الهام علیاف با طرح مفهوم «امنیت ایدئولوژیک» عملاً به آنکارا هشدار داده است که شعار «یک ملت، دو دولت» مجوز دخالت در سیاست داخلی جمهوری آذربایجان نیست؛ هشداری که اختلافات مذهبی، قرهباغ و رابطه با اسرائیل آن را جدیتر کرده است.
هشدار علیاف به برادر بزرگتر
سخنان اخیر «الهام علیاف» در هشتمین کنگره حزب آذربایجان نوین، بیش از آنکه یک موضعگیری داخلی باشد، ترسیم یک مرز تازه در روابط با ترکیه بود. رئیسجمهور جمهوری آذربایجان «امنیت ایدئولوژیک» را همسنگ امنیت فیزیکی دانست و تأکید کرد که هیچ کشوری حق ندارد در امور باکو دخالت کند یا به این کشور بگوید چگونه زندگی کند. او حتی صریحتر گفت جمهوری آذربایجان «به کمک یا قیمومیت» خارجی نیاز ندارد.
این ادبیات در شرایطی مطرح شده که در ترکیه نسبت به مقررات جدید پوشش مدارس جمهوری آذربایجان و گزارشهای مربوط به جلوگیری از حضور برخی دختران محجبه در کلاسها انتقادهایی شکل گرفته است. دولت ترکیه تاکنون رسماً باکو را هدف نگرفته، اما همزمانی این مناقشه با سخنان علیاف، پیام سیاسی آن را روشنتر میکند.
پیروزی قرهباغ؛ دستاورد چه کسی؟
یکی از لایههای مهم اختلاف، روایت متفاوت دو طرف از پیروزی جمهوری آذربایجان در جنگ دوم قرهباغ است. علیاف در سخنرانی خود بارها تأکید کرد که باکو «تنها» ایستاد، تسلیحاتش را با پول خود خرید و پیروزی را بدون حامی خارجی به دست آورد. این ادعا البته نقش حمایت سیاسی و نظامی ترکیه را نفی نمیکند؛ حتی «بیانیه شوشا» صراحتاً از حمایت اخلاقی و سیاسی آنکارا از جمهوری آذربایجان قدردانی کرده است.
مسئله اما فراتر از تاریخ جنگ است؛ اگر ترکیه در پیروزی قرهباغ سهم سیاسی تعیینکنندهای برای خود قائل باشد، آیا این سهم به آنکارا حق میدهد درباره سیاست داخلی باکو نیز مطالبه نقش کند؟ پاسخ علیاف روشن است؛ خیر. برای او، پیروزی قرهباغ بخشی از پروژه ساختن دولتی قدرتمند، مستقل و متکی به ظرفیتهای خود جمهوری آذربایجان است.
اسرائیل؛ ضلع سوم معادله
اختلاف باکو و آنکارا زمانی حساستر میشود که پای اسرائیل به میان میآید. ترکیه موضعی بسیار انتقادی علیه اسرائیل و جنگ غزه دارد، در حالی که جمهوری آذربایجان روابط امنیتی، نظامی و انرژی نزدیکی با تلآویو حفظ کرده است. همین تفاوت، یکی از مهمترین شکافهای راهبردی میان دو متحد است.
وزن اقتصادی این رابطه نیز قابل چشمپوشی نیست. گزارشهای جدید نشان میدهد نفت و گاز همچنان ستون اصلی اقتصاد خارجی جمهوری آذربایجان هستند و ترکیه و اروپا از مهمترین مقاصد انرژی آن محسوب میشوند. در عین حال، روابط انرژی با اسرائیل و نقش SOCAR در ترکیه، این پرونده را به نقطهای حساس میان منافع باکو و مواضع آنکارا تبدیل کرده است.
در چنین شرایطی، علیاف عملاً میگوید سیاست خارجی جمهوری آذربایجان نیز مانند سیاست داخلی آن، حوزهای نیست که ترکیه بتواند برایش تعیین تکلیف کند.
برادری میماند، قیمومیت نه
با وجود این تنشها، نشانهای از فروپاشی ائتلاف باکو و آنکارا دیده نمیشود. «بیانیه شوشا» روابط دو کشور را به سطح اتحاد ارتقا داده و همکاریهای نظامی، انرژی، حملونقل و امنیتی همچنان در حال گسترش است. حتی در سپتامبر ۲۰۲۶، علیاف روابط با ترکیه را «یک عامل حیاتی» برای ثبات منطقه توصیف کرد و گفت این روابط با گذشت زمان قویتر شده است.
اما همین واقعیت، پیام سخنرانی اخیر او را مهمتر میکند. باکو نمیخواهد اتحاد با آنکارا به معنای پذیرش سلسلهمراتب باشد. جمهوری آذربایجان امروز نسبت به دو دهه گذشته قدرت نظامی و اقتصادی بیشتری دارد و همزمان روابط خود را با اسرائیل، آمریکا، چین، روسیه و دیگر مراکز قدرت توسعه داده است. این سیاست چندجانبه به علیاف امکان میدهد وابستگی به یک شریک واحد را کاهش دهد.
در نهایت، مسئله اصلی دیگر این نیست که «یک ملت، دو دولت» باقی میماند یا نه؛ این شعار همچنان ستون هویتی روابط دو کشور است. مسئله این است که در این «دو دولت»، چه کسی درباره امور هر دولت حرف آخر را میزند. پاسخ باکو ظاهراً روشن است؛ ترکیه میتواند برادر ، متحد و حتی شریک امنیتی باشد؛ اما قرار نیست برادر بزرگتر یا صاحباختیار جمهوری آذربایجان باشد. برای ایران، اما ظهور باکویی مستقلتر که همزمان روابط راهبردی عمیقی با اسرائیل دارد، الزاماً خبر آرامشبخشی نیست.





نظر شما