به مناسبت هفته دفاع مقدس، با گذری به گنجینه آثار مکتوب و چاپی کتابخانه مرکزی حرم مطهر امام رضا(ع)، بهدنبال اثری چاپی مرتبط با این موضوع بودیم. به همین دلیل و در راستای کتابشناسی آثار رهبر شهید انقلاب اسلامی(ره) موجود در کتابخانه مرکزی حرم مطهر رضوی، بهسراغ اثری چاپی با عنوان «امیر حماسهها» مربوط به بازخوانی نقش امام مجاهد شهید حضرت آیتالله العظمی سیدعلی خامنهای(ره) در حماسه دفاع مقدس رفتیم. این اثر نوشته علی مولوینیا (شیخیان) است و چاپ نخست آن در سال ۱۳۹۰شمسی و توسط انتشارات یاقوت منتشر شد و در آبان ماه همان سال با شماره ثبت ۶۵۴۰۳۳ برای استفاده عموم زائران، مجاوران، علاقهمندان و مخاطبان در مخزن کتابهای چاپی این کتابخانه قرار گرفت. برای آشنایی بیشتر با برخی از مباحث و مطالب این کتاب، در ادامه این گزارش با ما همراه باشید.
وضعیت آغاز جنگ عراق علیه ایران به روایت امام مجاهد شهید(ره)
آغاز جنگ تحمیلی عراق علیه جمهوری اسلامی ایران در روز ۳۱شهریور ۱۳۵۹ با تجاوز گسترده نظامی در طول هزار و ۲۸۰کیلومتر مرز مشترک از شمالیترین نقطه مرز مشترک با ایران تا بندر خرمشهر و آبادان در جنوب ایران همراه بود. شهرها و روستاهای موجود در مناطق اشغالی به سرعت تخریب و به تَلی از خاک تبدیل و صدها هزار تن از هموطنانمان از خانه و کاشانه خود آواره شدند. رهبر مجاهد شهید(ره) در بیان وضع کلی جبههها در ابتدای جنگ میفرمایند:
«... آن وقتها وضع جبهه بسیار بد بود. ما نه نیروی انسانی و نه تجهیزات داشتیم و دشمن هم ۷۰-۶۰ کیلومتر داخل خاک آمده بود. دشمن تا اهواز حدود ۱۸-۱۷کیلومتر بیشتر فاصله نداشت. از این جهت روحیه نظامیها و کلاً مردم هم یک روحیه گرفتهای بود، نمیگویم روحیه باخته، اما به هر حال گرفته و غمگین بود...». (منابع: کتاب امیر حماسهها، ص۱۳ و حماسه مقاومت، ج۳، ص۱۸)
نخستین حضور رهبر شهید(ره) در جبهههای نبرد حق علیه باطل
آقا[رهبر مجاهد شهید(ره)] در همان اوائل جنگ با حکم امام(ره) در جبههها بودند. در آن زمان مسئولیت دفتر مشاور نظامی امام(ره) در ارتش بهعهده ایشان بود. پس از آن هم دوباره با حکم دیگری از امام(ره) همراه با شهید چمران در شورای عالی دفاع بودند که بارها در کنار هم در جبههها حضور داشتند (منبع: پایگاه اطلاعرسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیتالله العظمی امام شهید سیدعلی خامنهای(ره) به تاریخ ۱۸/۱۲/۱۳۸۹).
رهبر مجاهد و شهید انقلاب اسلامی(ره) درباره نخستین حضور خود در جبهههای نبرد حق علیه باطل در دوران هشت سال دفاع مقدس، این گونه میفرمایند:
«... در اوایل جنگ چون احساس کردم که نیروهای نظامی ما بسیار کم و ضعیف هستند، برای اینکه بتوانیم همانهایی را که هستند روحیه بدهیم و افراد دیگری از مردم را دعوت کنیم که به آنها کمک کنند، من از امام اجازه گرفتم و به جبهه رفتم. حدود یک هفتهای از جنگ میگذشت که من به اهواز رفتم، چون دشمن نزدیک اهواز بود، من سال ۵۹ را تا آخر و یکی دو ماه از سال ۶۰ را در جبهه بودم. در منطقه اهواز و دزفول و حول و حوش میدان جنگ و مختصری هم در غرب بودم...». (همان، ص۴۱ و مصاحبهها، ج۲، ص۱۱۱)
روایت امام مجاهد شهید(ره) از نخستین لحظات حضور در منطقه جنگی جنوب
پس از اجازه حضرت امام خمینی(ره)، رهبر کبیر انقلاب اسلامی و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران به حضرت آیتالله العظمی شهید سیدعلی خامنهای(ره) برای حضور در مناطق جنگی دوران دفاع مقدس، رهبر شهید انقلاب(ره) به همراه شهید دکتر مصطفی چمران(ره) بلافاصله عازم اهواز شدند. ایشان خود درباره نخستین لحظات حضور در منطقه جنگی جنوب اینچنین اظهار میکنند:
«...وقتی که به فرودگاه اهواز رسیدیم، همه جای شهر و حتی فرودگاه هم تاریک بود. ما در تاریکی مطلق به سمت پادگان لشکر۹۲ راه افتادیم. آن روزها اهواز زیر خمپاره دشمن بود. یعنی با خمپاره ۱۲۰ اهواز را میزدند. فرودگاه اهواز و همه جای شهر از جمله ستاد لشکر که ما عازم آنجا بودیم زیر آتش دشمن بود. آنجا که رفتیم باز تاریکی بود و من هیچ جا را نمیتوانستم ببینم، قبلاً هم ندیده بودم و نمیشناختم، مرحوم چمران هم مثل من بود، برای اولین بار در آن شب، ما دوربینهای دید شب را آزمایش کردیم. یک دوربین دید شب آوردند، من دیدم همه جا مثل روز روشن و به صورت عکس رنگی خیلی قشنگی دیده میشود. بالاخره در لابهلای تاریکیها و آدمهای ناشناس و پُستهای فراوان بازرسی، از فرودگاه تا ستاد و از ستاد تا اتاق مخصوص جنگ عبور کردیم...». (همان، ص۴۳ و مصاحبهها، سال۱۳۶۵، ص۱۱۳)
پوشیدن لباس رزم به تعبیر آقای شهید ایران(ره)
هرچند که لباس رسمی رهبر شهید انقلاب(ره) به عنوان یک شخص روحانی و حوزوی همان عبا، قبا و عمامه بوده است اما ایشان در دوران هشت سال دفاع مقدس و حتی در دورانی که به عنوان نماینده حضرت امام خمینی(ره) در عالیترین مرجع تصمیمگیری جنگ یعنی شورای عالی دفاع حضور داشتند، همیشه و با اشتیاق وافر با لباس ساده نظامی در قرارگاه و خطوط نبرد و سنگرهای رزمندگان حاضر میشدند و این عملی بود که حضرت امام خمینی(ره) آن را تحسین کرده بودند. آقای شهید ایران(ره) در این باره میفرمایند:
«... سال ۵۹ که گاهی به مناطق جنگی میرفتم... هر دفعه، هفتهای یک بار برای نماز جمعه به تهران میآمدم و از راه که میرسیدم، خدمت امام میرفتم. یک بار که خدمت ایشان رفته بودم... لباس کار سربازی تنم بود. وقتی سوار هواپیما میشدم که به اینجا بیایم، قبا میپوشیدم و عمامه سرم میگذاشتم و این لباس آن زیر میماند. ایشان [حضرت امام خمینی(ره)] چشمشان به لباس زیر قبای من و پوتینی که از پا درآورده و وارد اتاق شدم افتاد. تبسمی کرده و این جمله را فرمودند که یک روزی این لباس از نظر ما خلاف مروت بود ولی امروز دلیل مروت است...». (همان، ص۱۲۵ و حوزه و روحانیت، ج۱، ص۹۰ و پیام انقلاب، ش۱۸۰، ص۱۶)
خواب خرگوشی بنیصدر، به تعبیر رهبر شهید انقلاب(ره)
وقتی که جنگ عراق علیه کشورمان آغاز شد، ابوالحسن بنیصدر، رئیس جمهور وقت ایران، به هیچ وجه این تجاوز را جدی نگرفت. بنیصدر که با بیتوجهی نسبت به هشدارها در مورد حمله عراق به خاک کشورمان سعی کرده بود مقامات ارشد نظام اسلامی را در بیخبری نگه دارد پس از حمله عراق سعی کرد راه را برای سلطه صدام بر خوزستان هموار کند. رهبر حکیم و مجاهد شهید انقلاب اسلامی(ره) در تعبیری بسیار جالب و دقیق در این باره میفرمایند:
«... یعنی اگر چهار لشکر ما آن روز فعال بود، قاعدتاً ۱۲ لشکر عراق قادر به پیروزی نبود، چرا؟ [چون] که ما در خاک خودمان و از خانه خودمان دفاع میکردیم، پس باید بپذیرید که ما آن روز [دوران سقوط خرمشهر در جنگ تحمیلی هشت ساله] چهار لشکر فعال نداشتیم و این به خاطر ضعف تدبیر بنیصدر بود که سر کار آمد و فرماندهی را گرفت و علیرغم آن همه تذکر و هشداری که در مورد بازسازی واحدهای نظامی به او داده میشد، در یک خواب خرگوشی عجیبی فرو رفته بود و به این مطلب اهمیت نمیداد...».
(همان، ص۱۶ و مرکز اسناد انقلاب اسلامی، مصاحبهها: مجموعه مصاحبههای حضرت آیتالله سیدعلی خامنهای در دوران ریاست جمهوری (۱۳۶۴-۱۳۶۳)، سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، شهریور ۱۳۸۶، صفحه۶۰ ).





نظر شما