براساس فرهنگی فارسی معین لغت شاطر دارای چهار معنی است: ۱- باهوش، ۲- چالاک و فرز، ۳- نانوایی که خمیر را در تنور قرار می دهد، و ۴- پیک سلطنتی که نامه ها و پیام ها را حمل می کند. مطلبی که این فرهنگ لغت به آن اشاره نکرده است این است که شاطر این کار را با ریتم خاصی انجام می دهد. وی با جست و خیزهای کوتاه قرص خمیر را از ورزدهنده می گیرد، آن را صاف و مسطح می کند و در تنور قرار می دهد. به نحوی که فلیپ روشار بیان می دارد: این جزئیات بسیار مهم هستند و به ما کمک می کنند تا به معنای تغییر شکل یافته و به ظاهر نامرتبط این واژه پی ببریم: در واقع این لغت به یک اتحادیه صنفی اشاره دارد متشکل از افراد پیشخدمت و پیک های نامه و پیغام بَر که وظایف مختلفی را بر عهده داشتند. این وظایف در فاصله بین قرن شانزدهم تا اوایل قرن بیستم میلادی (۱۲ الی ۱۶ ﻫ.ق) به تدریج شکل گرفته و تکامل پیدا کردند.

قرن سیزدهم میلادی مارکو پولو در چین از افرادی به نام شاطر یاد می کند که در خدمت خان بزرگ بوده اند و ابن بطوطه نیز در قرن چهاردهم میلادی در هندوستان از وجود افرادی با همین نام یاد می کند. هنگامی که ابن بطوطه در شهر مولتان هندوستان منتظر جواز سفر بوده است به وجود دو نوع پیک در این شهر اشاره می کند. یکی از این دو گروه با استفاده از اسب و گروه دیگر به شکل پیاده نامه ها و پیام ها را جا به جا می کردند. پیک پیاده قادر بود نامه ها را به صورت امدادی به مسیرهای دوری مثل دهلی انتقال دهد و در ورودی هر شهر سه غرفه وجود داشت که در آن ها نیروهای تازه نفس آماده بودند تا جایگزین پیک های از راه رسیده بشوند.
در ایران شاطرها هم نقش نامه رسان و پیغام بر را بر عهده داشتند و هم به عنوان پیشخدمت هایی بودند که به همراه یا در پیشاپیش فردی که آن ها را استخدام کرده بود حرکت می کردند. آن ها یک عصای بلند در دست می گرفتند و کمربندی به خود می بستند که سه زنگوله به آن بسته شده بود. آن ها با این کار ورود خود را اعلام کرده و راه را برای اربابشان باز می کردند به نحوی که مامبره، در مورد شاه طهماسب صفوی می نویسد:
هنگامی که شاه حرکت می کرد ۱۰ نفر پیاده پیشاپیش وی راه می رفتند که به نام شاطر شناخته می شدند. همه آن ها دامن های پارچه ای سفیدی می پوشیدند که کوتاه بوده و تا سر زانویشان می رسید؛ شلوار به پا می کردند؛ کلاه بر سر می گذاشتند و در جلوی کمربندشان یک زنگوله آویزان می کردند.
علاوه بر این موارد، شاطرها برای خوش آمدگویی و استقبال از مهمان های مهم نظیر سفرا نیز فرستاده می شدند تا آن ها را به محل اقامتشان همراهی کنند. در اواسط قرن هجدهم کاروان یکی از مسافران ایتالیایی به نام جیووانی جملی کارری که در صحرا گم شده بود توسط شاطری که برای استقبال از وی اعزام شده بود پیدا شد.
نحوه شاطر شدن!
تاورنیه توصیف کاملی از برنامه ای ارائه می دهد که با انجام آن یک شاطر به عضویت اتحادیه صنفی شاطران درمی آمده است. متقاضی عضویت می بایست فاصله بین میدان اصلی اصفهان به نام میدان شاه و یک تخته سنگ که در فاصله حدود شش کیلومتری قرار گرفته بود را دوازده بار بِدَود و این کار را بین طلوع و غروب آفتاب به انجام برساند. هر بار که این شخص به میدان می رسید تعدادی خدمتکار که به دعوت رئیس اتحادیه دعوت شده بودند عرق او را پاک کرده و او را تر و خشک می کردند و در نهایت او به طور رسمی از طرف شاطران شاه به عضویت اتحادیه شاطران پذیرفته می شد.
شرح حال شاطران نامه رسان یا پیک در منابع فارسی نیز به خوبی آمده است. اعتماد السلطنه در یکی از کتاب هایش می نویسد که تا پایان سلطنت ناصرالدین شاه کارکنان دربار شامل افراد زیر نیز بودند: یک شاطرباشی که ریاست شاطرخانه را بر عهده داشت، یک نایب یا معاون، یک سررشته دار یا دفتردار، یک مشرف یا ناظر بر هزینه ها و تعدادی تحویلدار یا پیک که در واقع این مورد آخر وظیفه اصلی شاطران را نشان می دهد. پیر آنرده فوریه که پزشک شاه بود در ۱۴ سپتامبر ۱۸۸۹ در بازگشت از ایران به اروپا شاطران همراهی کننده کالسکه حامل شاه را چنین توصیف کرده است:
در کنار هر اسب و نزدیک در هر کالسکه شش مرد قد بلند قرار می گرفتند که چوب دستی های بلندی داشتند و کلاه های بسیار عجیب و منحصر به فردی به سر می گذاشتند. این ها دوندگان شاه (شاطرها) بودند.
به کمک توضیحاتی که همسفر فوریه، یعنی اعتمادالسلطنه، به او ارائه داد وی تفاوت بین شاطرهایی را که به طور مستقیم به شخص حکمران وابسته بودند و فراشان که مسؤول برپاداشتن و جمع کردن چادرها و کشیک دادن بودند را به روشنی تفکیک کرده است. شاطران به طور دقیق در همان راهی که شاه با کالسکه اسب دار خود حرکت می کرد، می دویدند. در نتیجه این مردان پر استقامت که اتحادیه صنفی شان به طور مستقیم زیر نظر خود حکمران اداره می شد برای مدت چندین قرن در دربار پادشاهان حضور داشتند.
سرانجام شاطرها
با به وجود آمدن روش های ارتباطی سریع تر در اوایل قرن بیستم میلادی، شاطرها صرفاً به یک گارد احترام و تشریفات تبدیل شدند که قاجارها تا پایان دوره سلطنت خود از آن ها استفاده می کردند. رضا شاه با پشت کردن به روش های سنتی قدرت نمایی به کار این اتحادیه پایان داد. شخصیت شاطر تا چند سال بعد از آن نیز جای خود را در نمایش های سنتی ایرانی به نام تعزیه حفظ کرد تا این که رضاشاه در دهه ۱۳۱۰شمسی اجرای این نمایش ها را ممنوع کرد. هنگامی که تعزیه دوباره در دهه ۱۳۳۰ شمسی پدیدار گشت شاطرها به بوته فراموشی سپرده شده بودند.
شاطران نیز همانند کشتی گیران و لوطی ها تا سال ۱۳۰۴ به زورخانه رفت و آمد می کردند اما بیشترین میزان تمرینات آن ها به دوره ای طولانی اختصاص داشت. وجود یک وسیله تمرینی به نام تخته شلنگ که در حال حاضر دیگر از آن استفاده نمی شود نشان دهنده آن است که کشتی گیران و شاطرها در گذشته به همراه هم تمرین و ورزش می کردند. این وسیله عبارت بوده است از یک الوار چوبی که روی دیوار کنار گود قرار می گرفته و ورزشکاران سعی می کردند در حالی که به بالا می پرند با هر دو پا آن را لمس کنند. همچنین از آن برای انواع مختلف پشتک زن نیز استفاده می کردند.
در حال حاضر بعضی از تمریناتی که برای گرم کردن استفاده می شوند به شاطرها نسبت داده می شود. برای مثال می توان به پازدن یا دویدن در جا و همچنین بعضی حرکات نرم کردن مچ پا و دست اشاره نمود. این حرکات نرمشی به جست و خیزها و پرش های کوتاه شاطر نانوایی شباهت بسیاری دارند و تنها ردپایی که از شاطر در اجتماع معاصر ایران بر جای مانده است همان شاطر نانوایی می باشد که با جست و خیز نان را در داخل تنور قرار می دهد.
نویسنده: مصطفی لعل شاطری




نظر شما