احداث مقر جدید «جامعه اقتصادی کشورهای غرب آفریقا» (اکوواس/ECOWAS) در ابوجا، اگرچه در ظاهر یک پروژه عمرانی و اداری است، اما در لایههای عمیقتر، بخشی از راهبرد کلان چین برای تثبیت نفوذ سیاسی، اقتصادی و ژئوپلیتیکی خود در قاره آفریقا به شمار میرود. این پروژه که بهطور کامل از سوی پکن تأمین مالی و بهعنوان «هدیه» واگذار میشود، نماد روش خاص دیپلماسی چین است؛ روشی که بیش از آنکه بر بیانیهها و شعارها تکیه داشته باشد، بر بتن، فولاد و زیرساخت استوار است.
دیپلماسی ساختمانی؛ امضای پایدار چین
چین در دو دهه گذشته نشان داده ابزار اصلی نفوذش در آفریقا، سرمایهگذاری در پروژههای بزرگ و نمادین دولتی است. از ساختمان اتحادیه آفریقا در آدیسآبابا گرفته تا مقر مرکز کنترل و پیشگیری از بیماریهای آفریقا، پکن تلاش کرده با ساخت بناهایی ماندگار، ردپای خود را در ساختار حکمرانی قاره تثبیت کند. گزارشها حاکی از آن است از سال ۲۰۰۰ تاکنون، چین ساخت یا بازسازی نزدیک به ۲۰۰ مجموعه دولتی در آفریقا را تأمین مالی کرده است؛ آماری که از یک سیاست هدفمند و بلندمدت حکایت دارد، نه اقدامات پراکنده.
مقر جدید اکوواس نیز در همین چارچوب تعریف میشود. این ساختمان نهتنها مرکز اداری یک سازمان منطقهای ۱۵ عضوی است، بلکه نماد همگرایی سیاسی و اقتصادی غرب آفریقا محسوب میشود. حضور پررنگ چین در چنین نقطهای، پیام روشنی درباره جایگاه این کشور در آینده معادلات منطقهای دارد.
ابتکار کمربند و جاده در عمل
پروژه اکوواس را نمیتوان جدا از ابتکار «کمربند و جاده» تحلیل کرد. این ابتکار که آفریقا یکی از محورهای اصلی آن است، به چین امکان داده همزمان با توسعه زیرساختها، شبکهای از وابستگیهای اقتصادی و نهادی ایجاد کند. در غرب آفریقا که با چالشهایی چون ضعف زیرساخت، هزینههای بالای حکمرانی و نیاز به همگرایی منطقهای مواجه است، چنین پروژههایی جذابیت بالایی دارند.
مقر جدید اکوواس با هزینهای حدود ۳۲میلیون دلار، قرار است بهرهوری کارکنان را افزایش و هزینههای عملیاتی سازمان را کاهش دهد؛ موضوعی که برای دولتهای عضو، یک مزیت فوری و ملموس به شمار میرود. همین کارکرد عملی، دیپلماسی چین را از بسیاری از شرکای خارجی آفریقا متمایز میکند.
نمادگرایی در برابر عملگرایی
در حالی که برخی قدرتهای خارجی در تعامل با آفریقا بیشتر بر نمادپردازی سیاسی، بیانیههای حمایتی و مشروطسازی کمکها تمرکز دارند، چین رویکردی عملگرایانهتر اتخاذ کرده است. پکن با تحویل بهموقع پروژهها و پایبندی به تعهدات، تصویری از یک شریک «قابل اعتماد» ارائه میدهد. این تصویر، بهویژه برای دولتهایی که با فشارهای اقتصادی و اجتماعی داخلی روبهرو هستند، اهمیت زیادی دارد.
با این حال، همین ویژگی میتواند به ابزار نفوذ تبدیل شود. ساختمانهایی که با منابع چینی ساخته میشوند، صرفاً فضاهای اداری نیستند؛ بلکه حامل پیام سیاسی و یادآور نقش چین در شکلگیری ساختارهای حکمرانی هستند.
خرید نفوذ یا همکاری جنوب–جنوب؟
برخی تحلیلگران غربی، از جمله دیوید شین، این پروژهها را مصداق «خرید نفوذ» میدانند. از این منظر، اهدای ساختمانهایی مانند مقر اکوواس یا اتحادیه آفریقا، چین را در موقعیتی قرار میدهد که بتواند در بزنگاههای سیاسی، انتظار همراهی از دولتهای آفریقایی داشته باشد، بهویژه آنکه این نوع کمکها، برخلاف وامهای توسعهای در حوزه آموزش یا سلامت، مستقیماً با ظرفیت تصمیمگیری سیاسی گره خوردهاند.
در مقابل، مقامهای چینی و بسیاری از رهبران آفریقایی، این همکاریها را نمونهای از «همکاری جنوب–جنوب» معرفی میکنند؛ الگویی که بدون پیششرطهای سیاسی غربی و با تمرکز بر منافع متقابل تعریف میشود. استقبال رسمی رهبران اکوواس از این پروژه نیز نشان میدهد دستکم در سطح رسمی، چنین تفسیری مقبولیت دارد.
غرب آفریقا؛ میدان رقابت قدرتها
اهمیت پروژه مقر اکوواس زمانی بیشتر میشود که آن را در بستر رقابت قدرتهای جهانی در آفریقا ببینیم. غرب آفریقا با جمعیتی رو به رشد، منابع طبیعی قابلتوجه و موقعیت ژئوپلیتیکی حساس، به یکی از میدانهای اصلی رقابت میان چین، غرب و دیگر بازیگران نوظهور تبدیل شده است. حضور نمادین چین در قلب یک سازمان منطقهای میتواند دست بالاتری در این رقابت ایجاد کند.
پیامدهای بلندمدت
در کوتاهمدت، مقر جدید اکوواس بدون تردید توان عملیاتی این سازمان را افزایش خواهد داد. اما در بلندمدت، پرسش اصلی این است این نوع وابستگیهای زیرساختی چه تأثیری بر استقلال تصمیمگیری نهادهای آفریقایی خواهد داشت. اگرچه هیچ الزام رسمی برای همسویی سیاسی وجود ندارد، اما تجربه نشان داده نفوذ نرم، اغلب مؤثرتر از فشار مستقیم عمل میکند.
مقر جدید اکوواس را باید فراتر از یک پروژه عمرانی دید. این ساختمان بخشی از معماری نفوذ چین در آفریقاست؛ معماریای که با ترکیب عملگرایی اقتصادی، نمادسازی سیاسی و دیپلماسی هدیه، جایگاه پکن را در قاره تثبیت میکند. در جهانی که رقابت قدرتها بیش از پیش ساختاری و چندلایه شده، چنین پروژههایی نقشی تعیینکننده در شکلدهی به موازنههای آینده خواهند داشت؛ چه در غرب آفریقا و چه در کل نظام بینالملل.




نظر شما