وداع با آقای شهید ایران

مجادلات دو طرفه رسانه های نزدیک به دولت و رسانه های نزدیک به شهردار تهران همچنان ادامه دارد و البته با نزدیک شدن به موعد برگزاری انتخابات ریاست جمهوری یازدهم افزایش قابل توجهی نیز یافته است.<BR>

 حمله ارگان رسانه‌ای دولت به قالیباف
زمان مطالعه: ۱ دقیقه

به گزارش قدس انلاین به نقل از آخرین نیوز، در جدیدترین مورد از این ماجرا سایت متعلق به ارگان رسانه ای دولت نوشتاری با عنوان «همیشه ناکام / چرایی شکست پی در پی قالیباف در میدان سیاست» روی خروجی خود قرار داده است.

آریا بخش هایی از این مطلب را باز نشر کرد:

*نظامی ها هیچ گاه در آموختن قواعد میدان سیاست، استعدادی از خود نشان نداده اند. تصور کنید سرنوشت کسی که تفاوت میدان شطرنج را با رینگ بوکس نمی داند، یا اگر هم فرقی بین این دو قائل است، در میدان شطرنج، از خود، کنش های الهام گرفته از مسابقات کشتی کج مردان را به نمایش می گذارد!

*«کشور نیازمند یک رضاخان حزب اللهی است». تصورش سخت و کمی باور نکردنی است اما 27 سال بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و سرنگونی رژیم پهلوی، "رضاخان حزب اللهی" به عنوان شاخص ترین شعار انتخاباتی محمد باقر قالیباف در انتخابات ریاست جمهوری سال 84 برگزیده می شود. رهاورد سردارِ تازه واردِ عرصه سیاست برای جامعه ایرانی، مدل مدیریتیِ دیکتاتوری است که 80 سال قبل با کودتای نظامی انگلیسی ها به قدرت رسیده است البته با پسوند حزب اللهی، کانه دیکتاتوری را با حزب اللهی گری سر سازش است! با کمی بدجنسی می توانیم بگوییم، سردار تحت تاثیر پیرمردها و پیرزن های شاه دوست که به محض جلوس بر صندلی تاکسی خدا بیامرزی هم برای شاه می گویند، این تصمیم را گرفته است.
انتخاب این شعار همان روزها نشان داد که سردار حتی به تغییر پارادایم اداره کشور از "دیکتاتوری پهلوی" به "جمهوری اسلامی" نیز واقف نیست یا حداقل معتقد است با روش های پهلوی باید نقایص انقلاب اسلامی را جبران کرد. البته می توان جور دیگری هم ماجرا را توضیح داد، شاید سردار قالیباف با مفهوم "تِرمیدور" و ارتجاع انقلاب ها به ارزش های پیش از انقلاب آشنایی داشته و تحت تاثیر همین قاعدهِ محتومِ انقلاب هایِ دنیای مدرن، گرایش اصلی مردم ایران را ارتجاع به ارزش های پیش از انقلاب تشخیص داده است؛ تشخیصی که فقط 180 درجه از تصمیم مردم در 27 خرداد و سوم تیر 84 و 22 خرادد 88، انحراف داشت!

*رفتار انتخاباتی محمد باقر قالیباف نشان می دهد او در ارتباط گیری با طبقات گوناگون جامعه دچار مشکلاتی اساسی همچون سردگمی و تذبذب است. به عنوان نمونه او انتخابات 84 را با اقشار مذهبی و مستضعفین استارت زد و سعی کرد مطابق با سلیقه آنها رفتار کند، بر سابقه رزمندگی و سپاهی گری اش تاکید کند، برای برادر شهیدش در برنامه صندلی داغ حسابی گریه کند و ... اما جمعیت ایثارگران و رهپویان در ادامه راه، مشورت جالب و البته ویرانگری به او دادند. حسین فدایی و علیرضا زاکانی از قالیباف خواستند تا جنوب شهر و مستضعفین را به آن ها بسپارد و خودش برود سراغ اهالی ونک به بالا. متاسفانه قالیباف این پیشنهاد را قبول کرد چون نمی دانست هیچ دیوار پولادینی بین افکار عمومی شمال و جنوب و روشنفکرها و حزب اللهی ها وجود ندارد، نبود این دیوار پولادین موجب شد تا "حزب اللهی ها" سخنرانی های "غرب زده" او در شمال شهر و "بالاشهری ها" شعار های "پایین پسند" اعضای ستاد او را در جنوب شهر بشنوند و در صداقت سردار شک کنند.
از شعار "رضاخان حزب اللهی" بهره برداری بیشتری هم می توان کرد، کافی است آن را در کنار شعار "اصولگرایِ اصلاح طلب" که دومین شعار مهم او در سال 84 بود، قرار دهیم تا نحوه ارتباط گیری قالیباف با لایه های های گوناگون اجتماع را در یابیم. سردار، واژگان "رضاخان" و "اصلاح طلب" را برای طبقات مرفه و روشنفکر در نظر گرفته بود، جنوب شهری ها و مستضعفین هم لابد باید از لفظ "حزب اللهی" و "اصولگرا" خوششان می آمد و بدین ترتیب همه طبقات برای حمایت از آقای قالیباف متحد می شدند!

* سردار قالیباف بعد از پیروزی محمود احمدی نژاد در سوم تیر 1384 توانست فرمول رسیدن به پاستور را کشف کند: هر کس در شهرداری خوب کار کند رئیس جمهور می شود؛ به همین سادگی! قالیباف راهی خیابان بهشت شد تا بر صندلی محمود احمدی نژاد تکیه زند. از آن روز بیش از 7 سال می گذرد و تا برگزاری انتخابات سال 92، سابقه فعالیت سردار در قامت شهردار تهران به 8 سال – یعنی 4 برابر دوران حضور احمدی نژاد در شهرداری – خواهد رسید، اما آیا او خواهد توانست 4 برابر محمود احمدی نژاد در انتخابات 92 موفق شود؟ شاید اگر شهردار تهران مطمئن بود که رابطه خاصی بین دوران زمامداری در شهرداری و اقبال مردم وجود ندارد، همه توانش را صرف خدمت رسانی به مردم نمی کرد.

* تلقی سردار از افکار عمومی ایران چندان مترقی نیست. این مسئله را از موارد قبلی هم می شد فهمید. اما شاهد واضح تر، نحوه برخورد قالیباف با فتنه 88 از زمان آغاز تا 9 دی امسال است. همگان به یاد دارند که در بهترین حالت شهردار تهران ترجیح داد در اوج فتنه سیاست سکوت را برگزند یا جوری رفتار کند که هم جنوب شهری ها و هم شمال شهری ها را همچون انتخابات 84 راضی نگه دارد!

* به امروز برگردیم. تنها 5 ماه تا برگزاری انتخابات یازدهم ریاست جمهوری باقی مانده و او باید ثمره تلاش های 7 ساله اش را بچیند. با این وجود اوضاع برای سردار به مراتب نامساعد تر از سال 84 است. اگر در در انتخابات سال 84 ایثارگران، رهپویان و اصولگرایان ترقی خواه سفت و محکم از او دفاع می کردند، حالا همین دوستان سابق به صورت تحقیر آمیزی معاون اولی دولت غلامعلی حداد عادل را به او پیشنهاد می کند؛ حداد عادلی که خود در سال 84 در صف حامیان محمد باقر قالیباف قرار داشت! امروز حسین فدایی دردفتر حدادعادل مشغول رتق و فتق امور ستاد این ادیب سیاست مدار شده است و زاکانی می کوشد تا جبهه پایداری را به حمایت از حدادعادل راضی کند.

* به امروز برگردیم. تنها 5 ماه تا برگزاری انتخابات یازدهم ریاست جمهوری باقی مانده و او باید ثمره تلاش های 7 ساله اش را بچیند. با این وجود اوضاع برای سردار به مراتب نامساعد تر از سال 84 است. اگر در در انتخابات سال 84 ایثارگران، رهپویان و اصولگرایان ترقی خواه سفت و محکم از او دفاع می کردند، حالا همین دوستان سابق به صورت تحقیر آمیزی معاون اولی دولت غلامعلی حداد عادل را به او پیشنهاد می کند؛ حداد عادلی که خود در سال 84 در صف حامیان محمد باقر قالیباف قرار داشت! امروز حسین فدایی دردفتر حدادعادل مشغول رتق و فتق امور ستاد این ادیب سیاست مدار شده است و زاکانی می کوشد تا جبهه پایداری را به حمایت از حدادعادل راضی کند.

* سردار متوجه نیت دست نامرئی که فضا را برای حضور او و دیگر شخصیت اصولگرایای شکست خورده انتخابات 84 در شهرداری و مجلس آماده کرده بود، نشد. دست نامرئی سیاست بعد از شکست دردناک 27 خرداد به او در قامت شهردار تهران حیات سیاسی دوباره ای بخشیده تا با بهره گیری از حس ناخوشایند او نسبت محمود احمدی نژاد و میلش برای ریاست جمهوری، در راستای مهار قدرت محمود احمدی نژاد مزاحمی 8 ساله و سر سخت تراشیده باشد، نه بیشتر. البته می توان کمی خوشبینانه تر قضاوت کرد و گفت سردار متوجه این نیت زیرکانه شده بود اما تصور می کرد، خواهد توانست در ادامه ابتکار عمل را به دست بگیرد و خودش را لااقل به عنوان کاندیدای اصولگرایان بر انتخابات 92 تحمیل کند. در این صورت پروژه های "دولت وحدت ملی" و "2+1" گواه دیگری بر ناکامی سردار است.

*فاصله شبه سیاستمدارانی که در مرحله "ماقبل سیاست ورزی" قرار دارند با بازیگردانان تراز اولی چون اکبر هاشمی رفسنجانی و محمود احمدی نژاد بسیار زیاد است. فقط دریادار علی شمخانی حاضر است در شرایطی که وزیر دفاع دولت سید محمد خاتمی است و رئیس جمهورش در اوج محبوبیت قرار دارد، با سید محمد خاتمی در انتخابات ریاست جمهوری سال 80 به رقابت بپردازد، فقط سرلشگر محسن رضایی می تواند با سرمایه اجتماعی کمتر از یک میلیون در سال 88، برای سومین بار در انتخابات 92 کاندید شود، فقط سردار محمد باقر قالیباف می تواند در سومین سالگرد 9 دی تئوری هم پیمانی احمدی نژاد و میر حسین موسوی آن هم قبل از شروع فتنه 88، را ابداع و این دو را به امپریالیسم و کمونیست [کمونیسم!] تشبیه کند!

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha