«کشتهسازی» تکنیکی تکراری اما پرکاربرد در جعبه ابزار عملیات روانی دشمن علیه جمهوری اسلامی ایران است؛ پروژهای که هر بار همزمان با بروز اعتراضات اجتماعی، با هدف ملتهبسازی فضا، تحریک افکار عمومی و القای ناکارآمدی حاکمیت، از سوی اتاقهای فکر رسانهای خارجنشین فعال میشود. نگاهی به وقایع سالهای ۱۳۸۸، ۱۳۹۸، ۱۴۰۱ و حتی اعتراضات محدود روزهای اخیر نشان میدهد این سناریو نخنما شده با وجود تغییر ظاهری بازیگران، همچنان با همان منطق و همان اهداف دنبال میشود.
در این میان، آنچه بیش از پیش اهمیت مییابد، ضرورت طراحی و اجرای راهکارهای دقیق، پیشدستانه و هوشمندانه از سوی مسئولان برای مقابله با این پروژه سازمانیافته است؛ پروژهای که «احساسات اجتماعی» را به عنوان اهرم اصلی، در بستر رسانهای دشمن به کار میگیرد و تلاش دارد واقعیتهای میدانی را قربانی روایتسازیهای هدفمند کند.
کارشناسان در گفتوگو با قدس زوایای پنهان و آشکار پروژه کشتهسازی، و راهکارهای عملی برای خنثیسازی آن را مورد بررسی قرار دادهاند.
نیروهای انتظامی خویشتنداری کنند
سیدصباح زنگنه، مشاور پیشین امور بینالملل رئیس قوه قضائیه، در گفتوگو با روزنامه قدس با اشاره به سابقه تاریخی پروژه «کشتهسازی» در ایران، این سناریو را یکی از روشهای قدیمی و نخنما شده دشمن برای هدایت اعتراضهای مردمی به سمت آشوب و خشونت توصیف کرد؛ روشی که به گفته او، از نخستین روزهای پیروزی انقلاب اسلامی تاکنون بارها و بارها مورد استفاده قرار گرفته است.
او تصریح کرد: این روش اگرچه در مقاطع مختلف تکرار شده، اما امروز «دیگر رنگ و روی خود را از دست داده» و کارایی گذشته را ندارد.
مشاور پیشین رئیس قوه قضائیه، آمریکا و رژیم صهیونیستی را بههمراه نیروهای نیابتی و گروههای تروریستی و معارض داخلی، طراحان اصلی این پروژه دانست و تأکید کرد: هدف اصلی از کشتهسازی، ایجاد مظلومنمایی رسانهای و تبلیغ علیه دولت و حاکمیت است تا با برچسب «ظلم» و «سرکوب»، افکار عمومی داخلی و خارجی تحت تأثیر قرار گیرد.
این کارشناس مسائل سیاسی با اشاره به تجربه اعتراضات سالهای ۱۳۸۸، ۱۳۹۸ و ۱۴۰۱ و همچنین برخی تحرکات اخیر، تصریح کرد: دشمن همچنان بر همان مسیر تکراری اصرار دارد، اما این توطئه تنها در صورتی میتواند ناکام بماند که هم سطح آگاهی عمومی افزایش یابد و هم نیروهای انتظامی و امنیتی با خویشتنداری، حرفهای عمل کنند.
زنگنه خاطرنشان کرد: هر چه این تجربهها برای مردم بیشتر تبیین و بازخوانی شود و اجازه داده نشود اعتراضها به سمت خشونت و درگیری سوق پیدا کند، پروژه کشتهسازی و سناریوهای مکمل آن خنثی خواهد شد. به گفته او، همراهی مردم آگاه با نیروهای مخلص حافظ امنیت و پرهیز از افتادن در دام روایتسازیهای دشمن، مهمترین راه عبور از این مرحله است
اعتراضها را تعاملی مدیریت کنیم
سیدحسن رسولی، عضو شورای مرکزی جبهه اصلاحات ایران در گفتوگو با روزنامه قدس با تأکید بر اینکه نارضایتیهای اجتماعی در شرایط کنونی کشور واقعیتی مشهود است، وضعیت اقتصادی خانوارها را در دهههای اخیر دشوار و نفسگیر توصیف کرد. به گفته او، کشوری که بیش از ۲۰ سال تجربه تورم ۲۰ درصدی و طی هفت سال گذشته با تورم حدود ۴۰ درصد مواجه بوده، بخش قابل توجهی از طبقات متوسط و کسبه خود را در مضیقه شدید قرار داده است.
وی معتقد است: صرف نظر از علل و عوامل ایجاد این تنگناها، واکنشهای عمومی گروهها و طبقات مختلف جامعه بهویژه کسبه و فعالان اقتصادی که به دلیل نوسانات شدید قیمتها امکان فعالیتهای تجاری برای آنها محدود شده، امری طبیعی و معلول شرایط اقتصادی است و باید به رسمیت شناخته شود.
او راهبرد دکتر پزشکیان را در باز کردن باب مذاکره با معترضان مثبت ارزیابی کرد و افزود: با این رویکرد میتوان اعتراضات بحق را به گوش متولیان رساند و همزمان از سوءاستفاده عناصر نفوذی و خرابکار و کشتهسازی جلوگیری کرد. این امکان تفکیک دقیق میان نارضایتیهای واقعی مردم و اقدامات خرابکارانه را فراهم و مدیریت کارآمدتری ایجاد میکند.
رسولی تأکید کرد: فراتر از اقدامهای امنیتی، حل ریشهای این نارضایتیها نیازمند اقدامهای اقتصادی و سیاستگذاری در حوزههای داخلی و خارجی است. به طوری که گفتوگو با مردم، کاهش فشار تحریمها و ثبات قیمتها میتواند شکاف میان ملت و دولت را پر کرده و از سوءاستفاده دشمن جلوگیری کند.
وی تصریح کرد: پلیس بر اساس دستور رئیسجمهور اعتراضات را به رسمیت میشناسد، اما این کافی نیست. باید چتر حفاظتی و خدماتی پلیس در خدمت مردم قرار گیرد تا امکان تفکیک میان اعتراضهای مشروع و اقدامهای خرابکارانه فراهم شود و برخورد با معلولها همزمان با رسیدگی به ریشهها انجام گیرد. رسولی در پایان تأکید کرد: در این فضا، تکنیک کشتهسازی، طبیعتاً بیاثر خواهد شد.
هم روشنگری لازم است و هم شفافسازی
اما محمدجواد اخوان دیگر کارشناس مسائل سیاسی در گفتوگو با روزنامه قدس با اشاره به سابقه تکرار سناریو «کشتهسازی» در جریان اعتراضات و اغتشاشات سالهای اخیر، این پروژه را یکی از روشهای تحریک هیجانات و احساسات عمومی توصیف کرد؛ روشی که به گفته او، نه تنها در ایران بلکه بر اساس الگوهای جهانی و تجربهشده در کشورهای دیگر نیز بارها مورد استفاده قرار گرفته است. وی با بیان اینکه در این سناریو معمولاً افرادی خاص برجسته میشوند، افزود: در جریان این روایتسازیها، کشته شدن افرادی که جوان هستند، زن هستند یا ویژگیهای احساسی بیشتری دارند، بهصورت هدفمند بزرگنمایی میشود تا با مظلومنمایی، افکار عمومی به نفع جریان آشوب تحریک و همزمان حکومت و دستگاههای انتظامی و امنیتی به خشونت افسارگسیخته متهم شوند.
این کارشناس مسائل سیاسی تأکید کرد: این مدل عملیات رسانهای بارها اجرا و تجربه شده و معمولاً در روزهای ابتدایی ناآرامیها، بهدلیل غبارآلود شدن فضای رسانهای کشور، چنین ادعاهایی در ذهن بخشی از جامعه حک میشود، اما با فروکش کردن التهابات و روشن شدن واقعیتها، بسیاری از این روایتها بیپایه بودن خود را نشان میدهد؛ هر چند در همان روزهای نخست میتواند نقش قابل توجهی در ایجاد التهاب ایفا کند. اخوان راهکار اصلی مقابله با این پروژه را «روشنگری رسانهای» دانست و گفت: رسانهها باید بهصورت فعال وارد میدان شوند و دستگاههای مسئول بهویژه نهادهای انتظامی و امنیتی، با استفاده از اطلاعات مستند، تصاویر دوربینهای شهری، سوابق افراد و دادههای قابل انتشار، ابعاد واقعی حوادث را برای افکار عمومی شفافسازی کنند.
وی با رد ادعای منفعت پلیس از کشته شدن افراد در جریان اعتراضات، تصریح کرد: اولویت پلیس اساساً متفرق کردن تجمعات و برقراری نظم است، نه وارد شدن به چرخه خشونت. کشته شدن افراد نهتنها هیچ نفعی برای دستگاه انتظامی ندارد، بلکه هزینههای سنگین امنیتی، اجتماعی و رسانهای برای آن ایجاد میکند. بهرهبرداران اصلی کشتهسازی، همان جریاناتی هستند که بهدنبال بیثباتسازی و ایجاد بلوای اجتماعیاند.
این کارشناس مسائل سیاسی افزود: شفافیت، اطلاعرسانی بهموقع و روایت دقیق واقعیتها میتواند مانع جا افتادن سناریوهای ساختگی شود و اجازه ندهد احساسات عمومی قربانی پروژههای رسانهای طراحیشده از سوی جریانهای آشوبطلب شود.
خبرنگار: سیدحسین حسینی



نظر شما