تحولات منطقه

۷ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۴:۲۱
کد مطلب: ۱۱۶۳۱۹۳

یمن چگونه شاهرگ نفتی عربستان را به میدان جنگ تبدیل کرد؟

جنگی که از یمن عبور کرده و به قلب اقتصاد ریاض رسیده است

جنگ یمن در حال تغییر جغرافیای خود است. صنعا با کشاندن فشار از میدان نبرد به باب‌المندب، ینبع، مرزهای جنوبی و خطوط تدارکاتی، تلاش می‌کند هزینه مداخله عربستان را از خاک یمن به قلب اقتصاد و امنیت ریاض منتقل کند.

یمن چگونه شاهرگ نفتی عربستان را به میدان جنگ تبدیل کرد؟
زمان مطالعه: ۵ دقیقه

جنگ یمن در حال تغییر جغرافیای خود است. صنعا با کشاندن فشار از میدان نبرد به باب‌المندب، ینبع، مرزهای جنوبی و خطوط تدارکاتی، تلاش می‌کند هزینه مداخله عربستان را از خاک یمن به قلب اقتصاد و امنیت ریاض منتقل کند.

جنگی که دیگر در مرزهای یمن نمی‌ماند

عربستان سعودی در مارس ۲۰۱۵ جنگ یمن را با این تصور آغاز کرد که یک کارزار کوتاه می‌تواند دولت مورد نظر ریاض را در صنعا بازگرداند. بیش از یک دهه بعد، اما عربستان با معادله‌ای کاملاً متفاوت روبه‌روست؛ دشمنی با زرادخانه موشکی و پهپادی بزرگ‌تر، تجربه جنگ‌های متوالی و توانایی ضربه زدن به مسیرهای دریایی و زیرساخت‌هایی که برای اقتصاد عربستان حیاتی‌ هستند.

آتش‌بس غیررسمی از سال ۲۰۲۲ تا حد زیادی مانع رویارویی مستقیم شده بود، اما در ژوئیه با حملات عربستان به فرودگاه صنعا و پاسخ موشکی و پهپادی یمن به فرودگاه ابها فرو ریخت.

از آن زمان، جبهه جنگ دیگر فقط در داخل یمن تعریف نمی‌شود. صنعا سه میدان را به یکدیگر پیوند زده است؛ دریا، مرز و خطوط تدارکاتی داخل یمن.

این تغییر زمانی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که تنگه هرمز نیز با اختلال مواجه است. عربستان برای دور زدن هرمز به خط لوله شرق به غرب و پایانه ینبع متکی است؛ اما نفتی که راهی آسیا می‌شود همچنان باید از باب‌المندب عبور کند.

در نتیجه، مسیری که قرار بود راه نجات ریاض از محدودیت‌های هرمز باشد، خود به نقطه‌ای برای فشار تبدیل شده است.

نیروهای مسلح یمن این راهبرد را در قالب سه معادله توضیح داده‌اند؛ «محاصره در برابر محاصره»، هدف قرار دادن نیروها و خطوط تدارکاتی مورد حمایت عربستان «هر کجا که باشند» و پاسخ به حملات علیه یمن با هدف قرار دادن تأسیسات راهبردی در داخل عربستان.

ینبع؛ جایی که فشار اقتصادی آغاز می‌شود

اهمیت راهبرد دریایی صنعا در اعداد صادرات نفت عربستان آشکار است. داده‌های کپلر نشان می‌دهد در نیمه نخست ژوئیه، ۷۵ درصد از صادرات روزانه ۵.۲۹ میلیون بشکه‌ای نفت خام و میعانات عربستان از طریق پایانه دریای سرخ خارج شده است.

این وابستگی، ینبع را به یک نقطه حساس تبدیل می‌کند. خط لوله شرق به غرب ظرفیت اسمی نزدیک به ۷ میلیون بشکه در روز دارد، اما ظرفیت پایدار بارگیری پایانه‌های ینبع حدود ۴.۵ تا ۴.۷ میلیون بشکه در روز است. یعنی ظرفیت واقعی خروج نفت از این مسیر، بسیار محدودتر از ظرفیت اسمی خط لوله است.

صنعا از ۲۰ ژوئیه ممنوعیت دریایی علیه کشتی‌های مرتبط با بنادر عربستان را اعلام کرد. پس از آن، برخی نفتکش‌ها مسیر خود را تغییر دادند، مسیرهای طولانی‌تری انتخاب کردند یا تلاش کردند حرکت خود را پنهان کنند.

یحیی سریع، سخنگوی نیروهای مسلح یمن، مدعی شد بین ۲۰ ژوئیه تا ۱۹ اوت، هشت نفتکش سعودی هدف قرار گرفته و ۴۸ نفتکش دیگر مجبور به بازگشت شده‌اند.

اما اهمیت عملیات فقط در تعداد کشتی‌های هدف قرارگرفته نیست. تهدید معتبر می‌تواند مسیرهای کشتیرانی را تغییر دهد، هزینه بیمه را بالا ببرد، تحویل محموله‌ها را کند کند و اپراتورها را وادار به پنهان کردن مسیر حرکت کشتی‌ها کند؛ در همین دوره، حجم بارگیری نفت عربستان در بندر دریای سرخ ۴۰ درصد کاهش یافت.

حمله ۲۴ اوت به نفتکش «امزان» در نزدیکی ینبع، این فشار را یک گام جلوتر برد. صنعا گفت نفتکش با موشک بالستیک هدف قرار گرفته و شرکت بحری نیز وقوع حادثه را تأیید کرد.

اهمیت این حمله در جغرافیای آن بود؛ نیروهای یمنی دیگر فقط مسیر صادراتی عربستان را تهدید نمی‌کردند، بلکه به مرکز صادراتی‌ای نزدیک شده بودند که ریاض برای کاهش آسیب‌پذیری خود در برابر هرمز به آن متکی است.

از جیزان تا مأرب؛ فشار همزمان بر جنگ و اقتصاد

فشار صنعا در دریا متوقف نمی‌شود. جیزان، نجران و عسیر، با وجود فاصله از مرکز اقتصادی عربستان، شامل فرودگاه‌ها، تأسیسات نظامی، مراکز مرزی و زیرساخت‌های آرامکو هستند.

حملات به ابها، نجران و تأسیسات آرامکو در کنار فشار بر ینبع، یک منطق مشترک دارند؛ ریاض باید همزمان از زیرساخت‌هایی دفاع کند که جنگ را پیش می‌برند و زیرساخت‌هایی که درآمد آن را تأمین می‌کنند.

در داخل یمن نیز هدف، جلوگیری از شکل‌گیری یک نیروی متمرکز برای عملیات بزرگ‌تر است. از الودیعه و العبر در حضرموت تا الجوف، مأرب و ساحل غربی، مسیرهای انتقال نیرو، انبارهای سلاح و محل تجمع نیروها هدف قرار گرفته‌اند.

مأرب در این میان اهمیت ویژه‌ای دارد. این شهر آخرین پایگاه بزرگ شمالی خارج از کنترل صنعا و در میان مهم‌ترین زیرساخت‌های نفت و گاز یمن قرار دارد. در سوی دیگر، المخا مرکز لجستیکی نیروهای «طارق صالح» و نقطه‌ای بالقوه برای عملیات در امتداد ساحل دریای سرخ است.

فشار همزمان بر مأرب و المخا، نیروهای همسو با ریاض را میان دو جبهه تقسیم می‌کند؛ یک جبهه ساحلی مرتبط با باب‌المندب و یک جبهه داخلی که مسیرهای شرقی را پوشش می‌دهد.

در غرب تعز نیز کنترل ارتفاعات و تقاطع‌های ارتباطی می‌تواند مسیر انتقال تدارکات به سمت ساحل را محدود کند. هدف لزوماً تصرف فوری مناطق نیست؛ بلکه کاهش آزادی عمل نیروهایی است که باید تحت فشار حملات موشکی و پهپادی حرکت کنند.

مشکل ریاض فقط صنعا نیست

در این میان، یکی از مهم‌ترین نقاط ضعف عربستان، خود ائتلافی است که به آن متکی است.

نیروهای مورد حمایت امارات بارها با نیروهای همسو با ریاض درگیر شده‌اند. ابوظبی نیز بیشتر بر بنادر جنوبی، جزایر و نفوذ ساحلی تمرکز داشته است. نیروهای «طارق صالح» به حمایت امارات وابسته‌اند و نیروهای مرتبط با شورای انتقالی جنوب نیز لزوماً منافع خود را با اهداف ریاض یکسان نمی‌بینند.

در نتیجه، عربستان با مجموعه‌ای از گروه‌های مسلح مواجه است که هرکدام حامیان، قلمرو و اهداف پساجنگ خود را دارند. ریاض می‌تواند پول، سلاح و پشتیبانی هوایی فراهم کند، اما تبدیل این مجموعه به نیرویی یکپارچه آسان نیست.

صنعا از این منظر یک مزیت مهم دارد؛ فرماندهی متمرکز و امکان انتقال فشار میان جبهه‌های مختلف.

حتی واشنگتن نیز ظاهراً تمایلی به ورود مستقیم دوباره به این جنگ ندارد. «تیم لندرکینگ»، فرستاده سابق آمریکا، هشدار داده است که تثبیت کنترل صنعا بر باب‌المندب می‌تواند پیامدهایی جدی برای عربستان، اقتصاد منطقه و تجارت جهانی داشته باشد؛ اما همزمان گفته است واشنگتن در حال حاضر فعالانه برای جلوگیری از چنین نتیجه‌ای تلاش نمی‌کند و دولت ترامپ تا حد زیادی «صفحه یمن را ورق زده است».

در چنین شرایطی، سه معادله صنعا به یکدیگر متصل می‌شوند؛ دریا، صادرات عربستان را تحت فشار قرار می‌دهد؛ حملات مرزی، ریاض را به دفاع از زیرساخت‌های راهبردی خود وادار می‌کند؛ و حمله به خطوط تدارکاتی، امکان شکل‌گیری یک عملیات گسترده در داخل یمن را محدود می‌سازد.

عربستان هنوز برتری عظیمی در ثروت، قدرت هوایی و دسترسی به تسلیحات پیشرفته دارد. اما همین برتری‌ها در جنگ قبلی به پیروزی منجر نشد.اکنون مسئله برای ریاض فقط توانایی آغاز یک جنگ جدید نیست. مسئله این است که آیا می‌تواند جنگی را کنترل کند که جبهه‌های آن دیگر در داخل یمن محصور نمانده‌اند.

صنعا نشان داده است که می‌تواند هزینه جنگ را به جایی منتقل کند که برای عربستان حساس‌تر است؛ یعنی مسیر صادرات نفت، بنادر، زیرساخت‌های انرژی، مرزها و ائتلاف نظامی.

به همین دلیل، اگر ریاض تصمیم بگیرد بار دیگر وارد مداخله نظامی شود، ممکن است با معادله‌ای روبه‌رو شود که پایان دادن به جنگ قبلی نتوانست حلش کند؛ شروع جنگ آسان‌تر از کنترل آن است.

برچسب‌ها

مشهد

کربلا

کاظمین

مکه

مدینه

قم

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha