۰۲۳ رسیده بود.

داده‌های ذخیره‌شده روی سرورهای مایکروسافت نیز تا ژوئیه ۲۰۲۴ دو برابر شد و به بیش از ۱۳.۶ پتابایت رسید. هم‌زمان، استفاده ارتش از سرورهای محاسباتی مایکروسافت در دو ماه نخست جنگ تقریباً دو سوم افزایش یافت.

گزارش‌ها حاکی از آن بود که بستر ابری «آژور» (Azure) برای گردآوری، پیاده‌سازی متنی و ترجمه اطلاعات حاصل از نظارت گسترده استفاده شده و بخشی از این اطلاعات نیز با سامانه‌های هدف‌گیری تطبیق داده می‌شد.

در سپتامبر ۲۰۲۵، مایکروسافت پس از بررسی استفاده از محصولاتش برای نظارت گسترده بر فلسطینیان، برخی خدمات ابری و هوش مصنوعی ارائه‌شده به یک واحد نظامی اسرائیلی را غیرفعال کرد. گزارش شده بود که داده‌های مربوطه در مراکز ابری مایکروسافت در اروپا ذخیره شده‌اند.

«حسام نصر»، کارمند سابق مایکروسافت و از سازمان‌دهندگان گروه «نه به آژور برای آپارتاید» (No Azure for Apartheid)، اما نظر دیگری دارد به گفته او «اکثریت قریب به اتفاق قرارداد مایکروسافت با ارتش اسرائیل همچنان پابرجاست.»

این پرونده نشان می‌دهد شرکت‌های فناوری خصوصی اکنون در موقعیتی قرار گرفته‌اند که پیش‌تر عمدتاً در اختیار دولت‌ها بود؛ آنها قابلیت‌های مورد استفاده در عملیات اطلاعاتی را فراهم می‌کنند، درباره سوءاستفاده احتمالی تحقیق می‌کنند، دسترسی مشتریان را تعیین می‌کنند و می‌توانند محدودیت‌هایی را فراتر از مرزها اعمال کنند.

از وابستگی نفتی تا استعمار دیجیتال

پروژه «نایمبوس» (Project Nimbus) در اسرائیل نیز همین تناقض را نشان می‌دهد. این طرح ۱.۲ میلیارد دلاری که به گوگل و خدمات وب آمازون واگذار شده، برای ارائه زیرساخت جامع رایانش ابری به وزارتخانه‌های اسرائیل و نهادهای عمومی مرتبط طراحی شده است.

این پروژه به زیرساخت محلی نیاز داشت و به‌عنوان ابزاری برای نگه‌داشتن اطلاعات دولتی در داخل اسرائیل معرفی شد. با این حال، ارائه‌دهندگان اصلی آن همچنان شرکت‌های آمریکایی هستند که در نظام‌های حقوقی و فناورانه آمریکا ریشه دارند.

نبرد بر سر داده را می‌توان در سه حق خلاصه کرد: حق جمع‌آوری، حق پردازش و حق اجبار؛ دولت‌ها، سکوهای دیجیتال، اپراتورهای مخابراتی، بانک‌ها و نهادهای امنیتی اطلاعات مربوط به هویت، جابه‌جایی، ارتباطات، سلامت، مصرف و رفتار افراد را جمع‌آوری می‌کنند. اما داده خام زمانی به ارزش راهبردی تبدیل می‌شود که بازیگری، تراشه‌ها، الگوریتم‌ها، بسترهای ابری و نیروی انسانی متخصص لازم برای پردازش آن را در اختیار داشته باشد. در مرحله سوم نیز دولت‌ها و دادگاه‌ها به دنبال اختیار قانونی برای وادارکردن ارائه‌دهندگان خدمات به افشا، نگهداری، حذف یا محدودکردن اطلاعات هستند.

«جیم بالسیلی»، رئیس پیشین شرکت «ریسرچ این موشن» (Research In Motion)، این تحول را در برابر سازمان ملل چنین خلاصه کرد: «ثروت و قدرت از مالکیت دارایی‌های فکری ارزشمند و کنترل داده‌های ارزشمند و موتورهای هوش مصنوعی ناشی می‌شود.»

کنفرانس تجارت و توسعه سازمان ملل متحد (UNCTAD) پیش‌بینی کرده است بازار جهانی هوش مصنوعی از ۱۸۹ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۳ به ۴.۸ تریلیون دلار در سال ۲۰۳۳ برسد؛ افزایشی ۲۵ برابری.

در چنین بازاری، کشورهایی که داده تولید می‌کنند اما زیرساخت محاسباتی و مالکیت فکری لازم برای پردازش آن را ندارند، ممکن است تنها بخش کوچکی از ارزش تولیدشده را تصاحب کنند.

مسئله غرب آسیا، بنابراین صرفاً ساخت مراکز داده بیشتر نیست. منطقه باید اطمینان دهد عبور از وابستگی نفتی به معنای ورود به نوع جدیدی از وابستگی، یعنی «استعمار دیجیتال»، نخواهد بود؛ وضعیتی که در آن جوامع منطقه داده تولید می‌کنند، اما شرکت‌های خارجی زیرساخت را در اختیار دارند، ارزش را استخراج می‌کنند و قدرت دسترسی را حفظ می‌کنند.

حاکمیت داده باید فراتر از محل ذخیره‌سازی تعریف شود و جمع‌آوری، طبقه‌بندی، پردازش، دسترسی، اشتراک‌گذاری و حذف اطلاعات را نیز دربرگیرد.

برای بیش از یک قرن، اهمیت ژئوپلیتیکی غرب آسیا از طریق میادین نفتی، خطوط لوله، بنادر، تنگه‌ها و پایگاه‌های نظامی ترسیم می‌شد. این ساختارها همچنان اهمیت دارند، اما اکنون نقشه راهبردی دیگری نیز بر فراز آنها شکل گرفته است؛ پایگاه‌های داده، قراردادهای ابری، حوزه‌های قضایی، سامانه‌های هویتی و مدل‌های هوش مصنوعی.

در قرن بیست‌ویکم، کنترل بر قلمرو بیش از پیش به کنترل بر داده‌ای وابسته خواهد بود که مردم، نهادها و منابع آن قلمرو را قابل مشاهده می‌کند.

برچسب‌ها

مشهد

کربلا

کاظمین

مکه

مدینه

قم

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha