ما برای لباس، مدل و الگو داریم، معماری خانه هایمان هم از یک هندسه خاص و مدل مشخص پیروی می کند، امکاناتی که در زندگی به کار می گیریم هم تحت برندهای خاصی است، همواره هم حواسمان هست که در خرید کالاها، به برندها توجه داشته باشیم، خیلی ها هم لباس مارک دار را نشانه اعتبار می دانند و... اما زندگی ما که مهم تر از هر چیز دیگری است، اگر نگوییم الگو، معیار وشاخص ندارد، لااقل الگویی که باید ندارد.
نه این که الگو نیست، هست بزرگ و خوب هم هست، نشانی او را هم داریم، اما ما را نه مراجعه ای است و گاه نه حتی یادی. البته به ظاهر می رویم، اظهار ارادت هم می کنیم، اما اراده ای که باید ما را و زندگی ما را بر اساس آن مدل تعریف کنند، وجود ندارد. خداوند متعال، با آیات نورانی خویش، کوچه های باور را روشن می کند که «لقد کان لکم فی رسول ا... اسوه حسنه» اما ما راه را عوضی می رویم، خیلی هایمان هم پا از پا حرکت نمی دهیم. آموزه های دینی می خواهد زندگی ما را با زندگی ائمه معصومین علیهم السلام گره بزند اما ما، خود را دور می کنیم و ماجرا می شود این که، زنده ایم اما زندگی و زیست مومنانه نداریم.
چشم هامان حالت گریز از مرکز پیدا کرده به هر سو می نگرد، راه را گم می کند؛ حال آن که ما اسوه و مرکز داریم و نباید راه را گم کنیم. زندگی ما، مثل مشهد باید باشد، جهان شهری که حرم مرکز آن است و کسی در آن گم نمی شود، چون از هرکس نشانی حرم را بپرسد نشانش می دهند و او می تواند در حرم، خود را و موقعیت خود را پیدا کند. اما... زندگی ما امام محور نیست -متاسفانه- که اگر بود، قصه این نبود. رابطه ما با امام رضا(ع) نیز در حد تماشاست و یک سلامی پی خواهشی و دیگر هیچ! حال آن که امام رضا(ع) باید الگوی تام وتمام زندگی ما باشد، باید هم بیماری های روحی خود را با کلام ایشان مداوا کنیم و هم بهداشت روانی وبهداشت معنوی مان را، حتی وقتی حس بیماری نداریم خود را به تعبیر ساده و عامیانه چکاپ کنیم تا مبادا بیماری ایمان سوز بر جانمان افتاده باشد اما بی خبر باشیم.
خیلی وسر راست وعامیانه بگویم: مثلا در استفاده از زبان وقتی خود را با این کلام معیار بسنجیم به راز عزت هم پی خواهیم برد که می فرماید «زبان خود را نگهدار، عزیز می شوی» این گزاره روان به ما می گوید، اگر شاهد کاهش عزت و محبت هستیم با این کلام امام(ع) در خواهیم یافت باید زبان خود را مدیریت کنیم و هر چیز را نگوییم که بسیاری از گفتنی ها به نوعی با گناه و عزت سوزی همراه است پس وقتی در کلام امام(ع) می خوانیم «هر که کار زشت دیگران را برملا کند، خوار می شود و هر که آن را بپوشاند، خدایش می آمرزد» به این نتیجه خواهیم رسید که بسیاری از گفتارها که برخی افشاگری می دانند، به نوعی رفتاری غیر دینی است که گاه به تشییع فاحشه هم می انجامد، حال آن که اگر «فاحشه ای» هم اتفاق افتاده باشد، ما وظیفه داریم جلوی نشر و شیوع آن را بگیریم نه این که آن را بر سر هر کوی و برزن جار بزنیم، اتفاقی که به شدت در جامعه گسترش یافته است. وقتی خداوند ستارالعیوب است، مگر می شود بنده او بود و از پوشاندن عیب ها روی برگرداند و باافشای زشتی ها، فضای جامعه را آلوده پلشت وزشت وسیاه کرد؟... برایند یک حرف از هزاران این که بایدسیره، سلوک وسبک زندگی خود را و شیوه رفتار، کنش، بینش ومنش خویش را بر اساس معیار هاوشاخص های رضوی شکل دهیم تا شمیم رضوی، بارقه ای بر جان وجهانمان بیندازد...





نظر شما