در نگاهی گذرا به تاریخ روابط بینالملل، قدرتهای بزرگ همواره برای توجیه مداخله در حاکمیت کشورهای دیگر از شعارهایی چون آزادی، دموکراسی، توسعه و در یک جمله رؤیای غربی بهره بردهاند. تاریخ گواه آن است که از آغاز تاریخ استعمار، استعمارگران نه در پی اجرای تعهدات خود بلکه در پی دستیابی به توفیق اقتصادی سیاسی خود در مناطق مختلف جهان بوده و هستند؛ از طلا و نقره تا نفت و اورانیوم و از غرب آسیا تا آمریکای جنوبی نسخه یکی است.هدف اصلی این مداخلات، دستیابی به منابع طبیعی و حفظ سلطه اقتصادی است، نه دفاع از ارزشهای حقوق بشری در سراسر دنیا.برای درک بهتر نسخه استعمار نو آمریکایی برای ایران کافی است نگاهی به وقایع تاریخی چند صد سال اخیر در کشور ونزوئلا بپردازیم.
تاریخ یکسان، اشغالگران متحد
ونزوئلا مانند ایران، قرنها شاهد حضور استعمارگران بود؛ ابتدا اسپانیا برای طلا و نقره، سپس شرکتهای نفتی آمریکایی و بریتانیایی برای «طلای سیاه». در ایران نیز امتیازنامههای دوران قاجار - از رویتر تا دارسی - آغازگر غارت سازمانیافته منابع توسط قدرتهای خارجی بود. در هر دو کشور، هر گاه حکومتی برآمده از اراده مردم، خواستار کنترل منابع ملی شد، موج تحریم، کودتا و تهدید از سوی غرب آغاز شد. کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ در ایران برای بازپسگیری نفت ملیشده و کودتای سال ۲۰۰۲ میلادی علیه هوگو چاوز در ونزوئلا برای بازگرداندن میدانهای نفتی به شرکتهای آمریکایی، تنها دو روی یک سکهاند.
منابع مشابه، طمع یکسان
ونزوئلا با دارا بودن حدود ۱۸ درصد از ذخایر نفتی جهان و ایران با در اختیار داشتن حدود ۹ درصد از نفت و ۱۷ درصد از گاز جهان، در کانون توجه استراتژیک ایالات متحده قرار دارند. گزارشها نشان میدهد تحریمهای ظالمانه علیه هر دو کشور، دقیقاً پس از تلاش آنان برای ایستادگی در برابر قراردادهای ناعادلانه انرژی و احیای حاکمیت اقتصادی اعمال شد. تحریمهای آمریکا علیه ونزوئلا - که از سال ۲۰۰۵ به طور سیستماتیک تشدید شد - نه برای «دموکراسی»، بلکه برای فلج کردن صنعت نفت این کشور و تسلیم کردن آن به شرکتهای فراملیتی طراحی شدهاند. این همان سناریویی است که از سال ۱۳۹۷ با خروج یکجانبه آمریکا از برجام و اعمال «تحریمهای حداکثری» علیه ایران شاهد آن بودهایم.
کریدورهایی که تسلیم نمیشوند
هم ایران و هم ونزوئلا در مناطق استراتژیک جهان واقع شدهاند: ایران به عنوان دروازه انرژی خاورمیانه و ونزوئلا به عنوان قلب انرژی آمریکای لاتین. این موقعیت، هر دو کشور را به هدفی جذاب برای سلطهجویی تبدیل کرده است، اما وقتی این دو کشور در برابر سلطه مقاومت کردند، آمریکا و متحدانش به بهانههای امنیتی و اتهامهای حقوق بشری، آنها را «تهدید برای صلح جهانی» خواندند. شعار «مبارزه با تروریسم» برای ایران و «مبارزه با قاچاق مواد» برای ونزوئلا، تنها پوششی برای توجیه فشارهای همهجانبه بود.
سلاحی برای تسلیمسازی
اعمال فشار بر هر دو کشور از یک الگو پیروی میکند: تحریم بانک مرکزی برای قطع دسترسی به بازارهای مالی جهانی/ تحریم فروش نفت و کاهش درآمدهای ارزی/تحریم کالاهای اساسی برای ایجاد نارضایتی عمومی/ حمایت مالی و رسانهای از گروههای مخالف. این اقدامها نه برای «نجات مردم»، بلکه برای به زانو درآوردن ملتهایی است که از تسلیم منابع خود سر باز زدهاند.
آخرین گزینه روی میز
الگوی محاصره نظامی کشور ونزوئلا به جهت تشدید فشار تحریمهای بینالمللی سنگ بنای یک جنگ هیبریدی برای براندازی دولت این کشور در مقابل چشم جهانیان بود. آنچه در وقایع اخیر منطقه شاهد آن هستیم تلاش آمریکا برای تکرار اقدام نظامی خود در ایران مانند ونزوئلاست.
یک اشتباه استراتژیک
تاریخ در حال تکرار است، الگوی رفتاری ایالات متحده در قبال ایران و ونزوئلا، گواه زندهای بر تداوم منطق استعماری است؛ منطقی که در آن، منابع کشورها، حق طبیعی قدرتهای بزرگ تلقی شده و هر گونه مقاومت در برابر این زیادهخواهی، با برچسب «دیکتاتوری»، «تروریسم» یا «نقض حقوق بشر» در عرصه بینالمللی سرکوب میشود. ایران و ونزوئلا دو جلوه از یک واقعیت جهانیاند: در نظم هژمونیک کنونی، استقلال دارای منابع، گناهی نابخشودنی است. تا زمانی که این نظم پابرجاست دو کشور و یک نسخه همچنان تکرار خواهد شد و دیر نیست که همین مسئله دامنگیر کشورهای بیطرف در این معادلات شود.
اما عمیقاً اشتباه است اگر آمریکا یا هر کشور در دنیا بر اساس شباهتهایی که از آن سخن گفتیم با خود خیال کند چون گزینه نظامی و جنگ ترکیبی در ونزوئلا تا حدودی مؤثر بوده، در ایران اسلامی نیز مؤثر خواهد بود.حکومت جمهوری اسلامی ایران حکومتی از جنس مردمسالاری دینی است، حرکت مردم در مسیر ولایت الهی و تبعیت عقیدتی تا پای جان از ولایت فقیه، در یک کلام و باز هم به گواه تاریخ، زمین ایران بسیار سفتتر از آن چیزی است که غربیها در مواجهه با طیفهای مختلف چپگرا در کشورهای گوناگون تجربه کردهاند و این بار هم معادلات و محاسبات مادیاندیشان خطا خواهد بود و جهانیان شاهد خواهند بود نیروی ایمان بر تیزی شمشیرهای کفار پیروز است؛ چراکه وعده و سنت الهی است که: «إِنْ تَنْصُرُوا اللهَ یَنْصُرْکُمْ».



نظر شما