فتوت واژهای نیست که در غبار تاریخ گم شده باشد؛ بلکه یک نیاز مبرم و یک راهبرد بقا برای روزگار ماست؛ روزگاری که انسانیت در معرض آزمونهای سخت قرار گرفته است. امروز که تقویم به نام «جوانمردی و فتوت» رقم خورده و این نام با چهارشنبه امام رضایی پیوند مییابد، بهترین فرصت است تا به سراغ کاملترین نسخه این مرامنامه برویم: مکتب اهلبیت(ع). مکتبی که در سیره و رفتار امام رضا(ع) به یک الگوی عملی و تمدنساز برای تمام اعصار بدل شد؛ الگویی که به ما میآموزد چگونه در اوج قدرت، خادم باشیم و در عین اختلاف، اهل مدارا.
ابعاد این الگوی راهگشا و کاربرد آن برای انسان امروز را در گفتوگویی با حجتالاسلام محمد یزداننیا، کارشناس دینی و استاد حوزه و دانشگاه جویا شدهایم.

جوهره جوانمردی؛ فراتر از یک صفت
حجتالاسلام یزداننیا در ابتدای این گفتوگو و در پاسخ به این پرسش که فتوت و مروت در مکتب رضوی چه تعریفی دارند، به ریشهشناسی این مفاهیم پرداخته و میگوید: پیش از ورود به منظومه فکری حضرت رضا(ع)، باید معنای دقیق لغوی و اصطلاحی این دو واژه کلیدی را درک کنیم. «فتوت» از ریشه «فَتی» به معنای جوان گرفته شده و به مفاهیمی چون جوانمردی، بخشندگی و کرامت اشاره دارد. فلسفه این نامگذاری در یک تشبیه عمیق نهفته است؛ همانطور که یک جوان از نظر قوای جسمی در اوج سلامت و تعادل قرار دارد، یک جوانمرد نیز از منظر کمالات اخلاقی و فضائل انسانی در والاترین و استوارترین وضعیت روحی به سر میبرد. این مفهوم، صرفاً یک خوشخلقی ساده نیست، بلکه نماد یک انسانیت به کمال رسیده است.
او اضافه میکند: در کنار فتوت، مفهوم «مروت» قرار دارد که از ریشه مَرء به معنای مرد و مردانگی گرفته شده است. مروت در حقیقت یک نیروی محرکه درونی است که انسان را به سمت کسب فضائل و پرهیز از رذائل اخلاقی سوق میدهد. این صفت، انسان را وامیدارد شأن و کرامت انسانی خود و دیگران را در هر شرایطی حفظ کند. بنابراین، فتوت و مروت دو بال یک پرندهاند که انسان را از حضیض خودخواهی به اوج دیگرخواهی و کمال انسانی پرواز میدهند و تمایزشان با مفاهیم مشابه در همین جامعیت و عمق نهفته است.
امام رضا(ع)؛ معمار تمدن فتوت
این استاد حوزه و دانشگاه در ادامه به نقش بیبدیل امام هشتم(ع) در ارتقای این مفهوم اشاره و تصریح میکند: هنر بزرگ حضرت رضا(ع) این بود که فتوت و مروت را از سطح احساسات نیک فردی و رفتارهای مقطعی، به عرصه یک ساختار اخلاقی-اجتماعی و الگوی تمدنی ارتقا دادند. ایشان این مفهوم را از یک کنش اتفاقی به یک روش زندگی جمعی تبدیل کردند که این تحول بنیادین از طریق سه راهبرد هوشمندانه محقق شد. نخست، ساختارشکنی در نظام طبقاتی منحط آن دوران. در جامعهای که فاصلهای عمیق میان حاکمان و توده مردم وجود داشت، امام(ع) با یک رفتار ساده اما عمیقاً سیاسی، این مرزها را در هم شکستند. اصرار ایشان بر همسفره شدن با تمام خدمتگزاران، از نگهبانان تا کارگران سیاهپوست، یک بیانیه اجتماعی قدرتمند بود که در مکتب فتوت، برتری نژادی و طبقاتی هیچ جایگاهی ندارد. این عمل، کینهها را به پیوندهای انسانی بدل کرد.
حجتالاسلام یزداننیا ادامه میدهد: راهبرد دوم، ابداع ادبِ اختلاف و ترویج فتوت فکری بود. در آن عصر پرآشوب که منازعات کلامی و مذهبی در اوج بود، امام در مناظرات بزرگ خود با سران دیگر ادیان، به جای حذف رقیب با ابزار قدرت، از «جوانمردی فکری» بهره گرفتند. ایشان به مخالفان اجازه میدادند آزادانه و بدون لکنت، تمام سخنان خود را بیان کنند و برای اثبات حقانیت اسلام، به کتب مقدس خود آنان استناد میکردند. این رویکرد، به جای تکفیر، تکریم را محور تعامل قرار داد و فضایی از امنیت روانی برای پیروان ادیان مختلف ایجاد کرد. راهبرد سوم نیز بازتعریف مفهوم قدرت از سلطه به خدمت بود. امام(ع) با پذیرش مشروط ولایتعهدی نشان دادند قدرت اگر در مسیر گرهگشایی از کار مردم نباشد، فاقد ارزش است. ایشان از جایگاه خود برای آزادی زندانیان و حل مشکلات معیشتی مردم استفاده کردند و به این ترتیب، وحدت اجتماعی به صورت خودجوش در جامعه شکل گرفت.
سفر؛ آزمایشگاه ساخت امت واحده
این کارشناس دینی در تبیین ارتباط میان جزئیات رفتاری و کلیات تمدنساز، به حدیث مشهور امام رضا(ع) درباره آداب سفر اشاره کرده و میگوید: در این حدیث نقل شده در خصال، ج١، ص۱۵۷ حضرت فرموده است «ثلاثٌ مِن المُرُوَّةِ فی السَّفرِ: بَذلُ الزّادِ وَحُسنُ الخُلقِ وَالمِزاحُ فی غَیرِالمَعاصی» سه خصلت در سفر نشانه مروت و جوانمردی است: توشه و سازوبرگ خود را در اختیار همسفران قرار دادن، اخلاق و رفتار خوش داشتن و در نهایت داشتن مزاح و شوخیهای خالی از گناه. در نگاه عمیق ایشان، «سفر» یک آزمایشگاه واقعی برای آشکار شدن باطن اخلاقی انسانهاست، زیرا در شرایط سخت و پیشبینینشده، نقابها کنار میرود و چهره واقعی افراد نمایان میشود. بسیاری از ما در شرایط عادی، ویترین جذابی از خود به نمایش میگذاریم اما در سختیها شخصیت حقیقیمان بروز میکند. امام با این سه توصیه، در واقع در حال آموزش عملی سه رکن تمدنسازی هستند. وی میافزاید: «بخشش توشه» تمرین عملی «عدالت اقتصادی» و غلبه «ما» بر «من» است. این رفتار، روح ایثار و مواسات را در جامعه تقویت کرده و از شکلگیری شکافهای عمیق طبقاتی جلوگیری میکند. درواقع، این یک الگوی کوچک از اقتصاد مبتنی بر مروت است. خوشخلقی نیز پایه و اساس صلح و همزیستی اجتماعی است. سفر بهطور طبیعی محل بروز اختلاف سلیقههاست و خوشخلقی، مانع تبدیل این تفاوتها به تنش و درگیری میشود. این اصل، آموزش عملی رواداری برای همزیستی مسالمتآمیز اقوام و مذاهب گوناگون در یک تمدن اسلامی است و در نهایت، مزاح حلال عامل نشاط و انسجام عاطفی جامعه است. این توصیه نشان میدهد فتوت تنها در عبادت و جدیت خلاصه نمیشود، بلکه ایجاد نشاط و پیوند عاطفی نیز بخشی از آن است. امام به جای شعار، انسانهایی بخشنده، صبور و بانشاط تربیت کردند و تکرار این سبک زندگی، زیرساخت روانی امت واحده را فراهم کرد.
ترجمه جوانمردی به زبان امروز
این استاد دانشگاه با اشاره به چالشهای جامعه معاصر، مصادیق عملی جوانمردی رضوی را اینگونه تشریح میکند: امروز، جوانمردی به سبک رضوی یک توصیه اخلاقی صرف نیست، بلکه یک راهکار بقای اجتماعی در دنیای مدرن است. ما باید این سبک زندگی را به زبان مسائل روز ترجمه کنیم. به عنوان مثال، میتوانیم فتوت دیجیتال را فرهنگسازی کنیم. یعنی در فضای مجازی، پیش از قضاوت یا حمله به یکدیگر، حرف طرف مقابل را کامل بخوانیم و بفهمیم، درست مانند سیره امام در مناظرات. یعنی اگر خطای فردی رسانهای شد، به جای بازنشر آن برای تخریب بیشتر، آبروی او را حفظ کنیم و در برابر موج شایعات بایستیم.
وی اضافه میکند: در حوزه اقتصاد، میتوانیم مروت معیشتی را ترویج دهیم. جوانمرد رضوی از اضطرار و نیاز دیگران سوءاستفاده نمیکند؛ نه در جایگاه فروشنده و نه در جایگاه خریدار. در محیط کار، دانش و مهارت خود را انحصاری نکرده و به رشد همکارانش کمک میکند. در محیط خانواده نیز جوانمردی یعنی صبوری همراه با عزت، ایجاد نشاط با مزاح حلال و اجازه ندادن به اینکه فشارهای اقتصادی و اجتماعی، فضای خانه را مسموم کند. پیشقدم شدن برای صلح در اختلافات، حتی اگر حق با ما باشد، اوج فتوت رضوی است. در یک کلام، جوانمردی رضوی یعنی در جهانی که همه به دنبال «بردن» و غلبه هستند، تو به دنبال «ساختن» و ترمیم باشی.
نقطه شروع؛ یک تصمیم کوچک و مهم
حجتالاسلام یزداننیا در پایان و در پاسخ به این پرسش که نخستین و مهمترین قدم برای ورود به وادی جوانمردی رضوی چیست، خاطرنشان میکند: نقطه شروع این مسیر تحولآفرین، یک تصمیم درونی است که در یک عمل کوچک بیرونی متجلی میشود. آن قدم، ترجیح دادن دیگری بر خود، حتی در یک موقعیت جزئی است. این میتواند به سادگیِ گذشتن از حق خود در رانندگی، گوش دادن فعالانه به درد دل یک دوست بدون قضاوت، یا سهیم شدن در شادی یا موفقیت یک همکار به جای حسادت باشد. جوانمردی رضوی از همین انتخابهای کوچک آغاز میشود؛ لحظهای که تصمیم میگیریم از دایره تنگ «من» خارج شویم و به اقیانوس «ما» بپیوندیم. این همان تصمیمی است که میتواند نه تنها یک فرد، بلکه سرنوشت یک جامعه را متحول کند، زیرا جامعهای که اعضایش برای ساختن یکدیگر تلاش میکنند، هرگز فرونمیپاشد.





نظر شما