تحولات منطقه

قدس انلاین_مصطفی لعل شاطری: از جمله ویژگی های زندگانی بی نظیر امیرالمومنین حضرت علی (ع)، گواهی دادن افراد و گاه اشیا گوناگون بر به حق بودن ایشان بر جانشینی پیامبر (ص) است، چنانچه جمجمه انوشیروان، پادشاه ساسانی نیز به اذن الهی به سخن آمده و آن را بیان داشته است!

وقتی جمجمه ای به اذن الهی به سخن آمد و ولایت علی(ع) را تایید نمود!
زمان مطالعه: ۱ دقیقه

در این باره روایت شده است روزی به امام علی (ع) خبر رسید معاویه تصمیم دارد با لشکری مجهز، به سرزمین های اسلامی حمله کند.
امیرالمومنین علی (ع) برای سرکوبی دشمنان از کوفه بیرون آمد و با سپاه مجهز به سوی صفین حرکت کردند. در سر راه به شهر مدائن (پایتخت پادشاهان ساسانی) رسیدند و وارد کاخ کسری شدند.
حضرت پس از ادای نماز با گروهی از یارانش مشغولِ گشتن در ویرانه های کاخ انوشیروان شدند و به هر قسمت کاخ که می رسیدند کارهایی را که در آنجا انجام شده بود به یارانشان توضیح می دادند به طوری که باعث تعجب اصحاب می شد و عاقبت یکی از آنان گفت:
یا امیرالمؤمنین! آنچنان وضع کاخ را توضیح می دهید که گویا شما مدت ها اینجا زندگی کرده اید!
در آن لحظات که ویرانه های کاخ ها و تالارها را تماشا می کردند، ناگاه علی (ع) جمجمه ای پوسیده را در گوشه خرابه دید، پس به یکی از یارانشان فرمودند:
او را برداشته همراه من بیا!
سپس امام علی (ع) بر ایوان کاخ مدائن آمده و در آنجا نشستند و دستور داده طشتی آوردند و مقداری آب در طشت ریختند و به آورنده جمجمه فرمودند: آن را در طشت بگذار. وی هم جمجمه را در میان طشت گذاشت.
آنگاه علی (ع) خطاب به جمجمه فرمود: ای جمجمه؛ تو را قسم می دهم! بگو من کیستم و تو کیستی؟
پس جمجمه با بیان رسا گفت: تو امیرالمؤمنین، سرور جانشینان و رهبر پرهیزگاران هستی و من بنده ای از بندگان خدا هستم.
علی (ع) پرسید:حالت چگونه است؟
جواب داد: یا امیرالمؤمنین؛ من پادشاه عادل بودم، نسبت به زیردستان مهر و محبت داشتم، راضی نبودم کسی در حکومت من ستم ببیند، ولی در دین مجوسی (آتش پرستی) به سر می بردم. هنگامی که پیامبر اسلام حضرت محمد (ص) به دنیا آمد کاخ من شکافی برداشت، آنگاه به رسالت مبعوث شد. من خواستم اسلام را بپذیرم ولی زرق و برق سلطنت مرا از ایمان و اسلام بازداشت و اکنون پشیمانم. ای کاش که من هم ایمان می آوردم. ولی اینک از بهشت محروم هستم و در عین حال به خاطر عدالت از آتش دوزخ هم درامانم.
وای به حالم! اگر ایمان می آوردم من هم با تو بودم. ای امیرالمؤمنین و ای بزرگ خاندان پیامبر!

منابع:
1-علامه مجلسی. بحارالانوار، ج41: 24.
2-حمید خرمی. داستان هایی از امام علی (ع): 65-67.

مشهد

کربلا

کاظمین

مکه

مدینه

قم

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 7
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • شيعه IR ۲۱:۴۲ - ۱۳۹۳/۰۵/۲۸
    5 0
    يا علي مددي...
  • زهرا IR ۲۲:۰۲ - ۱۳۹۳/۰۵/۲۸
    5 0
    خدارا شکر مولايم علي شد.
  • محمد IR ۲۲:۵۷ - ۱۳۹۳/۰۵/۲۸
    3 0
    السلام عليک يا امير المومنين علي ابن ابيطالب.
  • قيامت IR ۰۰:۳۰ - ۱۳۹۳/۰۵/۲۹
    1 5
    از عذاب خدا بترس چه نيتي از اينچنين داستان هايي را كه نه با قران و نه با هيچ منطقي همخواني ندارد، داريد جوانان را از اسلام نرهانيد درس هاي اسلام خيلي زيباتر از اين تخيلات است خواهشا" رواياتي را كه صحت انرا بررسي سندي نكرديدمطرح نكنيد بهتر نبود يك داستان خوشكلتر پيدا مي كرديد.
  • صاحبکار IR ۲۲:۴۳ - ۱۳۹۳/۰۵/۲۹
    2 0
    با تشکر بابت اينکه مطالبي خوندني و مستند رو منشر مي کنيد. سپاس